رجوی ها سال هاست در صف دشمنان مردم ایران هستند
انجمن نجات مرکز مازندران23 تیر 1399
اخیراً پیامی منتسب به رجوی از سوی دستگاه تبلیغاتی فرقه منتشر شد . وی در قسمتی از این پیام چنین گفته است : “چهار ماه پیش وقتی آمار جگرسوز پرپرشدگان کرونا از ۲۰۰۰ گذشت آدمی در بهت و ناباوری فرو میرفت و قلبها به حنجرهها میرسید.”
جدا از دروغگویی های رجوی ها که بلاانقطاع و مسلسل وار ادامه دارد و این حقیقت که نباید انتظار شنیدن حرف راست از این کذّاب را داشت ، سوال این است که در مواقع زیر رجوی ها در کدام جبهه قرار داشتند :
– هنگام ترور و کشتار مردم ایران با بمب و مسلسل در دهه شصت
– هنگام موشک باران شهرهای ایران توسط صدام و کشتار مردم بی گناه اعم از بزرگ و کوچک
– هنگام کشتن سربازان ایرانی توسط ارتش بعثی و اشغال خاک ایران
– هنگام حمله شیمایی صدام به مردم سردشت و کشتار مردم آنجا اعم از مرد و زن و کودک
– هنگام سرنگون کردن هواپیمایی مسافربری حاوی مردم ایران که شامل کودکان هم می شد
– هنگام تحریم شدید دارویی ایران توسط آمریکا آن چنان که بیماران ایرانی بدلیل عدم دسترسی به داروهای مورد نیاز شان دچار درد و رنج مضاعف می شدند .
– هنگام حمله داعش به مردم ایران در قلب تهران و شهید و مجروح کردن تعدادی از آنها
– هنگامی که جوانان ایران در کنار مردم عراق و سوریه با داعش می جنگیدند
– هنگامی که ترامپ اعلام کرد 120 نقطه از خاک ایران را اعم از مراکز اقتصادی و فرهنگی مورد حمله قرار خواهد داد .
– هنگامی که میلیون ها تن از مردم ایران برای بدرقه پیکر سردار سلیمانی در خیابان های به عزاداری پرداخته و خواهان انتقام از قاتلان او بودند .
– هنگام سیل و زلزله و دیگر بلایا که مردم ایران پشت هم بوده و به یاری هم می شتابند .
و …
در شرایط فوق الذکر و دیگر نمونه ها که مردم ایران در کنار هم و در برابر دشمنان قرار داشتند ، رجوی ها کجا بودند؟ چرا در این موارد نه تنها «بهت زده» نشده و «قلب شان به حنجره شان» نرسید ، بلکه درست در نقطه مقابل مردم ایران ، یا مشغول کشتار مردم و جوانان شان بودند یا آن که به عنوان مزدور و جاسوس در خدمت دشمنان مردم ایران همچون صدام و ترامپ و … عمل می کردند .
به رجوی ها باید گفت این فریبکاری ها پس از چهار دهه جنایت و خیانت علیه مردم ایران ، دیگر کسی را نمی فریبد . تنها چیزی که از سوی مردم ایران برای شما وجود دارد تنفر عمومی است .
صالحی
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .