درخواست کمک مادر پروانه ربیعی از نهادهای حقوق بشری
صدای مرا به دولت مردان کشور آلبانی برسانید
انجمن نجات مرکز گیلاندوشنبه 20 تیر 1401
با سلام. من مهین حبیبی هستم. دخترم پروانه ربیعی عباسی سالهاست که در مناسبات مجاهدین خلق به سر می برد و من در این مدت راه ارتباطی با او نداشته ام. زمانی که سازمان در عراق بود من چندین بار برای دیدار با دخترم راهی کشور عراق شدم. در کنار پادگان اشرف از سران سازمان درخواست کردم که دخترم را نزد من بیاورند سران سازمان آنقدر سنگدل بودند که اجازه ندادند من با دخترم دیداری داشته باشم.آنها دل مرا شکستند.
چند سال است که سازمان مجاهدین خلق از عراق به کشور آلبانی منتقل شده و هیچ اطلاعی از دخترم ندارم. آیا به لحاظ جسمی سالم است یا خیر! من حال خوبی ندارم و خیلی دلم می خواهد با دخترم دیداری داشته باشم و یا صدای او به گوشم برسد. سازمانی که مدعی حقوق بشر و آزادی است چرا دختر مرا در کمپ زندانی کرده است؟ چرا به او اجازه نمی دهند با من که مادرش هستم تماس بگیرد.
من از تمام کسانی که نامه مرا می خوانند ائم از اشخاص و ارگان های حقوق بشری و انجمن ها تقاضا دارم تا اگر راهی هست صدای مرا به دولت مردان کشور آلبانی برساند. تا به حال چندین بار به نخست وزیر آلبانی آقای ادی راما نامه نگاری کردم. نخست وزیر آلبانی چشم های خود را به روی ما خانواده ها بسته و شاهد تمام جنایتهای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی است. من خواسته زیادی ندارم فقط می خواهم دخترم را ببینم.
مهین حبیبی

همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .