دو سالی که در محله کشار تیرانا بودیم
انجمن نجات مرکز آلبانیشنبه 4 اسفند 1403
با انتقال اعضای سازمان مجاهدین خلق به آلبانی، آپارتمان هایی در محله کشار تیرانا از طرف کمیساریا برای اسکان اعضا، کرایه و در اختیار سازمان قرار گرفتند.
سازمان سیاج هایی را دور این ساحتمان ها ایجاد کرد و با گذاشتن نگهبانی در مقابل درب های ورود و خروج سعی کرد کنترل بر اعضا را همچنان حفظ کند. چارچوب های فرقه ای همچنان در دستور کار قرار داشتند اما نمی شد همچون عراق و کمپ اشرف و لیبرتی نیروها را در انزوا قرار داد. روند ریزش نیرو رو به افزایش گذاشت و ابراز نارضایتی ها اوج گرفت. به این ترتیب سران فرقه به تکاپو افتادند تا کمپی محصور و بسته را در جایی دور از دسترس ایجاد و نیروها را به آنجا منتقل کنند. به این ترتیب کمپ مانز _ اشرف 3) ایجاد و افراد به آنجا منتقل شدند.
بیجار رحیمی و علی زمانی، که با هم به محله کشار تیرانا رفته اند، خاطرات آن دوران و شرایط حاکم بر مناسبات را با هم مرور می کنند.
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .