نامه خواهران گل ریزان برای برادرشان عباس گل ریزان در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
انجمن نجات مرکز اراکشنبه 29 شهریور 1404

خواهران عباس گلریزان
عباس جان ما خواهرانت از راه دور به شما سلام می کنیم.
ما نگران شما هستیم ای کاش می توانستیم به شما سر بزنیم و بعد از چندین سال با هم دیداری داشته باشیم. هر موقع یاد شما می کنیم اشکمان سرازیر می شود. در گذشته خاطرات خوبی با هم داشتیم و نمی دانستیم سربازی شما به چنین وضعیتی ختم می شود!
ما هر موقع دور هم جمع می شویم یاد شما می کنیم. ما یک برادر در این دنیا داریم که آنهم تویی. مادرمان وقتی در قید حیات بود به عراق سفر کرد خیلی دلش می خواست شما را ببیند متاسفانه موفق نشد شما را ببیند. در نبود شما قصه خورد و فوت کرد. عباس جان چرا فریب خوردی و خودت را از خانواده ات دور کردی؟ می دانی ما در نبودت چقدر قصه می خوریم؟ در نامه هایی که برای شما ارسال می کنیم به شما تاکید می کنیم خودت را نجات بده و برگرد به آغوش خانواده ات. دوری را تمام کن و در کنار خانواده ات باش. شما در کنار خانواده ات زنده هستی و در غربت نمی توانی زندگی کنی. ما همیشه برای شما دعا می کنیم که هر چه زودتر خودت را نجات دهی و خانواده ات را خوشحال کنی .
دوست دار شما – خواهرانت طاهره، فاطمه و اکرم
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .