پیام مهرداد امیری به خواهرش مهوش امیری در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
انجمن نجات مرکز کرمانشاهسهشنبه 8 خرداد 1403

مهرداد امیری برادر خانم مهوش امیری
خواهرم مهوش سلام ، مهرداد هستم. امیدوارم حالت خوب باشد .
مهوش جان، از آخرین ملاقات مان سالها می گذرد. منظورم روز جدایی من از تشکیلات مجاهدین و آمدن به ایران است.
خواهرم آن موقع ذهنیت من و تو این بود که بیرون رفتن از مناسبات ریسک است و معادل نابودی و به لجن کشیده شدن، اما من آن را به بودن در سازمان ترجیح دادم. یعنی هر وضعیتی و هر شرایطی را به ماندن در فرقه ترجیح دادم و در واقع یک بار با اختیار خودم انتخاب کردم و دیدم همه آن چیزی که در ذهن ما بود ساختگی بود و در واقع کارکرد مغزشویی مجاهدین خلق بود.
اکنون من سالهاست در آرامش و آزادی کامل به انتخاب خودم زندگی می کنم و دیگر لازم ندارم برای کوچکترین کارها که حق طبیعی من است رفتن غذاخوردن و برداشتن یک لیوان آب از کسی اجازه بگیرم.
من تشکیل زندگی دادم و یک زندگی نرمال را مثل میلیون ها هموطنم در کشور خودم دارم و شبها با آرامش میخوابم و دیگر از آن استرس ها وترس و وحشت ها وعدم تایید های فرقه خبری نیست .
امیدوارم اکنون بعد از این همه سال بعد از نبود من در تشکیلات خودت به این فکر افتاده باشی که جای تو دیگر آنجا نیست .
به امید دیدار در خارج از فرقه بسته مجاهدین خلق
برادرت مهرداد
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .