روایت منصوره و معصومه اسکندری از لحظه ترور مادرشان توسط مجاهدین خلق
رسانه های ایراندوشنبه 10 اردیبهشت 1403
خانواده اسکندری از شاکیان دادگاه محاکمه سران مجاهدین خلق هستند که در جلسه یازدهم حضور یافتند. عشرت اسکندری، مادر خانواده با شلیک 8 گلوله توسط تیم ترور مجاهدین خلق به قتل رسید.
عشرت اسکندری در زمان مرگ دلخراشش، در 5 شهریور سال 1361، 26 ساله بود. او پیش از انقلاب با محسن اسکندری، پسر عمویش ازدواج کرده بود و حاصل این پیوند چهار فرزند هستند. جرم عشرت این بود که همسر محسن بود که در آن زمان پاسدار بود.
در مستندی که محمدعلی شبانی در سال 1395 از ماجرای ترور عشرت اسکندری ساخته است، فرزندان او معصومه، منصوره و محمد جواد و مهدی خاطرات خود را از صبح جمعهای که قتل مادرشان در مقابل چشمان وحشت زده شان رخ داد، شرح میدهند. این کودکان ترومای مرگ جانسوز مادرشان و فقدان او را همه عمر به همراه داشتهاند و در دقایقی از فیلم عمق درد و رنج آنها را میتوان از چهرهشان خواند.
معصومه اسکندری که در آن هنگام 8 سال داشت آن روز را بدترین روز زندگی خویش میداند، چرا که نه تنها شاهد قتل مادرش بود بلکه خود نیز به ضرب گلوله تروریستها مجروح شد.
منصوره اسکندری که در آن زمان کودکی 6 ساله بود، شاهد به خون غلتیدن مادرش بود. او در حالی که اشک میریزد اظهار میکند که با وجود آن که در آن روز کودکی خردسال بود، هرگز خود را برای آن که درب خانه را به روی تروریستهای رجوی گشود، نمیبخشد.
محمدجواد لحظهای را به خاطر میآورد که تروریستها با کلاشینکف وارد اتاقی که او و مهدی در آن خوابیده بودند، شدند و اتاق را به رگبار بستند. او خود را پناه برادرش کرد و روی او خوابید تا از آسیب گلوله ها در امان بمانند.
در جریان حمله دو عامل مجاهدین خلق به خانه محسن اسکندری نه تنها همسر جوانش بلکه دو زن و مرد جوان، به ترتیب 17 و 18 ساله، که مهمان آنها بودند کشته شدند.
بخش هایی از مستند “صبحانه با طعم مرگ” را مشاهده کنید تا بدانید که چگونه به سادگی 3 شهروند غیر نظامی و 4 کودک، قربانی خشونت مجاهدین خلق شدهاند.
شبکه مستند صدا و سیما
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .