محمد جلالالدین قاسمزاده کجاست؟
فریادی از کرج؛ سکوتی در کمپ اشرف مجاهدین
انجمن نجات مرکز البرزشنبه 21 تیر 1404

محمد جلالالدین قاسمزاده و خواهرش
در میان صدها خانواده چشمانتظار در ایران، امروز نوبت به خانوادهای رسیده که دیگر طاقت سکوت ندارند؛ خانواده سید محمد جلالالدین قاسمزاده، جوانی از دیار کرج که سالها پیش به طرزی مرموز ناپدید شد و رد پایش به تشکیلات مخوف فرقه رجوی ختم شد.
این جوان، همانند بسیاری از دیگر قربانیان، با وعدههای دروغین کاریابی در اروپا، تحصیل، پناهندگی و زندگی بهتر جذب شد؛ اما آنچه در انتظارش بود، نه آیندهای روشن، بلکه اسارت در مناسبات یک فرقه بسته و تروریستی بود؛ جایی که ارتباط با جهان خارج ممنوع است، تماس با خانواده جرم است و انسانیت، قربانی ایدئولوژی پوسیده یک رهبر فراری.
ربایش، فریب یا آدمربایی رسمی؟
اطلاعات و شواهد نشان میدهد که محمد به شیوهای کلاسیک توسط عوامل جذب فرقه ربوده شد؛ در سالهایی که قرارگاه اشرف در عراق همچون قلعهای آهنین برای نگهداری انسانهای ربوده شده عمل میکرد، محمد نیز به آنجا منتقل شد. از آن زمان تا امروز، هیچ تماس، هیچ عکس، هیچ صدایی از او شنیده نشده.
چه کسی مسئول این ناپدید شدن است؟
چرا فرقه رجوی همچنان اجازه نمیدهد اعضای دربندش با خانواده تماس بگیرند؟
چه چیزی در درون مناسبات این فرقه است که از یک تماس ساده اینچنین هراس دارد؟
آیا زنده است؟ آیا هنوز اسیر است؟
خواهر محمد، سیده الهه جلالالدین قاسمزاده، اکنون تصمیم گرفته است سکوت نکند؛ افشا کند، فریاد بزند، بنویسد، بخواهد و نگذارد فرقه رجوی در سایه بماند.
فرقه رجوی، باید پاسخ دهد
ما از سران فرقه رجوی میپرسیم:
– سید محمد جلالالدین قاسمزاده اکنون کجاست؟
– چرا از تماس او با خانواده جلوگیری میکنید؟
– چگونه یک انسان را از میانه یک شهر ایران میربایید و در تشکیلاتی بسته زندانی میکنید؟
– تا کی میخواهید این جنایات را در پوشش شعارهای فریبنده مخفی نگه دارید؟
ما نمیپرسیم، ما میخواهیم: پاسخ دهید. اکنون. همینجا. در برابر افکار عمومی.
از همه نهادهای حقوق بشری و رسانهها میخواهیم:
– صدای این خانواده باشید؛
– در کنار آنان بایستید؛
– و به این فرقه ثابت کنید که دوران پنهانکاری، فریب، و آدمربایی پایان یافته است.
تا زمانی که محمد به آغوش خانواده بازنگردد،
تا زمانی که فرقه رجوی پاسخ ندهد،
ما فریاد خواهیم زد: محمد جلالالدین قاسمزاده کجاست؟
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .