ملاقات کمترین حق هر زندانی است
یادداشتی بر نامه مادر سعادت به فرزندانش در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
محمد رضا مبینشنبه 11 اسفند 1403

مادر ناهید و مهری و محمود سعادت
“به نام خدا
سلام ، ناهید عزیزم…
آرزومندم که سلامت باشی و سلامی به مهری و محمود ، فرزندان دلبندم ، ناهید سوم اسفند سال روز تولدت است و چه زیبا بود که دور هم بودیم. افسوس که از بد روزگار محروم از دیدارتان هستم. ابتدائی ترین حق هر انسان خصوصا مادر دیدار فرزندان است. نمی دانم حق دیدار و ملاقات حتی به جانی ترین خلافکاران و مجرمان اولین حق هر زندانی است، چرا سران تشکیلات شما این حق انسانی را از ما خانواده ها دریغ می کنند؟ می ترسم حسرت دیدار شما به دلم بماند و آرزوی ملاقات شما را به گور ببرم. ظلمی است که فرقه ی شما به خانواده ها می کند و هم چنین به خود شماها، به امید رهائی شما از زندان اوهام و خیالات ، تولدت را از راه دور تبریک گفته ، از روی ماهت می بوسم و نیز مهری و محمود را ، سلام مرا به آنها نیز برسان.
مادر پیر و مریض تان ، حمائل غنی زاده”

نامه مادر سعادت به فرزندش ناهید سعادت در کمپ آلبانی
سالهاست این مادر سالمند و بیمار، در هر سالروز تولد سه فرزندش به سختی دفتر انجمن را پیدا کرده و دست نوشته ای تسلیم می کند، به این امید که فرزندانش موفق شوند آنرا بخوانند.
به راستی کدام عقل سلیم و انسان منطقی، در برابر این احساسات پاک مادرانه، نمی شکند و سر تسلیم فرود نمی آورد، این نامه ی از دل برآمده، نه سیاسی است و نه حکومتی! یک نامه ی ساده و تبریک تولد است، اما همین هم در فرقه ی رجوی و از منظر رهبران آن، جرمی نابخشودنی است. امید دارم، فرماندهان سنگدل مجاهدین از سوی فرزندان این مادر، شده حتی از تلویزیون سیمای باصطلاح آزادی اش، جوابیه ای به این مادر بدهند. تا در روز قیامت، قدری روسفید باشند که درخواست این مادر را بی جواب نگذاشتند. مقام مادر بسیار والاست، بهشت زیر پای مادران است. یعنی رسیدن به آخرین مرحله کمال انسانی با جلب رضای مادر تامین میشود.
خانم مریم رجوی ، در آن 10 ماده ی پوشالی شما، آیا حقی برای یک مادر سالمند و پیر در نظر گرفته نشده است؟
محمد رضا مبین
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .