نامه اعتراضی مادر علی هاجری به نخست وزیر آلبانی

 انجمن نجات مرکز خوزستانچهارشنبه 29 تیر 1401

نخست وزیر محترم کشور آلبانی
با عرض سلام

اینجانب سکینه عوض زاده مادر علی هاجری هستم . فرزندم علی هاجری به مدت ۶سال است که ساکن آلبانی می‌باشد. همانطور که در جریان هستید صبح پنج شنبه 14ژوییه 2022 بنا به تحریک سازمان مجاهدین خلق، پلیس ضد تروریسم آلبانی بر اساس حکم دادستان به محل زندگی فرزندم وارد شد و او را برای پاره ای توضیحات به مقر پلیس منتقل کردند. فرزند من برای این که با فعالیت های تروریستی مجاهدین خلق مخالف بوده و هست در آلبانی از این سازمان جدا شد و سعی کرد زندگی آزاد و آبرومندی برای خود فراهم کند. او هم اکنون در یک کارخانه مشغول کار و فعالیت است و تا به حال بی هیچ حاشیه ای در کشور شما زندگی کرده است. در دیگر کشورها افرادی که از سازمان مجاهدین جدا شدند از طرف دولت آن کشور حمایت مالی و جانی میشوند. در حالیکه در کشور آلبانی تاکنون هیچ حمایتی از نفرات جداشده ازاین سازمان تروریستی نشده است.
من این اقدام پلیس آلبانی را محکوم می کنم و از شما خواهشمندم پیگیری کنید تا دیگر از این اتفاقات پیش نیاید و فرزندم اسیر دسیسه های فرقه مجاهدین خلق نشود. من از شما تقاضا دارم امنیت جانی و مالی فرزندم را تأمین کنید.

با احترام
سکینه عوض زاده

 

خانواده های خوزستانی انجمن نجات همچنان پشتیبان آسیلا

 انجمن نجات مرکز خوزستانچهارشنبه 29 تیر 1401

در راستای ادامه تحرکات و دسیسه های رهبران مجاهدین خلق برعلیه اعضای جداشده ساکن آلبانی، پلیس این کشور با حکم دادستان ویژه مبارزه با فساد وجرائم سازمان یافته منازل اعضا جدا شده و دفتر انجمن اسیلا را مورد بازرسی قرار داد و تعدادی از اعضای این انجمن را برای ارایه توضیحات به اداره پلیس فراخواند و البته در نهایت بی هیچ نتیجه ای این افراد از هر گونه جرم و اتهامی مبرا شدند.

مسئولین مجاهدین خلق حضور انجمن آسیلا در آلبانی را به مثابه خاری در چشم خود می بینند چراکه این انجمن به نقطه اتکا خانواده های چشم انتظار اعضای گرفتار در فرقه وامید اعضای دربند اسارت این سازمان و افراد خواهان جدایی بدل شده است. سران فرقه که تاب تحمل چنین شکستی را ندارند با دسیسه چینی بر علیه انجمن قانونی آسیلا سعی بر ایجاد اختلال و یا از میان برداشتن آسیلا به عنوان مانعی برای پیشبرد اهداف قدرت طلبانه خود دارند.

رهبران مجاهدین خلق که فعالیت آزادانه وتلاش بی وقفه این اعضا که خود سالیان تحت شدیدترین فشارهای روحی وروانی ومغزشویی بوده را تهدیدی برای خود وگامی در راستای جدایی اعضا وپیوستن آنها به آسیلا می دانند در هرفرصتی با طرح ادعاهای سراسر دروغ تلاش دارند با مختل کردن فعالیت های قانونی اعضای این انجمن مانع از تاثیر گذاری آنها بر اعضای تحت اسارت در کمپ مانز شده و همچنان آنها را تحت اسارت خود داشته باشند.

ما خانواده های اعضای مستقر در کمپ اشرف سه ضمن محکوم کردن این اقدامات ضدانسانی که آزادی اعضای جداشده را مورد تهدید قرار می دهد، از دولت آلبانی مصرانه درخواست می کنیم که امنیت جانی ومالی اعضای رهایی یافته از سازمان مجاهدین خلق در آلبانی را تأمین کند و از ادامه فعالیت های انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی -آسیلا) که تماما در چهارچوب قوانین آلبانی و باکسب مجوز صورت می گیرد را حمایت کند و بازیچه دسیسه های شیطانی فرقه مخرب مجاهدین خلق نشود.
ما همچنین حمایت خود را از اعضا وفعالیت های بشردوستانه انجمن آسیلا اعلام می کنیم و همیشه پشتیبان آنها هستیم.

 

پیروزی رهایی یافتگان آلبانی بر توطئه های سران مجاهدین خلق

 انجمن نجات مرکز سمنانچهارشنبه 29 تیر 1401

سران سازمان مجاهدین خلق بالاخره توان و تحملشان به سر آمد و مجبور شدند بر علیه انجمن آسیلا به طور علنی دست به توطئه بزنند. همت اعضای جداشده در تأسیس انجمن آسیلا تمام نقشه های رجوی ها در به بند کشاندن اعضای ناراضی فرقه شان را نقش بر آب کرد. افرادی که روزی جزو بدنه تشکیلات مجاهدین خلق بودند آن زمان که به فریب کاری و چهره واقعی رجوی ها پی بردند خاتمه همکاری دادند و با تلاش و همت فروان خود را از منجلاب فرقه رهانیدند. سپس گردهم آمدند و همدل و همراه شدند تا به دیگر افراد گرفتار که خواستار زندگی در دنیای آزاد هستند هم کمک کنند.

جرم اعضای انجمن آسیلا این است که بشردوست هستند. نوع دوست هستند و دست یاری به سمت دوستان سابق خود دراز کرده اند. چیزی که سران فرقه رجوی تاب تحمل دیدنش را ندارند. این ها سالها تلاش کرده اند تا انسانیت را در افراد بکشند و نابود کنند. پس دست به کار شدند و با صرف هزینه ها ی هنگفت دست به توطئه ای دیگر بر علیه افراد جداشده از فرقه در آلبانی زدند. این بار دست به دامان پلیس آلبانی شدند. فرقه رجوی وقتی برای هر حرکتی انجمن آسیلا را در نزدیکترین نقطه بعنوان مانع بزرگ در مسیر خود میبیند راهی جز اعلان جنگ برایش میسر نیست.
جهت بحث و بررسی در مورد وضعیت هر دو طرف متخاصم ، ماهیت و عملکرد گذشته و فعلی آنها تحولات اخیر و آینده نزدیک را به اختصار مرور میکنیم .

سازمان مجاهدین و شخص رجوی همانطور که خودشان نیز بارها تکرار و تاکید کرده اند ، جداشدگان را خصم آشتی ناپذیر میدانند و اعضا و کادرهای سازمان صرف نظر از رده و جایگاه تشکیلاتی از جدیدترین عضو تازه پیوسته تا بالاترین آن مانند علی زرکش ،مهدی افتخاری، تا جداشدگانی همچون عیسی آزاده ، داوود باقروند ، بتول سلطانی و….. را دشمن خود دانسته و با عباراتی که درخور و شایسته شخص رجوی میباشد آنها را مزدور و خائن و خودفروخته خطاب میکند.

افراد تا زمانی که در تشکیلات هستند و مطیع و فرمانبردار خواهران شورای رهبری و تا وقتی ایراد و انتقادی ندارند و یا توان ابرازش را ندارند، تا وقتی که از همه حقوق انسانی خود محروم هستند و اعتراضی ندارند و به واقع نمیتوانند داشته باشند، گوهران بی بدیل رهبری و مجاهدین خواهر مریم هستند. اما فاصله تبدیلشان به مزدور رژیم واطلاعاتی و بریده چشم بر هم زدنیست. یعنی تار مویی فاصله است میان گوهر بی بدیل تا خصم آشتی ناپذیر!
این شیوه همه فرقه هاست از داعش بگیر تا مجاهدین خلق.به قول صریح رجوی اگر فقط یک تیر داشته باشد و همزمان یک پاسدار و یک جداشده (بقول رجوی بریده ) را ببیند بدون شک تیر را در مغز جداشده خالی میکند حال توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

با تمام این احوال ، برای رجوی ها تحمل اعضای جداشده از فرقه به صورت تک تک راحت تر است تا در کنار هم. حضور اعضای جداشده ساکن ایران در کنار خانواده ها و تشکیل انجمن نجات و به موازات آن حضور اعضای رهایی یافته ساکن آلبانی در کنار هم و تشکیل انجمن آسیلا، به واقع بزرگ ترین سد و مانع و خار چشم رجوی هاست در پیشبرد اهداف ضد انسانی شان. انجمن هایی که ملجاء و پشت و پناه ، حامی و نقطه امید افراد جداشده جدید و یا در آستانه جدایی هستند. پیوستن محمود دهقان بلافاصله بعد از فرار از تشکیلات ، پیوستن و اعلام رسمی جدایی مصطفی بهشتی درست نقطه اوج لبریز شدن کاسه صبر سران فرقه رجوی علیه آسیلا بود .

سفر مسئولین آلبانیایی انجمن آسیلا به ایران به دعوت انجمن نجات که با استقبال و خوشحالی این مدعوین در آشنایی با فرهنگ و ادبیات و جاذبه های گردشگری ایران مواجه شد خود مزید بر علت و تحمل ناپذیری فرقه رجوی گردید. لذا این سازمان در شرایط بسیار سخت و در اوج افلاس خود تشکیلات و قد و قواره اش را در آیینه ملاحظه نموده است و بخوبی دریافته است که مانور های پوشالی ، برگزاری تجمعات و جلسات ، مشارکت شخصیت های معلوم الحال ، مسئولین سابق در پست های مختلف دولت آمریکا و کشور های اروپایی که بر حسب تعرفه مشخص قلم و زبان به مزد در مقابل پول مشخص برای مریم بانو سخنرانی میکنند ، هیچ دردی از این سازمان و شخص رجوی درمان نمیکنند.

فرقه رجوی بدون اینکه به روی خودش بیاورد و اذعان و اعتراف کند بخوبی متوجه شده است که حتی بعنوان کارت بازی سیاسی در دست امریکا و اسرائیل نیز تاریخ مصرفش سر آمده است و نمیتواند در کسوت اپوزسیون برانداز اعلام حضور نماید و صرفا جهت ادامه حیات ننگین به گذران امور میپردازد و لذا از عرض اندام بعنوان اپوزسیون برانداز و شعارهای دهان پرکن سرنگونی نظام ایران، استقرار آزادی و دمکراسی برای ایران و…. صرف نظر کرده و با عقده گشایی و کینه توزی، انجمن های نجات وآسیلا را بعنوان مانع و حریف سرسخت خود میبیند و رسما علیه آنها اعلان جنگ نموده است .

که البته با توجه به اینکه فرقه رجوی قصد دارد با هزینه های گزاف و اجیر کردن انسانهای نیازمند و لشکر کشی مجددا نمایش فرمالیستی ویلپنت که در حقیقت یادواره کارنامه ننگین مریم رجوی و فرقه تروریستی آنها میباشد برگزار نماید ، با سناریو سازی و طرح توطئه به این معامله ننگین با پلیس آلبانی روی آورد که باز هم کاسه و کوزه سرخودش خراب شد .

هماهنگی و طرح توطئه کثیف با حمایت امریکا و سفارت اسرائیل در بکارگیری دادستان و پلیس آلبانی نقطه اوج عقده گشایی فرقه علیه انجمن آسیلا و اعضای آن بود که خوشبختانه همچون دفعات قبل تیرش به سنگ خورد و دادستانی و پلیس آلبانی نتوانستند هیچ مورد مشکوک و غیر قانونی از این افراد جداشده بدست بیاورند و قوی تر و پایدار تر از قبل به محل کار و زندگی خود بازگشتند.
در این مرحله، فرقه برای جبران شکست فضاحت بارش در مقابل اعضای جداشده به دروغ بافی و جعل اسناد رو آورده است و این اختلال چند ساعته در کار انجمن آسیلا را فتح الفتوح برای خود قلمداد می کند!

دوستان جداشده در انجمن آسیلا به خوبی به توطئه های کثیف فرقه آگاهند و بیدی نیستند که به این بادها بلرزند و مصمم تر از قبل راه خود را ادامه می دهند.

به امید موفقیت روز افزون برای دوستان بسیار خوب و مقاوم و خستگی ناپذیر در انجمن آسیلا .

مرادی

 

گزارش پلیس آلبانی از بازرسی اموال و اشخاص مرتبط با آسیلا

ضربه کاری به شورای به اصطلاح مقاومت پیش از سیرک سالانه

 انجمن نجات مرکز فارسچهارشنبه 29 تیر 1401

از آنجایی که روز پنج شنبه 14 ژوییه 2022، پلیس ضد تروریسم آلبانی ساعاتی وقت و انرژی و هزینه برای گرفتن حکم دادستانی و (نه حکم قاضی) و بازرسی از منازل اعضای انجمن آسیلا به هدر داد و هیچ گونه مورد غیرقانونی یافت نکرد، رسانه‌های سازمان مجاهدین تا روز دوشنبه 18 ژوییه این پروژه شکست خورده را مسکوت گذاشتند اما با پوشش خبری این ماجرا که اساس آن بر پایه دروغ‌های بافته پروپاگاندای رجوی بود، در رسانه‌های آلبانی، شورای به اصطلاح ملی مقاومت جرات یافت که صورت مسئله را بدون ذکر نتایج آن برای گروگان‌های خود در درون قرارگاه اشرف سه منتشر کند.

به نظر می‌رسد که لازم است مروری داشته باشیم بر اسناد واقعی آن چه که تریبون پروپاگاندای مجاهدین خلق آن را “حکم دادگاه ویژه مبارزه با فساد و جرایم سازمان‌یافته در آلبانی در مورد شبکه مأموران سپاه و اطلاعات آخوندی” و “ضربه کاری به توطئه‌های تروریستی رژیم قبل از گردهمایی سالانه مقاومت” می‌خواند. مطابق اسنادی که در زیر می‌آید، در حکم شش صفحه‌ای دادستانی آلبانی هیچ دستوری مبنی بر دستگیری اعضای انجمن آسیلا که پروپاگاندای مریم رجوی آن‌ها را شبکه ماموران حکومت ایران می‌خواند، وجود ندارد.

برای مطالعه اسناد اینجا را کلیک کنید

از بازرسی دفتر انجمن آسیلا و الحاقاتش و منازل آقایان حسن حیرانی، مهدی سلیمانی، غلام شکری، مصطفی بهشتی، عبدالرحمان محمدیان، حسن شهباز، سرفراز رحیمی، محمود دهقان قرابی، محمدرضا صدیق، رضا اسلامی و علی هاجری هیچ مورد غیرقانونی یافت نشد. دو خودروی متعلق به دو تن از اعضای انجمن آسیلا مورد تفتیش قرار گرفت که نتیجه مطلوبی برای فرقه رجوی در بر نداشت. حتی کمک‌های خودروی مدیر انجمن آسیلا، آقای حسن حیرانی باز شده و مورد بازرسی قرار گرفت که بر اساس اسناد هیچ مورد غیرقانونی در آن یافت نشد.

نکته مهمی که ماشین پروپاگاندای مجاهدین به عمد نادیده می‌گیرد این است که کل ساعات حضور بیست نفر از اعضای انجمن آسیلا در اداره پلیس ضد تروریسم تیرانا، حدودا ده ساعت بوده است که فارغ از اینکه هدررفت زمان چقدر بوده است، احتمالا هر جدا شده حداکثر در حدود نیم ساعت مورد پرسش قرار گرفته است، بازپرسی‌های معمولی که از آن‌ها هیچ مورد خلاف قانون و امنیت ملی آلبانی یافت نشد و نهایتا پس از ساعاتی حضور در اداره پلیس به افراد اجازه داد شد که به منازل خود بازگردند.

آنچه ماشین تبلیغاتی گوبلزی مجاهدین خلق “ضربه کاری” می‌خواند، تنها دردسرآفرینی برای افرادی است که دیگر حاضر به همکاری با مجاهدین خلق نیستند و هدفشان یاری رساندن به جدا‌شده‌هایی است که به تازگی از فرقه رجوی گریخته‌اند. تیتر جنجالی که رسانه‌های فرقه رجوی به خورد اعضای اسیر در اشرف سه می‌دهند، علاوه بر اینکه مشخصا تهدیدی برای هر فردی است که به فرار از مجاهدین خلق فکر می‌کند، پیام روشن‌تری نیز دارد: ابعاد مبارزه برای سران فرقه رجوی چنان تقلیل یافته است که از سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی به آزار و اذیت تعدادی جدا شده مستقل در خاک آلبانی رسیده است.

 

به چه جرمی شش ماه در زندان انفرادی مجاهدین خلق شکنجه شدم؟

 انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقیچهارشنبه 29 تیر 1401

مریم رجوی در بحث حقوق بشر چنان خود را به در و دیوار می کوبد که گویا تمام زندان ها و شکنجه ها بر علیه اعضای ناراضی درون تشکیلاتشان را فراموش کرده است. خانم رجوی واژه حقوق بشر از نظر شما چه مفهومی دارد؟ کاری به آنچه بر زبان می آورید ندارم چراکه هم من و هم شما به خوبی واقفیم که فقط و فقط دروغ است و چرندیات و در جهت فریب اذهان عمومی. اما واقعا در درون خود به این فکر کرده اید که حقوق بشر چه مفاهیمی در خود دارد؟

من بعنوان یک شاهد عینی ، در سال 1376 شش ماه را در زندان اسکان در ضلع جنوب شرقی اشرف در زندان انفرادی و بدون هواخوری و اجازه مطالعه و… در حبس گذراندم. اگر خودم آن شرایط سخت را تجربه نمی کردم، شاید دروغ های گوبلزی مریم رجوی را باور می کردم.

محمدرضا مبین

شرایط آن زندان ها، در اشرف یک روز برایم خیلی سخت تر از روزهای قبل شده بود، ماهها بود که هیچ همدمی نداشتم واز سوراخ کوچک صفحه ی آهنی ، جوش خورده به میله های پنجره بیرون را نگاه می کردم. سوراخ بقدری ریز بود که وقتی چند ثانیه از آن بیرون را نگاه می کردم، سردرد و چشم درد می گرفتم، چون فشار زیادی حس می کردم . این تمام تفریح من در طول روز بود. من تغییر فصل را از سبز شدن علف های ریز روی زمین بعد از باران های پائیزی در عراق را از آن سوراخ کوچک می دیدم که رشد می کردند و گل های کوچک زرد رنگی از آن جوانه می زد، من حق صحبت حتی با زندانبانانی که برایم آب و غذای مختصری می آوردند را نیز نداشتم. مثل یک حیوان با من برخورد می شد،. غذا را جلوی من می انداختند و با نگاههای غضب آلود – گویا که مسبب تمام جدائی ها و حسرت بدلی های آنان من بودم – مرا ترک می کردند. روی درب سلول بیش از 5-4 قفل زده بودند گویا که جنایتکارترین زندانی جهان در این سلول زندانی است. شاید هم بود، آخر می دانید من جنایت بسیار بزرگی مرتکب شده بودم، من خیلی انسان حق ناشناسی بودم! من به رهبری مقدس مجاهدین خیانت کرده بودم. من خیلی حق ها را ناحق کرده بودم، من اکنون که در آن سلول زنده بودم، فقط و فقط به لطف رهبری بوده است!

جرم من چه بود؟ آیا می دانید؟ می دانید من را به چه جرمی شش ماه در سلول انفرادی مجاهدین انداختند و شکنجه کردند؟
من درخواست داده بودم نامه ام را به مادر پیرم برسانند!
من درخواست داده بودم که به مادر سالخورده ام ، یک زنگ بزنم.
من سئوال کرده بودم که چرا این انقلاب ضرورت سرنگونی است ؟
من سئوال کرده بودم که چرا نباید به گذشته ام فکر کنم؟
من سئوال کرده بودم آیا می توانم یک غلط کردم بگویم و این سازمان را با احترام ترک کنم؟
من دلم برای خانواده ام تنگ شده بود.
من درحسرت شنیدن صدای تک تک اعضای خانواده ام ، پرپر می شدم.
من دلم از این همه حصار و سیم خاردار در اطرافم گرفته بود.
بخدا من ، حتی یک نافرمانی کوچک هم نکرده بودم.
من هیچ بی احترامی به مسئولم نکرده بودم.
من هیچ …

ولی آنها ، در آن 6 ماه مثل یک حیوان با من رفتار کردند. نه، مثل یک حیوان هم نه چون حیوان هم به اندازه خودش آزادی دارد اما من هیچ گونه آزادی و کلا هیچ حقی نداشتم.
راستی خانم مریم رجوی ، این حقوق بشری که مدام از آن دم میزنید را کمی خرج اعضای دربند خود کنید تا لااقل مینیممی از افاضات تان راست باشد.

خانم رجوی بااین سوابق درخشان وبا آنچه من خودم در تشکیلاتتان شاهدش بوده ام، لطفا دست از سر مردم ایران بردارید و اگر هم جدیداً معنای حقوق بشر را درک کرده اید ان را خرج اعضای گرفتار در مناسبات فرقه تان بکنید.

محمدرضا مبین، عضو نجات یافته از فرقه ی ضدبشری رجوی

 

 

نامه اعتراضی خانواده رحمان محمدیان به نخست وزیر آلبانی

 انجمن نجات مرکز لرستانیکشنبه 26 تیر 1401

جنات آقای ادی راما نخست وزیر محترم کشور آلبانی

احتراما اینجانب هوشنگ محمدیان برادر رحمان محمدیان هستم . برادرم در کشور شما و در شهر تیرانا بسر می برد و از افرادی است که از سازمان مجاهدین خلق جداشده و به زندگی معمولی روی آورده و در کنار دیگر رهایی یافتگان مشغول زندگی است.  اطلاع یافتم برادرم در روز 14 ژوئیه 2022 بر اثر شانتاژ و اعمال نفوذ گروه مجاهدین خلق، توسط پلیس آن کشور به صورت موقت دستگیر شده و مورد بازجویی و بازرسی قرار گرفته و بعد از بازجویی و بازرسی از محل زندگی او و دوستانش از اتهامات وارده مبرا و آزاد شده اند.

عالیجناب

از آن مقام محترم تقاضا دارم با توجه به این که ثابت شد اتهامات وارده به برادرم و دیگر افراد جداشده واهی بوده اند و با توجه به سوابق تروریستی گروه مجاهدین خلق که ادله آن به وفور در دسترس می باشد، نسبت به فعالیت های این سازمان تروریستی حساسیت بیشتری نشان دهید. چطور این سازمان با این کارنامه تروریستی کشور متبوع شما فعالیت دارد و به این راحتی می تواند پلیس ضد تروریست را بازیچه خودش قرار دهد تا نسبت به افرادی که تنها گناهشان کناره گیری از این فرقه تروریستی است ، توطئه سازی کند.

بنده به این وسیله اعتراض شدید خود و دیگر اعضای خانواده ام را نسبت به عملکرد پلیس ضد تروریسم آلبانی اعلام می کنم و خواستار محکومیت سازمان مجاهدین خلق و برخورد قاطع با این سازمان هستم.

هوشنگ محمدیان

 

کدامیک نماد تروریسم هستند؟ انجمن آسیلا یا کانون های شورشی

 انجمن نجات مرکز فارسیکشنبه 26 تیر 1401

“ما هستیم ولی اینبار با دفعات قبل فرق خواهد کرد، ما هستیم تا افشا کنیم، ما هستیم تا از آزادی بیان دفاع کنیم، ما هستیم تا پوزه آنها را با بیان و ‌گفتارمان به خاک بمالیم، ما هستیم که حق خودمان را بگیریم”

اینها جملات سرفراز رحیمی، یکی از اعضای انجمن آسیلا و از افرادی ست که روز پنج شنبه پلیس آلبانی به منزلش هجوم آورد، منزل را تفتیش کرد و او را برای ساعاتی بازداشت و بازجویی کرد. او پس از رهایی از اداره پلیس در حساب کاربری فیس بوک خود با انتشار عکس هایی از منزلش که مورد تفتیش قرار گرفته بود به شرح چگونگی بازداشت خود و تنش‌هایی که به همسرش اریسا و فرزند تب دارش ارمولیندو وارد شد، پرداخت. نوشته‌های او عاری از کینه و خشونت است؛ با صلابت از حق خود و دیگر دوستانش برای بازگویی حقیقت دفاع می‌کند و زبان به سپاس‌گزاری از همسرش، دوستان ایرانی و همراهان آلبانیایی خود می‌گشاید. او از حق آزادی بیان و گفتمان صحبت میکند و مجاهدین در وحشت از این بیان و گفتار، از خشونت‌طلبی کانون‌های شورشی خود در میان شهروندان ایرانی می‌گویند.

هر چند که فرقه رجوی سعی دارد با بازتاب رسانه‌ای این ماجرا در رسانه‌های آلبانی، ذهنیت شهروندان آلبانیایی را نسبت به اعضای انجمن آسیلا مخدوش کند اما هستند اذهان بیداری که با فعالیت انجمن آسیلا آشنایی کامل دارند و ریشه موضوع را به خوبی درک می‌کنند. جرجی تاناسی، روزنامه نگار آلبانیایی و از اعضای انجمن آسیلا در حساب کاربری خود در فیس بوک به نقد ماجرا پرداخت:
“دیروز پلیس ضد تروریسم خانه‌های ایرانیانی که جهاد مریم رجوی و مقر مجاهدین در مانزا را رها کرده‌اند، تفتیش کرد. مریم رجوی و حامیانش ادعا می‌کنند ایرانیانی که جهاد علیه ایران را رها می‌کنند تروریست هستند که می خواهند مجاهدین خلق را نابود کنند. اما در بازرسی‌هایی که به دستور دادستان ولادیمیر مارا و قاضی اتلوا دداج در خانه و محل کار این ایرانیان انجام شد هیچ چیز غیرقانونی پیدا نشد.”

او با اشاره به فرارهای اخیر اعضا از قرارگاه اشرف سه و اعلام جدایی‌های اعضای سابق مجاهدین خلق، بیان می‌کند که هدف مریم رجوی محدود کردن اعضای داخلی فرقه‌اش و پیش‌گیری از فرارها و اعلام جدایی‌های بعدی است. روشن است که افشاگری‌های پی‌در‌پی مصطفی (میلاد) بهشتی پس از اعلام جدایی رسمی از فرقه رجوی و فرار محمود دهقان از قرارگاه اشرف سه تهدیدی برای ساختار پر از سانسور و خفقان در تشکیلات رجوی است. جرجی تاناسی از خواسته قلبی اعضای درون فرقه رجوی علیرغم تلاش های مریم رجوی برای دربند نگه داشتن آنها می‌نویسد:

“مریم رجوی نمی‌تواند در آلبانی مانند عراق صدام حسین و عربستان محمد بن سلمان رفتار کند. بازرسی جهاد رو به افزایش است و رجوی پیر هیچ کاری نمی‌تواند برای حفظ جهاد خشونت طلبانه‌اش در قرارگاهش در مانزا بکند. ایرانیان مانزا می‌خواهند در صلح زندگی کنند و خواستار ترک جهاد متجاوزانه و مجاهدین خلق هستند.”

دکتر اولسی یازجی فعال مدنی و حقوقدان آلبانیایی نیز در رشته توییتی، هدف سران مجاهدین خلق و در راس آنها مریم رجوی و مهدی ابریشمچی از دستاویز کردن پلیس آلبانی برای حمله به خانه‌های اعضای انجمن آسیلا را تهدید و ارعاب اعضای جدا شده دانست. او نوشت:

“رجوی نمی‌تواند اعضای جدا شده را مانند آن زمان که در عراق بود سلاخی کند. دادگاه‌های آلبانی جدا شده‌هایی که حاضر به جهاد کردن برای مریم حرامزاده نشدند را زندانی نمی‌کند. یورش دیروز پلیس به خانه ایرانی‌های جدا شده از مجاهدین شکست سنگینی برای مریم رجوی و اربابان تروریستش است. این ایرانی‌ها به جدا شدن از مجاهدین و پیوستن به دیگر جداشده‌ها در تیرانا ادامه خواهند داد.”

نهایتا روشن‌ترین پیامی که از بازداشت چند ساعته برخی از اعضای ایرانی انجمن آسیلا توسط پلیس ضد تروریسم آلبانی می‌توان دریافت این است که جدا شده‌ای که حاضر به همکاری با فرقه رجوی با سوابق طولانی ترور و خشونت نباشد، همواره باید انتظار انواع توطئه‌ها و دسیسه‌ها علیه خود را داشته باشد. اعضای انجمن آسیلا جرمشان این است که زندگی در جهان آزاد را به جای زندگی جهادی یا فرقه‌ای در قرارگاه اشرف برگزیده‌اند و دست رد به سینه تشکیلاتی زده‌اند که هر روز به سوابق تروریستی خود افتخار می‌کند و از رفتارهای خشونت آمیز کانون‌های به اصطلاح شورشی‌اش خبر منتشر می‌کند.

در همین لحظه که اعضای آسیلا خاطرات بازداشت چند ساعته خود به اتهام فعالیت‌های جاسوسی و تروریستی علیه مجاهدین، در اداره پلیس آلبانی را مرور می‌کنند و به کارشکنی‌های قابل انتظار فرقه رجوی می‌خندند، تشکیلات مجاهدین خلق در صدر اخبارش با وقاحت خبر از حرکات تروریستی کانون‌های شورشی در کوچه و خیابان‌های ایران می‌دهد. هرچند که آتش‌بازی‌های حقیر فریب‌خوردگان مجاهدین خلق در ایران را نمی‌توان تهدیدی برشمرد اما شیوه‌ای که رسانه‌های فرقه رجوی اخبار آن را منتشر می‌کنند به سادگی می‌تواند گواهی بر ذات خشونت طلب این فرقه باشد و حتی چنان که رضا نصری حقوق‌دان و تحلیل‌گر امور بین‌المللی به تازگی گفت، می‌تواند مدرکی برای بازگرداندن تشکیلات مجاهدین خلق به فهرست گروه‌های تروریستی باشد. رضا نصری در رشته توئیتی با اشاره به اینکه فرقه رجوی مسئولیت حمله کانون های شورشی به اماکن مختلف در ایران را می‌پذیرد نوشت: ” در پرتو این تحول اخیر، جا دارد بریتانیا، اتحادیه اروپا و آمریکا – و همچنین دولت کانادا – به صورت جدی تصمیم قبلی خود را بازنگری کنند و نسبت به قرار دادن مجدد این فرقه خشن در فهرست‌های سازمان‌های تروریستی‌ خود اقدام نمایند.”

سرفراز رحیمی و دیگر دوستانش پس از ساعاتی که به بازجویی و سوال و جواب بی‌ثمر در اداره پلیس آلبانی گذشت و هزینه‌های اضافی برای پلیس آلبانی تراشید، رها شدند. این در حالی ست که فرقه رجوی هر روز بر ذات تروریستی خود تاکید می‌کند، به آن مباهات می‌کند و درباره “جهاد” عواملش علیه ایران اخبار اغراق‌آمیز منتشر می‌کند. پلیس آلبانی اگر برای لحظاتی تنها به بررسی سوابق مجاهدین در گذشته و اخباری که در رسانه‌های خود منتشر می‌کنند، میپرداخت، به سادگی در می‌یافت که نباید به دام جعلیات این فرقه درباره اعضای جدا شده بیفتد و در مقابل باید درباره ذات خشونت طلب این تشکیلات و خطری که از جانب آن شهروندان آلبانیایی را تهدید می‌کند، هوشیار باشد.

مزدا پارسی

 


نامه داشامیر مرسولی به مدیر عامل انجمن نجات
 رها شدگان آلبانییکشنبه 26 تیر 1401
در پی سفر اعضای آلبانیایی انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی (آسیلا) به ایران به دعوت انجمن نجات، آقای داشامیر مرسولی پس از بازگشت به آلبانی در نامه ای به مدیر عامل انجمن نجات، آقای ابراهیم خدابنده ضمن تقدیر از فعالیت های انجمن نجات، مردم، فرهنگ و طبیعت ایران را تحسین کرد.
داشامیر مرسولی با ابراز خرسندی از سفر پر خاطره ای که به ایران داشته است، عنوان کرد که فعالیت های موفقیت آمیز انجمن نجات در مسیر رسالتش برای او و همکارانش الهام بخش و آموزنده بوده است.


نامه داشامیر مرسولی به مدیر عامل انجمن نجات به زبان فارسی

نامه داشامیر مرسولی به مدیر عامل انجمن نجات به زبان آلبانیایی
 
 

اوج درماندگی و استیصال رهبران فرقه مجاهدین خلق

 انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقییکشنبه 26 تیر 1401

در اخبار آمده بود که پلیس آلبانی به محل جداشدگان از سازمان مراجعه کرده و خواستار برخی توضیحات از طرف آنان شده است و در نهایت هم : “بر اساس گزارش سه صفحه ای پلیس نهایتاً هیچ مورد غیرقانونی در اماکن و خودروها و وسایل مورد بازرسی یافت نشد.”

حال سوال این است:
آیا زندگی کردن جرم است؟ آیا جدا شدن از فرقه جرم است؟ آیا ازدواج کردن جرم است؟ آیا تصمیم به تشکیل خانواده جرم است؟ آیا تماس با خانواده بعد از دهها سال جرم است؟ آیا کار کردن شرافتمندانه و نان خوردن از زور بازوی خود، جرم تلقی می شود؟
گناه جداشدگان چیست ؟ که بعد از جداشدن هم باید زیر تهمت های اطلاعاتی و امنیتی قرار بگیرند؟

بله ، از دیدگاه فرقه گرایانه رجوی ها، همه موارد بالا جرم است، مسعود رجوی صراحتا گفته است که :

جداشدگان از این سازمان باید توسط اعضای سازمان، ترور شوند! حتی بعد از دادگاهی که 42 عضو سابق سازمان در آن از رهبران فرقه ی رجوی شکایت کردند، مسعود رجوی سراسیمه خودش به صحنه آمد، و در همان زمان انجمن نجات در مورد این دادگاه و موضعگیری شخص مسعود رجوی نوشت:

“برگزاری این دادگاه آنچنان ضربۀ مهلکی بر پیکر فرتوت مسعود رجوی فرود آورد که بعد از سالها سکوت و غیبت، بعد از اولین روز دادگاه به صحنه آمد و طی یک فایل صوتی اقدام به موضعگیری کرد و به شکل سخیفانه ای شاکیان و شاهدان و هر آن کسی که در خصوص این دادگاه تلاش کرده بود را به اقدام تروریستی و حذف تهدید نمود. این گونه به صحنه آمدن مسعود رجوی بعد از تقریبا بیست سال سکوت بسیار شگفت انگیز بود و خیلی ها را متعجب کرد. همگان متوجه شدند که ضربه ای مهلک و جدی به بنیان سازمان مجاهدین خلق و مسعود رجوی وارد شده و به صحنه آمدن رجوی مُهر تائیدی بر اهمیت این دادگاه بود. رجوی سابقاً مدعی شده بود که حاضر است در هر دادگاهی حضور بهم رساند. او مدعی بود هر جایی که یک قطره قانون باشد او و گروه تروریستی اش پیروز خواهد شد. اما ناگهان همچون شکست خورده ها به صحنه آمده و تاثیرات “جام زهری” که توسط جداشدگان به حلقوم وی ریخته شده بود را برملا کرد.”

امنیت جانی و مالی تک تک جداشدگان در آلبانی، از مهم ترین ارکانی است که برای همه مهم است و هر گونه خدشه به آن، قطعا عواقب قانونی بیشماری برای مسببین خواهد داشت، چرا که آسیلا یک انجمن قانونی و مصوب شده تحت قوانین دولت آلبانی می باشد، تشکیل انجمن قانونی آسیلا برای حمایت از ایرانیانی که از فرقه رجوی جدا شدند، خاری در چشم رجوی ها شده است که تاب تحمل یک انجمن قانونی را نداشته و ندارند، قانون گریزان رجوی پنج شنبه نشان دادند که به قانون و محکمه عقیده ای ندارند و تاب تحمل حتی زندگی ساده جداشدگان را هم ندارند.

همین چند روز پیش بود که خانم اریسا رحیمی، همسر آلبانیایی آقای سر فراز رحیمی، از جداشدگان از این فرقه ی جهنمی، به محل زندگی دو جداشده، آقایان رضا اسلامی و علی هاجری رفته و از نزدیک نشان داد که جداشدگان با کارهای شرافتمندانه، نظیر کار کردن در کارواش و کارگاه مبل سازی، به زندگی مناسبی مشغول هستند و نان غیرت و بازوی خود را می خورند. خانم اریسا رحیمی برای مخاطبان نشان داد که اعضای سابق سازمان که اکنون جداشدند، بر خلاف تمام یاوه گویی های رجوی ها، از شرایط زندگی مناسبی در جامعه آلبانی برخوردار هستند.

اکنون رهبران این فرقه تروریستی، تمام کار و بار خود را رها کردند و به سنگ اندازی به سمت جداشدگان در آلبانی مشغول هستند، گویا سرنگونی که از دسترس خارج شده است، اکنون جداشدگان از سازمان، که مشغول زندگی عادی در آلبانی هستند به هدف عمده سازمان تبدیل شده اند.

سرنوشت فرقه رجوی برای جداشدگان، امری تمام شده و پایان یافته است، پرونده این فرقه برای جداشدگان، مختومه شده است و جداشدگان مشغول زندگی عادی خود هستند، اما این سازمان که چوب در لانه زنبوران می کند، باید بداند که اگر جداشدگان از این فرقه ساکت هستند و مشغول زندگی خود، این دلیل بر این نیست که جنایات رهبران این فرقه را فراموش کردند، بلکه قصد درگیر شدن با فرقه را ندارند، سران فرقه باید بدانند که جداشدگان می توانند در محکمه های آلبانی اقامه دعوا کنند و طلب عمر از دست رفته خود در فرقه رجوی را بکنند.

هوچیگری های امروز فرقه در آلبانی، امر جدیدی نیست و تازگی ندارد، بلکه برای جلوگیری از روند صعودی جدایی و فرار، مجبور هستند که هر مارک نچسبی به جداشدگان بزنند، به این امید که جلوی موج ریزش و فرار را بگیرند، وگرنه خود رهبران این فرقه ، از همه بهتر می دانند که جداشدگان فقط برای زندگی کردن و آزادی و آسایش خیال، از این فرقه ضد بشری جدا شدند و بس.
بور شدن سبک مغزان رجوی در آلبانی در این قضیه، امروز حاکی از آن است که وضعیت نابسامان درون فرقه بسا شکننده تر از آن حدی است که ما فکرش را می کردیم.

اعضای در بند سازمان نیز می دانند که این فرافکنی های مسئولین فرقه و خود را به این در و آن در زدن، فرار کردن از مسئله اصلی و بحران ریزش فزاینده ای است که دیر یا زود ، دامن مریم و مسعود را خواهد گرفت. زندگی حق همه است و کسی نمی تواند به زور و اجبار انسان ها را در بند و اسارت نگه دارد، اعضای سازمان هم اگر دوست ندارند تمام عمر خود را در زندان بگذرانند، باید همین امروز اقدام کنند و دست پس به سینه ی رجوی ها بزنند وزندگی شیرین را تجربه کنند.

فرید

 


فراخوانها و شعارهاي تو خالي مريم و مسعود رجوي


 انجمن نجات مرکز کردستان شنبه 25 تیر 1401


( - فراخوان مريم قجر به اعتراض نسبت به آزادي و اهانت گشتي هاي رژيم زن ستيز آخوندي ، شوراي ملي مقاومت ايران در طرح آزاديها و حقوق زنان در فروردين 1366 بر" حق انتخاب آزادانه لباس و پوشش " در مورد تمام زنان ايراني تاكيد ورزيده و كليه اعضا و نيروهاي مقاومت به آن التزام دارند )
(مسعود رجوي در جاي ديگر گفته به تو چه يكي با حجاب است يكي بي حجاب )
مريم ر با اينكه ساليان سال است كه شعار برابري و حقوق بشر براي زن و مرد را بر زبان مي آورد اما تاكنون نتوانسته خودش به اين شعار تو خالي پايبند باشد . شعاري كه به قول او در شورا تصويب شده .
بيشتر از سه دهه كه مريم قجر سكان رياست برده داري درون منافقين رو به دست گرفته ، همه چيز از جمله حجاب رو براي زنان اجباري كرده و زنان حق هيچ گونه انتخاب نداشته اند .شايد براي خيلي ها اين باور سخت باشه ، اما درون منافقين حتي حق انتخاب لباس خواب شخصي رو از خود نداري .مي بايستي هميشه لباسهاي پوشيده به تن و لباسهاي فرمي كه آنها مناسب تشكيلات اجباري خود مي دانند بپوشي ، اين موضوع با ديدن عكسها و فيلم ها وضوح ديده مي شود .
زنان در درون  مناسبات فرقه بايستي هميشه وتحت هر شرايط مطيع باشند ، آنها حق حرف زدن در مورد خانواده –آزادي بيان – انتخاب مسائل شخصي – ازدواج – زندگي – فرزند – استراحت  و... و حتي بيان اينكه مريض هستند رو ندارند همه چيز رو از آنها به عنوان يك انسان سلب نموده اند .تنها كسي كه در درون اين فرقه مخوف حق انتخاب آزادانه دارد خود مريم قجر است .
اين زن دوگانگي شخصيتي دارد. در درون فرقه هموار زن ستيز اما در انظار عمومي خود را آزاد انديش و مدافع حقوق بشر قالب مي زند .همان گونه كه در پوشش اين زن مي توان به وضوح ديد. او خودش را مسلمان معرفي مي كند و روسري به سر دارد و حتي يك تار موي او بيرون نيست و خلاف آن از دامن هاي كوتاه و بدن برهنه اش رو براي همه به نمايش گذاشته است كه از لحاظ پزشكي اين زن كاملا از نظر ذهني مريض است و بايستي تحت درمان قرار بگيرد .
در جا ديگر مسعود گور به گور از حجاب گفته ، خوب چرا اين نطق  رو به خودش بر نمي گرداند و بگويد خوب تو به چه حقي زنان رو در فرقه اسير كرده اي و آنها رو مجبور به طلاق از همسرانشان نمودي و جداي از فرزندانشان را به آنها تحميل كردي وبه زور آنها را يكي يكي به عقد خود در آوردي كه در طول تاريخ كسي رو سراغ نداريم همزمان با هزاران زن بوده باشد . چه برسد به اينكه همه آنها رو مجبور به پوشيدن روسري و لباسهاي پوشيده مي كرد .
كسي نيست به اين  زن و شوهر رواني بگه چرا قبل ازهر حرفي خودتان را تحت درمان قرار نمي دهيد كه حقوق اين انسانها هم با روند درمان شما رعايت شود شايد فرجي بشه و دست از سر اين اسير ها برداريد و بردگي آنها ، به آزادي آنها ختم شود


 

عجوزه هزار شوهر هم درباره حجاب نظر داد

 سایت فراقشنبه 25 تیر 1401

مریم رجوی دجال اخیرا برای اینکه از قافله عقب نماند در حالی از حقوق پوشش زنان دفاع کرده است که در مناسبات درونی فرقه رجوی به دستور وی، زنان و مردان حق انتخاب نوع پوشش خویش را ندارند.

مریم رجوی دجال خود را رئیس سازمانی می‌خواند که به مدت نیم قرن در آن حجاب، دین، اعمال و رفتار انسان‌ها تحت کنترل و اجباری است. زنان عضو فرقه از بدو پذیرش تا مرگ ملزم به اجرای حجاب اجباری و نوع پوشش تعیین شده در فرقه هستند. رنگ لباس از جوراب تا روسری را سرکرده فرقه تعیین می‌کند. افراد پیوسته به این فرقه از ادیان آسمانی دیگر نیز ملزم به تغییر دین خود به آیین درونی تشکیلات بودند.

افرادی که مذهب اهل تسنن داشتند را مجبور به تغییر مذهب نمودند و به آنها اجازه نمی دادند طبق آیین و مناسک خود نماز بخوانند و مراسم مذهبی اجرا کنند. مسیحیان پیوسته هم با فشار سرکردگان تغییر دین دادند. عناصر لائیک را در محدوده ای تحت کنترل ایزوله نموده و تحت فشار و تحقیر قرار می دادند تا مجبور به پذیرش اجباری دین شوند.

فرقه رجوی در رویکرد بیرونی با لاپوشانی این حقه بازی ها و دوگانگی ها از عدم اطلاع عمومی از قوانین درون فرقه، سوء استفاده می نمایند و به دجالگری ادامه می دهند.

این فرقه با قوانین داخلی اش علیه هر گونه اختیار و انتخاب است و کوچکترین اعمال و رفتار اعضا را تحت کنترل دارد. آن ها با سرکوب آزادی های مشروع و اولیه انسانی اعضا را مجبور به پذیرش قوانین اجباری می کند اما در نمایش بیرونی به دست نوشته ای منتسب به شورای به اصطلاح ملی مقاومت استناد و طی اطلاعیه ای می نویسند: «از سال ۱۳۶۶ بر حق انتخاب آزادانه لباس و پوشش در مورد تمام زنان ایران تاکید ورزیده و کلیه اعضا و نیروهای مقاومت به آن التزام دارند.»

این دروغ و حقه ای آشکار و قابل بررسی است که تمامی جداشدگان به آن اذعان دارند. مریم رجوی فریبکار اجازه نمی داد که زنان و دختران درون فرقه مانتو و لباس‌های مناسب بپوشند. به دستور او فرم های نظامی بسیار کوتاه سبز و کرم و روسری های خشن در دو رنگ سبز و قرمز طراحی شده بود که از دهه ۶۰ تا ۹۰ زنان نگون بخت عضو فرقه ملزم به استفاده از این پوشش بودند. مردان هم می بایست در همه جا لباس های نظامی با رنگ سبز و کرم به تن می‌کردند. پس از اخراج به آلبانی و ممنوعیت استفاده از فرم نظامی باز هم لباس های متحد الشکل جز قوانین و اجبارات فرقه است.

مریم رجوی با شیادی و دروغ‌گویی در سخنرانی و نمایشات بیرونی عربده کشی می کند. لاف آزادی و دمکراسی می‌زند و شیادانه خود را مدافع حقوق زنان و دختران می‌خواند اما به گواه تاریخ تاکنون حتی یک خبرنگار آزاد یا یک کانال خبری اجازه بازدید و مصاحبه از درون مناسبات فرقه را نداشته و ندارد. افراد نمی توانند با خانواده‌هایشان در تماس باشند. اجازه ندارند به فروشگاهی بروند و لباسی با سلیقه خود انتخاب کنند. خوراک مورد علاقه خویش را خریداری کنند و در حسرت یک روز آزاد به سر می برند.

مرضیه رئیس الساداتی

 

نرگس بهشتی به وزیر کشور آلبانی نامه نوشت

 انجمن نجات مرکز تهرانشنبه 25 تیر 1401

نرگس بهشتی، خواهر مصطفی بهشتی که روز پنجشنبه محل زندگیش مورد تجسس پلیس قرار گرفت و جهت پاسخ به برخی سؤالات به اداره پلیس برده شد نامه ای به وزیر کشور آلبانی که مسئول پلیس این کشور است نوشت.
متن نامه به قرار زیر است:

نرگس بهشتی

وزیر کشور دولت جمهوری آلبانی

با سلام و تقدیم احترام

من نرگس بهشتی، خواهر مصطفی بهشتی هستم که او سابقا عضو سازمان مجاهدین خلق در آلبانی بود اما اکنون از این سازمان رها شده و در تیرانا آزادانه به زندگی عادی خود مشغول است.

مطلع شدم که پلیس آلبانی صبح پنجشنبه 14 ژوئیه 2022 بر اساس حکم 6 صفحه ای دادستان به محل سکونت تعدادی از ایرانیان مقیم تیرانا که سابقا عضو سازمان مجاهدین خلق بودند، از جمله محل سکونت برادر من مصطفی بهشتی، مراجعه کرده و اماکن و وسایل آنان را بازرسی نموده و سپس آنان را جهت بازجویی به اداره پلیس برده است. همچنین بر اساس گزارش 3 صفحه ای پلیس نهایتا: “هیچ مورد غیرقانونی در اماکن و خودروها و وسایل مورد بازرسی یافت نشد.”

همچنین مطلع شدم که اقدام پلیس بر اساس اطلاعات غلطی بوده است که سازمان مجاهدین خلق در اختیار پلیس ضد تروریسم قرار داده است. ظاهرا این اولین بار نبوده که پلیس آلبانی بر اساس اطلاعات غلط فرقه رجوی اقدام کرده است.

واقعیت اینست که افراد زیادی در داخل اردوگاه فرقه رجوی خواهان جدایی هستند و سازمان مجاهدین خلق با این ترفند که اگر جدا شوند زندگی سختی در پیش خواهند داشت مانع خروج آنها می شود. لذا شرایط کسانی مانند برادر من که به زندگی آزاد و عادی بازگشته اند موجب می شود تا افراد بیشتری خواهان خروج شوند و لذا مریم رجوی تلاش می کند تا زندگی جداشدگان را سخت تر کند.

جای تعجب دارد که دولت آلبانی بعد از این همه سال هنوز مریم رجوی و سازمان مجاهدین خلق را نشناخته است. این گونه بازی ها دیگر نباید کسی را فریب دهد و موجب شود تا پلیس آلبانی بازیچه دست یک سازمان غیر قانونی (مجاهدین خلق) علیه یک انجمن ثبت شده قانونی (آسیلا) گردد.

ارادتمند

نرگس بهشتی

تهران – ایران

 

میلاد بهشتی: شما اشرف سه را به زندان تبدیل کردید

دوربین‌های مدار بسته بین شاخه‌های درختان، همچون "برادر بزرگ" در هر لحظه اعضای اشرف سه را رصد می‌کنند.

 انجمن نجات مرکز فارسشنبه 25 تیر 1401

در ادامه انتقادات مصطفی (میلاد) بهشتی از تشکیلات مجاهدین خلق، وی در یکی از جدید‌ترین پست هایش در حساب کاربری اینستاگرام خود، از شدت گرفتن شرایط خفقان و سرکوب در تشکیلات رجوی طی ماه‌های اخیر خبر می‌دهد. او در مطلبی با اشاره به گذشته غیر دمکراتیک سازمان و روند رو به افزایش خشونت و سرکوب در طول تاریخ این فرقه، از شرایط فعلی اعضای مجاهدین خلق در کمپ اشرف سه در آلبانی می‌گوید: ” یکی از شیوه‌های رذیلانه این سازمان این است که زمانی که فرد درخواست جدایی می‌کند به وی ابلاغ می‌شود که باید به مدت 6 ماه بمانی تا هر اطلاعاتی که داری از سازمان سوزانده شود و قابل مصرف نباشد. در حالی که اگر فرد هر چه بیشتر در تشکیلات بماند بیشتر موضوعات و … نزد او هست. حالا مجاهدین اعلام کردند هر کس که قصد جداشدن از سازمان را دارد باید بمدت یکسال بماند بعد سازمان در مورد جداشدن وی تصمیم می‌گیرد.”

کنترل شدت گرفته در فرقه مجاهدین خلق برای حفظ اعضا در تشکیلات، موجب شده است که در ماه‌های گذشته جدا شدن از فرقه رجوی تنها به صورت فرار رخ بدهد. برای نمونه محمود دهقان که به تازگی از تشکیلات فرار کرده است با بکار گرفتن حقه‌هایی برای فریب مسئولینش موفق به فرار شد، در حالی که نقشه فرار امیر پرویزی تقریبا در همان برهه زمانی، ناموفق ماند.
به نوشته میلاد بهشتی، آخرین نفر ده ماه پیش اجازه خروج از فرقه رجوی را پیدا کرد و پس از آن اگر خروجی رخ داده است به صورت فرار از فرقه بوده است.

دمکراتیک‌ترین تشکیلات جهان

میلاد بهشتی که از 18 سالگی گرفتار کیش شخصیتی مسعود رجوی شد و بیست و یک سال از ارتباط با جهان آزاد به ویژه خانواده خود محروم بود، با ارجاع به سخنان متناقض مسئول اول تشکیلات مجاهدین و رفتار تشکیلاتی او می‌نویسد: ” زهرا مریخی در یک نشست گفت : سازمان مجاهدین دموکراتیک‌ترین تشکیلات در جهان است که هر فرد هر لحظه بخواهد می‌تواند سازمان را ترک کند.”
بهشتی با لحنی کنایه‌آمیز مریخی را برای این ادعای وقاحت بار مورد خطاب قرار می‌دهد: “راستی خانم مریخی یعنی طی این 10 ماه هنوز افرادی که سال گذشته درخواست جدایی دادند حق جدا شدن را ندارند؟ اگر دموکراتیک‌ترین تشکیلات جهان است یک روز درب اشرف را باز بگذارید و بگویید هرکس که می‌خواهد برود. آن‌ موقع معلوم می‌شود چند نفر در سازمان می‌مانند. شما اشرف 3 را به زندان تبدیل کردید. شما در مورد اشرف 3 به همه مجاهدین دروغ گفتید.”

بهشتی در توصیف اختناق شدید حاکم بر قرارگاه اشرف سه می‌نویسد: “چرا دوربین‌های مداربسته سه بعدی در تمام ساختمان‌های اشرف نصب کردید؟ چرا بین شاخه‌های درخت‌های مقر دوم دوربین‌های مدار بسته نصب کردید؟ چرا کامپیوترهای افراد مانیتورینگ می‌شود؟ چرا هرشب اکانت‌ها و دایرکت‌های نفرات داخله را چک می‌کنید؟ از چی می‌ترسید؟ می‌ترسید که افراد با خانواده‌هایشان در ارتباط باشند؟ عجب آزادترین و دموکراتیک‌ترین تشکیلات!”

مزدا پارسی

 

سازمان مجاهدین خلق یک گام عقب تر از آسیلا

شکست خفت بار توطئه فرقه رجوی در برابر ایرانیان مقیم آلبانی

 انجمن نجاتشنبه 25 تیر 1401

بر اساس اطلاعات دریافتی از تیرانا پایتخت آلبانی، نیروهای پلیس صبح پنجشنبه 14 ژوئیه 2022 به دفتر انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی (آسیلا) و آپارتمان های محل اقامت اعضای آن مراجعه کرده و با ارائه حکم دادستانی برای بازرسی، شروع به تجسس نمودند.

در حکم شش صفحه ای بازرسی با امضای دادستان تیرانا که تمامی آدرس های مورد تجسس در آن قید شده بود، اتهاماتی کاملاً واهی و بی اساس مطرح شده که مشخص بود منشأ آن ها از کجاست.

سپس تعدادی از اعضای آسیلا را انتخاب کرده و جهت ارائه پاره ای توضیحات در خصوص فعالیت های انجمن به اداره پلیس بردند که با حضور فوری وکلای آسیلا در مقر پلیس همگی به تدریج بعد از پاسخ به سؤالات آزاد شدند.

از منابع پلیس کسب خبر شد که فرقه رجوی در آستانه گردهمایی خود در تیرانا به پلیس ضد تروریسم مراجعه کرده و آنان را با ارائه اسناد جعلی متقاعد نموده که آسیلا و اعضای آن قصد اخلال در این برنامه و اقدامات تروریستی علیه آن ها را دارند و پلیس ضد تروریسم هم بر دادستان تیرانا فشار گذاشته بود تا حکم تجسس را امضا نماید.

ناگفته نماند که دادستان حاضر به صدور حکم بازداشت کسی نشد و لذا پلیس تنها از اختیار خود برای احضار افراد به مقر پلیس جهت ارائه پاره ای توضیحات استفاده کرد و بدون این که نهایتاً اتهامی متوجه کسی شود همگی همان روز آزاد شدند.

کسب اطلاع شد که مقامات پلیس و دادستانی از این گونه مزاحمت های فرقه رجوی به ستوه آمده و عصبانی هستند. همچنین از وحشت سازمان نسبت به چند جداشده خود که به شغل و زندگی عادی شان مشغول هستند، تعجب می کنند. آنان می گویند که هر بار از بالاترین مقامات فشار می گذارند که توطئه تروریستی در کار است اما هر بار دستمان خالی تر از قبل است.

مسئولین آلبانیایی آسیلا می گویند چنین شرایطی را پیش بینی می کرده اند. واضح است که فرقه رجوی از سایه ی خودش هم وحشت دارد و اخیراً نیز افشاگری های جداشدگان خصوصاً آخرین موارد یعنی آقایان محمود دهقان و مصطفی بهشتی مطرح بود که ظاهراً ضربات مهلکی بر پیکر فرتوت فرقه رجوی زده و فضای مسأله داری داخلی را تشدید نموده است.

آنچه در آلبانی و تیرانا مشخص است این است که ابتکار عمل در دست آسیلا می باشد و فرقه رجوی همیشه یک گام عقب تر به واکنش های مذبوحانه با استفاده از عناصر فاسد دست می زند و همیشه هم بازنده میدان بوده و خواهد بود.

مسئولین آلبانیایی انجمن بلافاصله در اداره پلیس حاضر شدند و کار را دنبال کردند. دکتر اولسی یازچی استاد دانشگاه و فعال مدنی همچنین ارتباطاتی با دوستان خود گرفت و روند آزادی ایرانیانی که سابقا عضو سازمان مجاهدین خلق بوده و از این فرقه نجات یافته اند را تسریع نمود.

دکتر اولسی یازچی استاد دانشگاه و فعال مدنی

دکتر یازچی در صفحه توئیتر خود روز جمعه 15 ژوئیه نوشت:

“یورش روز گذشته پلیس به خانه های جداشدگان ایرانی، یک شکست بزرگ برای مریم رجوی و فرماندهان تروریست اش بود. ایرانیان همچنان به جدا شدن از سازمان مجاهدین خلق ادامه داده و جامعه نجات یافتگان در تیرانا رو به رشد است. مریم رجوی نمی تواند کسانی که تروریسم رجوی را رد کرده اند را زندانی نماید”.

او همچنین نوشته است: “برخی از یک طرف می خواهند از مریم رجوی و دار و دسته اش با متهم کردن ایرانیان استمالت نمایند اما از طرف دیگر هیچ دلیلی برای اتهام در این خصوص وجود ندارد”.

او ضمن درج حکم تجسس دادستان و همچنین گزارش پلیس آلبانی اشاره کرده است که: “حس حیرانی و دوستانش به کابوس مریم رجوی پیر تروریست در آلبانی تبدیل شده اند”.

بر اساس گزارش سه صفحه ای پلیس نهایتاً: “هیچ مورد غیرقانونی در اماکن و خودروها و وسایل مورد بازرسی یافت نشد.”

 

مصطفی بهشتی: تقدیم به مادرم که ۲۱ سال اجازه دیدنش را نداشتم

 رها شدگان آلبانیدوشنبه 20 تیر 1401

مصطفی بهشتی که به تازگی جدایی قطعی خود از تشکیلات مجاهدین خلق را اعلام کرده است، طی مدت کوتاهی پس از اعلام جدایی رسمی و پیوستن به انجمن حمایت از ایرانیان ساکن آلبانی (آسیلا)، در حساب‌های کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی اقدام به انتشار مطالبی کرده است که حاکی از سال‌های سرشار از سرکوب و خفقان در فرقه رجوی است.

در یکی از این اقدامات، او کلیپی با صدای خود و تصاویری از مادر مرحوم خود منتشر کرده است که عمق درد و رنج مادر و فرزندی را نشان می‌دهد که سران تشکیلات رجوی بیست سال اجازه تماس و ملاقات به آن‌ها ندادند تا اینکه مادر در سال 97 در حالی که 57 سال بیشتر نداشت در حالی که داغ مرتضی را بر دل داشت و چشم انتظار مصطفی بود، از دنیا رفت.

مرتضی بهشتی پیش از آن حسب الامر مسعود رجوی در مواجهه‌ای غیر عقلانی با نیروهای مسلح عراق کشته شد و مصطفی (میلاد) دو سال پس از فوت مادر اجازه خروج از قرارگاه فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را یافت و پس از جدایی دریافت که دیگر مادر چشم انتظارش در این دنیا نیست.

او که در زمان گرفتاری در تشکیلات بارها مجبور شد علیه خانواده خود موضع گیری کند و آن‌ها را مزدور حکومت ایران بخواند، در متنی غم‌انگیر در حاشیه کلیپی که ساخته است، می‌نویسد: ” تقدیم به مادرم که ۲۱ سال اجازه دیدنش نداشتم”.

نمایشگر ویدیو

00:00

00:59

برای دانلود اینجا را کلیک کنید.

 

درخواست کمک مادر پروانه ربیعی از نهادهای حقوق بشری

صدای مرا به دولت مردان کشور آلبانی برسانید

 انجمن نجات مرکز گیلاندوشنبه 20 تیر 1401

با سلام. من مهین حبیبی هستم. دخترم پروانه ربیعی عباسی سالهاست که در مناسبات مجاهدین خلق به سر می برد و من در این مدت راه ارتباطی با او نداشته ام. زمانی که سازمان در عراق بود من چندین بار برای دیدار با دخترم راهی کشور عراق شدم. در کنار پادگان اشرف از سران سازمان درخواست کردم که دخترم را نزد من بیاورند سران سازمان آنقدر سنگدل بودند که اجازه ندادند من با دخترم دیداری داشته باشم.آنها دل مرا شکستند.

چند سال است که سازمان مجاهدین خلق از عراق به کشور آلبانی منتقل شده و هیچ اطلاعی از دخترم ندارم. آیا به لحاظ جسمی سالم است یا خیر! من حال خوبی ندارم و خیلی دلم می خواهد با دخترم دیداری داشته باشم و یا صدای او به گوشم برسد. سازمانی که مدعی حقوق بشر و آزادی است چرا دختر مرا در کمپ زندانی کرده است؟ چرا به او اجازه نمی دهند با من که مادرش هستم تماس بگیرد.

من از تمام کسانی که نامه مرا می خوانند ائم از اشخاص و ارگان های حقوق بشری و انجمن ها تقاضا دارم تا اگر راهی هست صدای مرا به دولت مردان کشور آلبانی برساند. تا به حال چندین بار به نخست وزیر آلبانی آقای ادی راما نامه نگاری کردم. نخست وزیر آلبانی چشم های خود را به روی ما خانواده ها بسته و شاهد تمام جنایتهای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی است. من خواسته زیادی ندارم فقط می خواهم دخترم را ببینم.

مهین حبیبی

 

واکاوی جدایی رسمی مصطفی بهشتی

 انجمن نجات مرکز البرزدوشنبه 20 تیر 1401

اواخر سال 1399 مصطفی بهشتی اعلام جدایی خود را به مسئولان سازمان تروریستی رجوی اعلام کرد و رجوی ها پس از روزها و ساعت ها کار توضیحی جهت انصراف مصطفی بهشتی از این درخواست در نهایت مجبور شدند درخواست وی را البته با شرایط خاص بپذیرند. در این آزادی مشروط به او اعلام شده بود که به هیچ عنوان علیه سازمان مجاهدین خلق افشاگری ننماید و در مقابل هر آنچه در این ۲۰ سال از اقدامات سازمان مشاهده کرده سکوت نماید و با دیگر جداشده ها ارتباطی نداشته باشد و در ازای آن ماهیانه مبلغی به وی پرداخت میگردید.

از آنجاییکه مبالغ پرداختی ناچیز و مشروط به کارهای خلاف میل وی بود، مصطفی در این یک سال جدایی در آلبانی برای امرار معاش کارگری می کرد. او در ارتباط های خود بارها از شروط جواد خراسان مسئول پرداخت مبالغ می گفت و ابراز نارضایتی می کرد تا اینکه در خبری مسرت بخش متوجه شدیم که مصطفی به صورت رسمی جدایی خود را از فرقه رجوی اعلام کرده است.

مصطفی بهشتی

به یاد دارم سال ۱۳۸۰ زمانیکه مصطفی وارد تشکیلات مخوف رجوی گردید نوجوانی 18 ساله بود و از آنجاییکه با برادر او مرحوم مرتضی بهشتی هم یگانی بودم وی را سرزنش میکردیم که چرا برادرت را به اینجا آوردی؟! مرتضی اذعان می داشت که من هیچ اطلاعی از آمدن او به اینجا نداشتم. فقط سازمان شماره تلفن خانواده ام را از من گرفته بودند و دیگر هیچ نمیدانم. مرتضی بهشتی از اسارت خود در فضای اختناق و همچنین کشاندن برادرش به آنجا همواره معترض بود. او به دلیل مخالفت ها و اعتراض های مکرر جهت آزادی خودش و برادرش سرانجام در ۱۹ فروردین سال ۱۳۹۰ به مسلخ کشانده شد و به قتل رسید و سران فرقه رجوی وانمود کردند که در درگیری با پلیس عراق کشته شده است.

مصطفی و مرتضی بهشتی

اقدام شجاعانه میلاد در جدایی از تشکیلات عنکبوتی فرقه رجوی مطمئنا باعث شادی روح مادر و برادرش می شود. لازم بذکر است مادر بهشتی نیز قربانی مطامع رجوی گردید و با شنیدن خبر قتل مرتضی و در حسرت دیدار مصطفی به دیار باقی شتافت. جدایی رسمی مصطفی (میلاد) این پیام را به سازمان تروریستی رجوی میدهد که هرگز آزادی که همان استعداد انسانی بشر است و یکی از مقدس ترین استعدادهای هر انسانی است را نمیتوان با پول و حقوق ماهیانه خریداری نمود.

مسئول دفتر انجمن کرج که سالها مصطفی بهشتی و مرحوم برادرش را از نزدیک میشناخته این خجسته رهایی را به شخص وی و خانواده اش و همچنین خانواده بزرگ انجمن نجات شادباش عرض می کند. باشد که دلها شاد گردد.

بیژن

 

دیدار مصطفی بهشتی با اعضای انجمن آسیلا

 رها شدگان آلبانیدوشنبه 20 تیر 1401

در پی اعلام جدایی رسمی مصطفی (میلاد) بهشتی از تشکیلات مجاهدین خلق، در روز یکشنبه 19 خرداد مصادف با عید سعید قربان، در مکان انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی (آسیلا) حضور یافت و مورد استقبال اعضای آلبانیایی و ایرانی انجمن قرار گرفت.

مصطفی بهشتی در بدو ورود با مسئول آلبانیایی انجمن آسیلا، آقای داشامیر مرسولی ملاقات کرد. آقای مرسولی ضمن خوشامد گویی به او اطمینان داد که به محض پیوستن بهشتی به انجمن اسیلا از حمایت های حقوقی این انجمن برخوردا است و میتواند از امکانات زندگی در دنیای آزاد همانند هر شهروند آلبانیایی بهره ببرد.

مرسولی تبلیغات دروغ مجاهدین خلق درباره شرایط زندگی اعضای جدا شده را باعث قویتر شدن انجمن آسیلا دانست و به میلاد بهشتی نوید داد که اسیلا را خانه خود بداند و به راحتی از خدمات و امکانات ان استفاده کند. او افزود که میلاد بهشتی همچون دیگر افراد جدا شده از مجاهدین خلق از حق کار کردن و استفاده از خدمات بهداشتی رایگان بر اساس قانون اساسی آلبانی و کنوانسیون حقوق بین المللی برخوردا است و بدین ترتیب انجمن در جهت یافتن شغلی مناسب او را همراهی خواهد کرد.

در این دیدار میلاد بهشتی مورد استقبال گرم اعضای ایرانی انجمن، دیگر اعضای جدا شده از فرقه رجوی قرار گرفت. بهشتی در جشنی که به مناسبت پیوستنش به انجمن آسیلا و در روز عید بزرگ مسلمانان جهان برگزار شد، اوقات خوشی را در کنار دوستان بازیافته‌اش سپری کرد.

نمایشگر ویدیو

00:00

00:00

برای دانلود اینجا را کلیک کنید.

 

 

اعلام جدایی مصطفی (میلاد) بهشتی از سازمان مجاهدین خلق

 رها شدگان آلبانیشنبه 18 تیر 1401

اینجانب مصطفی بهشتی متولد ۲۱ آبان ۱۳۶۲ تهران، بدینوسیله جدایی رسمی و علنی خود از فرقه سازمان مجاهدین را اعلام می کنم. من در شهریور سال ۱۳۸۰ از طریق یک قاچاقچی مجاهدین به نام محسن که اصلیت وی سنندجی بود از مرز ایران خارج شدم و به مدت ۲ روز در ترکیه بودم. آنجا فردی سراغ من آمد که بعدها فهمیدم که این فرد ایرج مصداقی بوده که در ترکیه هوادار مجاهدین بود و با نام حمید شناخته می شد.

 

مصطفی بهشتی

وی به من گفت ما می خواهیم تو را به کشورهای اروپایی ببریم ولی قبلش باید برای زیارت حرم امام حسین (ع) به عراق بروی. از مرز ترکیه من را به کردستان عراق و سلیمانیه بردند. بعد از چند روز در بغداد تحویل پایگاه مجاهدین دادند. دراین پایگاه زنی به نام پروین (زهره شفایی) با من صحبت کرد و گفت تو را به کمپ می بریم تا کارهای تو حل و فصل بشود و به اروپا منتقل کنیم. من به آنها گفتم من قرار بود در ترکیه نزد برادرم (مرتضی بهشتی) بروم و با او کار کنم. پروین گفت برادرت هم پیش ما هست و اون رو حتما می بینی.
بعد از چند روز مرا به قرارگاه اشرف منتقل کردند و بعد از ۲۰ روز من برادرم را از نزدیک دیدم. برادرم گفت تو چرا به اینجا آمدی و مگه ترکیه نرفتی؟ گفتم، اینها گفتن بیا اینجا تا کارهای اداری پناهندگی تو حل و فصل شود که به اروپا بفرستیم. برادرم چیزی نگفت و فقط سرش را پایین انداخت و سکوت کرد و غمی بزرگ بر چهره او نشست…

طی سالیان من اجازه تماس با خانواده ام را نداشتم و حتی با اینکه مادرم قبل از فوتش در خواست تماس با من را داده بود ولی مجاهدین حتی به من اطلاع نداده بودند و اجازه تماس ندادند. مادرم از اینکه نتوانسته بود با من حرف بزند و صدای من را بشنود فوت کرد. طی این سالیان بارها خانواده ام پشت درب اشرف و لیبرتی آمدند ولی اجازه ملاقات با من را نداشتن و هر بار باید علیه خانواده ام موضعگیری می کردم و متن ها و نوشته های آنها را دستنویس می کردم.

خانواده بهشتی در کنار قرارگاه اشرف در عراق

من اواخر اسفند ۹۹ از مجاهدین جداشدم البته با یکسال و نیم تاخیر چون که در این مدت اجازه جدایی به من نمی دادند. من حدود یکسال در نشست ها و مراسم ها شرکت نمی کردم، خواهان جدایی بودم ولی به شکلهای مختلف می خواستند مرا وادار به ماندن بکنند ولی من چند بار در خواست جداییم را تکرار کردم و اصرار کردم و با تحمل سختی های بسیار روی حرفم ایستادم تا جداشدم.
بعد از جداشدن از فرقه هر ماه که برای گرفتن ماهانه به مجاهدین مراجعه می کردم. یک برگه و متن و نوشته های خودشان را جلوی من می گذاشتند و می گفتند این را دست نویس کن و امضا کن تا ما پول ماهانه تو را بدهیم. اکثر بچه های جداشده در جریان این جنایت مجاهدین و شکنجه روحی آنها با من هستند.

من به دلیل بیماری که دارم یکسال از آنها خواهش کردم که پول ماهانه من را بیشتر کنید که بتوانم داروهایم را تهیه کنم ولی طی این یکسال و نیم هرگز این کار را نکردند و می گفتند مگر ما بنیاد خیریه هستیم که به شما بدهیم. این فرقه از کمک هایی که می دانست برای من وامثال من حیاتی است دریغ می کرد در حالی که تمام اموال و دارایی این سازمان حاصل سالها عمر ما است. اما برای جلب حمایت از خارجیان بی مصرف میلیونها خرج می کند.

اگر چه من در این سالیان درد و عذاب فراوان کشیدم که هنوز هم آثار دردناک آن سالیان با من همراه است اما هر چه بود آن کابوس وحشتناک و دراز به پایان رسید و من با مهر خانواده و کمک دوستان، دردها را فراموش و زندگی ام را دوباره خواهم ساخت.

 

حضور خانواده ها گلستانی در دفتر انجمن نجات گلستان جهت حمایت از آسیلا

 انجمن نجات مرکز گلستانشنبه 18 تیر 1401

روز پنجشنبه 16 تیرماه تعدادی از خانواده های چشم انتظار گلستانی که سالیان بسیاری ست بخاطر عدم پاسخگویی سران فرقه منحوس رجوی نتوانسته اند از حال و روز فرزندان خود اطلاعی داشته باشند، در محل دفتر انجمن نجات گرد هم آمدند تا ضمن برقراری ارتباط تصویری با محمود دهقان که اخیرا از فرقه رجوی به دنیای آزاد قدم گذاشته است، با آقای حیرانی مسئول انجمن آسیلا در آلبانی به تبادل نظر پرداخته و از عملکردهای ارزنده ایشان و بقیه رها یافتگان در آلبانی آگاه شوند .

خانواده های گلستانی در این دیدار صمیمی از خدمات اقای حسن حیرانی و تمامی دوستانش که برای رهایی اسیران دربند فرقه رجوی تلاش شبانه روزی انجام میدهند تشکر نمودند و به آنها اعلام کردند که از تمامی فعالیتهای انجمن آسیلا برای رهایی فرزندانشان تمام قد حمایت نموده و پشتیبان آنها خواهند بود .

خانواده های گلستانی بعد از برقراری ارتباط تصویری با آقای محمود دهقان در آلبانی، طوماری در جهت اعلام حمایت از انجمن آسیلا و عملکرد ارزنده آنها به امضاء رساندند .