الفبای مدرسه مجاهدین خلق کد گذاری برای پرورش تروریست
مزدا پارسییکشنبه 23 اردیبهشت 1403

کودکان مجاهدین خلق در مدرسه
با شتاب گرفتن موج افشاگریهای کودک سربازان مجاهدین خلق در شبکههای اجتماعی، امیر یغمایی از کودک سربازان سابق مجاهدین خلق تصاویری از کودکی و نوجوانی خود در ساختار مغزشویی فرقه مجاهدین خلق منتشر کرده است. در یکی از این عکسها او نمایی از مغزشویی کودکان در مجاهدین خلق را به مخاطبانش نمایش میدهد.
تصویری که امیر یغمایی در حساب کاربری خود در پلتفرم ایکس، منتشر کرده است، چند کودک را در حال سرود خواندن نشان میدهد. به نوشته امیر این تصویری است از پایگاه زایریان در حومه پاریس. علاوه بر کودکان خردسالی که احتمالا در حال خواندن سرودی در حمد و ثنای خاله مریم و عمو مسعود هستند، تصویر نکات تامل برانگیز دیگری در بردارد.
در گوشه سمت چپ بالای تصویر بر بردی که به دیوار نصب شده، تصاویری از رهبران بزرگ، مسعود و مریم رجوی، موسی خیابانی و اشرف ربیعی دیده میشود. زیر این عکسها نوشته شده است: جشن آغاز سال تحصیلی مدرسه “مصطفی ذاکری”.
چنان که انتظار میرود، مصطفی ذاکری باید نوجوان یا کودکی از اعضای مجاهدین خلق بوده باشد که نام او بر مدرسه مجاهدین نهاده شده است. در رسانههای مجاهدین خلق درباره مصطفی ذاکری تنها یک مطلب منتشر شده است که آن هم شامل نام اوست با دو تاریخ شهادت متفاوت: خرداد 59 و خرداد 60 و البته عددی که به عنوان سن این شهید اعلام شده است، 16 سال است. جالب است که سایت مجاهدین از مخاطبانش درخواست کرده است که “ما را در تکمیل اطلاعات درباره شهید یاری کنید.”

مصطفی ذاکری با ذکر دو تاریخ شهادت
مصطفی ذاکری الگویی است برای امیر، دیگر کودکان حاضر در این تصویر و صدها کودک دیگر مجاهدین خلق، در حالی که اساسا مشخص نیست که مصطفی ذاکری دقیقا چه کسی است، اهل کجا بوده، پدر و مادرش کیستند، چه زمانی در کجا و چگونه کشته شده است.
در سوی دیگر تصویر مصداقی دیگر از شستشوی مغزی کودکان به چشم میخورد. مقوایی که به نظر میرسد کارش کمک به آموزش الفباست اما در ساختار ایدئولوژیک مجاهدین خلق این آموزش به خشنترین و کثیفترین شکل به خورد امیر 4 ساله و همبازیهایش میرود. امیر یغمایی که اکنون خود پدر دو دختر خردسال است، در شرح این تصویر مینویسد:
“اینجا در پایگاه زایریان در هومه پاریس و من در جلو در سن ۴ سالگی در حال خواندن سرودهای مجاهدین هستیم. مغزشویی کودکان مجاهدین از همین سن شروع میشد. توجه کنید به تابلو حروف ” الف مثل انقلاب، ت مثل تفنگ، ج مثل جنگ، خ مثل خمینی…”

امیر یغمایی
و محمدرضا ترابی، از دیگر کودک سربازان سابق مجاهدین خلق با همرسانی مجدد همین تصویر مینویسد:
“الف مثل انقلاب
ت مثل تفنگ
ج مثل جنگ
خ مثل خمینی
ماها رو از بچگی مغزشویی کردن.
ولی ما بزرگ شدیم و بر علیه شون شوریدیم.”
امیر و محمدرضا و چند تن دیگر از کودکان مجاهدین خلق موفق شدند خود را رها کنند، حتی شجاعت خود را بازیافتند که بر علیه سران مجاهدین افشاگری کنند اما بودند کودکانی که تشکیلات مجاهدین خلق واقعا از آنان برای کودکان خود الگوی شهادت و سرسپردگی در راه رهبر، ساخت. شاید مصطفی ذاکری الگویی ساختگی باشد، اما غلامرضا یارسه نیا، مریم قیطانی و زهیر ذاکری در عملیات های نظامی مجاهدین خلق جان خود را از دست دادند در حالی که حتی 15 سال نداشتند. در این میان، زهیر ذاکری چون حاضر نشد با دیگر کودکان مجاهدین خلق به اروپا قاچاق شود، از مسعود رجوی کلت هدیه گرفت.
نمونه چنین آموزشهای ایدئولوژیکی برای آمادهسازی کودکان برای شرکت در عملیاتهای نظامی و انتحاری را در سالهای اخیر در گروههای افراطی تروریستی چون بوکوحرام، طالبان، داعش و القاعده دیدهایم در حالیکه مجاهدین خلق چند دهه پیش از این پیش قراول تربیت تروریست با سوءاستفاده از حقوق کودکان بودند.
مزدا پارسی
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .