نامه خواهر چشم به راه محمد جواد نوروزی اسیر در کمپ اشرف 3
انجمن نجات مرکز گیلانشنبه 28 بهمن 1402

خواهر محمد جواد نوروزی
جواد جان سلام
امیدوارم حالت خوب باشد تا بتوانی در صحت و سلامت جسمی و روحی یک تصمیم قاطع در جدایی و فرار از تشکیلات مخوف رجوی بگیری و به دنیای آزاد و خصوصاً کانون گرم خانواده برگردی که بی نهایت مشتاق در آغوش کشیدنت هستیم.
جواد جان همین پنجشنبه گذشته برای قرائت فاتحه برای شادی روح رفتگانمان سرمزار بابا و مامان رفتیم و به نیابت از تو هم با چشمانی اشکبار دسته گلی تقدیم مزار پر نور والدین مان کردیم.
جواد جان فاصله شما با ما و تحقق دیدارمان در پس سالها دوری و بیخبری به اندازه یک تار مو است البته اگر اراده کنی و از صف رجویها فاصله بگیری و جدا شوی و یا با فرار از آن مهلکه تدریجی مرگ و نیستی به انجمن نجات آلبانی بپیوندی که دیگر کار تمام است و ما هم خشنود و راضی همه جوره حمایتت میکنیم.
به امید آن روز رویایی
خواهرت – مکرم نوروزی
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .