واکاوی جدایی رسمی مصطفی بهشتی
انجمن نجات مرکز البرزدوشنبه 20 تیر 1401
اواخر سال 1399 مصطفی بهشتی اعلام جدایی خود را به مسئولان سازمان تروریستی رجوی اعلام کرد و رجوی ها پس از روزها و ساعت ها کار توضیحی جهت انصراف مصطفی بهشتی از این درخواست در نهایت مجبور شدند درخواست وی را البته با شرایط خاص بپذیرند. در این آزادی مشروط به او اعلام شده بود که به هیچ عنوان علیه سازمان مجاهدین خلق افشاگری ننماید و در مقابل هر آنچه در این ۲۰ سال از اقدامات سازمان مشاهده کرده سکوت نماید و با دیگر جداشده ها ارتباطی نداشته باشد و در ازای آن ماهیانه مبلغی به وی پرداخت میگردید.
از آنجاییکه مبالغ پرداختی ناچیز و مشروط به کارهای خلاف میل وی بود، مصطفی در این یک سال جدایی در آلبانی برای امرار معاش کارگری می کرد. او در ارتباط های خود بارها از شروط جواد خراسان مسئول پرداخت مبالغ می گفت و ابراز نارضایتی می کرد تا اینکه در خبری مسرت بخش متوجه شدیم که مصطفی به صورت رسمی جدایی خود را از فرقه رجوی اعلام کرده است.

مصطفی بهشتی
به یاد دارم سال ۱۳۸۰ زمانیکه مصطفی وارد تشکیلات مخوف رجوی گردید نوجوانی 18 ساله بود و از آنجاییکه با برادر او مرحوم مرتضی بهشتی هم یگانی بودم وی را سرزنش میکردیم که چرا برادرت را به اینجا آوردی؟! مرتضی اذعان می داشت که من هیچ اطلاعی از آمدن او به اینجا نداشتم. فقط سازمان شماره تلفن خانواده ام را از من گرفته بودند و دیگر هیچ نمیدانم. مرتضی بهشتی از اسارت خود در فضای اختناق و همچنین کشاندن برادرش به آنجا همواره معترض بود. او به دلیل مخالفت ها و اعتراض های مکرر جهت آزادی خودش و برادرش سرانجام در ۱۹ فروردین سال ۱۳۹۰ به مسلخ کشانده شد و به قتل رسید و سران فرقه رجوی وانمود کردند که در درگیری با پلیس عراق کشته شده است.

مصطفی و مرتضی بهشتی
اقدام شجاعانه میلاد در جدایی از تشکیلات عنکبوتی فرقه رجوی مطمئنا باعث شادی روح مادر و برادرش می شود. لازم بذکر است مادر بهشتی نیز قربانی مطامع رجوی گردید و با شنیدن خبر قتل مرتضی و در حسرت دیدار مصطفی به دیار باقی شتافت. جدایی رسمی مصطفی (میلاد) این پیام را به سازمان تروریستی رجوی میدهد که هرگز آزادی که همان استعداد انسانی بشر است و یکی از مقدس ترین استعدادهای هر انسانی است را نمیتوان با پول و حقوق ماهیانه خریداری نمود.
مسئول دفتر انجمن کرج که سالها مصطفی بهشتی و مرحوم برادرش را از نزدیک میشناخته این خجسته رهایی را به شخص وی و خانواده اش و همچنین خانواده بزرگ انجمن نجات شادباش عرض می کند. باشد که دلها شاد گردد.
بیژن
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .