- 4 آبان 1404
- سالاری
- انجمن نجات مرکز سیستان و بلوچستان
اپوزیسیون نماهای ضد خلق
تنها هدف رجوی کسب قدرت بوده و هست

در طول دهههای گذشته، رهبران خائن گروه تروریستی موسوم به مجاهدین خلق به عنوان یک اپوزیسیون نما، از همان ابتدا به شکل واضحی به تقابل با ملت ایران و خواسته شان پرداختند. چنان که گویی حاکمیت ارثیه پدریشان بوده که ملت ایران از آنان دریغ و یا به یغما برده اند. برای این تروریست های […]
در طول دهههای گذشته، رهبران خائن گروه تروریستی موسوم به مجاهدین خلق به عنوان یک اپوزیسیون نما، از همان ابتدا به شکل واضحی به تقابل با ملت ایران و خواسته شان پرداختند. چنان که گویی حاکمیت ارثیه پدریشان بوده که ملت ایران از آنان دریغ و یا به یغما برده اند. برای این تروریست های خائن، معیار “خوب یا بد بودن” تحولات کشور، نه به نتیجه واقعی آن بلکه به میزان سود سیاسیشان بستگی دارد. اگر پیشرفت در داخل ایران موجب کاهش نارضایتی و افزایش امید اجتماعی شود، عملاً پایگاه تبلیغاتی و سیاسی آن هاست که تضعیف میشود و همین، تضاد بنیادی آنها با توسعه کشور است.
هدف نهایی: تصاحب قدرت، نه خدمت به مردم
در منطق رجوی ها، دستیابی به قدرت سیاسی مهمتر از هر مصلحت ملی است. آنان از هر رخداد منفی در ایران بهعنوان فرصت تبلیغاتی استفاده میکنند و هر نشانهای از رشد یا ثبات را نادیده میگیرند یا تحریف میکنند.
چنین رویکردی سبب میشود حتی موفقیتهای اقتصادی یا علمی کشور نیز از سوی آنان با سکوت، انکار یا تخریب روبهرو شود. در اینجا، مسئله دیگر “ایران” نیست، بلکه “قدرت” است.
از انتقاد تا تحریک
در هر جامعهای، وجود منتقدان نشانه سلامت فکری و سیاسی است. اما آنچه خطرناک میشود، عبور از مرز نقد به سمت تحریک و بیثباتسازی است. مزدوران میدانی و رسانه ای رجوی، تلاش دارند از هر اعتراض اجتماعی، یک بحران تمامعیار بسازند.
این نگاه صفر و صدی، نتیجه همان ذهنیت قدرتطلبانهای است که بهجای خواستن اصلاح، خواهان فروپاشی است. حتی اگر بهای آن رنج مردم باشد.
تضاد با توسعه
توسعه اقتصادی و اجتماعی، طبیعیترین دشمن سیاستهای بحرانمحور است. هرچه امید مردم به بهبود شرایط بیشتر شود، گوشها کمتر آماده شنیدن صدای نفرت و دشمنی خواهند بود. به همین دلیل، تیم رسانه ای مجاهدین ضد خلق، بیش از دیگر رسانه های اپوزیسیونی، تصویری تیره و مطلقاً منفی از ایران ارائه دهند تا بقا و مشروعیت سیاسی خود را حفظ کنند.
در واقع، “تخریب” برای آنان یک تاکتیک نیست؛ بلکه تنها راه ادامه حیات سیاسی است.
قدرتطلبیِ سران این گروه بی اخلاق، آن هم بدون پایبندی به منافع ملی، همواره تهدیدی جدی برای ملت ایران بوده چرا که با خائنینی طرفند که اگر خارجی ها به تهدید اقتصاد و امنیت این کشور بسنده کنند، این خائن ها تلاش صد چندان می کنند تا تهدید ها جامه عمل بپوشند. این گروه تروریستی فرصت طلب، تنها با بحران و تخریب زنده میمانند، هرگز نمیتوانند امید و تغییر مثبت در ایران را توسط حاکمیتی غیر از خود ببینند.
سالاری
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .