فراخوانی برای کودکان فراموش شده پشت دروازههای بسته اردوگاه مجاهدین خلق
۲۵ مه - روز جهانی کودکان گمشده
انجمن نجات مرکز آلبانیدوشنبه 5 خرداد 1404

آلدو سولولاری در حال انجام مصاحبه با شبکه های حاضر در برنامه
هر سال، در ۲۵ مه، جهان یاد کودکانی را که ناپدید شدهاند، بدون هیچ ردی رفتهاند و هرگز به خانه بازنگشتهاند، گرامی میدارد. این روز، روزی سرشار از تأمل، درد و امید است – یادآوری اینکه پشت هر چهره گمشده، داستانی نهفته است، خانوادهای که منتظر است، مادری که دعا میکند، پدری که در خاطرات پرسه میزند.
اما امروز، بیایید درباره نوع دیگری از فقدان صحبت کنیم – بیسروصداتر، اما به همان اندازه غمانگیز. بیایید درباره صدها کودک و جوانی صحبت کنیم که سالهاست در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی هستند. آنها در خیابانها ناپدید نشدهاند، اما از زندگی والدینشان ناپدید شدهاند. نه به خاطر فاجعه، بلکه به خاطر ایدئولوژیای که هر نوع ارتباط با خانواده را ممنوع میکند، عشق طبیعی بین مادر و فرزند را ممنوع میکند، حسرت، خاطره و ارتباط انسانی را ممنوع میکند.
در اردوگاه مجاهدین خلق، ارتباط با خانواده یک “خطر ایدئولوژیک” محسوب میشود. والدین نمیتوانند نامه، تبریک، عکس بفرستند. برخی از آنها به دروازههای اردوگاه آمدهاند، روزها ماندهاند تا درخواست ملاقات با پسرانشان را داشته باشند – اما درخواستشان رد شده است. آنها هنوز زنده هستند، اما گم شدهاند. از نظر فیزیکی حضور دارند، اما از زندگی کسانی که آنها را به این دنیا آوردهاند، غایب هستند.
امروز، ۲۵ مه، بیایید این کودکان را نیز به یاد داشته باشیم. بیایید در مورد آنها صحبت کنیم. بیایید خواستار احیای انسانیت، شکستن سکوت و پایان دادن به انزوا باشیم. هیچکس نباید به نام یک ایدئولوژی از مادرش جدا شود. هیچ سازمانی حق ندارد بین روح کودک و قلب والدین دیوار بکشد.
کودکان دارایی نیستند. آنها ابزاری برای اهداف سیاسی نیستند. آنها زندگیهایی هستند که به دنبال عشق میگردند.
امروز، فراتر از آمار و فراتر از کلمات، بیایید صدای کسانی باشیم که نمیتوانند صحبت کنند. برای کودکان گمشدهای که در میان ما زندگی میکنند، اما جرات ندارند خانه را به یاد بیاورند.
آلدو سولولاری
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .