شکایت خواهر یکی از قربانیان فرقه رجوی در دادگاه

خبرگزاری میزانچهارشنبه 27 دی 1402

“ما خودمان قربانی این گروهک هستیم”. این جمله خواهر یکی از قربانیان فرقه رجوی است که روز سه شنبه 26 دی ماه در ششمین جلسه دادگاه محاکمه مجاهدین خلق حضور یافت.

خواهر غلامحسین ابراهیم نژاد سال‌هاست که برادر خود را ندیده است. او هنگامی که خبر مرگ برادر خود را شنید، از شدت تالمات روحی و افسردگی، شش ماه در بیمارستان بستری شد. وی در اظهارات خود به قاضی دادگاه گفت که به باور او برادرش فریب تشکیلات مجاهدین خلق را خورده بود و به عضویت آن درآمده بود.

خانم ابراهیم نژاد معتقد است که برادرش به دلیل آن که از ادامه راه با مجاهدین خلق سر باز زده بوده و قصد ترک سازمان را داشته است، از سوی عوامل سازمان به قتل رسیده است.

غلامحسین ابراهیم نژاد دارای 4 فرزند بود و در راه بازشگست به سوی خانواده‌اش در ایران به جرم جدایی از مجاهدین خلق کشته شد.

نماینده دادستان، اسناد اف‌بی‌آی آمریکا را در دادگاه مجاهدین خلق رو کرد

مجاهدین اعضای خود را شکنجه می‌کردند

خبرگزاری میزانچهارشنبه 27 دی 1402

در ششمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات 104 تن از اعضای مجاهدین خلق ، اتهام های ردیف 42 تا 70 این پرونده بررسی شد.

در این جلسه نماینده دادستان اسنادی از اف بی آی امریکا را رو کرد دال بر این که مجاهدین خلق اعضای خود را شکنجه می کنند.

در این سند آمده است:
مخالفان بلافاصله از میان اعضا و طرفداران جدا می شوند. در اسناد به خوبی مشاهده شده که اعضایی که از این سازمان رویگردان می شوند، تحت پیگرد قرار می گیرند و آنان را به صورت عامل حکومت ایران منفور می گردانند.
مجاهدین خلق دارای زندان های خود بوده که با نام مستعار هتل قبل از تهاجم نیروهای موتلفه عمل می کرده است. در این مکان ها اسنادی وجود دارد که مجاهدین خلق اعضای خود را اغلب شکنجه می کردند.

ماجرای سالن تلویزیون در مقر مجاهدین خلق

فواد بصریچهارشنبه 27 دی 1402

فواد بصری

فواد بصری

قبل از انقلاب من در آوردی مریم رجوی در یکی از نشست های عمومی رجوی در سالن اجتماعات پادگان اشرف چند نفری از اروپا آمده بودند، پشت میکروفن رفتند و به رجوی گفتند: برادر ما تازه از اروپا آمده ایم. در اروپا نفرات شما تبلیغات خیلی خوبی در رابطه با ارتش می کردند و به ما گفتند شما در ارتش آزاد هستید و به هر لحاظ در رفاه هستید و ما را به عراق منتقل کردند. الان دو ماه است که در اشرف هستیم و متوجه شدیم حرفهایی که در اروپا به ما زدند با آن چیزی که الان می بینیم کاملا متفاوت است. آزادی نداریم، از مسئولین هر چه درخواست می کنیم در جواب می گویند آمده اید جنگ یا تفریح؟ تلویزیون شما خسته کننده است. سر ناهار نیم ساعت تلویزیون شما را روشن می کنند فقط اخبار پخش می شود و بعد از نیم ساعت تلویزیون های سالن غذا خوری خاموش می شود. شب سر شام هم همین طور. از شما درخواست می کنیم محلی برای ما در مقر در نظر بگیرید و تلویزیون برای ما بگذارید.

طبق معمول یک سری کاسه داغ تر از آش پریدند پشت میکروفن! یکی می گفت ما تا به حال تلویزیون جداگانه نداشته ایم که یک سری افراد بروند و برنامه های غیر از تلویزیون ما را تماشا کنند، دیگری می گفت ما در حال جنگیم نباید یک سری تا نیمه شب بنشینند و فیلم های سینمایی تماشا کنند و ….

رجوی ماتش برده بود و نمی توانست بگوید در تشکیلات ما تماشا کردن فیلمهای غیر سازمانی ممنوع است. از طرفی برای سیاهی لشکر به نیرو از خارجه نیاز داشت! همه را ساکت کرد و به مسئول هر مقر دستور داد یک بنگال ( کانکس ) راه اندازی کنند و نام آن را گذاشت سالن تلویزیون و در ادامه گفت هر چه سریعتر این کار انجام شود و هر کسی تمایل داشت برود سالن تلویزیون و تلویزیون تماشا کند.

پس از آن سالن تلویزیون در هر مقری راه اندازی شد. شبها آنهایی که از اروپا با فریب به عراق منتقل شده بودند شام شان را سریع می خوردند و می رفتند سالن تلویزیون فیلم های خارجی از تلویزیون عراق تماشا می کردند. به مرور زمان فضای بدی در مقر ایجاد شده بود کسانی که تا نیمه شب تلویزیون تماشا می کردند هوایی شده بودند! و به حرفهای مسئولشان گوش نمی کردند.

بعد از مدتی مجبور شدند سالن تلویزیون را جمع کنند. وضعیت مابقی مقرها مشابه مقر ما بود. در تمام مقرها سالن تلویزیون را جمع کردند و با نفرات جدیدالورود برخورد کردند و به صورت نوبه ای آنها را به اروپا فرستادند. بعد از جمع آوری سالن های تلویزیون نشستی در مقر گذاشتند، در آن زمان مسئول مقر ما انسیه نامی بود که در نشست گفت برادر گفته چون نیاز به نیرو از خارجه داشتم مجبور شدم خواسته نفرات جدید را قبول کنم. و حال به دستور من سالن تلویزیون در تمامی مقرها جمع شد و آنهایی که از اروپا به اشرف آمده بودند و مناسبات ما را به گند کشیدند همه رفتند، من خودم گفتم همه را به اروپا برگردانید. در مناسبات مجاهدین برنامه تلویزیونی غیر از برنامه سازمان باشد حرام است و آن را بایستی از ریشه سوزاند. در مناسبات ما هر کسی بخواهد برنامه ای غیر از برنامه سازمان را تماشا کند فاسد است. راه اندازی سالن تلویزیون در مقرها به فساد انجامید و به هیچ عنوان نباید تکرار شود .

فواد بصری

دیدار مسئول انجمن نجات بوشهر با برادر ایرج حسن زاده

انجمن نجات مرکز بوشهرچهارشنبه 27 دی 1402

حسین حسن زاده برادرایرج حسن زاده

حسین حسن زاده برادر ایرج حسن زاده

صبح امروز چهارشنبه 27 دیماه 1402، مسئول انجمن نجات بوشهر با حسین حسن زاده برادر ایرج حسن زاده اسیر مجاهدین خلق دیدار و گفتگو کرد.

در این دیدار ابتدا از آخرین اخبار مربوط به وضعیت کنونی فرقه رجوی در آلبانی و وضعیت تشکیلاتی اسیران و فعالیتهای انجمن نجات در راستای ارتباط با افراد گرفتار در فرقه و راه حل های رسیدن به آزادی این افراد بحث و تبادل نظر شد.

برادر عضو گرفتار در فرقه رجوی همچنین سوالاتی درباره فعالیتهای انجمن نجات و خانواده ها داشت که محمود دشتستانی ، مسئول انجمن نجات توضیحاتی در این باره ارائه داد.

آقای حسن زاده گفت: من زیاد با خبر نبودم که هنوز فعالیتی برای آزادی اسیران ادامه دارد و چقدر خوب و پسندیده است کاری که شما در انجمن نجات بوشهر و دیگر استانها انجام می دهید و خانواده ها را ناامید رها نکرده اید.

از آنجا که ایرج حسن زاده از جمله اسرای پیوستی به سازمان مجاهدین خلق است، محمود دشتستانی که خود تجربه مشابهی داشته است نحوه انتقالش از اردوگاه اسرا به کمپ مجاهدین خلق را به طور خلاصه بیان کرد.

پس از توضیحات آقای دشتستانی، برادر ایرج خیلی متاثر شد و اشک در چشمانش حلقه زد. ایشان گفت چطور میشود بندگان آزاد خدا را میگیرند و همه چیز را ازشان میگیرند و انسان را مثل ربات میکنند. رجوی چطور این مغزها را شستشو میدهد تا جایی که پدر و مادرشان را از دیدار محروم میکنند و برخی پس از 30 سال پدر و مادر را با سنگ و ناسزا از خود دور میکنند.

محمود دشتستانی، درباره کارکردها و نحوه عملکرد فرقه توضیحاتی برای ایشان ارائه کرد.

در آخر با دعای خیر و موفقیت برای همه خانواده ها و مراکز و خانواده انجمن نجات و وعده دیداری دیگر و آزادی اسرا از تشکیلات فرقه ای، این دیدار به پایان رسید.

گزارش ششمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سرکردگان مجاهدین خلق

خبرگزاری میزانسه‌شنبه 26 دی 1402

دادگاه رسیدگی به جنایات سران مجاهدین خلق

دادگاه رسیدگی به جنایات سران مجاهدین خلق

ششمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی، امروز سه‌شنبه ۲۶ دی در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری در مجتمع قضایی امام خمینی به صورت علنی در حال برگزاری است.

در این جلسه زهرا حاجی هاشم دختر شهید غلامعلی حاجی هاشم، رحیمه سیفی دختر شهید سیفی از شهدای مناطق جنگی، خانواده شهید حجت الاسلام والمسلمین سیداحمد آقامیری، زهرا سادات میری خواهر شهید سید حسین میری، خدیجه ابراهیمی همسر شهید مهدی ابراهیمی، رقیه سادات و فریده سادات موسوی ابربکوه خواهر شهید سید رسول موسوی ابربکوه، کبری قنبری مادر شهید داود ارجمندی، جانباز محمد مهدی چیذری، محمد شفیعی برادر شهید احمد شفیعی و دختر شهید محمد فرشی مقدم حضور دارند.

حجت الاسلام والمسلمین دهقانی، رسمی بودن ششمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده مجاهدین خلق را با توجه به حضور شکات، وکلای متهمین و هیئت رئیسه دادگاه اعلام کرده و از نماینده دادستان خواست با حضور در جایگاه، قرائت کیفرخواست را آغاز کند.

سرپل آلمانی مجاهدین خلق محاکمه شد

معصومه بلورچی متهم ردیف چهل و سه دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.
نامبرده پس از پیروزی انقلاب اسلامی به هواداری از مجاهدین خلق پرداخته و در راستای اهداف این گروه، اقدامات زیادی را در حوزه نشریه مجاهدین، شرکت در نشست‌ها، فعالیت‌های مجرمانه خیابانی و … به انجام می‌رساند.
خاطر نشان می‌شود معصومه بلورچی در حال حاضر به عنوان نماینده‌ شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت در آلمان فعالیت دارد.
ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۴۲۸/۶-۲۰۰۲ است.

ادمین شبکه های اجتماعی مجاهدین خلق محاکمه شد

یاسر جهان نژادی متهم ردیف چهل و چهارم پرونده است.

وی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، با مجاهدین خلق آشنا و جذب گروه شده و پس از انقلاب، با فعالیت در تشکیلات مجاهدین، نهایتاً در سال ۱۳۶۴ به همراه همسرش از کشور خارج و به مقر مجاهدین خلق در عراق ملحق می‌شود.

از جمله فعالیت‌ها و مسئولیت‌های او عبارت است از:
مسئول تشکیلات مجاهدین در استان لرستان در دهه‌ ۶۰
هادی تیم‌های ترور مجاهدین خلق
شرکت در عملیات‌های تروریستی- نظامی فروغ جاویدان، چلچراغ، آفتاب و مروارید
معاون مسئول تیم ۲۰۰ شاخه‌ نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق
و معاون هیئت اجرایی تشکیلات
خاطر نشان می‌شود وی در حال حاضر مستقر در کشور آلبانی بوده و هدایت مرتبطین گروه در شبکه‌های اجتماعی را برعهده دارد.
ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۵۲۲/۶-۲۰۰۲ است.

فائزه خیاط حصاری محمدی متهم ردیف چهل و پنجم

فائزه خیاط حصاری محمدی متهم ردیف چهل و پنجم این پرونده است
نامبرده در سال ۱۳۵۸ به مجاهدین خلق پیوسته و مدتی بعد نیز از کشور متواری و به آلمان رفته و سپس به پادگان اشرف در عراق ملحق می‌شود.
خاطر نشان می‌شود وی در حال حاضر، عضو فعال شورای مرکزی این گروه تروریستی است.
از جمله فعالیت‌ها و مسئولیت‌های وی عبارت است از:
عضویت در شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت از سال ۱۳۷۲
از مسئولان شاخه‌ نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق
مسئول دوره‌های آموزش، طراحی و سازماندهی تیم‌های عملیاتی
معاون ستاد داخله‌ی تشکیلات در عراق
و مسئول اعزام و هدایت تیم‌های تروریستی به داخل کشور و همچنین سوژه‌زنی در سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۷۹
ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز شماره A-۴۳۷/۶-۲۰۰۲ است.

چه کسی جلسات غسل مجاهدین خلق را اداره می‌کرد؟

صالح رجوی متهم ردیف ۴۶ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.
نامبرده که در سال ۱۳۵۱ به فرانسه رفته بود، پس از متواری شدن مسعود رجوی از کشور، در حومه‌ پاریس، یک باب منزل خریداری کرده و برادرش را در آن خانه، مستقر می‌کند.

در ادامه وی علاوه بر حضور در ملاقات‌های مسعود رجوی به عنوان مترجم، با تاسیس شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت، مسئول کمیسیون به اصطلاح بهداشت شده و به منظور شرکت در جلسات شورا، به پادگان اشرف تردد می‌کند. همچنین نامبرده از سال ۱۳۷۰، در راستای رفع چالش‌های اعضای گروه تروریستی مجاهدین خلق، در برخی از کشور‌های اروپایی، فعالیت دارد.

آشنایی با زندانبان تروریست ها

محمد سادات خوانساری متهم ردیف ۴۷ دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.
نامبرده که پس از پیروزی انقلاب اسلامی جذب مجاهدین خلق شده بود، ضمن فعالیت در بخش تبلیغات گروه، در روز ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰، به عنوان مسئول تیم عملیاتی، اقدام به درگیری با نیرو‌های انقلاب می‌کند.
در ادامه، وی که با توجه به اقداماتش، در ابتدای دهه ۶۰ بازداشت و به حبس محکوم شده بود، پس از اتمام محکومیت خود و آزادی از زندان، در سال ۱۳۶۳، از کشور متواری شده و به آلمان پناهنده می‌شود.
متعاقباً نامبرده در سال ۱۳۶۵ به عراق اعزام و به عنوان مسئول زندان گروه منصوب شده و سپس در سال ۱۳۷۰، در بخش حفاظت تشکیلات تروریستی مجاهدین خلق، سازماندهی می‌شود. البته پس از مدتی، وی مجدداً به اروپا اعزام شده و در بخش مالی- انتفاعی (در حوزهی فعالیت‌های تجاری) به کارگیری می‌شود.
گرچه که نامبرده برای شرکت در نشست‌های سالیانه این گروه تروریستی، همچنان تردداتی به مقر اشرف داشته است.
گفتنی است وی پس از دستگیری مریم رجوی در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ میلادی، با نام مستعار «آلفرد روبرت کلر»، در فوریه سال ۲۰۰۸، به اتهام شرکت در یک سازمان جنایی (مجاهدین خلق)، تامین مالی تروریسم، پولشویی، کلاهبرداری و جعل مدارک، از سوی پلیس قضایی فرانسه، تحت پیگرد قرار گرفته و بر همین اساس در ژانویه سال ۲۰۰۹ میلادی، بنا به درخواست کشور سوئیس، در بلژیک بازداشت می‌شود که پس از آزادی از زندان، در حال حاضر در اروپا مستقر بوده و کماکان به فعالیت‌های مجرمانه خود اشتغال دارد.

در جریان دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق خواهر یکی از اعضای گروه تروریستی مجاهدین خلق که در عملیات مرصاد توسط خود مجاهدین خلق کشته شده بود از اعضای این گروه شکایت کرد.
خواهر فرد کشته شده مدعی است که برادرش در طول عملیات مرصاد قصد تسلیم شدن داشته و مجاهدین خلق او را کشته‌اند!
یکی از وکلای مجاهدین خلق با اعتراض به این سخنان اعلام کرد که خواهر فرد کشته شده نمی‌تواند به عنوان شاکی (قیم) اعلام جرم کند.
قاضی دادگاه از مستشار خواست تا شکایت این شخص در پرونده ثبت شود.

پرنیان سرآمد متهم ردیف چهل و هشت

پرنیان سرآمد متهم ردیف چهل و هشتم پرونده است

نامبرده در سال ۱۳۵۸ از کشور متواری و ساکن فرانسه شده و پس از اعزام به عراق، در تجاوزات مرزی مجاهدین به خاک ایران در زمان جنگ تحمیلی شرکت می‌کند.

از جمله فعالیت‌ها و مسئولیت‌های وی عبارت است از:

مسئول دسته پشتیبانی- مهندسی مرکز ۱۰ گروه در عراق
عضویت در شورای مرکزی مجاهدین خلق و پیگیری مأموریت‌های تشکیلاتی با تردد مستمر فی مابین عراق و اروپا که در این رابطه نیز یکی از تیم‌های تروریستی که از عراق به داخل کشور و تهران اعزام شده بود، با هماهنگی پرنیان سرآمد، مقرر بوده از امکان منزل پدری نامبرده در تهران، استفاده کند که تیم تروریستی مذکور دستگیر می‌شود.
خاطر نشان می‌شود وی در حال حاضر عضو کادر مرکزی تشکیلات تروریستی مجاهدین خلق است.
ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-478/6-2002 است.

حکیمه سعادت‌نژاد متهم ردیف چهل و نهم

نامبرده در سال ۱۳۵۸، با گروه مجاهدین خلق آشنا و از همان زمان، در کار‌های عمرانی سازماندهی شده و با شروع فاز نظامیِ تشکیلات، به دلیل فعالیت‌های مجرمانه‌اش، دستگیر و به دو سال حبس محکوم می‌شود.
لازم به یادآوری است که مشارالی‌ها در زندان، علیرغم توبه و اظهار ندامت ظاهری، همچنان به گروه وفادار بوده و در تشکیلات زندان دارای مسئولیت بوده است. از همین رو، نامبرده پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۶۳، به مقر مجاهدین خلق در کردستان عراق ملحق می‌شود.
گفتنی است وی از کادر‌های اصلی مجاهدین خلق محسوب شده و در تمامی عملیات‌های نظامیِ مجاهدین در جدار مرزی کشور، شرکت داشته و در عملیات تروریستی- نظامی فروغ جاویدان نیز مسئول تیم تروریستی بوده است.

دیگر فعالیت‌ها و مسئولیت‌های وی عبارت است از:

عضویت در شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت در سال ۱۳۷۲
مسئول حفاظت مقر اشرف
و مسئول آموزش شاخه‌ نظامیِ مجاهدین خلق و همچنین شکنجه‌گر افراد متقاضی جدایی از گروه
خاطر نشان می‌شود وی در حال حاضر به عنوان مسئول نظامی، در تشکیلات مجاهدین خلق ایفای نقش می‌کند.
ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۴۴۲/۶-۲۰۰۲ است.

با بازجو و شکنجه گر مجاهدین خلق آشنا شوید/ زنان شکنجه گران اصلی تروریست‌ها

حمیده شاهرخی امیری متهم ردیف پنجاه در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.
نامبرده همواره از لایه‌های مسئولین تشکیلات بوده و به عنوان بازجو- شکنجه‌گر نیز فعالیت داشته است. مشارالیها در سال ۱۳۶۳، در پاریس با مسعود کلانی (گوینده سیمای مجاهدین) ازدواج کرده و به عنوان مسئول تیم تروریستی در عملیات فروغ جاویدان، شرکت می‌کند.

برخی دیگر از مسئولیت‌های وی عبارت است از:
معاونِ جانشینِ رهبرِ مجاهدین در شاخه نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق در مقر بدیع‌زادگان عراق
مسئول بخش آموزش در سال ۱۳۸۱
معاون طرح و برنامه عملیات‌های تروریستی مجاهدین خلق
عضو شورای مرکزی گروه
مسئول کمیسیون (سازماندهی) در شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت
و عضو ارشد شاخه نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق
خاطر نشان می‌شود وی در حال حاضر به عنوان مسئول آموزش در بخش تبلیغات، در آلبانی فعالیت دارد.
ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۱۷۸/۱-۲۰۰۴ است.

ثریا شهری متهم ردیف ۵۱ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده پیش از انقلاب با گروه‌های مارکسیستی، ارتباط داشته و در سال ۱۳۵۸جذب مجاهدین خلق می‌شود. وی در سال ۱۳۵۹، سرشاخه میلیشیا یا همان شاخه نظامی پاره وقت گروه شده و مدتی نیز مسئولیت جذب دختران را برعهده می‌گیرد.
گفتنی است ثریا شهری مسلح به کلت کمری بوده و در اکثر تظاهرات و راهپیمایی‌های گروه، نقش فعالی داشته است. همچنین نامبرده در برهه فاز نظامی تشکیلات در سال ۱۳۶۰، ضمن حضور در خانه‌های تیمی، به حل و فصل اختلافات شدید اعضا در مقر‌های عملیاتی مجاهدین خلق پرداخته و در سال ۱۳۶۱ به خارج از کشور متواری می‌شود.

متعاقباً وی در سال ۱۳۶۴، عضو هیئت اجرایی گروه مجاهدین شده و در سال ۱۳۶۵ نیز ابتدا به مقر‌های نظامی- تروریستی تشکیلات در منطقه مرزی منتقل و سپس مسئولیت مقر اشرف را عهده دار میگردد. در ادامه نامبرده بین سال‌های ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷، مسئول پشتیبانی شاخه نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق و حل و فصل مسائل تدارکاتی تیم‌های عملیاتی در جریان عملیات‌های تروریستی- نظامی آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان می‌شود.

شایان ذکر است نامبرده از اعضای رده بالای گروه بوده و در حال حاضر نیز در بخش اطلاعات مجاهدین در آلبانی، مشغول به کار است.
ضمناً ثریا شهری تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۵۱۴/۶-۲۰۰۲ است.

چه کسی افراد مسئله‌دار را در گروه تروریستی مجاهدین خلق شکنجه می‌کند؟

پروین صفایی متهم ردیف ۵۲ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

وی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با گروه مجاهدین خلق آشنا و جذب تشکیلات می‌شود. از همین رو، نامبرده از سال ۱۳۵۸، در تمامی ملاقات‌ها، تظاهرات، نشست‌های تشکیلاتی و آموزشی، تبلیغات و فروش نشریه مجاهدین خلق شرکت کرده تا جایی که حتی از در اختیار گذاشتن منزل خود به عنوان محفلِ فعالیت‌های گروه نیز دریغ نمی‌کند.

دیگر فعالیت‌ها و مسئولیت‌های او عبارت است از:

مسئول یکی از مراکز نظامی مقر اشرف
مسئول تیم تروریستی در شاخه نظامی مجاهدین
عضو شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت
عضو شورای رهبری تشکیلات
و از بازجو-شکنجه‌گرانِ زنان مسئله‌دار از دیدگاه گروه

خاطر نشان می‌شود وی در حال حاضر از مسئولان ارشد ستاد داخله‌ مجاهدین خلق، در آلبانی است.

ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۴۴۳/۶-۲۰۰۲ است.

رونمایی از قاتل آیت الله قدوسی در دادگاه

محمود فخار زاده فرزند حسین متهم ردیف ۵۳ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده در بهار سال ۱۳۵۹ در بخش انتشارات انجمن، به عنوان سرتیم فعالیت داشته و در تابستان ۱۳۵۹ و بعد از انقلاب فرهنگی، در یک اقدام طراحی شده از سوی مجاهدین خلق، با این عنوان که او بریده و خائن است، در دادستانی انقلاب، نفوذ داده شده و بعد از بمب‌گذاری در دادستانی، آیت‌الله قدوسی را به شهادت یا به تعبیر حقوقی به قتل رسانده و از کشور متواری می‌شود.

گفتنی است وی در سال ۱۳۶۴، به عنوان مسئول آموزشِ افرادِ تشکیلاتی در مقرِ مجاهدین در کرکوک، انتخاب می‌شود.

دیگر فعالیت‌ها و مسئولیت‌های وی عبارت است از:

معاون پایگاه و مسئول امنیت به اصطلاح توپخانه‌ی مراکز ۱۰ و ۱۲ مجاهدین خلق در سال ۱۳۷۰

عضو شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت

و فعالیت در زندان‌های مجاهدین خلق به عنوان بازجو

خاطر نشان می‌شود وی هم اکنون از عناصر کادر مرکزی مجاهدین است.

ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۴۸۷/۶-۲۰۰۲ است.

ترور کردن عامل ارتقا در گروه مجاهدین خلق!

عشرت محبت کار متهم ردیف ۵۴ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده از سال ۱۳۵۹، شروع به هواداری از گروه و فعالیت تشکیلاتی می‌کند. به نحوی که به دلیل تأثیرگذاری در عملیات‌های تروریستی جدار مرزی ایران، به عضویت شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت در می‌آید.

دیگر فعالیت‌ها و مسئولیت‌های وی عبارت است از:

مسئول یکی از بخش‌های شاخه نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق در سال ۱۳۷۱

مسئول مقر چهارم اشرف در سال ۱۳۷۴

معاون دومِ مسئول اولِ مجاهدین خلق در ستاد به اصطلاح فرماندهی در سال ۱۳۸۰

و فعالیت در بخش آلمان گروه

علیرضا معدنچی متهم ردیف پنجاه و پنجم

علیرضا معدنچی متهم ردیف پنجاه و پنجم این پرونده است.

نامبرده قبل از انقلاب، جذب گروه مجاهدین خلق شده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان یکی از مسئولان مجاهدین در همدان، مشغول به فعالیت می‌شود؛ که در نهایت پس از ورود تشکیلات به فاز نظامی، از ایران خارج و ساکن فرانسه می‌شود. وی پس از ورود گروه به کشور عراق و استقرار در مقر اشرف، از فرانسه به عراق اعزام شده و به فعالیت در راستای اهداف تشکیلات می‌پردازد.

ضمناً نامبرده در حال حاضر، در بخش رسانه مجاهدین خلق در کشور آلبانی فعالیت دارد.

مسعود رجوی چگونه با گروه مجاهدین خلق در پادگان تروریستی اشرف ارتباط برقرار می‌کرد؟

عباس میناجی مقدم متهم ردیف ۵۶ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده در سال ۱۳۵۲، به انگلستان و در سال ۱۳۵۸ از انگلستان به آمریکا میرود. در ادامه وی در آبان سال ۱۳۶۱، در آمریکا جذب مجاهدین خلق شده و فعالیت برای تشکیلات را با برگزاری برنامه سخنرانی، آغاز می‌کند.

نهایتاً نامبرده در سال ۱۳۶۳ از آمریکا به مقر اشرف در عراق رفته و به یکی از نفرات اصلی مقر بدل می‌شود به نحوی که وی همراه همیشگی مسعود رجوی بوده و به عنوان نفر برقرار کننده ارتباطات مسعود با نشست‌های اشرف، شناخته می‌شود.

از جمله فعالیت‌ها و مسئولیت‌های او عبارت است از:

حضور در مقر گروه در عراق در سال ۱۳۶۶

عضویت در هیأت اجرایی گروه در سال ۱۳۷۰

و مسئول بخش مخابرات قرارگاه اشرف در سال ۱۳۷۳

خاطر نشان میگردد نامبرده در حال حاضر مسئول ارتباطات گروه میباشد.

شناسایی عامل نفوذی مجاهدین خلق در دفتر خدمات حقوقی ایران در پاریس

حمیدرضا اسحاقی متهم ردیف ۵۷ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده که برای ادامه تحصیل به فرانسه (پاریس) رفته بود، به واسطه اشتغال همسرش در دادگاه لاهه، از سال ۱۳۶۱ در پوشش کارمند، به عنوان نفوذی در دفتر خدمات حقوقی جمهوری اسلامی ایران (وابسته به ریاست جمهوری)، در پاریس مشغول به کار می‌شود. در ادامه و علیرغم رعایت اصول حفاظتی از سوی وی، به دلیل داشتن تحرکات مشکوک، پلیس فرانسه به او مظنون شده و در نهایت در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۶۶، به اشتغال نامبرده در دفتر خدمات حقوقی جمهوری اسلامی ایران، خاتمه داده می‌شود.

شایان ذکر است وی به عنوان عضو شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت، در بخش حقوقی با گروه تروریستی مجاهدین خلق همکاری داشته و به صورت مکرر به عنوان نماینده تشکیلات، در اجلاس کمیسیون به اصطلاح حقوق بشر شرکت می‌کند.

همچنین گفتنی است نامبرده در سال ۲۰۰۶ میلادی در نمایشی مضحک در پاریس، با ترتیب دادن دادگاهی سوری، به سیاه‌نمایی علیه جمهوری اسلامی می‌پردازد.

عامل خمپاره‌زنی مجاهدین خلق در ستاد داخله محاکمه شد

علیرضا امام جمعه متهم ردیف ۵۸ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

وی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با مجاهدین خلق آشنا و جذب گروه می‌شود. نامبرده در اوایل کار، اقدام به پخش اعلامیه و شبنامه، شعارنویسی و شرکت در تجمعات غیرقانونی در راستای همکاری با تشکیلات مجاهدین می‌کند.

به همین سبب نیز در تاریخ ۱۰ شهریور سال ۱۳۶۰ دستگیر و به پنج سال حبس محکوم شده که در نهایت، مجازاتش با عفو اعطایی از سوی نظام مقدس جمهوری اسلامی، به سه سال حبس تقلیل پیدا می‌‌کند. نامبرده پس از آزادی از زندان، همراه با همسرش، در تاریخ ۸ تیرماه ۱۳۶۴ به صورت غیرقانونی از مرز سیستان و بلوچستان، از کشور خارج و به مقر مجاهدین خلق در عراق ملحق می‌شود.

از جمله فعالیت‌ها و مسئولیت‌های او عبارت است از:

حضور فعال در تیم‌های ترور دهه‌ ۶۰

مسئول گروه تروریستی راهگشایی برای ورود تیم‌های عملیاتی مجاهدین به داخل کشور

شرکت در عملیات‌های مختلف پارتیزانی تشکیلات

و مسئول مأموریت‌های خمپاره‌زنی در مرز خسروی در سال ۱۳۷۹

خاطر نشان می‌شود وی در حال حاضر در آلبانی در ستاد داخله و بخش فضای مجازی فعالیت دارد.

ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۴۳۱/۶-۲۰۰۲ است

مجاهدین خلق پول خرید سلاح را از کجا به دست می‌آورد؟

نماینده دادستان در ادامه دادگاه گفت: اسناد اطلاعاتی سال ۲۰۰۶ آمریکا نشان می‌دهد که در سال ۲۰۰۱ آف بی آی ۷ ایرانی را دستگیر کرد که پول‌هایی را از آمریکا به امارات منتقل می‌کردند.بر اساس این اسناد این پول‌ها صرف خرید اسلحه برای تروریست‌های مجاهدین خلق می‌شده است.

وی افزود: پس از حمله پلیس فرانسه به مقر مجاهدین خلق در پاریس ۸ میلیون دلار کشف شد که از آن پول برای خرید و حمل و نقل سلاح به ایران استفاده می‌شده است.

اسدالله اوسطی متهم ردیف پنجاه و نهم

اسدالله اوسطی متهم ردیف پنجاه و نهم این پرونده است. وی قبل از انقلاب، جذب گروه مجاهدین خلق شده و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به فعالیت خود در تشکیلات ادامه داده و در تمامی مراسمات و تجمعات غیرقانونی گروه، شرکت می‌کند.

نامبرده در فاز نظامی، مسلح به سلاح کمری و سیانور بوده و نقش موثری در نقل و انتقال سلاح و مهمات و همچنین اختفای اعضای تیم‌های تروریستی مجاهدین خلق در خانه‌ تیمی خود، داشته است.

وی در سال ۱۳۶۱، از کشور متواری و مدتی در اروپا برای مجاهدین خلق به فعالیت می‌پردازد. متعاقباً متهم در سال ۱۳۶۴ به عراق اعزام و در یگان‌های نظامی مجاهدین، سازماندهی می‌شود.

ضمناً نامبرده در عملیات‌های متعدد گروه، علیه جمهوری اسلامی ایران شرکت داشته و در یکی از این عملیات‌های تروریستی به نام راهگشایی، بر اثر برخورد با مین، از ناحیه‌ پا دچار آسیب می‌شود.

از جمله فعالیت‌ها و مسئولیت‌های وی عبارت است از:

معاون تیم تروریستی راهگشا و تسهیل کننده‌ قاچاق اسلحه و مهمات برای حمله‌ نظامی- تروریستی به مرز‌های ایران

مسئول خرید برای یکی از بخش‌های شاخه‌ نظامی در بغداد

و مسئول حفاظت و انتظامات ورودی ستاد تبلیغات

خاطر نشان می‌شود وی هم اکنون به عنوان عضو شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت، در اروپا مستقر است.

مسئول تشکیلات مجاهدین خلق در رومانی محاکمه شد

فاطمه آدرسی متهم ردیف ۶۰ در دادگاه مجاهدین خلق است.

نامبرده بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با مجاهدین خلق آشنا و جذب گروه شده و تحت مسئولیت صادق صوفیزاده، به عنوان مسئول قسمتی از تشکیلات در خرم آباد انتخاب می‌‌شود. وی در ادامه به فرانسه و سپس به مقر مجاهدین خلق در عراق اعزام می‌شود.

دیگر فعالیت‌ها و مسئولیت‌های نامبرده عبارت است از:

مسئول شنود تلفن‌های غرب در سال ۱۳۶۹

مسئول تشکیلات در کشور رومانی

شرکت در عملیات‌های تروریستی- نظامیِ فکه و مهران با سمت مسئول

عضویت در شورای رهبری گروه

و کادر ارشد مالی مجاهدین خلق در اروپا

ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۵۲۱/۶-۲۰۰۲ است.

مجاهدین خلق پاسخ به عفو در دادگاه را چگونه می‌دهد؟

مصطفی آسیفی متهم ردیف ۶۱ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هوادار گروه مجاهدین خلق شده و در راهپیمایی‌ها و درگیری‌های محلی و شهری شرکت می‌کند. وی که سابقه شرکت در فاز نظامی تشکیلات در برهه بعد از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ را نیز داشته، در سال ۱۳۶۱ دستگیر و به پنج سال حبس محکوم می‌شود. ولی پس از گذراندن دو سال از مجازات خود، آزاد شده و در سال ۱۳۶۶، مجدداً به گروه وصل و در همان سال از کشور خارج و به مقر مجاهدین خلق در عراق می‌پیوندد. این موضوع نشان می‌دهد مجاهدین خلق پاسخ به عفو را با عضویت در جوخه ترور داده است.

از جمله فعالیت‌ها و مسئولیت‌های وی عبارت است از:

عضو نفرات تیم جلودار در تمامی عملیات‌های تروریستی- نظامی گروه از جمله در عملیات‌های سرخکلا و دهلران در سال ۱۳۶۵

شرکت در عملیات‌های تروریستی- نظامی فروغ جاویدان

مسئول ارکان در مقر اشرف

شرکت در عملیات‌های مرزی در سال‌های ۱۳۷۲ و ۱۳۷۳

و مسئول عملیات‌های تروریستی راهگشایی، انجام اقدامات شناسایی و پیک نیرو در مرز‌های ایران

وی به زعم گروه، در سال ۱۳۷۲، جزو اولین مسئولان تیم‌های تروریستی بوده که مبادرت به عملیات نامنظم کرده است. همچنین متهم در سال ۱۳۸۰، مسئولِ عملیات در منطقه جنوب بوده و تیم‌های عملیاتی- تروریستی را سازماندهی می‌کرده است.

ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۲۸ است.

چه کسی از سرنوشت مجاهدین سر به نیست شده خبر دارد؟

فاطمه بنی جمالی متهم ردیف ۶۲ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده از اعضای هیئت اجرایی گروه و یکی از ۱۲ نفرِ اولِ شورایِ رهبریِ تشکیلات است که پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ از کشور متواری شده و در سال ۱۳۶۴ به همراه مجاهدین به عراق می‌رود. وی در سال ۱۳۷۳، در کنار مریم رجوی، در فرانسه به سر ¬برده و مدتی نیز در انگلیس بوده است.

مسئولیت‍های نامبرده در تشکیلات عبارت است از:

عضویت در هیئت اجرایی مجاهدین در سال ۱۳۶۶

مسئول ارکان قرارگاه در سال ۱۳۶۹

مسئول یکی از مقر‌ها

مسئول آموزش نفاق

مسئول کمیته‌ی به اصطلاح غذایی، در دوران تحریم بین‌المللی عراق و نفت در برابر غذا

مسئولیت مالی تشکیلات در یک مقطع

عضویت در شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت

و عضویت در شورای رهبری گروهک در سال ۱۳۷۳

شایان ذکر است نامبرده به علت اینکه مسئولِ به اصطلاح امداد تشکیلات بوده و تمام امور مربوط به پزشکی، زیر نظر وی انجام می‌شده لذا از سرنوشت واقعی بسیاری از مجاهدین سر به نیست شده، اطلاع دارد.

گفتنی است وی در حال حاضر، مسئول امداد و زیر مجموعه فرشته یگانه است.

ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۵۰۵/۶-۲۰۰۲ است.

صدام پول نفت در برابر غذا را صرف چه اقداماتی کرده است؟

در ادامه وزیری نماینده دادستان گفت: طبق اسناد اطلاعاتی آمریکا مجاهدین خلق از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ پول‌هایی که از برنامه نفت در برابر غذا از رژیم بعثی دریافت می‌کرده را صرف عملیات‌های تروریستی در ایران کرده است.

شکنجه‌گر منافقین در مقر آلبانی محاکمه شد

محمود بنی‌هاشمی متهم ردیف ۶۳ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده در زمان طاغوت، در رسته ی مهندسی ارتش بوده و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در سال‌های ۱۳۵۹ لغایت ۱۳۶۰، به صورت گسترده‌ای به فعالیت مجرمانه در راستای اهداف گروه تروریستی مجاهدین خلق می‌پردازد.

به همین سبب نیز، در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۶۰ دستگیر و به سه سال زندان محکوم می‌شود. وی پس از آزادی، از کشور متواری و ابتدا به فرانسه و سپس به مقر مجاهدین خلق در عراق ملحق می‌شود.

گفتنی است مشارالیه یکی از بازجو-شکنجه‌گران گروه بوده که در حال حاضر در آلبانی فعالیت دارد.

از جمله دیگر اقدامات او می‌توان به آموزش نفرات جدیدالورود به شاخه ی نظامی گروه در حوزه ی سوژه زنی و خمپاره اندازی اشاره کرد.

ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۱۷۹/۱-۲۰۰۴ است.

عفو بگیر و تروریست شو/ مربی شهرشناسی مجاهدین خلق چه کسی است؟

اسدالله بهرامی متهم ردیف ۶۴ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده که در سال ۱۳۵۹ جذب گروه تروریستی مجاهدین خلق شده بود، در تاریخ یکم ابان ماه سال ۱۳۶۰ به دلیل اقدامات مجرمان‌های از قبیل پخش اعلامیه، جمع آوری کمک مالی برای گروهک مذکور و غیره، بازداشت شده، ولی پس از ۲۰ روز، با سپردن تعهد آزاد می‌شود. در ادامه و در سال ۱۳۶۲، وی مجدداً به دلیل تهیه خانه تیمی برای عناصر تروریست، جاسازی سلاح و مهمات در خانهی مذکور و همچنین تهیه مدارک جعلی، بازداشت شده و پس از طی مراحل قضایی، به مجازات سنگینی محکومیت می‌یابد لکن این بار نیز مشمول رافت و عطوفت نظام جمهوری اسلامی شده و پس از برخورداری از عفو، مجازاتش به ۱۰ سال حبس تقلیل یافته و در نهایت در سال ۱۳۶۹ از زندان آزاد می‌شود.

متعاقباً نامبرده با عدم تنبه، در سال ۱۳۷۶ به منظور پیوستن به گروه تروریستی مجاهدین خلق ، از کشور متواری شده و پس از الحاق به تشکیلات مذکور، در یگان رزم نفاق سازماندهی می‌شود. وی طی سال‌های ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰، در عملیات‌های متعدد خمپاره زنی به مراکز حساس کشور شرکت داشته و همچنین مربی شهرشناسیِ تیم‌های تروریستی عازم به داخل کشور نیز بوده است.

جذب تروریست با استفاده از رادیو نفاق!

علیرضا بهرامی متهم ردیف ۶۵ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

وی با استماع رادیوی مجاهدین خلق ، با گروه موصوف آشنا شده و در سال ۱۳۷۱، به دلیل همکاری با این تشکیلات تروریستی، دستگیر و پس از تحمل یک سال حبس، نهایتاً در سال ۱۳۷۲ آزاد می‌شود.

مشارالیه پس از آزادی، به خدمت سربازی اعزام شده و در اواخر سال ۱۳۷۵، از طریق مرز‌های جنوب کشور، به صورت غیرقانونی به عراق رفته و به مجاهدین خلق ملحق می‌شود.

نامبرده در یکی از مراکز نفاق، کلیه آموزش‌های تیم‌های تروریستی را طی کرده و در خرداد سال ۱۳۷۷، برای مأموریت به تهران اعزام و در عملیات‌های تروریستیِ متعددی شرکت می‌کند؛ که از جمله می‌توان به اعزام به منظور بمب‌گذاری در یکی از دادگاه‌های تهران و همچنین خمپاره زنی به ستاد مرکزی سپاه در تهران اشاره کرد؛ که بلافاصله بعد از هر عملیات، مجدداً به عراق باز می‌گردد!

بخش رسانه‌ای مجاهدین خلق چگونه فعالیت می‌کند؟ / رسانه در خدمت جوخه‌های ترور!

نماینده دادستان گفت: مجاهدین خلق در سه بخش نشریه مجاهد (منافق)؛ رادیو مجاهد و سیمای مجاهد فعال بوده است. در دهه هفتاد برخی اعضای گروه که از تشکیلات جدا شده بودند به وسیله کد‌هایی که در رادیو مجاهد ارسال می‌شد دوباره بازیابی شده و جذب تشکیلات می‌شدند.

وی بیان کرد: در برخی مواقع نیز از رادیو برای ارسال رمز عملیات‌های تروریستی استفاده شده است.

ماجرای کمونیستی که منافق هم شد!

عزیزالله پاک نژاد متهم ردیف ۶۶ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده قبل از انقلاب به فعالیت‌های کمونیستی اشتغال داشته و در ادامه و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کماکان به همکاری خود با چریک‌های فدایی- اقلیت، ادامه داده و پس از مدتی به خارج از کشور متواری می‌شود.

گفتنی است نامبرده بعد از تاسیس شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت، به عنوان عضوی از شورا، با گروه تروریستی مجاهدین خلق منافقین همکاری داشته و در حال حاضر نیز ساکن پاریس است.

عزیزاله پاکنژاد تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۴۷۵/۶ – ۲۰۰۲ است.

عامل برنامه‌ریزی برای ترور شهید لاجوردی چه کسی است؟

مهرافروز پیکرنگار متهم ردیف ۶۷ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

وی پس از عزیمت به کشور انگلیس، به عضویت انجمن دانشجویان فریب خورده، وابسته به گروه تروریستی مجاهدین خلق در شهر نیوکاسل در آمده و در سال ۱۳۶۱، در حمله به سفارت جمهوری اسلامی ایران در آن کشور، شرکت می‌کند.

گفتنی است نامبرده از عناصر کادر مستقر در اروپا و عضو کمیسیونی در تشکیلات تروریستی موصوف بوده که به سیاهنمایی علیه جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد.

دیگر فعالیت‌ها و مسئولیت‌های او عبارت است از:

مسئول تشکیلات نفاق در بلژیک

مسئول تشکیلات نفاق در انگلیس

و عضویت در کمیسیون خارجی شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت

شایان ذکر است مهرافروز پیکرنگار در مشارکت با ژیلا دیهیم، یکی دیگر از عوامل اصلی تشکیل، طراحی، سازماندهی و هدایت تیم ترورِ شهید اسداله لاجوردی و نتیجتاً شهادت و به تعبیر حقوقی، قتل عمد این شهید والا مقام محسوب می‌شود.

در آن اقدام تروریستی، اصغر رئیس اسماعیلی و زین العابدین مسعودی به شهادت یا به تعبیر حقوقی به قتل رسیده و اصغر دهقان فاضلی نیز مجروح می‌شود.

همچنین وی جزو دستگیرشدگان مورخ ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ نفرات نفاق، به اتهام کلاهبرداری سازمانیافته، از سوی پلیس فرانسه نیز است.

ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۵۳۰/۶-۲۰۰۲ است.

آموزش تروریست‌ها در پاکستان/ افسر ستاد داخله محاکمه شد

مریم حاج خانیان متهم ردیف ۶۸ در دادگاه است.

نامبرده پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل فعالیت تشکیلاتی دستگیر لکن به علت تظاهر به توبه، مشمول تخفیف واقع شده و به پنج سال حبس محکوم می‌شود. متعاقباً در سال ۱۳۶۵، وی به پاکستان گریخته و به مجاهدین خلق ملحق می‌شود. نامبرده سپس در پایگاه بابائی کویته‌ پاکستان، آموزش‌های لازم را فراگرفته و به عراق اعزام می‌شود.

شایان ذکر است مریم حاج خانیان در سال ۱۳۷۰، به عضویت شورای مرکزی نفاق و در سال ۱۳۷۴ به عضویت شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت در می‌آید.

دیگر فعالیت‌ها و مسئولیت‌های او عبارت است از:

مسئول و افسر ارشد شاخهی نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق

افسر ستاد داخله برای مقطعی

و فعالیت تشکیلاتی در مازندران در مقطع فاز نظامی گروهک

مریم حاج خانیان در مشارکت با مهرافروز پیکرنگار و ژیلا دیهیم، یکی دیگر از عوامل اصلی تشکیل، طراحی، سازماندهی و هدایت تیم ترورِ شهید اسداله لاجوردی و نتیجتاً شهادت و به تعبیر حقوقی، قتل عمد این شهید والا مقام محسوب می‌شود.

پرده برداری از قاتل شهید بهشتی نژاد در تهران!

احمد حنیف‌نژاد متهم ردیف ۶۹ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده در سال ۱۳۴۶، توسط برادرش محمد (بنیان‌گذار و سرکرده ی اولیه گروه تروریستی مجاهدین خلق )، جذب تشکیلات می‌شود.

از جمله فعالیت‌ها و مسئولیت‌های وی عبارت است از:

مسئول کل تشکیلات نفاق در تبریز

افسر بازجویی در مقر اشرف

عضو کادر مرکزی گروهک در سال ۱۳۵۸

مسئول خانه‌های تیمی در سال ۱۳۶۰

و عضو هیئت اجرایی تشکیلات نفاق

در ضمن وی در حال حاضر، عضو کادر مرکزی و مسئول گزینش گروه مجاهدین خلق است.

احمد حنیف‌نژاد، یکی از عوامل اصلی تشکیل، طراحی، سازماندهی و هدایت تیم ترورِ شهید سید محمدحسن بهشتی نژاد و نتیجتاً شهادت و به تعبیر حقوقی، قتل عمد این شهید والا مقام محسوب می‌شود.

در این اقدام تروریستی، اعضای یک تیم پنج نفره در سال ۱۳۶۰، به درب منزل نامبرده مراجعه و به بهانه دادن نامه، به سمت او شلیک می‌کنند که منجر به قتل عمد (شهادت) وی و کودک خردسال همراهش شده و اعضای تیم ترور نیز، پس از آن موفق به فرار می‌شوند.

ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۵۰۳/۶-۲۰۰۲ است.

سرپل مجاهدین خلق در نروژ محاکمه شد/ اروپا پایگاه امن تروریست‌ها

پرویز خزایی متهم ردیف هفتاد در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده پس از پیروزی انقلاب، جذب مجاهدین شده و در تاریخ ۱۵ آبان ۱۳۶۱، ضمن حضور در تلویزیون نروژ، پناهندگی خود را اعلام می‌‌کند.

وی سپس عضو شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت شده و ضمن شرکت در جلسات مختلف به عنوان مدعو و سخنران و همچنین در حوزه تهیه مقاله، انجام مصاحبه و شرکت در برنامه‌های گروهک، به فعالیت در راستای اهداف این تشکیلات تروریستی می‌پردازد.

گفتنی است نامبرده به موازات اقدامات فوق و به رغم اقامت در نروژ، به کشور آلبانی نیز تردد داشته و به صورت مستمر، امور مربوط به عناصر گروه تروریستی مجاهدین را در حوزه‌های مختلف پیگیری می‌کند.

در این لحظه قاضی ختم جلسه امروز را اعلام کرد.

حمیده شاهرخی امیری – متهم ردیف 50 دادگاه مجاهدین خلق

انجمن نجات مرکز فارسسه‌شنبه 26 دی 1402

حمیده شاهرخی

حمیده شاهرخی

حمیده شاهرخی امیری متهم ردیف پنجاه در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.
نامبرده همواره از لایه‌های مسئولین تشکیلات بوده و به عنوان بازجو- شکنجه‌گر نیز فعالیت داشته است. مشارالیها در سال ۱۳۶۳، در پاریس با مسعود کلانی (گوینده سیمای مجاهدین) ازدواج کرده و به عنوان مسئول تیم تروریستی در عملیات فروغ جاویدان، شرکت می‌کند.

برخی دیگر از مسئولیت‌های وی عبارت است از:
معاونِ جانشینِ رهبرِ مجاهدین در شاخه نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق در مقر بدیع‌زادگان عراق
مسئول بخش آموزش در سال ۱۳۸۱
معاون طرح و برنامه عملیات‌های تروریستی مجاهدین خلق
عضو شورای مرکزی گروه
مسئول کمیسیون (سازماندهی) در شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت
و عضو ارشد شاخه نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق
خاطر نشان می‌شود وی در حال حاضر به عنوان مسئول آموزش در بخش تبلیغات، در آلبانی فعالیت دارد.
ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۱۷۸/۱-۲۰۰۴ است.

برادر بابک رهنورد: من و خواهرم نجات یافته های قبل از اسارت هستیم

انجمن نجات مرکز البرزسه‌شنبه 26 دی 1402

برادر بابک رهنورد

برادر بابک رهنورد

هومن رهنورد برادر یکی از اعضای گرفتار در سازمان تروریستی مجاهدین خلق به نام بابک رهنورد با حضور در دفتر انجمن نجات البرز با مسئول این انجمن دیدار و گفتگو کرد.

بابک رهنورد بیش از چهار دهه است که اسیر تشکیلات مجاهدین خلق است و اجازه دیدار و تماس با خانواده را ندارد.

هومن رهنورد در دیدار با مسئول انجمن نجات البرز درباره برادرش گفت: برادرم سالهاست با نیرنگ و ترفند تحصیلات در اروپا، گرفتار این فرقه جنایتکار شده است و حسرت دیدار و غم هجران پدر و مادر از برادر اسیرمان در چنگال رجوی باعث فوت آنها شد. من و خواهرم بعنوان تنها نزدیکان بابک هستیم که هیچ ارتباطی با او نداریم.

برادر بابک رهنورد با بیان این که خبرهای مربوط به جلسات دادگاه سران مجاهدین خلق را به دقت دنبال می کند، از این جریان ابراز خوشحالی کرد. ایشان گفت: من از دو جهت خوشحال هستم. اول این که بعد از چند دهه، دستگاه قضایی پیگیر اتهامات این گروه تروریستی شده و از طرفی هم خوشحالم که برادرم جزو این 104 متهم و جنایتکار نیست.

فریب فرقه برای به دام انداختن من و خواهرم

هومن رهنورد که خود تجربه عینی از فریبکاری های فرقه را داشته است، ماجرا را تعریف کرد:

سالها قبل عوامل فرقه رجوی با ما ارتباط گرفتند و با این بهانه که بابک دلتنگ ماست و تقاضای دیدار با من و خواهرم را دارد سعی داشتند ما را به عراق و اردوگاه شان بکشانند. در ابتدای امر ما نیز بی اطلاع از شیوه های فریب و جذب افراد توسط فرقه رجوی و به شوق دیدار با برادرمان، آماده عزیمت به عراق شدیم.

اما با لطف خدا و روشنگری اعضای جدا شده از تشکیلات، از شیوه های جذب این فرقه آگاه شدیم و به موقع خود را از این دام رها کردیم. میتوان گفت من و خواهرم نیز از جمله نجات یافته ها هستیم، نجات یافته هایی که قبل از اسیر شدن نجات پیدا کردیم.

به تازگی شنیدم که فرقۀ تروریستی رجوی مدتی است از بابک برادرم در تلویزیون خود سوء استفاده نموده و وی را به عنوان تحلیلگر مسائل سیاسی منطقه معرفی کرده است. در عجبم برادرم که در چنگال فرقه از هرگونه استفاده از وسایل ارتباط جمعی همچون تلفن همراه شخصی و ارتباط با خانواده اش و دنیای بیرون محروم است چگونه میتواند تحلیلگر مسائل منطقه باشد؟! مگر آنکه فقط آنچه را فرقه می خواهد به زبان بیاورد و به عنوان تحلیل خودش ارائه بدهد. یعنی مجری اموری که فرقه بخواهد.

همچنین در شبکه اجتماعی اینستاگرام او را بعنوان صاحب کاربر صفحه شخصی قرار دادند اما این صفحه شخصی نمی باشد و او هیچ نقشی در تولید محتواهای دروغین ندارد و حتی اجازه پاسخگویی به پیام ها را نیز ندارد. خود بابک نیز بارها در این صفحه شبکه اجتماعی به مخاطبین اعلام نموده نظرات خود را به مسئولین صفحه ارسال نمایند. این اعلام خود گواهی محکم بر این است که تمام رسانه و شبکه های فضای مجازی فرقه توسط مسئولین هدایت میشود.

ایشان همچنین در انتها گفت: از این فرصت استفاده میکنم و از برادرم خواهش دارم همانطور که از لحاظ روحی و شخصیتی هیچگونه سنخیتی با این ۱۰۴ تن ندارد، تصمیم منطقی و روشنی در زندگی اش بگیرد و اجازه ندهد از ظرفیت های او در رسانه و شبکه های اجتماعی استفاده نمایند.

از همین جا به برادر عزیزم عرض میکنم، بابک جان شما را با آرزوی تندرستی روزافزون به یک زندگی آزادانه و بدور از شستشوی مغزی در کشوری به دلخواه خود دعوت میکنم.

ناصر رضایی

محمود فخار زاده – متهم ردیف 53 دادگاه مجاهدین خلق

انجمن نجات مرکز فارسسه‌شنبه 26 دی 1402

محمود فخار زاده

محمود فخار زاده

محمود فخار زاده فرزند حسین متهم ردیف ۵۳ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده در بهار سال ۱۳۵۹ در بخش انتشارات انجمن، به عنوان سرتیم فعالیت داشته و در تابستان ۱۳۵۹ و بعد از انقلاب فرهنگی، در یک اقدام طراحی شده از سوی مجاهدین خلق، با این عنوان که او بریده و خائن است، در دادستانی انقلاب، نفوذ داده شده و بعد از بمب‌گذاری در دادستانی، آیت‌الله قدوسی را به شهادت یا به تعبیر حقوقی به قتل رسانده و از کشور متواری می‌شود.

گفتنی است وی در سال ۱۳۶۴، به عنوان مسئول آموزشِ افرادِ تشکیلاتی در مقرِ مجاهدین در کرکوک، انتخاب می‌شود.

دیگر فعالیت‌ها و مسئولیت‌های وی عبارت است از:

معاون پایگاه و مسئول امنیت به اصطلاح توپخانه‌ی مراکز ۱۰ و ۱۲ مجاهدین خلق در سال ۱۳۷۰

عضو شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت

و فعالیت در زندان‌های مجاهدین خلق به عنوان بازجو

خاطر نشان می‌شود وی هم اکنون از عناصر کادر مرکزی مجاهدین است.

ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۴۸۷/۶-۲۰۰۲ است.

ثریا شهری – متهم ردیف 51 دادگاه مجاهدین خلق

انجمن نجات مرکز فارسسه‌شنبه 26 دی 1402

ثریا شهری

ثریا شهری

ثریا شهری متهم ردیف ۵۱ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده پیش از انقلاب با گروه‌های مارکسیستی، ارتباط داشته و در سال ۱۳۵۸جذب مجاهدین خلق می‌شود. وی در سال ۱۳۵۹، سرشاخه میلیشیا یا همان شاخه نظامی پاره وقت گروه شده و مدتی نیز مسئولیت جذب دختران را برعهده می‌گیرد.

گفتنی است ثریا شهری مسلح به کلت کمری بوده و در اکثر تظاهرات و راهپیمایی‌های گروه، نقش فعالی داشته است. همچنین نامبرده در برهه فاز نظامی تشکیلات در سال ۱۳۶۰، ضمن حضور در خانه‌های تیمی، به حل و فصل اختلافات شدید اعضا در مقر‌های عملیاتی مجاهدین خلق پرداخته و در سال ۱۳۶۱ به خارج از کشور متواری می‌شود.

متعاقباً وی در سال ۱۳۶۴، عضو هیئت اجرایی گروه مجاهدین شده و در سال ۱۳۶۵ نیز ابتدا به مقر‌های نظامی- تروریستی تشکیلات در منطقه مرزی منتقل و سپس مسئولیت مقر اشرف را عهده دار میگردد. در ادامه نامبرده بین سال‌های ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷، مسئول پشتیبانی شاخه نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق و حل و فصل مسائل تدارکاتی تیم‌های عملیاتی در جریان عملیات‌های تروریستی- نظامی آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان می‌شود.

شایان ذکر است نامبرده از اعضای رده بالای گروه بوده و در حال حاضر نیز در بخش اطلاعات مجاهدین در آلبانی، مشغول به کار است.

ضمناً ثریا شهری تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۵۱۴/۶-۲۰۰۲ است.

صالح رجوی – متهم ردیف 46 دادگاه مجاهدین خلق

چه کسی جلسات غسل مجاهدین خلق را اداره می‌کرد؟

انجمن نجات مرکز فارسسه‌شنبه 26 دی 1402

صالح رجوی - متهم ردیف 46 دادگاه مجاهدین خلق

صالح رجوی - متهم ردیف 46 دادگاه مجاهدین خلق

صالح رجوی متهم ردیف ۴۶ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.
نامبرده که در سال ۱۳۵۱ به فرانسه رفته بود، پس از متواری شدن مسعود رجوی از کشور، در حومه‌ پاریس، یک باب منزل خریداری کرده و برادرش را در آن خانه، مستقر می‌کند.

در ادامه وی علاوه بر حضور در ملاقات‌های مسعود رجوی به عنوان مترجم، با تاسیس شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت، مسئول کمیسیون به اصطلاح بهداشت شده و به منظور شرکت در جلسات شورا، به پادگان اشرف تردد می‌کند. همچنین نامبرده از سال ۱۳۷۰، در راستای رفع چالش‌های اعضای گروه تروریستی مجاهدین خلق، در برخی از کشور‌های اروپایی، فعالیت دارد.

یاسر جهان نژادی – متهم ردیف 44 دادگاه مجاهدین خلق

ادمین شبکه های اجتماعی مجاهدین خلق محاکمه شد

انجمن نجات مرکز فارسسه‌شنبه 26 دی 1402

یاسر جهان نژادی - متهم ردیف 44 دادگاه مجاهدین خلق

یاسر جهان نژادی - متهم ردیف 44 دادگاه مجاهدین خلق

یاسر جهان نژادی متهم ردیف چهل و چهارم پرونده است. وی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، با مجاهدین خلق آشنا و جذب گروه شده و پس از انقلاب، با فعالیت در تشکیلات مجاهدین، نهایتاً در سال ۱۳۶۴ به همراه همسرش از کشور خارج و به مقر مجاهدین خلق در عراق ملحق می‌شود.

از جمله فعالیت‌ها و مسئولیت‌های او عبارت است از:
مسئول تشکیلات مجاهدین در استان لرستان در دهه‌ ۶۰
هادی تیم‌های ترور مجاهدین خلق
شرکت در عملیات‌های تروریستی- نظامی فروغ جاویدان، چلچراغ، آفتاب و مروارید
معاون مسئول تیم ۲۰۰ شاخه‌ نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق
و معاون هیئت اجرایی تشکیلات
خاطر نشان می‌شود وی در حال حاضر مستقر در کشور آلبانی بوده و هدایت مرتبطین گروه در شبکه‌های اجتماعی را برعهده دارد.
ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۵۲۲/۶-۲۰۰۲ است.

ترور کردن عامل ارتقا در گروه مجاهدین خلق!

عشرت محبت کار متهم ردیف ۵۴ در دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.
نامبرده از سال ۱۳۵۹، شروع به هواداری از گروه و فعالیت تشکیلاتی می‌کند. به نحوی که به دلیل تأثیرگذاری در عملیات‌های تروریستی جدار مرزی ایران، به عضویت شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت در می‌آید.

دیگر فعالیت‌ها و مسئولیت‌های وی عبارت است از:
مسئول یکی از بخش‌های شاخه نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق در سال ۱۳۷۱
مسئول مقر چهارم اشرف در سال ۱۳۷۴
معاون دومِ مسئول اولِ مجاهدین خلق در ستاد به اصطلاح فرماندهی در سال ۱۳۸۰
و فعالیت در بخش آلمان گروه

معصومه بلورچی – متهم ردیف 43 دادگاه مجاهدین خلق

انجمن نجات مرکز فارسسه‌شنبه 26 دی 1402

معصومه بلورچی - متهم ردیف 43 دادگاه مجاهدین خلق

معصومه بلورچی

معصومه بلورچی متهم ردیف چهل و سه دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

نامبرده پس از پیروزی انقلاب اسلامی به هواداری از مجاهدین خلق پرداخته و در راستای اهداف این گروه، اقدامات زیادی را در حوزه نشریه مجاهدین، شرکت در نشست‌ها، فعالیت‌های مجرمانه خیابانی و … به انجام می‌رساند.

خاطر نشان می‌شود معصومه بلورچی در حال حاضر به عنوان نماینده‌ شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت در آلمان فعالیت دارد.

ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۴۲۸/۶-۲۰۰۲ است.

کدام دموکراسی و کدام شورای بی مسما؟!

به بهانه اباطیل مهناز سلیمیان دبیر شورای ضد ایرانی ملی مقاومت

علی پوراحمدیکشنبه 24 دی 1402

شورای ملی مقاومت

مهناز سلیمیان، دبیر ارشد شورای ضد ایرانی ملی مقاومت در شو مسخره گلریزان همیاری مجاهدین خلق درباره سابقه مشعشع و دلایل ماندگاری شورا اباطیلی به هم بافت که نیاز دیدم در این خصوص نکاتی بیان کنم.

او در پاسخ به سوال مسعود کلانی مجری برنامه مبنی بر راز و رمز ماندگاری شورای ملی مقاومت با توسل به چرندیات پر طمطراق و دهن پرکن گفت: “رمز ماندگاری این شورا اصل دمکراسی بوده که از اول از اصول شناخته شده شورا بوده است و همه بدان التزام داشته اند”!

حالا سوال این است که کدام اصل دمکراسی و کدام ماندگاری و کدام شورای بی مسما و مسئول به غیبت رفته؟! که فقط اسمی از آن باقی مانده است. افرادی که تماما مزدبگیر و جیره خوار فرقه تروریستی رجوی هستند و به این طریق به حیات خفیف و خائنانه خود ادامه داده و ارتزاق میکنند.

همان به اصطلاح شورایی که بعد از فرار مسعود رجوی به اتفاق بنی صدر در فرانسه شکل گرفت و به دروغ گفته شد در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی و همراهی ابوالحسن بنی‌صدر در تهران تأسیس شده است. همان شورایی که تقریباً تمام اعضای اولیه اش که نام خواهم برد به خاطر عدم پایبندی به اصل دمکراسی و جاه طلبی و تمامیت خواهی و خصلت دیکتاتور مآبانه مسعود رجوی و یکه تازی وی در به دست گرفتن شورا و اعمال رای مستبدانه خود، از شورا کناره گرفتند.

سازمان‌های ریزشی عبارتند از: جبهه دموکراتیک انقلابی زحمتکشان سال ۱۳۶۲، حزب دموکرات کردستان ایران سال ۱۳۶۴، شورای متحد چپ سال ۱۳۶۴، حزب کار ایران (توفان) سال ۱۳۶۴، جبهه دموکراتیک ملی ایران، جنبش دمکراتیک-انقلابی زحمتکشان گیلان و مازندران و اتحادیه کمونیست‌های ایران – سربداران و….

و افراد ریزشی عبارتند از: ابوالحسن بنی صدر، حسن ماسالی، بهمن نیرومند، ناصر پاکدامن، احمد سلامتیان، مهدی خانبابا تهرانی، احمد صدرحاج سید جوادی، محمدرضا روحانی، کریم قصیم، هدایت‌الله متین دفتری و همسرش و شماری دیگر که دیکتاتوری رجوی را تاب نیاوردند و صف خود را از فرقه تروریستی و همگام و همکار با دولت وقت صدام جدا کردند.

فرقه رجوی متعاقبا با سرپوش گذاشتن بر شکستهایش در اتحاد عمل با دیگران، در گسترش شورا یک لیست بلند بالای 470 نفره از اعضا و کادرهایش خاصه زنان شورای رهبری به عنوان اعضای جدید شورا معرفی کرد تا نابخردانه کمیت اعضای شورا را بالا ببرد که اساسا کاربردی نبود و در هیچکدام از جلسات شورا حضور نداشتند بلکه به عنوان سیاهی لشکر عمل میکردند و میکنند.
حال خانم سلیمیان خوب است پاسخ بدهد که شورای بادکنکی شما ترکیده و مضمحل شده است یا پایدار مانده است!؟

فرقه مجاهدین خلق در فاز بعدی با کثرت اعضایش از کادرها و زنان شورای رهبری نگون بختش، دجال گونه مدعی شد که شورای به اصطلاح ملی مقاومت ایران ائتلافی است سیاسی و متشکل از چند سازمان، حزب سیاسی و ۵۳۰ شخصیت سیاسی، علمی، فرهنگی، اجتماعی و ورزشی و همچنین اقلیت‌های قومی و مذهبی مانند کردها، بلوچ‌ها، ارامنه، کلیمیان، زرتشتیان و…که زنان بیش از ۵۰ درصد اعضای این شورا را تشکیل می‌دهند.

الحق والانصاف رو که نیست سنگ پای قزوین است…
باشد تا درآینده ای نه چندان دور فرقه تبهکار و تروریستی رجوی با تمام اعوان و انصارش که مقابل ملت ایران در آدم ربایی و کشتار و وطن فروشی صف آرایی کردند، در پیشگاه عدالت محاکمه و به سزای اعمال ضد انسانی و ایرانی خود برسند.

وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا

علی پوراحمد

صدام برای قدردانی از نتیجه عملیات مروارید به مسعود رجوی تسلیحات هدیه داد

روایت یک عضو سابق مجاهدین خلق از جنایت‌ها و خیانت‌های این گروه

خبرگزاری میزانیکشنبه 24 دی 1402

تسلیحات صدام برای قدردانی از مسعود رجوی

بساط علی مشکین فام، عضو سابق سازمان مجاهدین خلق درباره خوش خدمتی ها و مزدوری های سازمان مسعود برای صدام حسین مطالبی عنوان می کند.

او با اشاره به یک مورد از هدایای صدام پس از عملیات مروارید یا همان کردکشی گسترده ای که مسعود رجوی در حمایت از حکومت صدام به راه انداخت، می گوید:

مسعود رجوی در یکی از نشست ها ماجرای یکی از ملاقات هایش با عزت ابراهیم را توضیح داد. ظاهراً عزت ابراهیم در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بوده تعریف کرده بود که: در راه رفتن به خانقین برادران مجاهد را دیدم که در حال دفاع از کشور عراق بودند. اگر مملکت به حالت آرامشش برگردد ما باید به نحو احسن این خدمتی که برادران مجاهد به ما کردند را جبران کنیم.

عضو سابق مجاهدین خلق می گوید مسعود رجوی که تازه چهل قبضه توپ 130 را از ارتش عراق تحویل گرفته بود با ذکر این ماجرا گفت: این نتیجه زحماتی است که در عملیات مروارید کشیدید.

مشکین فام می گوید خیلی از اعضای سازمان به همین دلیل و بعد از شنیدن این صحبت ها مسئله دار شدند و شدیم.

کردکشی مجاهدین خلق در عراق به روایت عضو سابق گروه

خبرگزاری میزانیکشنبه 24 دی 1402

مسعود رجوی در عملیات مروارید، کُرد‌ها را تنها برای خوش‌خدمتی به صدام قتل‌عام کرد.

در ابتدای اشغال کویت توسط صدام بود که منطقه «نوژل» در شمال عراق به حفاظت مجاهدین خلق سپرده شد تا اگر نیروهای نظامی عراقی درگیر جنگ در جبهه مرزی با کویت بودند، شمال کشور از یورش کردهای معترض و تلاش آنها برای سکونت در آنجا، مصون بماند. سازمان مجاهدین قسمت عمده‌ای از مناطق کردنشین شامل شهرهای طوز، خرماتو، کفری، سلیمان‌بگ و خانقین را پیش از آنکه کردها به آن مناطق بیایند، به اشغال خود درآورده بود و از هر نوع مواجهه و کشتار کردهای معترض اجتناب نمی‌کرد.

بساط علی مشکین فام، عضو سابق سازمان مجاهدین خلق در این باره می گوید:
کردها می خواستند مناطق کردی را آزاد کنند. کاری با سازمان نداشتند. در اینجا صدام از رجوی درخواست کمک کرد. رجوی به جای آنکه خود را از مسائل داخلی عراق جدا کند، قبول کرد تا با کردها و شیعیان عراق بجنگد. رجوی نیاز به این خوش خدمتی داشت تا نتیجه اش بشود سرازیر شدن تسلیحات و تجهیزات و ادوات و پول و دینار.

دادگاه مجاهدین خلق – رونمایی از یک سند جدید

سلاح‌های شیمیایی صدام حسین در پایگاه های مجاهدین خلق

خبرگزاری میزانیکشنبه 24 دی 1402

دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق و همچنین ماهیت این سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی، در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی دهقانی در جریان است و تا کنون پنج جلسه از این دادگاه برگزار شده است.

نماینده دادستان در یکی از این جلسات محاکمه در بخشی از توضیحات خود درباره همکاری های همه جانبه مسعود رجوی با صدام حسین ، به موضوع مکان نگهداری از سلاح های شیمیایی رژیم بعث در زمان جنگ ایران و عراق پرداخت: ارتش بعث بارها در زمان جنگ ایران و عراق از سلاح های شیمیایی کشتار جمعی و تسلیحات شیمیایی استفاده کرد و در غرب کشور تعداد زیادی از شهروندان به خصوص زنان و کودکان را به خاک و خون کشید.

نماینده دادستان با استناد به گزارش سال 2004 اف بی آی امریکا عنوان کرد که این سلاح ها در پایگاه های سازمان مجاهدین خلق در عراق نگهداری می شده اند و این موضوع برای اولین بار در گزارش اف بی آی افشا شده است.

نماینده دادستان در ادامه قسمت مرتبط با این موضوع را که در گزارش اف بی آی و زیر عنوان ” ان ال ای یا ارتش آزادیبخش ملی آمده است عیناً قرائت کرد:

آن شاخ نظامی و عملیاتی مجاهدین خلق می باشد. مقر اصلی ارتش آزادیبخش ملی در کشور عراق بوده است که از سوی صدام بیشترین تجهیزات نظامی و پشتیبانی را دریافت می کرده اند.

مجاهدین خلق بیشترین تمرینات تروریستی و عملیاتی خود به همراه ان ال ای را زیر پرچم حمایتی کشور عراق انجام داده اند. شهادت های بسیاری از سوی سربازان اسبق ان ال ای گزارش داده که صدام جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیکی خود را در پایگاه های ارتش آزادیبخش ملی پنهان نموده تا از ناظرین سازمان ملل مخفی بماند.

نماینده دادستان همچنین به قسمتی دیگر از گزارش اشاره می کند که در آن اعضای مجاهدین خلق را با عنوان ” تروریست های خائنی عمل می کنند که افراد مملکت خود را به قتل می رسانند و با صدام همکاری دارند.

تشریح 5 شیوه سازمان مجاهدین خلق در تأمین مالی

خبرگزاری میزانشنبه 23 دی 1402

نماینده دادستان دادگاه سران سازمان مجاهدین خلق در پنجمین جلسه این دادگاه، با استناد به گزارش اف بی آی، توضیحاتی درباره نحوه تامین مالی این گروه ارائه کرد.
بر اساس گزارش سال 2004 اف بی آی آمریکا، گروه مجاهدین خلق از سه شاخه یا بخش تشکیل شده است:
1. شورای تروریستی ملی مقاومت
2. شبکه حامی
3.شبکه یا شاخه نظامی

در این گزارش در شبکه حامی به صورت واحد‌های سازمان یافته‌ای توسط کادر رهبری مجاهدین خلق به سوی آمریکا و خارج از این کشور از عراق و فرانسه فرستاده می‌شود. این شبکه مسئول تبلیغات، تظاهرات، تامین منابع مالی، نظارت و مرعوب ساختن طرفداران و کارگزاران دولت ایران بوده است. با توجه به سوابق گروهک تروریستی در گزارش آف بی‌ای آمده است که سازمان مجاهدین خلق، سازمان تروریستی بیگانه قلمداد شده اند که این عنوان به دلیل سابقه طولانی خشونت مجاهدین خلق و فعالیت‌های تروریستی آن‌ها در کشور‌های غربی در گذشته شامل گروگانگیری و حمله به هیئت و مقر دیپلماتیک و مقامات ایرانی بوده است.

رجوی و ظلم مضاعف به اسرای جنگ ایران و عراق

انجمن نجات مرکز کرمانشاهشنبه 23 دی 1402

اسرای جنگ ایران و عراق

به نوشته ایرج مصداقی از ۱۳۰۴ رزمنده‌ ارتش آزادیبخش که در عملیات فروغ جاویدان کشته شدند، ۲۰۲ نفر‌شان اسرایی هستند که به این عملیات فرستاده شدند

جنگ در شهریور سال 1359 شروع شد. در همان روزهای اول تعدادی نظامی و غیر نظامی در مرزها اسیر ارتش عراق شدند و این روند اسیرگیری تا چند روز پس از قبول قطعنامه 598 در سال 1367 ادامه داشت.

شرایط اسارت هر چند سخت و طاقت فرسا اما اسرا تا یک سال بعد از آتش بس و تبادل اسرا آن شرایط را تحمل کردند . خوب روشن است که از این اسرا تعدادی زن و بچه داشتند. عده ای سرپرستی و مسئولیت پدر و مادر پیر را به عهده داشتند و نان آور یتیم و برادر و خواهر صغیر بودند که آنهمه شرایط سخت و گرفتاری و ناملایمات اسارت را به امید این تحمل کرده که روزی آزاد شوند وبه آغوش وطن و خانواده خود برگردند.

اما افسوس که اینگونه نشد. فرقه ای به نام مجاهدین خلق به سرکردگی مسعود و مریم رجوی طی یک سناریو با صدام حسین دیکتاتور وقت عراق این آرزوهای اسرا را به یاس تبدیل کردند و در یک معامله بیش از دوهزار نفر اسیر را با یک ترفند ثبت نام برای آزادی از طریق فرقه رجوی گول زدند و به ارتش ترور و خصوصی صدام ( ارتش آزادیبخش ) ضمیمه کردند و برای همیشه آن آرزوها را از اسرا سلب کردند.

رجوی در همان روز اول فریب اسرا وقتی آنها را در مقابل عمل انجام شده قرار داد و از طریق پادوهای خود؛ ابریشمچی و حیاتی به اسرا گفت: اگر تمایل به ماندن نزد مجاهدین ندارید می توانید برگردید اما صلیب سرخ اسامی شما را به ایران داده و گفته شماها با اختیار خود به مجاهدین پیوسته اید لذا به محض ورود به ایران اعدام در انتظار شماهاست .

اینگونه بود که رجوی با این ترفند غیر انسانی راه را برای انتخاب اسرا بست و با ایجاد رعب و وحشت آنها را در فرقه خود اسیر کرد .
رجوی می گفت: اسرا خود انتخاب کرده اند و مبارزه و ماندن در مقاومت را برگزیده اند. اما چگونه؟ رجوی همزمان سه شمشیر را پشت گردن اسرا گذاشت و سپس آنها را در معرض انتخاب قرار داد .

اول گفت اگر برگردید اعدام هستید این شمشیر اول . دوم اینگونه گفت اگر مقاومت را ترک کنید لعنت شده اید و ما در روز موعود سراغ شما خواهیم آمد و سوم اینکه رجوی گفت ما شما را به زندان های صدام برمی گردانیم و آنها در روز تبادل اسرا شما را در زندان های مخفی نگه می دارند و تبادلی در کار نیست . چون شما به ما خیانت کرده اید اینهم شمشیر سوم.

با این اوصاف هر اسیری یک راه برایش باقی مانده بود وآن اینکه امضای ماندن با مجاهدین را بدهد و منتظر لحظه ای بماند که فرصتی دست دهد و فرار کند که طی آن سال های حضور در عراق صدها نفر همین کار را کردند .

این ظلم مضاعفی بود که رجوی به اسرا کرد این که صدها نفر از این انسان هایی که درد اسارت را کشیده بودند را در عملیات های بی هدف به کشتن داد و یا سربه نیست کرد و باقی مانده آنها را هنوز بعد از چهل و اندی سال در اسارت دارد .

رجوی و صدام با ترفندهای مشترک صلیب سرخ را فریب دادند و حق زندگی و انتخاب آزاد را از این طیف انسان های بی گناه سلب کردند و اکنون هم تعدادی از اسرا در گروگان رجوی هستند .

تقاضای عاجل ما اسرایی که موفق به فرار شده ایم از کمیته بین المللی صلیب سرخ آزادی آن اسرا طبق قوانین بین المللی صلیب سرخ است .

گفتگوی انجمن نجات آلبانی با ابراهیم مرادی عضو پیشین مجاهدین خلق

ابراهیم مرادی: هر جدا شده‌ای که تشکیلات را افشا می‌کند هزینه سنگینی برای رجوی در پی دارد

انجمن نجات مرکز آلبانیشنبه 23 دی 1402

انجمن نجات آلبانی در گفتگو با ابراهیم مرادی عضو پیشین مجاهدین خلق به بررسی حواشی ایجاد شده از سوی سایت ایران افشاگر برای علی محمد رحیمی پرداخت. خلیل انصاریان میزبان این سری گفتگوهای انجمن نجات است که با عنوان “نیمه پنهان” منتشر می‌شوند.

در ابتدای این گفتگو خلیل انصاریان از ابراهیم مرادی درباره علت ادعاهای فرقه رجوی مبنی بر پرداخت مبلغ 5600 لگ آلبانی به علی محمد رحیمی، عضو تازه جدا شده از فرقه رجوی، سوال می‌کند. به گفته ابراهیم مرادی، این مبلغ ناچیزی که علی محمد رحیمی طی یک سال و نیم گذشته پس از خروج از اشرف 3 از سازمان دریافت کرده است، در قبال صدها امضا، گزارش علیه دیگر اعضای جدا شده، تهدید و تطمیع پرداخت شده است.

به گفته انصاریان و ابراهیمی شماری از افرادی که از تشکیلات جدا شده‌اند و در آلبانی ساکن هستند، تنها در صورتی موفق به دریافت مستمری ماهیانه از سازمان می‌شوند که کماکان زیر یوغ تشکیلات بمانند و گزارش‌های جاسوسی علیه دیگر جدا شده‌ها را به سران تشکیلات ارائه بدهند. ابراهیم مرادی که خود پیش از اعلام جدایی کامل از مجاهدین خلق و پیوستن به انجمن نجات، سه سال در تیرانا ساکن بود، در این برنامه شهادت می‌دهد که مجبور بود در ازای گرفتن مقرری ناچیزی هفته‌ای دو بار در برابر فرماندهان مجاهدین پاسخگو باشد و با متحمل شدن سرزنش‌ها و شماتت‌ها، مبلغی که حق خویش بود را دریافت کند.

این عضو پیشین فرقه رجوی بر این باور است که رسانه‌های تبلیغاتی مجاهدین مجبور هستند که برای تخریب شخصیتی اعضای جدا شده مطالبی این چنینی را منتشر کنند چراکه هم برای پیش‌گیری از جدا شدن دیگر افراد، مصرف داخلی دارد و هم به زعم خویش با این روش اعضای جدا شده را وادار به سکوت می‌کنند.

این در حالی است که اعضای جدا شده با گرد هم آمدن در انجمن نجات آلبانی برای افشای دروغ ها و خیانت‌های مسعود و مریم رجوی جان تازه می‌یابند و تشکیلات هزینه سنگین این افشاگری‌ها را با از دست دادن نیروهای بیشتر پرداخت می‌کند.

ابراهیم مرادی در پایان این گفتگو از اعضای گرفتار در درون تشکیلات مجاهدین خلق می‌خواهد که تصمیم بگیرند و زندگی در جهان بیرون از تشکیلات را انتخاب کنند.

تلاش مهدی ابریشمچی مزدور برای جا انداختن واژه “استقلال مالی مجاهدین”

انجمن نجات مرکز آذربایجان غربیشنبه 23 دی 1402

ابریشمچی

مهدی ابریشمچی

مهدی ابریشمچی یکی از عمله های رجوی است که این روزها در تلویزیون شیطان منظر مجاهدین تحت عنوان “گلریزان همیاری” میدان داری کرده تا کثافت کاریهای این فرقه در وابستگی مالی اش به سرویس های اطلاعاتی غربی و عربی بویژه دریافت پول از صدام در مقابل انجام جنایت در زمان جنگ و تا قبل از سقوط وی را لاپوشانی کند.

در اولین جلسه دادگاه تهران در ۲۱ آذرماه، نماینده دادستان اتهامات ۴ نفر از متهمان پرونده از جمله مهدی ابریشمچی کادر مرکزی مجاهدین متهم ردیف چهارم پرونده را قرائت کرد که هم اکنون تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره ۲۰۰۲-۵۲۵/۶-A است.

این مزدور که هم اکنون در سن ۷۶ سالگی بسر می برد و حتی قادر به تکلم درست کلمات در دهانش هم نیست و در خیلی از جلسات مجاهدین با مسئولین اطلاعاتی وقت صدام برای دادن اطلاعات و دریافت پول حضور داشته سعی می کند این همه گند و کثافت را زیر انبوهی اراجیف و دروغ و فریبکاری پنهان کند.

این ابله خرفت می گوید: “سیمای آزادی خوب است، به من هم فرصت داده صحبت کنم. تلویزیون خوبی است که توسط مردم ایران اداره می شود. به جایی هم وابسته نیست و . . . “!

بنظر می رسد سالمندی مهدی ابریشمچی باعث هذیان گویی وی نیز شده است. او که روزگاری در عراق مسئول دادن اطلاعات مردم و نیروهای نظامی ایران به دستگاه اطلاعاتی صدام و دریافت پول های کثیف برای انجام عملیات تروریستی در داخل کشور بود و در هر جلسه تبادل پول با مسعود رجوی حضور داشت حال با وقاحت و دریدگی تمام عیار دم از “استقلال کامل مالی مجاهدین با تکیه بر مردم ایران” می زند!

باید گفت وطن فروشی، جنایت و وابستگی مالی این فرقه تروریستی به سرویس های اطلاعاتی و به صدام حسین در زمان جنگ و تا قبل از سقوط این دیکتاتور آنقدر عیان و واضح است و اسناد و مدارک وجود دارد که با این اراجیف و برنامه های مزخرف و عوام فریبی ابلهانه که صرفاً توهین به شعور مردم ایران است، هرگز کسی به استقلال مالی مجاهدین فکر هم نکند چه رسد آن را باور کند.

در اینجا توجه آقای مهدی ابریشمچی را به جلسه سوم دادگاه تهران و ویدئوهایی که از جلسه مسعود رجوی با ژنرال حبوش که ایشان هم تشریف داشتند جلب می کنم تا شاید دهان کثیف خود را بسته و در آن را گِل بگیرد و دیگر از استقلال مالی مجاهدین حرف نزند.

البته قابل توجه اینکه سایت رسمی این فرقه که به شدت در قبال جلسات برگزار شده دادگاه این فرقه در تهران پیگیر بوده و با برگزاری هر جلسه در قبال آن مفصلا موضع می گرفت و کلی اراجیف بهم می بافت در قبال جلسه سوم تنها به نوشتن چند خط بدون اشاره به موضوعات اصلی مطرح شده در آن بسنده کرد و آن را بکلی سانسور کرد.

چرا که جلسه سوم در ارتباط با افشای ویدئویی از قرارداد مالی مجاهدین با ژنرال حبوش مسئول اطلاعات صدام ، انجام جنایت در ایران در قبال دریافت پول بود. و سران فاسد و بدنام مجاهدین فکر می کردند با سانسور کردن آن در رسانه های رسمی این فرقه دیگر کسی از این همه گند و کثافت مجاهدین که عالمی را فرا گرفته باخبر نخواهند شد!

حال اگر از فریبکاریهای مستمر این روزهای سران مجاهدین در راستای بازگرداندن آبروی بر باد رفته این فرقه بگذریم، و در دنیای واقعی به وضعیت گروه‌های تروریستی نزد سیا و موساد و زمانی صدام حسین نگاه کنیم خواهید دید که آنان در گذشته با چه اهدافی فربه شدند، اما اکنون به چه نکبتی افتادند! دربه‌دری بقایای داعش و سازمان مجاهدین را با روزگار قدرت آنها مقایسه کنید! داعش، بر بخش بزرگی از عراق و سوریه حکومت کرد و سودای تسخیر لبنان و ایران را داشت. اما تارومار شدگان، حالا کدام گوری هستند؟!

سران سازمان مجاهدین خلق (پیش‌کسوت داعش)، اختیاردار اولین رئیس‌جمهور ایران بودند و خیال می‌کردند چند ماه بعد، کار جمهوری اسلامی را تمام می‌کنند. چه کلاهبرداری‌ها و فاکتورسازی‌هایی که در قبال سرویس‌های جاسوسی انجام دادند! این فاحشه های سیاسی هر چند وقت یک بار، یک سرویس جاسوسی را در عراق (رژیم صدام)، فرانسه، آمریکا و اسرائیل تیغ زدند، و حالا در حالی که رأس سازمان گم و گور شده، نمی‌دانند برای ادامه زندگی نکبتبار، دلالی محبت کدام مافیا و خیانت مطلوب او را بکنند که نکرده‌اند. این، “وضعیتِ مضمحل” برخی سرمایه‌های آمریکا و اسرائیل است.

سعید پارسا