سخنان بیجار رحیمی با دوستان گرفتارش در کمپ مجاهدین در آلبانی
قیاس زندان معمولی با تشکیلات رجوی
بیجار رحیمیشنبه 29 اردیبهشت 1403

بیجار رحیمی
سالیان طولانی که در تشکیلات بودم هر روزش معادل یک سال زندان معمولی که مدتی تجربه کرده بودم، برایم سخت میگذشت. چون در زندان حداقل امید داشتم در زمان تعیینشده آزاد شده و به زندگی آزاد و آغوش خانواده برمیگردم.
اما گویی تشکیلات یک زندان برزخی، فرازمینی و عجیب بود. زیرا علاوه بر تسخیر ذهن و ضمیرم در روزمرگی و داشتن یک زندگی روتین و گوش بهفرمان دائمی و ماشینی و بدون اختیار و انتخاب، بدون تاریخ انقضاء لحظات عمرم را گرفتند. و مهم اینکه روزنه امیدی برای نجات از این اسارت و آزادشدن نداشتم و باید تا پایان مرگ تدریجی و حسرتها تحمل میکردم.
اما برای بازپس گرفتن آنچه از من گرفته شده بود و برای امیدواری به رهایی، و رسیدن به زندگی آزاد و وصال خانواده، آزاد بودن را انتخاب کردم.
برای آزاد زیستن، تهمت و افترا و برچسبهایی که بعد از رهایی از جانب فرقه میخوردم، فکر نکردم و باید قیمت گوهر آزادی را میدادم.
امیدوارم دوستان گرفتار به خود آمده، زنجیر و حصار عینی و ذهنی را درهم گسسته، جسارت انتخاب برای یک زندگی آزاد و تولدی دیگر در جامعه و در جوار خانواده را داشته باشند.
پیشاپیش رهایی عزیزان را تبریک و منتظر استقبال از شما هستیم.
بیجار رحیمی – تیرانا
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .