پیام نوروزی فاطمه پور عبدالهی به برادرش حسین پور عبدالهی
انجمن نجات مرکز کرمانشنبه 16 فروردین 1404
سلام به برادر عزیزم حسین
امیدوارم که حالت خوب باشد. ما خیلی منتظر آمدن تو هستیم. تو همه چیز ما هستی و ما نمی توانیم تو را فراموش کنیم. ما همیشه در فکر تو و به یاد تو هستیم و دوست داریم که تو هم مثل دوستانت باشی که از این فرقه ننگین جدا شدند و به وطن برگشتن و در آغوش خانواده شان تشکیل خانواده دادن و آزادانه و رها از بند این فرقه در ایران زندگی می کنند و تشکیل خانواده دادند.
آنها گاهی وقتها به ما سر میزنند و می گویند که حسین هیچ علاقه ای به ماندن در آنجا نداشت و ما تعجب می کنیم که چرا تا الان در آنجا مانده.
ما دوست داریم تو هم در این سال جدید به دروغ های آنها گوش ندهی و یک بار بدون ترس جدی تصمیم بگیری و از این فرقه جهنمی جدا شوی و آزادانه زندگی کنی و خودت برای زندگی ات تصمیم بگیری نه آنها. و دل ما و دوستانت را شاد کنی.
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .