نامه محمد رضا فروغی به برادرش مصطفی فروغی در کمپ آلبانی
انجمن نجات مرکز اراکچهارشنبه 3 اردیبهشت 1404

برادر مصطفی فروغی در تجمع انجمن نجات مقابل صلیب سرخ
مصطفی جان سلام
حالت چطوره؟ در چه حالی؟
از راه دور رویت را می بوسم. در نامه های قبلی به شما گفتم حرفها با شما دارم.
برای من سئوال شده در کمپ دور افتاده مجاهدین چکار می کنی؟ می دانی اگر به تحصیلت در خارج ادامه می دادی الان کجا قرار گرفته بودی. ترک تحصیل کردی و فریب خوردی.
در واقع ذهن و روحت را زندانی کردی. چشمانت را به واقعیت ها بسته ای. چشمان خودت را باز کن و اطرافت را نگاه کن. چندین سال است با من تماسی نگرفتی. آیا این رسم برادریست؟ تماسی با من بگیر از وضعیت جسمیت با خبر شوم. مصطفی جان خودت را از کمپ آزاد کن. مثل گذشته با هم بگیم و بخندیم خاطرات گذشته را برای یکدیگر زنده کنیم.
من منتظر خبر آزدیت هستم .
برادرت محمد رضا
+ نوشته شده در جمعه پنجم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 17:44 توسط نجات یافته گان
|
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .