آلترناتیوی که با درخواست ملاقات خانواده ها بهم می ریزد!
منبع: انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی| سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ چاپ
چه حکمتی دریک دیدار چند ساعته با ساکنین لیبرتی توسط خانواده ها وجود
دارد که این چنین مسعود رجوی را برآشفته کرده و اسرا وبعضا گماشته های وفادارش را
وامیدارد که اینقدر برعلیه آنها فحاشی کرده، آنهارا از روببرند، تا مراجعه ای به
کمپ لیبرتی صورت نگیرد؟!
اعضای خانواده های مراجع به لیبرتی، چه قدرت الکتریکی ویا مغناطیسی را ویا هسته ای
را ساطع میکنند که رجوی ازآن احساس نابودی میکند؟

چرا با نوشتن حرف های این چنینی پرتعداد که نمونه اش ذیلا آورده میشود ، این اسرا
را وامیدارند که چنگ به شخصیت خود زده و خویشتن را ازتنها حامی واقعی خود که فقط
وفقط همین خانواده ها هستند، محروم سازند؟!
هدف ازایزوله ترکردن این افرادی که طی سالیان دراز وبه یمن دستگاه تفتیش عقاید،
مغزشوئی وهیپنوتیزم ایزوله بودند، چیست؟!
بازهم طبق سیاق تقریبا همه روزه ، مقاله ی تهدید آمیزی در تقبییح مراجعه ی افراد
خانواده ها به کمپ لیبرتی وبا نام " آزموده را آزمودن خطاست "ـ نوشته
شده وبا امضای رضا قنبرزاده دررسانه های رجوی منتشر شده است که قسمتهایی ازآن را
میخوانیم:
" وقتي بحث خانواده از طرف پسماندههای رژيم آخوندي، كه شاخص جنايت و به خاك
و خون كشيدن خانواده هستند مطرح ميشود، مرغ پخته هم به قهقهه ميافتد. رژيمي كه
در دهه 60 تماميت بسياري از خانوادهها را نابود كرد، ... حالا داد و فغان خانواده
سر ميدهد و طرفدار عواطف و روابط خانوادگي شده است ".
جواب این حرف سخیفانه این است که رژیم ناچار است به درخواست ابتدائی خانواده ها (
بعنوان شهروندان ایران) برای مراجعه به کمپ لیبرتی توجه داشته باشد وکار زیاتری
جزرسیدگی به درخواست ویزا و ... انجام نمیدهد که اگر ندهد مورد انتقاد قرار میگیرد
که چرا وظیفه ی حکومتی خود را انجام نداده است!
به کشتار سال 60 وبعد ازآن که برسیم، این موضوع راکاملا درمد نظر داریم که فرمان
" مشت دربرابر مشت، گلوله دربرابر گلوله " ازطرف مسعود رجوی صادر شد
وبنابراین یک پای مهم قضیه در فجایع آن دهه ، شخص مسعود رجوی بوده وشماها
نمیتوانید طلبی ازکسی دراین مورد ادعا کنید ودرعوض باید بدانید که " خود کرده
را تدبیر نیست "!
آقای قنبر زاده مینویسد:
" آري اين درد عواطف خانوادگي نيست، درد، درد سرنگوني خليفه منحوس ارتجاع
حاكم بر سرزمین زيباي ماست. حالا رژيم فكر ميكند با اجیر کردن چند مزدور از بهاصطلاح
«خانوادههای مجاهدين! درماني براي دردهاي درمانناپذیرش پيدا كرده است. اگرچه
خودش هم ميداند كه با به خدمت گرفتن چند مزدور، دردي دوا نميشود اما ميگويند
كسي كه در حال غرق شدن است به هر خس و خاشاكي چنگ مياندازد، غافل از اينكه هیچکس
و هیچچیزی را ياراي كمك رساندن به او نيست ".
اگر نام این حرف را یاوه گویی نگوییم پس چه بگوییم؟!
خیر آقا ! این دقیقا عواطف خانوادگی است که ربطی درحدود انجام وظایف مربوطه به
حکومت دارد و نه بیشتر!
جایی دیده وشنیده نشده که با مراجعه ی چند صد پیرمرد وپیر زن و به کمپی دردرون
عراق وآنهم جهت ملاقات بافرزندان براستی اسیرشان، مشکلات حکومتی حل شود !
پاراگراف زیر عینا ازپیام سال 89 مسعود رجوی برداشته شده است:
در طول تاريخ تمامي ديكتاتورها، از زمان حضرت نوح تا همين امروز، حربة خانواده را
عليه پيشتازان آزادي به كار گرفتهاند اما يك چيزي هست كه در ذهن ديكتاتورها نميگنجد.
چون آنقدر در منجلاب حفظ موجودیتشان غرق هستند كه نمیفهمند اين پيشتازان، عواطف
خود را نثار خلق در زنجيرشان کردهاند و براي رهنمون كردن مردم و ميهن عزيزشان به
سرمنزل آزادي، از همهچیز خود گذشتهاند ".
البته نه درطول تاریخ، بلکه استثنائا چنین بوده ورسم غالب ، حمایت اعضای خانواده
ها ازهمدیگر وتاحد ایثار وفداکاری بوده است و شما که حرف های رجوی را نقل کرده
اید، باید می دانستید که قوانین اجتماعی مانند فرمول های ریاضی نیست که با آوردن
یک استثنا بی اعتبارش اعلام داشت!
قوانین اجتماعی لزوما مجبور به اطاعت تمام وکمال در برابر منطق صوری نیست و ازسایر
منطق ها نیز استفاده میکند و استثنا ها هم که قادر بر نفی رسم وقاعده ی عمومی
دراین عرصه نیست!
بدین ترتیب شما استنباطی را که ازیک یا چند حادثه ی استثنایی تاریخ کرده اید ،
اعتباری درحد اعتبار اخلاقی مسعود رجوی دارد ونه چیزی بیش ازآن!
شما خواسته اید که با این اسنتاج غیر واقعی، بگویید که برخورد زشت وجنایتکارانه ی
رهبران سازمان با خانواده ها منطقی است که با توضیح فوق نشان میدهد که چنین نیست!
آقا رضا به نوشته ی خود چنین ادامه میدهد:
" ... بركسي هم پوشيده نيست كه ترفند خانواده يكي از حربههای رژيم آخوندي ميباشد
كه وقتي در مقابل مقاومت و مجاهدين با شكست مواجه ميشود، به اين حربه زنگزده روي
ميآورد و هر بار هم مفتضحانهتر از قبل با شكست مواجه ميشود و چيزي جز ذلت و
خواري در برابر قهرمانان ملت ايران كه خود را وقف آزادي خلقشان کردهاند، نصيبش
نميشود ".
این چه شکستی است که رژیم از شما خورده وراه دیگری جز توسل به خانواده ها پیدا
نکرده است؟!
چرا برخورد زشت رهبران شما با خانواده ها رژیم را مفتضح میکند وآیا گمان نمی کنید
که موضوع برعکس بوده و رژیم با نمایش این نوع رفتار وگفتار شما میتواند با صدای
بلند به جهانیان ومردم ایران بگوید که بنگرید دشمن ما به نام فرقه ی رجوی را؟!
وآیا این مسئله بنفع رژیم تمام نمی شود؟!
آیا قهرمانان ملت ایران همین رجوی با پادوان انگشت شمار وفادارش میباشد وآیا خلق
قهرمان اینقدر دچار تنگنا شده که به قهرمانانی شبیه آنها احتیاج دارد؟!
آقای محترم!
مطمئنید که حالتان خوب است؟!
ازنظر آقا رضا، برادرش هم که به لیبرتی مراجعه کرده مزدور است:
" براي آگاهي هممیهنانم اعلام میکنم، مزدوري كه تحت عنوان بهاصطلاح برادرم
به پشت ديوار ليبرتي آورده شده، براي اولين باري كه در سال 82 به اشرف آمده بود،
وقتي ديدم كه برايم روضة توبه و ندامت میخواند، از او برائت جسته و صريحاً به او
گفتم كه تو مزدور وزارت اطلاعات رژيم آخوندي هستي و من مجاهد خلقم و دريايي از خون
بين من و تو و كسي كه ترا به اينجا فرستاده ميباشد و مرا با توكاري نيست و
سرشكسته او را نزد اربابانش فرستادم ".
این سخنان کلیشه ای فرقه ی رجوی است که به هرکس یاد داده اند که بر علیه خانواده
اش بگوید وبنویسد ومورد آنچنان تشویقی قرار گیرد که این تشویق ها حاصلی جز ازدست
دادن عمر و قربانی شدن درراه بوالهوسی های مسعود رجوی نخواهد بود!
اعتبار این سخنان شما- اگر واقعا خودتان نوشته باشید- درحکم حرف های یک زنجیری غیر
آزاد و محروم ازحق ملاقات، وکیل وتهدید شده بوده وخانواده ها به شنیدن وخواندن این
سخنان تکراری وفحاشی های مربوطه اش عادت کرده و اهمییتی برای آن نمیدهند که اگر
میدادند، اینهمه برای ملاقات عزیزان دربندشان صف نمیکشیدند وظاهر امر نشان میدهد
که این بار باعزمی راسخ تر به این مراجعات ادامه خواهند داد ومانند سیلی خروشان ،
موجب حواس پرتی ودیوانگی رجوی خواهند بود.
باور کنید که این تو بمیری ازآن توبمیری های سال های قبل نیست!
جمعی از خانواده های بردگان رجوی درکمپ لیبرتی
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .