این بار هم تکرار مکررات بود
محمد رضا مبینیکشنبه 17 فروردین 1404

با پیشرفت علوم کنونی و هوش مصنوعی، کمتر کسی امروز دیگر به خود می تواند بقبولاند که نمی توان صوت و صدای کسی را تقلید کرد! نزدیک به ربع قرن سکوت و مرگ یک دیکتاتور را نمی توان با یک فایل صوتی انکار کرد. رسم تمامی فرقه ها چنین بوده است که مرگ رهبر خود را اعلام نکنند. چرا که با مرگ رهبران فرقه ها، زنگ پایان آن فرقه ها نیز نواخته شده است. ” آلترناتیوی” که از سوراخ موش هدایت شود و جانشین رهبر آن در یک کشور اروپایی دستگیر و زندانی شود و بعد ها هم اخبار زندگی بورژوائی آن جانشین در تالاسوتراپی های اروپا به نمایش در آید، دیگر ” آلترناتیو” محسوب نمی شود.
دروغ سیزده امسال ” آلترناتیو” نامیده شدن فرقه ای است که توسط خودش نامگذاری می شود. فرقه ای مخرب و ضدبشر که از قدرت، فقط زندانی کردن و شکنجه کردن اعضای خودش را آموخته است، در ” وادی خاموش و سیاه ” این فرقه ، هر روز شاهد مرگ یکی از اعضای سرای سالمندان آن را شاهد هستیم.
من به نمایندگی از تک تک شکنجه شدگان و زندانیان محبوس در این فرقه، که سالها شکنجه و زندان را در آن فرقه تجربه کردم، امسال را سال مرگ و نابودی این فرقه می دانم و خطاب به دست اندرکاران پیام های مجعول صوتی و متنی از جانب مسعود رجوی اعلام می کنم که تمام این پیامچه ها در هشت بند و یا هشتاد بند، فقط مصرف درون فرقه ای دارد و این حنای رنگ باخته، پیشاپیش رسوا و بی آبرو و بدنام است. هر چقدر هم زنجیرهای اسارت اعضای فرقه را قوی تر و زمخت تر کنید، هرگز نخواهید توانست جلوی موج ریزش، فرار و جدائی ها را بگیرید. اگر تک تک اتاق های فرقه را هم قرنطنیه و سلول و زندان کنید، باز هم در مقابل موج ریزش اعضای خود، هر روز و هر لحظه درمانده تر و رسواتر خواهید شد.
سال 1403 برای مسعود رجوی هیچ دستاورد مثبتی نداشت و انسداد و گیر و گرفتگی، هر روز دامنگیر دامن کثیف و چرک آلود سران این فرقه بود. بی شک سال 1404 هم گریزی از این باتلاق و گنداب و مرداب نخواهند داشت، منجلاب آلبانی بدتر از شرایط پایانی در عراق را برای رهبران این فرقه رقم خواهد زد.
آرزو می کنم در سال 1404 به یمن فعالیت تمام شعبه های انجمن نجات چه در ایران و چه در آلبانی، سالی سراسر از شکست و زبونی برای این فرقه دیکتاتور و ضد بشر رقم بخورد و اسرای فرقه بتوانند به سوی آزادی و خانواده هایشان بار سفر ببندند.
محمد رضا مبین
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .