- شناسه : 67314
- 02 آذر 1404
بدون خانواده زندگی معنا و مفهوم ندارد
نامه محمد سلامی به برادرش رضا سلامی در کمپ آلبانی مجاهدین

برادرم رضا سلام. خوبی؟ یادی از برادرت نمی کنی. حرفهای زیادی دارم، حرفهایی از جنس غربت و دوری. کلاً ما را فراموش کردی. چندین سال در عراق بودی و الان هم در کشور آلبانی. آلبانی چه خبر؟ در کمپ چکار می کنی. نمی دانم به لحاظ جسمی مشکل داری یا خیر. چشم را بستیم و […]
برادرم رضا سلام.
خوبی؟ یادی از برادرت نمی کنی. حرفهای زیادی دارم، حرفهایی از جنس غربت و دوری.
کلاً ما را فراموش کردی. چندین سال در عراق بودی و الان هم در کشور آلبانی. آلبانی چه خبر؟
در کمپ چکار می کنی. نمی دانم به لحاظ جسمی مشکل داری یا خیر. چشم را بستیم و باز کردیم چندین سال گذشت از خانواده ات چه خبر؟ همسرت مریم پیش شماست؟ خبر دارم از هم جدا شده اید، خبر دارم مسعود و رضوان در کشورهای اروپایی هستند و بزرگ شده اند و به احتمال زیاد تشکیل خانواده داده اند. می دانم از کرده خودت پشیمان هستی راهی که انتخاب کردی از همان اول اشتباه بوده . می دانی اگر این راه را انتخاب نمی کردی الان برای خودت کسی بودی و پیش خانواده ات زندگی می کردی کسی که تشکیل خانواده می دهد بایستی در کنار خانواده خودش باشد. بدون خانواده زندگی معنی و مفهوم ندارد حتماً بارها حس کرده ای.
مراقب خودت باش. به دنیای آزاد قدم بگذار و در کنار خانواده ات زندگی کن.
برادرت محمد
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .