ماجرای قتل سهیل (ساشا) ختار بدست مجاهدین خلق
ناصر رضاییشنبه 29 اردیبهشت 1403

چندی پیش سازمان تروریستی مجاهدین خلق در شبکه های اجتماعی تصویری از سهیل ختار منتشر گردید و در آن ذکر گردید که محل شهادت سهیل ختار(ساشا)، همدان منطقه مرزی بوده است. یکی از قبیح ترین و مرموزترین اقدامات مسئولین سازمان تروریستی رجوی در نشر اکاذیب و دروغ در شبکه های اجتماعی و بستر اینترنت است. اینجانب به عنوان عضو سابق فرقۀ مجاهدین خلق و یکی از هم دوره های سهیل شاهد قتل او بدست عوامل فرقه مخوف رجوی بودم.
به خاطر می آورم که سهیل ختار با نام مستعار(ساشا) که حتی این نام مستعار نیز ناخواسته برای او از طرف مسئول وقت قرنطینه و ورودی فرقه که “آیدین” نام داشت انتخاب شده بود، پس از سپری شدن قرنطینه و ورود به قسمت پذیرش تشکیلات، طی مدت کوتاهی درخواست جدایی خود از فرقه رجوی را به مسئولین بصورت شفاهی و مکتوب ارائه کرد. من که از تصمیم عجولانه او تعجب کرده بودم، در محفل با او (گفتگوی دو نفره غیر قانونی در تشکیلات فرقه) از او پرسیدم چرا آمدی که می خواهی بروی؟ او که در این مدت هم یگانی و کوبل من بود اظهار داشت : به من گفته اند که از طریق کشورعراق برای کار و پناهندگی به اروپا منتقل می شوم ولی فضایی که می بینم به دور از شنیده هایی است که در کشور ترکیه برای من و پسرعمه ام نوید عنوان کرده اند .
به این ترتیب ساشا مخالفت های خود را در برابر شکنجه های روحی و جسمی فرقه نشان میداد. مسئولین فرقه نیز با وعده وعیدهای پوشالی و ساعت ها اعمال فشار، او را به ادامه و تحمل شرایط حاکم مجبور می کردند. دراین برهه زمانی حمله نیروهای ائتلاف به کشورعراق با فرماندهی کشور آمریکا به وقوع پیوست . مسعود رجوی با طمع حمله نظامی به کشور ایران دستور داد ما و همه نیروها و یگان های رزمی بدون هدف و برنامه ریزی از قبل انجام شده تن به پراکندگی و اختفاء در بیابان های عراق و نوار مرزی ایران و عراق بدهیم . پس از سقوط صدام و تسلیم شدن ارتش بعثی در برابر نیروهای ائتلاف، رجوی متوهم که صدام حامی خود را از دست داده بود دستور داد همه نیروها به قرارگاه اشرف بازگردند . با شکست خیالات رجوی و ثبات نسبی حاکم و اتمام حملات نظامی، مسئولین فرقه شروع به اعمال فشار کردند که در همان زمان ساشا مجدد اعتراض های خود را از سر گرفت .
تا اینکه در یک صبح تلخ و از قبل برنامه ریزی شده من و سهیل به همراه دیگر هم یگانی ها برای دریافت سلاح از اسلحه خانه و تنظیف سلاح به صف و راهی محل تنظیف شدیم . پس از دریافت سلاح و استقرار پشت میزهای تنظیف دقایقی بعد ناگهان صدای شلیک گلوله آمد که عجولانه بدستور یکی از مسئولین بساط تنطیف جمع شد. فردای آنروز اعلام کردند که ساشا (سهیل) در حین تنظیف سلاح و مسلح کردن نادرست و سهل انگاری کشته شده است. من و نوید پسرعمه اش و دیگر افرادی که با سهیل از نزدیک آشنا بودیم و به معترض بودن او آگاه بودیم در همان لحظۀ خبر شنیدن مرگ او متوجه شدیم که او را به قتل رساندند. اینگونه بود که فرقۀ سفاک به سرکردگی مسعود ملعون عبارت ” شلیک ناخواسته ” را در ادبیات خود جا داده و کشتار خود را با نام مقدس شهید توجیه نمودند. هر کسی به هر دلیلی در تشکیلات تقاضای خروج میکرد به قتل میرسید .
حال با فریبکاری و دروغ کامل نشرداده اند که سهیل در نوار مرزی همدان حین عملیات شهید شده و قتل وی را اینچنین جلوه میدهند. سرکار خانم افسانه مینائی از اعضای تشکل مادران دادخواه انجمن نجات استان البرز و آقای تیمور ختار والدین مرحوم سهیل ختار می باشند . این پدر و مادر داغدار پس از سقوط صدام و تشکیل دولت مردمی عراق بارها به کشورعراق و قرارگاه سابق اشرف عزیمت نمودند . اما فرقه رجوی با شقاوت تمام هرگز به این پدر و مادر داغدار اجازه دیدار محل دفن فرزندشان و انتقال بازمانده پیکر را به آرامستان خانوادگی خود در ایران ندادند. این موارد نمونه ای از بیرحمی ها، ظلم به پدران و مادران و سوء استفاده فرقه رجوی از جان انسان های اسیر به عنوان سپر دفاعی و پیکر بی جان انسانها بعنوان مظلوم نمایی، سیاست شهید سازی و نشر دروغ در فضای مجازی است .
ناصر رضایی
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .