- شناسه : 67108
- 14 آبان 1404
- انجمن نجات مرکز ایلام
غم دوری تو ما را از پا درآورده
نامه میعاده هیوری به محمد هیوری اسیر در کمپ مانز مجاهدین

بسم الله الرحمن الرحیم خدمت برادر عزیز و مهربانم محمد هیوری (سالکی) برادر عزیزم مدت 34 سال است دوری و بی خبری تو ما را پیر کرده است، نگرانی و دلتنگی برای تو برادر عزیزم بسیار بسیار بر من و خانواده ام محنت گذاشته است. عزیز دلم در طول این سالها چرا هیچ تماسی با […]
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت برادر عزیز و مهربانم محمد هیوری (سالکی)
برادر عزیزم مدت 34 سال است دوری و بی خبری تو ما را پیر کرده است، نگرانی و دلتنگی برای تو برادر عزیزم بسیار بسیار بر من و خانواده ام محنت گذاشته است.
عزیز دلم در طول این سالها چرا هیچ تماسی با ما نداشتی حتی پیامی که دل ما را شاد کند و به روح بی قرار ما آرامشی ببخشد ندادی.
ای عزیزتر از جانم غم دوری تو ما را از پا درآورده است. دعا و گریه های شبانه ما بی اثر مانده است.
عزیز دلم محمد جان واقعاً دلتنگتیم، هیچ ملالی نیست جز رنج دوری تو، خواهرانت و برادرانت چشم انتظار خبر سلامتی تو هستند.
برادرجان تا کی باید در چهار دیواری محصور کمپ مجاهدین بسر ببرید و ما برای خبر سلامتی تو لحظه شماری کنیم.
با احترام فراوان میعاده هیوری ( سالکی) – ایلام
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .