عضو سابق مجاهدین خلق: 23 سال از خانواده ام بی خبر بودم

انجمن نجات مرکز آلبانیسه‌شنبه 8 خرداد 1403

علی محمد رحیمی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در گفتگو با انجمن نجات آلبانی از دلایل خروجش از این سازمان می گوید.

رحیمی بیش از 30 سال از عمر خود را در تشکیلات مجاهدین خلق گذراند و در نهایت در سال 1401 در آلبانی از این گروه کناره گیری کرد و از اردوگاهشان خارج شد.

عضو پیشین مجاهدین خلق، دلیل اصلی جدایی اش را اعمال محدودیت های شدید از سمت فرقه بر روی اعضا عنوان میکند، به خصوص محدودیت ها درباره دیدار و ارتباط با خانواده.

علی محمد رحیمی که اکنون عضو انجمن نجات آلبانیست ، میگوید من 32 سال از خانواده ام بی خبر بودم و تمام فکر و ذکرم خانواده ام بود.

او معتقد است دیگر اعضای حاضر در کمپ آلبانی مجاهدین خلق هم با وجود محدودیت های حاکم بر تشکیلات، می توانند تصمیم بگیرند و به دنیای آزاد قدم بگذارند.ر

پیام مهرداد امیری به خواهرش مهوش امیری در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

انجمن نجات مرکز کرمانشاهسه‌شنبه 8 خرداد 1403

مهرداد امیری برادر خانم مهوش امیری

مهرداد امیری برادر خانم مهوش امیری

خواهرم مهوش سلام ، مهرداد هستم. امیدوارم حالت خوب باشد .

مهوش جان، از آخرین ملاقات مان سالها می گذرد. منظورم روز جدایی من از تشکیلات مجاهدین و آمدن به ایران است.

خواهرم آن موقع ذهنیت من و تو این بود که بیرون رفتن از مناسبات ریسک است و معادل نابودی و به لجن کشیده شدن، اما من آن را به بودن در سازمان ترجیح دادم. یعنی هر وضعیتی و هر شرایطی را به ماندن در فرقه ترجیح دادم و در واقع یک بار با اختیار خودم انتخاب کردم و دیدم همه آن چیزی که در ذهن ما بود ساختگی بود و در واقع کارکرد مغزشویی مجاهدین خلق بود.

اکنون من سالهاست در آرامش و آزادی کامل به انتخاب خودم زندگی می کنم و دیگر لازم ندارم برای کوچکترین کارها که حق طبیعی من است رفتن غذاخوردن و برداشتن یک لیوان آب از کسی اجازه بگیرم.

من تشکیل زندگی دادم و یک زندگی نرمال را مثل میلیون ها هموطنم در کشور خودم دارم و شبها با آرامش میخوابم و دیگر از آن استرس ها وترس و وحشت ها وعدم تایید های فرقه خبری نیست .

امیدوارم اکنون بعد از این همه سال بعد از نبود من در تشکیلات خودت به این فکر افتاده باشی که جای تو دیگر آنجا نیست .

به امید دیدار در خارج از فرقه بسته مجاهدین خلق

برادرت مهرداد

ماهیت روابط خارجی مجاهدین خلق و افشای حقایق پشت پرده رابطه با صدام – قسمت چهارم

علی اکرامیسه‌شنبه 8 خرداد 1403

مسعود رجوی و حزب بعث عراق

مسعود رجوی و حزب بعث عراق

در قسمت قبل به بخش هایی از مکالمات رجوی با صابر الدوری رئیس مخابرات عراق اشاره کردیم و حال در این قسمت به مکالمات رجوی و سپهبد طاهر جلیل حبوش می پردازیم.

سند شماره 2

ملاقات رجوی با سپهبد طاهر جلیل حبوش

عمده ترین مباحث مطرح شده در این ملاقات به موضوع انجام عملیات در داخل ایران برمی گردد که رجوی خطاب به حبوش می گوید: طبق توافق با رئیس جمهور (صدام) قرار شد در هماهنگی با وزیر دفاع علی حسن المجید و طه یاسین رمضان معاون صدام، عملیات در داخل ایران استارت بخورد. آیا شما در جریان هستید؟ چون خط کاری که از طرف رئیس جمهور به ما ابلاغ شده این است که عملیاتی را بعد از انفجار اتوبوس مان توسط ملاها در داخل ایران انجام دهیم!

حبوش: توافق چه بوده است؟

رجوی: ما در گذشته که با اداره امنیت کل ارتباط داشتیم این پیشنهاد را مطرح کردیم آیا موافقید این ارتباط ادامه داشته باشد.

حبوش: وی که قدری از این صحبت رجوی ناراحت شده بود خطاب به رجوی می گوید: من جز ارتباط با مخابرات هیچ ارتباط دیگری را قبول ندارم. تمامی کارها باید از یک کانال انجام شود. در اینجا یکی از افسران مخابرات از حبوش اجازه می خواهد نکته ای را بگوید که بعد از موافقت حبوش ادامه می دهد:

موردی که برادر مسعود (رجوی) به آن اشاره کرد بدین صورت است که گروه هایی از مجاهدین خلق در قالب سه و یا چهار نفره و نه بصورت گروهی، وارد خاک ایران شوند و با خمپاره و یا موشک اهداف خود را مورد حمله قرار دهند و سپس برگردند. کمک های لجستیک و تجهیزات و اطلاعات را ما در اختیار آنها قرار دهیم. حرکت ستونها نباید بصورت نظامی باشد و خودروهایی که بکار گرفته میشود نیز باید غیر نظامی باشد. طبق توافق عملیات برعهده مجاهدین خلق است ولی تمامی ملزومات و تدارکات توسط اداره مخابرات (اطلاعات صدام) می باشد.

حبوش: چگونه این تیم ها از داخل بر می گردند؟

افسر اطلاعات صدام: همانطور که وارد خاک ایران شدند یعنی بصورت انفرادی و یا گروههای کوچک سه و یا چهار نفره به عراق برمی گردند. قربان این جلسه 40 تا 45 روز قبل انجام شد. ما اطلاعات بدست آمده از مناطق مرزی و استراق سمع در تحرکات و گشت های اطلاعاتی در مرز را به مجاهدین اعلام کردیم. مجاهدین خلق همواره در پاسخ به چگونگی انجام عملیات های تروریستی در داخل ایران ادعا داشتند که تمامی این عملیات ها بصورت مستقل و بدون هیچ گونه حمایتی از طرف رژیم صدام صورت گرفته است. که نمونه های آن انجام عملیات هایی موسوم به راه گشایی بود که در اذهان نیروها جا انداخته بودند که گویا سازمان وارد تغییر فاز شده و در حال حاضر خط تاکتیکی مقدم انجام عملیات پراکنده راه گشایی است.

طبق اظهارات کارشناسانه افسر امنیتی صدام تمامی مراحل عملیات در داخل ایران توسط عراقی ها صورت می گرفته و مجاهدین خلق بعنوان سربازان و ماموران آنها دست به عمل می زدند، این گفته حبوش در همین مذاکرات قابل توجه است که خطاب به رجوی می گوید تا زمان انتخاب سوژه ها و اهداف بعدی دست به هیچگونه عملی نزنند وحبوش سپس از رجوی سوال می کند که آیا اهداف بعدی را انتخاب کردید؟

رجوی دو برگ حاوی اهداف عملیات در مرز و عمق را به حبوش می دهد و می گوید: 29 هدف را در نظر گرفته ایم. حبوش در اینجا از رجوی سوال می کند که آیا مجاهدین خلق توانایی آن را دارند که از مرز پاکستان دست به عملیات بر علیه ایران بزنند؟ رجوی پاسخ می دهد ما حدود سه سال است که در مرز پاکستان فعالیت می کنیم ولی نتوانستیم دست به عملیات بزنیم، حبوش می پرسد چه وقت می توانید عملیات کنید؟ رجوی پاسخ می دهد ما آمادگی کامل داریم. گروه های ما آماده اعزام بداخل ایران هستند.

یکی از افسران مخابرات خطاب به حبوش می گوید: در حال حاضر اعزام تیم به داخل مستلزم هماهنگی با ارتش و جمع آوری اخبار از منابع است که حدود 7 تا 10 روز زمان می برد. باید تحقیقات ما کامل شود تا بتوانیم تیم های مجاهدین خلق را بداخل منتقل کنیم.
در اینجا حبوش با وزیر دفاع تماس می گیرد و برای دیدار رجوی با وزیر دفاع هماهنگی می کند. به رجوی می گوید: بعد از دیدار با وزیر دفاع یک ملاقات هم با استاد طه یاسین رمضان معاون رئیس جمهور برایش هماهنگ می کند.

در این قسمت از ملاقات، رجوی در رابطه با اعضای منتقد و خواهان جدایی از حبوش تعیین تکلیف می کند و از او می پرسد، قبلا توافق کرده بودیم برخی از اعضا را به ایران برگردانیم. این افراد کسانی هستند که دیگر نباید پیش ما باشند. افرادی هستند که بلحاظ امنیتی به آنها شک امنیتی داریم! این توافقی بوده که بین ما و شما قبلا صورت گرفته بود.

حبوش می پرسد که برای فرستادن آنها به ایران چه مشکلی دارید؟ رجوی پاسخ می دهد ما نمی خواهیم اطلاعات آنها به مقامات ایران داده شود، برخی از آنها مامورین رژیم ایران بوده اند.

حبوش می گوید پس آنها اگر نیروهای نفوذی ایران بوده اند، به ما تحویل بدهید تا تعیین تکلیف کنیم.

این ها نمونه هایی از رذالت و ناجوانمردی های رجوی است که در این ملاقات مشخص میشود. این نحوه برخورد را در هیچ حزب و گروهی نمی توانید پیدا کنید که گروهی اعضای خود را به هر دلیلی که دیگر خواهان ادامه مبارزه نیستند و بدنبال زندگی شخصی هستند را به دولتی تحویل دهند که چند دهه با آن بصورت مسلحانه مبارزه کرده اند. هدف رجوی از تحویل اعضای ناراضی به دولت ایران سوختن آینده سیاسی آنها بود تا بتواند مارک مزدوری به آنها بزند و یا در صورت اعدام نان شهید بودنشان را بخورد…

ادامه دارد…

علی اکرامی

گزارش سیزدهمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق

هرگونه صدور اوراق شناسایی برای متهمان پرونده سرکردگان گروه تروریستی مجاهدین خلق خلاف قوانین پلیس بین‌الملل است

خبرگزاری میزانسه‌شنبه 8 خرداد 1403

گزارش تصویری از جلسه دادگاه محاکمه سران مجاهدین خلق در تهران

دادگاه محاکمه سران مجاهدین خلق در تهران

سیزدهمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به مجاهدین خلق و همچنین ماهیت این سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی، امروز سه‌شنبه (۸ خرداد ماه) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین “دهقانی” و مستشاران دادگاه “مرتضی تورک” و “امین ناصری” و “وزیری” نماینده دادستان در مجتمع قضایی امام خمینی به صورت علنی آغاز شد.

قاضی دهقانی در ابتدای جلسه دادگاه بیان کرد: با توجه به اتمام قرائت کیفرخواست، دادگاه در حال استماع شکایات شُکات توسط وکلای آن‌ها است. اتهاماتی در قالب کیفرخواست به یک سازمان وارد شده است که اساس این سازمان لطمه زدن به انقلاب اسلامی بوده است.

وی با بیان اینکه اهداف پلیس بین‌الملل ایجاد امنیت عمومی در دنیا، مبارزه با تروریسم و تحت تعقیب قرار دادن مجرمین و استرداد آن‌ها است، گفت: این دادگاه برابر مقررات قانونی مبادرت به صدور اعلان قرمز برای متهمان کرده است. امروز به تمام کشور‌های میزبان متهمان این پرونده اعلام می‌کنم این متهمان تحت تعقیب پلیس بین‌الملل قرار دارند و هرگونه صدور اوراق شناسایی، هویت و یا تسهیل روادید متهمان این پرونده توسط دولت‌های میزبان خلاف قوانین پلیس بین‌الملل است؛ لذا به تمام کشور‌هایی که قوانین پلیس بین‌الملل را پذیرفته‌اند اعلام می‌کنیم با پلیس بین‌الملل همکاری و برای تأمین امنیت مردم خود اقدام کنند.

در ادامه وکیل شُکات با اجازه قاضی در جایگاه قرار گرفت و گفت: از قوه قضاییه تشکر می‌کنم که امکانی را فراهم کرده است تا جنایت‌های گروه تروریستی مجاهدین خلق مورد رسیدگی قرار بگیرد. جنایت‌هایی که علیه ۱۷ هزار نفر ایرانی صورت گرفته است و باید ۱۷ هزار دادگاه در این رابطه تشکیل و ۱۷ هزار رای صادر شود. دادگاه باید هر مورد را به تفصیل بررسی کند.

قاضی در پاسخ به وکیل شُکات گفت: دادگاه با صبر و حوصله با جنایت‌هایی که در طول ۴۰ سال گذشته رخ داده، رسیدگی می‌کند.

وکیل شکات بیان کرد: تمام دنیا شاهد جلسات این دادگاه است. امروز می‌خواهم در مورد کشتار‌های داعش‌گونه مجاهدین خلق صحبت کنم این کشتار‌ها هم ریشه حقوقی، هم ریشه سیاسی و اعتقادی دارد. کتاب‌هایی امروز به دادگاه ارائه شده که اسنادی مهم از اقاریر خود اعضای گروه مجاهدین خلق نسبت به جنایاتی که انجام داده‌اند، در آنها آورده شده است. از جمله این کتاب‌ها نشریه مجاهد است.

در ادامه قاضی درخواست کرد که این کتاب‌ها صورت‌جلسه شوند.

وکیل شُکات بیان کرد: ناشر تمام این کتاب‌ها سازمان مجاهدین خلق است. سازمان مجاهدین در قبال همکاریی که با رژیم صدام می‌کرده پول‌های کلان و نفت دریافت می‌کرده و در ازای این پول‌ها علیه رزمندگان ایرانی جنایاتی انجام می‌دادند که فیلم‌هایی در این رابطه وجود دارد.

در ادامه دادگاه، کلیپی در رابطه با جنایت‌های گروه مجاهدین خلق نسبت به اُسرا و رزمندگان ایرانی پخش شد.

محمدی، وکیل متهمان بیان کرد: از ابتدای قرائت کیفرخواست موضوعاتی خارج از کیفرخواست در رابطه با متهمان بیان می‌شود. در جلسه گذشته یکی از کارشناسان موکلان بنده را مُلحد خطاب کردند. در صورتی که موکلان بنده حداقل در ظاهر اسلام را قبول دارند؛ در طول دادگاه به وکلای متهمان اجازه صحبت داده شود.

قاضی دادگاه در پاسخ به وکیل متهم گفت: در ادامه به وکلای متهمان اجازه صحبت دادگاه می‌شود. زمانی که کارشناسی به دادگاه دعوت می‌شود فقط نظر کارشناسی خود را مطرح می‌کند و بعد از آن به وکلا اجازه دفاع داده می‌شود؛ نظر کارشناسی با نظر دادگاه متفاوت است.

در ادامه وکیل شُکات گفت: سازمانی که خود را مجاهد خلق معرفی می‌کند تا کنون هیچ اقدامی در رابطه با جنایات رژیم صهیونیستی و داعش انجام نداده است.

صداقت، کارشناس مسائل اعتقادی با اجازه قاضی خواست تا در جایگاه قرار بگیرد.

صداقت گفت: ما خشونت غیرعادی در اعمال اعضای سازمان مجاهدین خلق می‌بینیم. این سازمان در مقاطع گوناگون رفتار و اعمالی داشته که خشونت در آنها مشاهده می‌شود و باید بررسی کنیم که منشا این خشونت کجاست.

وی ادامه داد: کتاب “شناخت” کتاب اول ایدئولوژیک این سازمان است؛ این کتاب مجموعه سخنرانی”مسعود رجوی” در دانشگاه تهران بعد از پیروزی انقلاب است و هر فردی که عضو این سازمان می‌شد باید این کتاب را مطالعه می‌کرد. این کتاب عنوان می‌کند که خدایی که ما قبول داریم یک خدای مادی است. ما با توجه به کتاب‌های خودِ همین سازمان مبانی فکری آنها را بررسی می‌کنیم.

این کارشناس مسائل اعتقادی بیان کرد: کارهای این گروه را تنها می‌توان با کارهای داعش مقایسه کرد؛ “مریم رجوی” صراحتا اعلام کرده است که ما خدای آخوندها را قبول نداریم. اعضای این گروه در زمان پیروزی انقلاب خودشان را به عُلمایی مانند آیت‌الله طالقانی منتسب می‌کردند. چرا آن زمان اعلام نمی‌کردند که خدای آیت‌الله طالقانی را قبول ندارند؟

وی بیان کرد: “حسین احمدی روحانی” از سران سازمان بود که در اظهارات این فرد آمده است که “آنچه را که سازمان به عنوان ایدئولوژی اسلامی موردنظر داشت، دارای ویژگی‌هایی بود که در جریان رشد و اصلاح تکامل خود بیانگر طرز تفکر و عقیده خاصی در اسلام است و در حقیقت با اسلامی که از سوی فقهای برجسته اسلام معرفی می‌شود، تفاوت اساسی دارد.” در جای دیگر حسین احمدی روحانی می‌گوید:”اسلام و حقیقت آن بعد از دوران صدر اسلام دچار انحرافات اساسی شده است”.

صداقت گفت: “مریم قجر” ازدواجی می‌کند که در آن موارد اسلامی در آن رعایت نشده است. آیا این گروه اسلامی جدیدی معرفی کرده‌‌اند؟

وی بیان کرد: سازمان مجاهدین در رابطه با غیبت حضرت مهدی (عج) صحبتی نکرده لذا به آن اعتقادی نداشته و موضوع معاد را جسمانی می‌داند. استفاده از متون کمونیستی در سازمان متداول بوده است به گونه‌ای که کتاب‌های”چهار مقاله فلسفی مائو”، “ماتریالیسم دیالکتیک”، “ماتریالیسم تاریخی استالین” و “ژئوپلیتیک گرسنگی دوکاسترو” و کتاب “اقتصاد” نوشته پورهمایون از کتب اصلی این سازمان بودند.

کتاب شناخت پیاده شده سخنرانی مسعود رجوی در دانشگاه تهران است و در دو سوم این کتاب به توضیح “ماتریالیسم دیالکتیک” و “ماتریالیسم تاریخی” پرداخته شده است. افرادی که در این سخنرانی‌ها شرکت داشتند از سران رده بالای سازمان بود‌ند و این سخنرانی‌ها نشان می‌دهد که اعضای سازمان به خدا اعتقاد نداشتند.

وی افزود: در کتاب “تبیین جهان” به کرات نام خدا آورده شده و در این کتاب آمده است که ما به جهان سه عنصری اعتقاد داریم که جزو اعتقادات ماتریالیسم است.

این کارشناس در رابطه با اقدامات همراه با خشونت گروه مجاهدین خلق گفت: اعضای این سازمان پوست یک انسان را می‌کنند و به وحشیانه‌ترین حالت ممکن سلاخی می‌کنند و اسم این کار را مهندسی می‌گذارند! اسم واحد شکنجه را واحد مهندسی می‌گذارند؛ همانند ساواک که یک واحد مخصوص شکنجه داشت آن‌ها واحدی به نام مهندسی داشتند.

صداقت ادامه داد: برخی از افراد را به جرم مذهبی بودن و یا داشتن محاسن می‌کشتند. ۱۷ هزار نفر کشته شده‌اند و صدها هزار نفر دیگر را در عراق به کمک صدام کشته‌اند.

این کارشناس مسائل اعتقادی اظهار کرد: جهان‌بینی این گروه یک جهان‌بینی ماتریالیسمی است. مبنای اخلاق ماتریالیسمی نفع‌محور و منفعت‌نگر است و حرمت ذاتی برای انسان قائل نیست.

در ادامه دادگاه یک ویدئو از جنایت‌های فجیع سازمان مجاهدین خلق با سربازان وطن که در اسارت آنها در عراق بودند، پخش شد.

صداقت با بیان اینکه آنها به سران خود همچون “شریف واقفی” نیز رحم نکرده‌اند و وحشیانه او را کشتند، سوزاندند و تکه تکه کردند، گفت: بدون مجاهدت رزمندگان معلوم نبود آنها که به خودشان رحم نکردند چه جنایت‌هایی علیه مردم ما انجام می‌دادند.

صداقت با بیان اینکه اینها مبانی فکری ماتریالیسمی داشتند که اخلاق ماتریالیسمی نیز پیدا کردند، گفت: همان کاری را کردند که استالین کرد.

وی در ادامه با ذکر مثالی از “نهرو” در مورد کشورهایی که اخلاق ماتریالیسمی دارند گفت: گاندی به من گفت قبل از سفر به لندن فکر می‌کردم آنها فقط با ما هندی‌ها و جهان سومی‌ها مثل حیوان رفتار می‌کنند اما وقتی به آنجا رفتم دیدم مردم آنجا هم اگر در مقابل کارتل‌ها قرار بگیرند با آنها نیز چنین رفتاری می‌کنند.

وی در ادامه گفت: “عبدالرضا نیک‌بین” از بنیان‌گذاران مجاهدین خلق و هسته اولیه آن قبل از وفات مصاحبه می‌کند و می‌گوید: ” تغییر ایدئولوژی سازمان نتیجه یک بحران اخلاقی بود که مجاهدین دچار آن شدند، انسان باید برای خود یک چارچوب اخلاقی داشته باشد اگر انسانی فاقد این باشد دچار بحران می‌شود و توان درک پیچیدگی‌های مسائل اجتماعی را از دست می‌دهد چون نمی‌تواند این ناتوانی را پر کند ممکن است به جنایت منتهی شود”. دقیقا نیک‌بین عنوان می‌کند که چه اتفاقاتی رخ داده است که سازمان مجاهدین دست به جنایت زدند.

صداقت با بیان اینکه مجاهدین “ماکیاولیسم” بودند و نتیجه ترکیب ماکیاولیسم و ماتریالیسم، فجایعی می‌شود که توسط مجاهدین انجام شده است، گفت: در تاریخ ۱۵۰ و ۲۰۰ سال گذشته می‌بینیم استعمار خصوصاً انگلستان فرقه‌هایی را در عالم اسلام ایجاد کرد که اولین فرقه آن وهابیت در اهل تسنن بود؛ در شیعه نیز در کشورمان با شیوه‌هایی همچون بابیت و بهائیت ادامه پیدا کرد.

وی در ادامه با بیان اینکه وجه مشترکی بین این چند فرقه خاص که استعمار ایجاد کرد وجود دارد، گفت: این فرقه‌ها هم ماتریالیسمی و هم خشن هستند یعنی در جنبه نظری، مادی‌گرا و در عمل خشن هستند.

صداقت با طرح این سوال که چرا استعمار اقدام به تشکیل این فرقه‌ها کرده است، گفت: یکی از دلایل آن نشان دادن چهره خشن از دین و نامعقول از دین بود.”محمد بن عبدالوهاب” معتقد بود که کسی که انکار کند خدا جسم است افترا به خدا بسته و بدعت بر او گذاشته است.

وی گفت: از دل وهابیت داعش پیدا شد، داعش به صورت رسمی زاییده وهابیت است آنها خود را وهابی اصیل می‌دانند که جنایات آنها را در این سال‌ها شاهد هستیم.

صداقت گفت: بابیت توسط “علی‌محمد باب”، ایجاد شد و این فرد خود را خدا معرفی کرد.

وی گفت: پس از آن “حسینعلی نوری” بهاییت را ایجاد کرد و به جایی رسید که ادعای خدایی کرد‌.

صداقت بیان کرد: مبانی فکری گروه مُلحد رجوی ماتریالیسمی است.”فاطمه فرشچیان” یکی از سران سازمان در کتاب “سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام” با استنادات خود مسعود رجوی را این گونه تقدیس می‌کند: “خدا را سپاس که تو را شناختم و گرنه به گفته پیامبر اگر امام زمان خود را نمی‌شناختم در جاهلیت مرده بودم”.

وی ادامه داد: در صفحه ۱۶ نشریه مجاهد شماره ۲۵۰ که ارگان رسمی سازمان مجاهدین خلق است، زیارتنامه‌ای با این عبارت “السلام علیک یا مسعود، السلام علیک یا مریم، السلام علیک یا وارث امیرالمومنین، السلام علیک یا فاطمه الزهرا” چاپ شده است.

قاضی بیان کرد: یعنی زیارت وارث که برای خاص امامان معصومه است برای مسعود رجوی و مریم رجوی چاپ شده است؟

صداقت در پاسخ گفت: بله ما با چنین افرادی طرف هستیم که مسعود رجوی را به امامت زمان کشانده بودند.

وی در ادامه گفت: به‌طور کلی می‌خواهم بگویم فرقه رجویه دقیقاً شباهت به فرقه‌های ساخته شده توسط استعمار دارد.

قاضی در ادامه گفت: آیا شما معتقدید که اشتراکات رفتاری و اعتقادی میان این فِرَق وجود دارد؟

صداقت گفت: این فرقه‌ها به لحاظ اعتقادی مبانی نظری ماتریالیسمی و از نظر مبانی عملی خشونت را سرلوحه خود قرار دادند.

وی بیان کرد: وحشی‌ترین گروهی که در این سال‌ها در دنیا شکل گرفت داعش بود، مریم رجوی به صراحت می‌گوید ما و داعش یک حقیقت مشترک هستیم که در کلیپی که در ادامه پخش می‌شود شاهد این موضوع خواهیم بود.

در ادامه وکیل شُکات گفت: سازمان مجاهدین خلق یک سازمان تروریستی است و گروه‌های تروریستی در جوامع بین‌المللی منفور هستند. حتی کشور‌های غربی و آمریکا قوانینی در مقابله با تروریسم وضع کرده است.

وی در ادامه در بحث تبیین موضوع تروریسم گفت: در کیفرخواست صادره متهم ردیف اول گروه تروریستی مجاهدین خلق ذکر شده است. به نظر می‌رسد تبیین ماهیت تروریستی این گروه و اینکه گروه مذبور با توجه به مبانی نظری موضع‌گیری‌ها، اقدامات و اعمال مجرمانه مرتکب شده و مصداق گروه مجرمانه تروریستی است، امری ضروری است.

وی گفت: باید ابتدا مفهوم تروریسم در حقوق بین‌الملل و داخلی مورد واکاوی قرار گیرد و سپس با بررسی مبانی فکری و ایدئولوژیک گروه مجاهدین خلق و همچنین جنایات و اقدامات تروریستی گروه مزبور و تطبیق آن با مفهوم تروریسم به تبیین ماهیت تروریستی گروه مجاهدین خلق بپردازیم. موارد متعددی از جنایات و اقدامات تروریستی وجود دارد که توسط اعضای گروه مزبور انجام گرفته است و گروه در نشریه منتسب به خود با عنوان نشریه مجاهد مسئولیت آن را پذیرفته است. علی رغم اینکه متاسفانه در کیفرخواست ذکر نشده است یکی از تقاضا‌ها این است که تحقیقاتی انجام شده و این موضوع گنجانده شود.

در ادامه قاضی گفت: کیفرخواست مملو از استنادات به نشریه مجاهد است.

وکیل شُکات ادامه داد: با نگاهی به اسناد بین‌المللی و همچنین موضع‌گیری‌های سازمان‌ها و نهاد‌های بین‌المللی می‌توان دریافت که مراجع مذکور صرفاً گروه‌های داعش و القاعده را به عنوان تروریسم شناخته و تمهیدات حقوقی خود را معطوف به گروه‌های مزبور کرده‌اند. این در حالی است که با کمی مداقه در مورد نوع جنایات گروه مجاهدین خلق می‌توان گفت که ریشه‌های اعتقادی و ایدئولوژیکی مجاهدین خلق با بابیت و بهائیت همسان است.

این وکیل بیان کرد: ایدئولوژی و تفکر وهابیت و تکفیری در مجاهدین خلق موجب شده است تا جنایاتی داعش گونه علیه شهروندان ایرانی و حتی در مواردی علیه شهروندان دیگر کشور‌ها همچون مردم عراق انجام دهند.

وی افزود: همانگونه که در ابتدای لایحه اعلام شد اثبات تروریستی بودن گروه مجاهدین خلق مستلزم آن است که به بررسی مفهوم تروریسم در حقوق بین‌الملل و حقوق داخلی و در مرحله بعد با توجه به نوع اقدامات گروه مذبور به تطبیق مفهوم تروریسم بر این گروه و تبیین ماهیت تروریستی بپردازیم.

وکیل شکات گفت: با استناد به موازین حاکم بر حقوق بین‌الملل می‌توان نتیجه گرفت که در حال حاضر تعریف واحدی از مفهوم تروریسم در عرصه بین‌المللی وجود ندارد. اسناد بین‌المللی منطقه‌ای به تناسب در مواردی به تعاریف تروریسم پرداختند که تروریسم را شامل اعمال مجرمانه‌ای دانستند که همراه با ایجاد رعب و وحشت در میان مردم بوده و قصد آن در اغلب موارد بی‌ثبات‌سازی در ساختار‌های سیاسی و اجتماعی است؛ از جمله آن می‌توان به کنوانسیون پیشگیری و مقابله با تروریسم، سازمان وحدت آفریقا، کنوانسیون سازمان کنفرانس اسلامی در مورد مقابله با تروریسم بین‌المللی، معاهده همکاری میان کشور‌های مشترک‌المنافع در مقابله با تروریسم، کنوانسیون شورای همکاری خلیج فارس، کنوانسیون مربوط به مقابله با تروریسم در آفریقای مرکزی اشاره کنیم.

در ادامه یکی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق با اجازه قاضی در جایگاه قرار گرفت و در مورد وحشت آفرینی و ترور در سازمان مجاهدین خلق گفت: این اقدامات خشونتی سازمان نه منحصر به جمهوری اسلامی و نه منحصر به یک زمان خاص است. من ۲۲ سال عضو سازمان بودم و تجربه زیستن با اعضای آن را دارم. هیچ زمانی مشاهده نکردیم که مریم رجوی به سوال خبرنگاری پاسخ دهد مگر اینکه سوالات از پیش تعیین شده و خبرنگار عضو سازمان باشد.

وی ادامه داد: در اوایل انقلاب مشاهده می‌کردیم که سازمان مجاهدین با لشکرکشی خیابانی قصد داشتند دیده شوند. مسعود رجوی معتقد بود اگر اعضای سازمان فقط در خیابان‌ها تردد کنند همان لحظه دیده و از ذهن مردم پاک می‌شوند، اما اگر خشونتی رخ دهد و خونی ریخته شود مردم تا چند روز از حضور مجاهدین صحبت می‌کنند و دیرتر فراموش می‌شوند. در برهه‌ای که دیگر این خشونت‌ها راه به جایی نبَرد، مسعود رجوی تئوری ترور سران و سر انگشتان انقلاب را مطرح کرد. مسعود رجوی معتقد بود قدرت را باید به هر طریق به دست آورد.

این عضو جدا شده از سازمان مجاهدین خلق ادامه داد: تمرین‌های نظامی سازمان در عراق در روستا‌هایی انجام می‌شد که هوادار جمهوری اسلامی بودند و رژیم صدام به مجاهدین خلق گفته بود که اگر می‌خواهید عملیات نظامی واقعی انجام دهید، در این روستا‌ها انجام دهید و جنایات سازمان منحصر به مردم ایران نبود. در عملیات مرصاد مسعود رجوی زمانی که مردم در حال فرار بودند علیه سازمان شعار دادند و اعضای سازمان شروع به تیراندازی به سمت مردم کردند که یک نفر هم کشته شد. همان زمان مردم از ترس شعار خود را تغییر دادند و شعار “درود بر رجوی” را فریاد زدند. بعد از این عملیات مسعود رجوی بار‌ها در سخنرانی‌های خود اعلام کرد که خشونت قدرت و هوادار به همراه دارد و ما از این قدرت کم استفاده کرده‌ایم.

این عضو جدا شده از سازمان گفت: سازمان نسبت به اعضای خود هم خشونت داشت؛ زمانی که سازمان نسبت به من مشکوک شد، بنده را ۷ ماه زندانی و شکنجه کرد مانند کشیدن ناخن و سوراخ کردن دندان با مته.

وی گفت: در یک برهه زمانی سازمان به اعضا مشکوک شد و آن‌ها را می‌کشت و ادعا می‌کرد که جمهوری اسلامی کشته است. بعد از دستگیری من، سازمان دیگر به من اعتماد نداشت و اجازه حضور در جمع اعضا را نمی‌داد.

این عضو جداشده سازمان بیان کرد: در زمانی که در زندان بودم، بنده را سر و ته آویزان کردند و غذا را روی زمین می‌ریختد و دندانم را سوراخ و سیم داخل آن می‌کردند. در خارج از کشور هم به اعضای جداشده سازمان حمله کردند. زمانی که پلیس فردی که به اعضا حمله کرده بود را دستگیر کرد، اعتراف کرد که برای این کار پول دریافت کرده است.

در ادامه کوشکی کارشناس مسائل امور بین‌الملل در جایگاه قرار گرفت.

کوشکی گفت: نشریه “مجاهد” به‌عنوان ارگان رسمی سازمان جزو مستندات است اما روندی که این نشریه طی کرده است را با توجه به پژوهشی که داشته‌ام باید توضیح دهم.

وی گفت: نشریه مجاهد متعلق به سازمان مجاهدین از سال ۵۸ آغاز به فعالیت کرد و این نشریه به عنوان اقاریر صریح متهم حقوقی قابل استناد است و مسعود رجوی در آن اشاره می‌کند که فاز نظامی سازمان از سوم خرداد ۶۰ آغاز شده و تا سال ۶۱ طول کشیده است .

وی ادامه داد: مسعود رجوی در این نشریه اعلام کرده است که اول شاه مهره‌ها را مورد هدف و بعد از آن تنه سرکوب‌گر (سرانگشتان رژیم) را مورد هدف قرار دادیم.

وی گفت: رجوی اشاره می‌کند در شهریور سال ۶۱ حدود ۶۰۰ نفر را به تعبیر خودش به هلاکت رسانده‌اند. همچنین در شماره ۱۳۴ این نشریه می‌گوید از آغاز مرحله دوم مقاومت تا کنون بیش از هزار تن از ایادی رژیم نابود شدند که ۲۸ نفر از سپاه پاسداران بودند.

کوشکی بیان کرد: اغلب افرادی که ترور شدند از مردم عادی جامعه بودند. سازمان در نشریه خودش روش‌های مختلف خشونت را آموزش و ترویج می‌دهد. به عنوان مثال در شماره ۱۳۷ نشریه روش عملیات کمین در جنگل را آموزش می‌دهد و عنوان می‌کند با همین روش در مهرماه سال ۶۱ فرمانده ژاندارمری استان مازنداران را در جاده کیاسر به ساری ترور کردیم.

این کارشناس گفت: همچنین در شماره ۱۵۶ نشریه مجاهد در مورد نحوه ترور فردی به نام “حاجی احمدی” توضیح داده است. رجوی می‌گوید در فاز اول به سراغ مهره‌هایی رفتیم و در نشریه مجاهد به نحوه ترور شهید کچویی نیز اشاره شده است. وقتی یک سازمانی با جزئیات ترور‌ها را توضیح می‌دهد به معنی اقرار است. همچنین در این نشریه نحوه ترور شهید قدوسی، شهید مدنی و شهید هاشمی‌نژاد نیز تشریح شده است. در شماره ۱۳۰ نحوه ترور شهید دستغیب در شیراز را تشریح کرده است.

وی در مورد عملیات ترور شهید لاجوردی گفت: در شماره ۴۵۰ نشریه مجاهد نوشته شده است فردی به نام “علی‌اکبر اکبری” در بازار تهران به سمت شهید لاجوردی تیراندازی کرده است.

این کارشناس گفت: سازمان در چندین شماره به ترور شهید صیاد شیرازی پرداخته است و از عبارت “قاتل مجاهدین” در مورد این شهید استفاده کرده است. در شماره‌های دیگر نشریه به ترور مردم عادی اشاره شده است.

در ادامه وکیل متهمان در جایگاه قرار گرفت و گفت: در چند جلسه گذشته وکلای شکات صحبت کردند، اما اعلام نکردند که در مورد کدام عنوان اتهامی صحبت می‌کنند.

در ادامه نماینده دادستان گفت: دادگاه انگلیس تا کنون حکمی در مورد تروریستی بودن سازمان صادر نکرده است که مانع رسیدگی دادگستری تهران به این پرونده شود. وزارت امور خارجه انگلیس رأی در مورد عدم حضور مریم رجوی به این کشور صادر کرد که به این حکم اعتراض شد و مریم رجوی بعد‌ها به این کشور سفر کرد. در دادگاه فرانسه نیز حکمی علیه این سازمان صادر نشده است.

در ادامه وکیل شکات بیان کرد: در نشریه مجاهد اسامی قربانیان ترور آمده است و باید داخل کیفرخواست اسامی قربانیان ترور نوشته شود.

قاضی در پاسخ گفت: این اعتراض را قبول نداریم، زیرا به نشریه استناد شده است و باید اسامی قربانیان در قالب یک لایحه به دادگاه ارائه شود تا نماینده دادستان در مورد آن‌ها توضیح دهد.

در پایان قاضی ختم جلسه را اعلام کرد و گفت: جلسه بعدی دادگاه ۲۲ خردادماه برگزار می‌شود.

نامه علی نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی

انجمن نجات مرکز اراکدوشنبه 7 خرداد 1403

برادر محمد جعفر نجفی

برادر محمد جعفر نجفی به همراه فرزندش

محمد جعفر برادرم سلام

خوبی؟ سلامتی؟ عکسی را که می بینی من و پسرم هستم. امیدوارم عکس ما را ببینی. ببین خانواده و فرزند همه جزو شیرینی های زندگی هستند. انسان بدون خانواده چگونه از زندگی لذت می برد؟ خانواده و در کنار آنها بودن یکی از موهبت های الهی است. حیف نیست بهترین دوران زندگی خودت را در کمپ های بسته مجاهدین خلق تلف می کنی؟ در آن کمپ بسته به چه آینده ای دلت را خوش کرده ای؟ محمد جعفر چشمانی که چندین سال به واقعیت ها بسته ای باز کن و ببین اطرافت چه می گذرد؟ پدر و مادرت خیلی نگران شما هستند و آرزو دارند شما به آغوش آنها برگردی.

انسان زمانی معنی و مفهوم آزادی را می فهمد که خودش آزاد باشد. و متاسفانه شما در آن کمپ آزاد نیستید. اگر بر این عقیده هستی که آزاد هستید چرا با خانواده ات تماس نمی گیری . برادرم محمد جعفر آن کلاهی که بر سرت گذاشتند را بردار و ببین چه به روز خودت آوردی . خانواده همیشه به فکر شما هستند. همگی منتظریم تا به زودی به نزدمان برگردی.

برادر جان برگرد و از زندگی آزاد لذت ببر

برادرت – علی

علی مدد جان باز هم برایت نامه می نویسیم

انجمن نجات مرکز زنجاندوشنبه 7 خرداد 1403

خانواده علی مدد صادقی

خانواده علی مدد صادقی

علی مدد جان سلام

به رغم آن که می دانیم سران مجاهدین اجازه نخواهند داد تا شما از متن نامه ارسالی ما آگاه باشید، ولی برای ثبت در تاریخ و برای آن که بدانی هرگز از یاد و خاطر ما فراموش نشدی تا هر زمانی که لازم باشد از نوشتن نامه و هر اقدام دیگر که منجر به آزادی ت شود خسته نخواهیم شد.

امید است با درک عمیق از شرایط سختی که کلیت مجاهدین خلق را در عرصه های سیاسی، اجتماعی ، فرهنگی و …در برگرفته و پیگیری محاکمه سران این فرقه که با جدیت ادامه دارد و افکار عمومی جامعه کشور آلبانی تماما بر ضد مجاهدین خلق می باشد، همچون سایر دوستانت مسیر زندگی خود را از مجاهدین جدا کرده و آینده و سرنوشت خود را بدون دخالت مجاهدین انتخاب نمایی . ما همیشه در کنار تو خواهیم بود و برای آزادی ات با دل و جان تلاش می کنیم.

به امید آزادی

خانواده علی مدد صادقی

4 دهه تحلیل های غلط، رجوی را به اینجا کشاند

حمید دهدار حسنیدوشنبه 7 خرداد 1403

مریم و مسعود رجوی

دیکتاتوری حاکم در تشکیلات فرقه ی دست ساز مریم و مسعود رجوی

تلویزیون فرقه مجاهدین خلق بعد از خبر درگذشت رئیس جمهور ایران، پیامی از سوی رجوی که باز در آن تحلیل های کهنه شده خود را تکرار می کند، پخش نمود. که نشان می دهد این مردک اگرهم زنده باشد نتوانسته تحولات دنیای بیرون و بخصوص جامعه ایران را فهم کند. وی از سال 60 بعد از هر اتفاقی که در ایران روی داده است، بر اساس خواب و خیال های خودش شروع به تحلیل های توخالی از تحقق سرنگونی می کند! مثلا خرداد سال 60 تظاهرات بقول خودش میلیونی راه انداخت تا به زعم خودش کار حکومت را یکسره کند، وقتی نشد بعد از آن از طریق عوامل نفوذی خود دفتر حزب جمهوری و مدتی بعد دفتر ریاست جمهوری را منفجر کرد که دراین انفجارها بهشتی و رجایی و باهنر جان باختند و رجوی تحلیل کرد که حکومت بی آینده شد و کمرش شکسته و بزودی سرنگون می شود و بدنبال آن در مهر 60 با آوردن نیروهای مسلح خودش به خیابان ها مثلا می خواست کار حکومت را یکسره کند و اما نه تنها هیچکدام از تحلیل های او محقق نشد بلکه مدتی بعد خودش مجبور به فرار از ایران شد و تشکیلاتش در ایران متلاشی شد .

او بعد از رفتن به فرانسه روی حمایت های گسترده اروپایی ها از صدام در جنگ تحمیلی حساب ویژه ای باز کرده بود و تحلیل می کرد که بزودی کار حکومت ایران تمام است. برهمین اساس در سال 65 خود به همراه تعدادی از هوادارانش را به خط مقدم برعلیه ایران و در کنار صدام رساند تا به زعم خود با حمایت صدام بعد از یکسره کردن حکومت نوپای ایران، قدرت را در ایران بدست گیرد. اما در نهایت جنگ به پایان رسید و صدام هم نتوانست خواب های رجوی را عملی کند .

او بعد از اعلام فوت آیت الله خمینی برای نیروهایش تحلیل کرد و گفت جنگ قدرت در ایران بالا خواهد گرفت و درگیریهای درونی شروع خواهد شد که شما باید برای رفتن به ایران و انجام عملیات سرنگونی آماده شوید، رجوی همین تحلیل غلط خود را به خورد صدام هم داده بود تا بتواند از امکانات ارتش او استفاده کند اما وقتی خبری از تحقق چرندیات رجوی نشد، صدام هم اجازه حرکتی به نیروهای رجوی نداد. در سال 82 وقتی صدام توسط آمریکا سرنگون شد، رجوی باز تحلیل کرد که آمریکا به ایران هم حمله خواهد کرد و ما می توانیم ازاین فرصت برای تحقق سرنگونی استفاده کنیم و وارد عمل شویم که درنهایت هیچکدام ازاین تحلیل های خیالی رجوی محقق نشد و در آخر خودش مخفی شد و تمامیت فرقه اش از عراق اخراج شدند.

بعد از استقرار فرقه مجاهدین در آلبانی به مرور موج یاس و نا امیدی در بین اعضا بالا گرفت، بطوریکه تعداد زیادی توانستند از تشکیلات جدا و خود را به کشورهای اروپایی برسانند و برخی هم درآلبانی مشغول زندگی خود شوند. سرکردگان فرقه که خطر فروپاشی تشکیلات خود را احساس کردند، در ابتدا نیروها را در قلعه مانز در آلبانی محبوس کردند و بعد به زعم خود برای روحیه دادن به آنها انواع ترفند ها ازجمله آوردن برخی مقامات اروپایی و آمریکایی را به مقر مجاهدین در مانز در دستور کار قرار دادند. و با برپا کردن کنفرانس های هزینه بر بی خاصیت و توسل به کشورهای دشمن با ایران مثل رژیم صهیونیستی و همچنین با برگزار کردن نشست های مستمر مغزشویی می خواستند به نیروهای باقی مانده خود روحیه دهند و وجود فرقه را حفظ کنند.

همزمان با اتفاقاتی که بعضا درایران بوجود می آمد رهبر فرقه مجاهدین خلق را از گورش بیرون می آوردند تا برای روحیه دادن به نیروهای وامانده تحلیل های خودش را ارائه و نوید سرنگونی حکومت ایران بدهد و اما بعد از جان باختن رئیس جمهور ایران در سانحه سقوط هلی کوپتر سران فرقه به نحو مسخره ای تحلیل کهنه شده رجوی را برای روحیه دادن نیروها ارائه داده است. که باید به این مردک گم و گور شده گفت همه و حتی نیروهای خودت بوی کهنگی و پوچ بودن تحلیل هایت را حس کردند.

در پایان لازم است به سران فرقه بخصوص شخص رجوی اگر زنده باشد یادآوری کنم که شما به رغم تمامی تشبثات و تحلیل های مسخره تان برای ادامه حیات خائنانه خود تاکنون در پرتو تلاش های افشاگرایانه اعضای انجمن نجات چه در آلبانی و چه در ایران راه به جایی نبردید. و در صورت هرگونه تحولی در ایران فرقه شما هیچ جایگاهی ندارد و سرنوشت نهایی شما مدفون شدن در خاک آلبانی است.

حمید دهدار حسنی

پیام صغری حاج اسماعیلی به برادرش علی اوسط حاج اسماعیلی در کمپ آلبانی

انجمن نجات مرکز سمناندوشنبه 7 خرداد 1403

خانواده حاج اسماعیلی از خانواده های عضو انجمن نجات سمنان هستند که برادرشان ، علی اوسط حاج اسماعیلی سالهاست در اسارت تشکیلات مجاهدین خلق به سر می برد.

صغری حاج اسماعیلی ، خواهر علی اوسط در طول سالهای گذشته مدام در تلاش بوده است تا راهی برای ارتباط با برادر بیابد و در صورت امکان به آزادیش کمک کند. او در کنار دیگر خانواده ها و به همراه مادر دل نگرانشان با عراق و مقابل کمپ اشرف سفر کرد. اما متاسفانه سران فرقه ، به این مادر و خواهر اجازه دیدار و ملاقاتی هر چند کوتاه با علی اوسط را ندادند.

ایشان که به دلیل امتناع رهبران مجاهدین خلق هیچ گونه دسترسی به برادر ندارد، در پیامی تصویری با او سخن میگوید.

خانم حاج اسماعیلی درخواست داشت تا این ویدئو در سایت انجمن نجات منتشر شود، به این امید که به طریقی به دست علی اوسط برسد و بداند که خواهرش و همه خانواده منتظر بازگشتش هستند و از عشق و علاقه شان نسبت به او ذره ای کاسته نشده است.

زندگی درون و بیرون از مناسبات مجاهدین خلق

توانایی انتخاب آزادانه، موهبتی که اعضای مجاهدین خلق از آن محرومند

سالاریدوشنبه 7 خرداد 1403

جداشده ها در آلبانی

جداشده ها در آلبانی

اخیراً اعضای انجمن نجات آلبانی در حرکتی نمادین ، نمایی از زندگی آزاد و به دور از خفقان حاکم بر اردوگاه مجاهدین خلق را منتشر کردند.

این تصاویر گر چه ساده اما گویای حقایق بسیاریست. این اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در واقع، گوشه ای از زندگی آزاد و به دور از بندهای تشکیلاتی را به تصویر کشیدند. تصویری گویا از طعم آزادی در مقابل اسارت.

اعضای سابق این فرقه که زمانی در اردوگاه‌های بسته و تحت کنترل شدید فرقه زندگی می‌کردند، آزادانه در خیابان‌های شهر تیرانا قدم می‌زنند، با یکدیگر معاشرت می‌کنند، به فعالیت‌های مختلف می‌پردازند و از زندگی عادی خود لذت می‌برند.

این تصاویر، در تقابل آشکار با محدودیت‌های شدیدی است که اعضای فرقه در اردوگاه‌های اشرف و لیبرتی و حالا هم در اردوگاه مانز با آن مواجهند. در این اردوگاه‌ها، افراد از کوچکترین حقوق انسانی خود محرومند. تردد آزادانه، ارتباط با دنیای خارج، تشکیل خانواده و حتی انتخاب ساده لباس، همگی ممنوع است.

اعضای سابق مجاهدین خلق، می خواهند به دوستان سابق خود که همچنان در اسارت به سر می برند نشان دهند که دنیای بیرون چقدر می تواند زیبا و دوست داشتنی باشد. دوست داشتنی از آن باب که هر کدام خودشان مسیر زندگی ، نوع و شرایط زندگی و سبک زندگی شان را تعیین و انتخاب می کنند. بله انتخاب می کنند. انتخاب می کنند با چه کسی در چه زمانی و در چه مکانی معاشرت کنند. انتخاب می کنند چه لباسی بپوشند، چه غذایی بخورند، چه زمانی بیدار شوند و چه زمانی بخوابند. انتخاب می کنند چه شغلی داشته باشند. انتخاب می کنند چه رؤیایی در سر بپرورانند. انتخاب می کنند با خانواده ارتباط داشته باشند یا نه. انتخاب می کنند چه زمانی به تفریح بروند….

هیچ شباهتی بین زندگی حال و گذشته اعضای جداشده وجود ندارد. آنها از اسارت فرقه رها شده‌اند و طعم واقعی آزادی را چشیده‌اند.

این افراد می خواهند به دوستان شان نشان بدهند که هر چند بیرون زدن از حصارهای فرقه دشوار است. اما اراده آدمی بر هر سختی غالب است و زیبایی های آزادی ارزش مبارزه را دارد. اعضای جداشده فرقه رجوی، الهام‌بخش کسانی هستند که در سراسر جهان تحت ستم ظلم و ستم قرار دارند. آنها نشان می‌دهند که حتی در تاریک‌ترین شرایط نیز، می‌توان به رهایی و آینده‌ای روشن امیدوار بود.

سالاری

در آستانه جلسه سیزدهم دادگاه محاکمه سران مجاهدین خلق

لزوم اجماع شاهدان، شاکیان، پژوهشگران، نماینده دادستان و وکلای شاکیان

مزدا پارسیدوشنبه 7 خرداد 1403

دادگاه رسیدگی به جرائم سرکردگان مجاهدین خلق

دادگاه رسیدگی به جرائم سرکردگان مجاهدین خلق

با گذشت دوازده جلسه از محاکمه سران مجاهدین خلق در دادگاه کیفری شماره یک استان تهران، جلسه سیزدهم این دادگاه بزودی برگزار خواهد شد. در طول جلسات پیشین کیفرخواست‌هایی برای سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک موجودیت حقوقی و 114 متهم که همگی از اعضای رده بالای این تشکیلات هستند، ارائه شد. اظهارات برخی شاهدان عینی، خانواده‌های قربانیان حملات تروریستی و اعضای خود تشکیلات، استماع شد.

در جلسه دوازدهم بیش از همه به مبانی فکری سازمان مجاهدین خلق و در راس آن شخص مسعود رجوی پرداخته شد. در این راستا وکیل شکات، میثم حکیم زاده حسینی به برخی اسناد، کتاب‌ها و نظرات پژوهشگران استناد کرد. در حقیقت جلسه دوازدهم، فرصت کنکاشی بود برای بررسی هویت واقعی و ایدئولوژی اصلی سازمان مجاهدین خلق که نهایتا منجر به عملکردهای خشونت آمیز و فرقه ای این تشکیلات شده است.

مبانی فکری مجاهدین خلق هر آنچه که بوده است، امروزه کارنامه‌ای برای سران این تشکیلات ساخته است که کیفرخواستی 700 صفحه‌ای از آن بیرون آمده است و همچنین خیل عظیمی از شاکیان که همواره بخشی از آنها در جلسات دادگاه حضور دارند.

از نقاط قوت تشکیل این دادگاه‌ها، ایجاد فرصت برای شاکیان و شاهدان عینی جنایات مجاهدین خلق است. شاید شهادت شاهدان عینی از خشونت‌های مجاهدین خلق بیش از شواهد تاریخی و مبانی ایدئولوژیک، برای دستیابی دادگاه به حقیقت و صدور احکام عادلانه مثمر ثمر باشد. چرا که شمار شاهدان عینی که شاهد جنایات مجاهدین خلق در حوزه‌های مختلف بوده‌اند آنقدر زیاد است که می‌تواند روشن شدن ابعاد پرونده را تسهیل کند.

یکی از واکنش‌های مجاهدین خلق به برگزاری دادگاه‌ها، تطهیر گذشته خویش است. برای نمونه عوامل فرقه رجوی با تولید محتواهای گوناگون سعی در انکار رابطه با حکومت بعث عراق دارند. همکاری مجاهدین خلق با صدام حسین و رژیم بعث با عنوان “همکاری با دشمن در حال جنگ با وطن” توصیف می‌شود و در بسیاری از کشورهای دنیا حکم صادره برای این خیانت‌کاری اشد مجازات مرسوم در این کشور است چرا که موجب “به خطر انداختن امنیت ملی” شده است. در این خصوص علاوه بر فیلم‌ها، عکس‌ها و اسنادی که پس از سرنگونی حکومت صدام افشا شد، شاهدان عینی نیز فراوان هستند.

بنابراین حضور علی اکرامی، عضو جدا شده از مجاهدین خلق در جلسه پیشین دادگاه گام مثبتی است در راستای غنی کردن اسناد و شواهد درباره خیانت سازمان مجاهدین خلق به وطن خویش (ایران) که هشت سال در جنگ با دشمن متجاوز (عراق) بود. علی اکرامی به عنوان یکی از مسئولین بخش روابط خارجی مجاهدین نه تنها منبعی آگاه بلکه شاهدی است بر بسیاری از جنایات مجاهدین خلق که غیر قابل انکار است. اما نباید تنها به این شخص بسنده کرد.

شمار افراد جدا شده از مجاهدین خلق که حاضر به ارائه شهادت درباره خشونت‌ورزی‌های این فرقه تروریستی در دادگاه هستند، بسیار است. این افراد ظرفیت بزرگی برای غنی‌تر شدن روند آگاهی‌بخشی و روشنگری در دادگاه هستند. در حالی که صفا الدین تبرائیان در جلسه پیشین به درستی از نقش مجاهدین خلق در سرکوب قیام انتفاضه شیعیان عراق می‌گوید، شمار زیادی از اعضای پیشین تشکیلات هستند که در عملیات‌های شیعه‌کشی و کردکشی حضور داشته‌اند. این افراد تا کنون ده ها کتاب و مقاله درباره آن دوران نوشته‌اند که در جلسات دادگاه قابل طرح هستند. جمله معروف مریم رجوی در عملیات کردکشی مروارید از دل همین شواهد بر آمده است: “کردها را زیر تانک بگیرید! گلوله هایتان را برای پاسدارها نگه دارید!”

بله، چنان که کارشناس اعتقادی در دادگاه از اعتقاد مجاهدین خلق به پراگماتیسم و در پی آن ماکیاولیسم می‌گوید و اسلام را پوششی برای اعتقاد رجوی به این مکاتب می‌داند، بسیاری از اعضای پیشین فرقه رجوی با ذکر خاطرات و شواهدی از نماز، روزه، حجاب اجباری و در کل اسلامگرایی مجاهدین خلق ثابت می‌کنند که اسلام ابزاری در دستان مسعود و مریم رجوی برای رسیدن به هدف است. بنابراین، توضیحات پژوهشی، علمی و تاریخی پژوهشگران و وکلای مدافع در دادگاه به پشتیبانی اظهارات شاهدان عینی و شهادت‌های شاکیان اعتبار می‌یابند و سران دادگاه را در رسیدن به قضاوت عادلانه یاری می‌کنند.

مزدا پارسی