پیام علی قزل قارش به دوستش براتعلی ریگی در کمپ مانز مجاهدین خلق
انجمن نجات مرکز گلستاندوشنبه 1 بهمن 1403
سران سازمان ضد انسانی مجاهدین که در طول سالیان قبل با استفاده از وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم ، آنها را اغفال نموده و با ترفندهای مختلف گرفتار فرقه خائنانه خود مینمودند، توانستند بسیاری از جوانان مملکتمان را به سمت و سوی مسیری ببرند که برای حفظ منافع آنها بود و هم اکنون نیز برخی از این افراد که به سنین بالایی رسیدند را همچنان در اسارت خود دارند تا بتوانند ضمن مظلوم نمایی برای خودشان از اجساد آنها نیز برای رسیدن به مقاصد پلید خود سوءاستفاده نمایند.
علی قزل قارش از افرادی میباشد که برای کاریابی به ترکیه رفته بود و از آنجا توسط سران مفلوک فرقه رجوی اغفال شده و مدت دوازده سال از عمر خود را در داخل این سازمان ضد انسانی به بطالت گذراند و اکنون برای دوستش براتعلی ریگی که حدود چهار دهه در فرقه رجوی گرفتار میباشد پیام دوستی میدهد:
برات ، برات ریگی ، دوست خوب من و همشهری خوب من ، میخواستم بگم اگر تلاش کنی و خودت رو نجات بدی از سازمان و از بند سازمان، مطمئن باش که پشیمان نمیشی. من احساس تو رو کاملاً درک میکنم. من خودم وقتی میخواستم فرار کنم فکر میکردم که بیرون از تشکیلات زندان در انتظارم باشه، نمیدونم شکنجه باشه. اما نه . هیچ کدوم از این چیزها نبود. اون شبی که من فرار کردم برات، با خودم یک کیلو قرص های مختلف برداشتم. از قرص معده بگیر تا سردرد و .. . کلی هم لباس پوشیدم. بخاطر همون شایعاتی که میگفتن اگه برید بیرون میرید توی ابوغریب و نمیدونم دست اطلاعات میافتید و شکنجه میشید و …
نه اصلا از این حرف هام نبود و زمانی هم که اومده بودم بیرون من خیلی از ایران میترسیدم که اگه برم ایران من رو شکنجه میکنن و اعدام کنن و زندان کنن.
اما بعد که خودم تجربه کردم دیدم همش به خاطر این بود که بترسیم و خارج نشیم. این بیرون کسی با ما کاری نداشت. من اومدم بیرون، شغل پیدا کردم. تشکیل خانواده دادم. حالا من زندگی خودم رو دارم میکنم و کار خودم رو دارم و شغل خودم رو دارم و زندگی عادی عادی.
فقط میخواستم بهت توصیه کنم که خودت رو نجات بده داداش، هیچ خبری نیست. اصلا دلت نخواست ایران نیا. اجباری که نیست حتما برگردی ایران. برو خارج. هر جا دلت خواست برو. هر جا بری باور کن خوشحال تر از حالا هستی که توی سازمانی. چون این بیرون آزادی داری. آدم خودت هستی. بگیر و ببند تشکیلاتی نیست. برو خارج اقاجان ، برو خارج و کیف و حالت رو بکن و زندگیت رو بکن.
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .