پدر فرهاد سعادت نگران سلامت روحی و جسمی فرزندش است
انجمن نجات مرکز آذربایجان غربیشنبه 27 خرداد 1402
به گزارش خبرنگار سایت راه نو، صبح روز چهارشنبه هفته گذشته آقای رضا سعادت پدر دردمند فرهاد سعادت سرباز برده گرفتار در اردوگاه بشدت قرنطینه شده فرقه رجوی در کشور آلبانی در دفتر انجمن نجات استان آذربایجان غربی حضور یافت و با مسئول دفتر به گفتگو نشست.
ابراز نگرانی و دلتنگی برای فرزند اسیرش اصلی ترین دغدغه آقای فرهاد سعادت است. وی می گوید ۳۵ سال است که صدای فرزندم را نشنیدهام. مادرش زمین گیر است و همیشه با یاد و خاطره او به خواب می رود و فردا روز از خواب بیدار می شود.
فرهاد سرباز وفادار وطن بود ولی صدام ملعون، وی و دوستان او را به دست رجوی جنایتکار سپرد تا پاسخ خوش خدمتی های این مرد شرور و پست را بدهد.
ما هر روز و ساعت به رجوی مزدور و وطن فروش لعنت می فرستیم. رجوی هم مثل صدام یک جنایتکار است. آنهایی را هم که نتوانست در عراق بکشد حال اینگونه جسم و روحشان را در کشور آلبانی به بند کشیده و حتی یک تماس ساده با ما را از وی دریغ می کند. بعد هم در وقاحت و دریدگی تمام از آزادی و دموکراسی حرف می زند!

پدر فرهاد سعادت
آقای سعادت می گوید: بارها و بارها تلاش کردیم از طریق ارگانهای بین المللی و یا صلیب سرخ سران فرقه تروریستی مجاهدین را تحت فشار قرار دهیم تا به فرزندم اجازه تماس با ما را بدهند ولی در عمل هیچ کاری از سوی این ارگانها صورت نگرفت. اما علیرغم تمامی مشکلات و سختی های راه بازهم امیدوارم فرهاد روزی با ما تماس بگیرد و دل ما به ویژه مادرش را شاد کند.
مسئول دفتر نمایندگی انجمن نجات استان آذربایجان غربی نیز گفت: داشتن انگیزه و ناامید نشدن از سختی ها و مشکلات راه بالاترین سرمایه خانواده ها برای رویارویی با مهیب ترین و خطرناک ترین فرقه در قرن معاصر است.
مسلماً افشاگریهای صورت گرفته شده توسط خانوادههای اعضای گرفتار در فرقه رجوی در خاک عراق و اکنون در آلبانی بخشی از تاریخ به یادماندنی فعالیت آنان در دو دهه اخیر است که اکنون نیز با شدت بیشتری ادامه خواهد داشت.
در پایان این دیدار آقای فرهاد سعادت از مسئول انجمن نجات خواست شماره همراه وی را (۰۹۳۶۱۵۶۸۰۷۴) برای برقرار تماس فرزندش در فضای مجازی انتشار دهد تا شاید روزی بتواند با وی صحبت کند.
گفتنی است فرهاد سعادت در سن ۲۰ سالگی در سال ۱۳۶۴ به خدمت سربازی رفت. وی به مدت ۲۶ماه در جبهه های جنگ علیه نیروهای بعثی صدام جنگید . فرهاد که تنها یک ماه به پایان خدمت مقدس سربازی اش مانده بود در سال ۱۳۶۷ در جبهه مهران در اثر هجوم نیروهای بعثی اسیر شد.
سپس صدام حسین وی و تعداد دیگری از اسرای ایرانی را برخلاف کنواسیون های سازمان ملل متحد به رجوی مزدور و جنایتکار سپرد تا از آنان در راستای اهداف ضد ایرانی و ضد میهنیاش استفاده کند.
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .