بیاد مادر آتابای مهربان که حسرت بدل رفت
بخشعلی علیزاده از انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقیدوشنبه 5 خرداد 1404

روز 5 خرداد مصادف است با پنجمین سالگرد فوت مادر آتابای، روزی که هر ساله در سالگرد آن مادر مرحومه و بزرگوار دلهای زیادی غمگین می شوند، بخصوص خودم که از نزدیک با ایشان دیدار داشتم و افتخار بوسیدن دستش را خداوند به من ارزانی داشت.
برای اولین و آخرین باری که او را دیدم بقدری در دلم جای گرفت که توصیف ناپذیر است، چهره ای بسیار نورانی و محبت آمیز که آدمی را جذب خود می کرد، هر کسی که در مدار او قرار میگرفت بی تردید جذبش می شد.
بواسطه آشنایی من با پسرش ( آقای حمید آتابای از جداشدگان سازمان مجاهدین ) در دیداری که با ایشان داشتم مدام به من محبت میکرد و میگفت تو بوی پسرم را میدهی، الله اکبر، همین الان که برایتان این مطلب را می نویسم بسیار برانگیخته و آشفته حالم. برای من که فوت ایشان یک ضایعه بزرگ محسوب می شد، معتقدم که خانواده مقاومت علیه رجوی یک حامی قدرتمند و جسور و در عین حال مهربان و صمیمی را از دست داد.
به خانواده بزرگ مقاومت علیه ظلم رجوی این روز گرامی را تسلیت گفته و برای آن مرحومه بزرگوار از خداوند منان رحمت ابدی خواستارم. روحش شاد ویادش گرامی باد.
بخشعلی علیزاده
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .