باز هم مثل همیشه تحلیل ها و پیش بینی های رجویها غلط از آب درآمد!!

منبع: انجمن نجات مرکز فارس| چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ چاپ

فرقه وطن فروش رجوی که تمام سعی و تلاش خودرا در این رابطه بکار گرفته بود که توافق هسته ای انجام نشود و ایران و شش کشور٬ بعد از پیمودن تمام مسیر سخت و پر پیچ و خم٬ نهایتا با دست خالی و بدون برداشت محصولی از این همه مذاکره٬ به کشورهای خود بازگردند.اما خدا را شکر که باز آنها خار و خفیف شدند و ایران توانست با اقتدار٬به خواسته خود که همانا حفظ دانش هسته ای و برداشته شدن تحریمها که اهم خواسته ایران هم بود٬ برسد! برای فرقه رجوی همین که خواسته اش مانند خواسته نتانیاهو است٬ کافیست! هر دو با انجام توافق مخالف بودند! براستی که بقول قرآن دشمنان خدا٬ خودشان دست خودشان را رو میکنند! اکنون دیگر برای هرکسی کاملا مشخص شده است که اینهمه اصرار و سرمایه گذاری فرقه رجوی برای انجام نگرفتن توافق٬ بدلیل دشمنی وکینه ای که از مردم ایران و از طرفی مزدوریش برای اسراییل و امریکاست! هرچند که امریکایی ها مجبور شدند پای میز مذاکره بیایند و با ایران توافق کنند٬ اما نباید فراموش کنیم که حرف اصلی امریکا همان بود که خود اوباما گفت که اگر میتوانستم تمام پیچ و مهره های هسته ای ایران را باز میکردم!
واقعیت اینستکه ایران مستقل٬ایران قدرتمند٬ایران با علم و دانش البته که اجازه نخواهد داد که منطقه جولانگاه امریکا و نوچه هایش باشد! و بهتر از هرکس هم اینرا خود امریکایی ها و اسراییلی ها میدانند!
واقعیت اینست که ایران با دست یابی به توافق هسته ای با شش کشور قدرتمند جهان٬ بطور کلی مسیری جدید بسوی پیشرفت و دستیابی به پیروزهای بیشتر در همه عرصه ها انتخاب نمود. و اینجاست که دشمنان و دوستان خودشان را نشان میدهند. دشمنانی مانند اسراییل و فرقه رجوی و … که با توافق از هرموضعی مخالف بودند و دوستان کشور عزیزمان ایران که همانا مردم ایران هستند٬ با جشن و پایکوبی به سرانجام رسیدن مذاکرات را پاس داشتند! هرکس از هرموضعی باین توافق دشمنی میکرد.یکی مثل اسراییل که مثل مرگ از قدرت نظامی ایران میترسد و اگر زورش میرسید میگفت: که بایستی سلاح های کلت و کلاشینکف را هم تحویل دهید.هرچند که بایستی به اسراییلی ها ملعون٬ بگویم که باید درخواب ببیند که ایران موشکهای بالستیک و بطور کلی قدرت نظامی خود را محدود کند.شما هرگز از ترس ایران٬ خواب خوش نخواهید دید.و اینجا جا دارد که بعنوان یک ایرانی٬ از نتانیاهو سوال کنم که خیلی دوست داشتی که میتوانستی دفاع موشکی ایران را محدود کنی که بعد بتوانی با دست باز٬ هر غلطی که دلت خواست با کشورهای مسلمان منطقه انجام بدهی و از آنطرف اربابت٬امریکا هم فقط نظاره گر جنایات شما باشد؟! خیر! بدجور در اشتباه هستی! با وجود کشوری متحد و قدرتمندی همچون ایران٬ تو در خوابت هم نمیتوانی باین آرزویت برسی! …… و یکی هم مثل دار و دسته رجوی که معلوم الحال هستند و فقط مزدوری میکنند و البته پولش را میگیرند و بدنبال آن هستند که جنگی راه بیفتد و بهاء توهمات وبه قدرت رسیدن خواهر مریم را میخواهند از خون مردم ایران و به نابودی کشاندن زیرساختها و شروع جنگی خانمان سوز بپردازند و عده ای داخلی یا خارجی دیگر که مخالف توافق بودند هم قطعا منافع مالی شان در گرو تحریم های ایران است. آنها دلال هستند و دلالی را در تحریم ایران میدانند! اما خداراشکر که تلاش چندین ساله تیم دیپلماسی کشورمان که حقیقتا جای خسته نباشید و تبریک دارد٬به نتیجه رسید و باز مثل همیشه تحلیل های مسعود رجوی٬ این عقل کل شهر دیوانگان٬ که بدجور روی به نتیجه نرسیدن مذاکرات حساب باز کرده بود بور شد! بیاد دارم زمانی که قطعنامه های شورای امنیت یا سازمان ملل علیه ایران تصویب میشد٬ مسئولین سازمان چه جشنی راه میانداختند.حالا که این قطعنامه ها از درجه اعتبار ساقط میشود٬ قیافه رجوی و دار و دسته اش دیدنی خواهد بود!
مراد

خشم منافقین و متحدانش از مذاکرات هسته ای

منبع: انجمن نجات مرکز فارس| چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ چاپ

در هفته های گذشته ، ماشین تبلیغاتی منافقینبه هر وسیله و نیرویی متوسل شده است تا در مذاکرات هسته ای میان ایران و قدرت های جهانی خلل وارد کند و در این رویکرد تنها نبوده است. منافقین به شدت مورد حمایت اسرائیل، عربستان سعودی و نومحافظه کاران امریکاست.
اساس اتحاد منافقینبا دشمنان دولت و ملت ایران در یک مسئله است و آن هم خط مشی ظاهری آن برای تغییر رژیم در ایران یعنی رؤیای اسرائیل ، جنگ طلبان امریکا و عربستان سعودی است– هر چند که باطنا منافقینتنها برای حفظ بقای خود تلاش می کنند. هدف نهایی این چهار دسته ، حمله نظامی به ایران است.
بنا به مقاله ی دکتر محمد سهیمی استاد دانشگاه کالیفرنیا در وب سایت آنتی وار سناتور تام کاتن ، از حامیان منافقین، ادعا کرده است که بمباران کردن سایت های هسته ای ایران تنها " ظرف چند روز " قابل انجام است.
کمی پیش ، در ماه مه 2015 ، سایت گلوب مازلیم در گزارشی اعلام کرد که منافقینآمادگی خود را برای همکاری با عربستان سعودی در یمن اعلام کرده است . بنابراین گزارش ، " مریم رجوی در ملاقات با سفیر عربستان در پاریس ،محمد الشیخ ، گفت که گروهش مایل به همکاری با ریاض برای اجرای حملات علیه ملت یمن است."
محمد سهیمی با برشمردن ابزارهایی که اسراییل برای دیونمایی ایران استفاده میکند، تا از توافق میان ایران و امریکا جلوگیری کند، می نویسد:" چهارمین گزینه برای سیاه نمایی ایران این است که ایران را مشابه " دولت اسلامی " (داعش) و "هزاربار بدتر" یا " بزرگتر" بخواند ." وی عنوان می کند که این ادعای واهی ، روش مورد علاقه ی نتانیاهو برای جلوگیری از توافق هسته ای است . این در حالی است که ایران همواره در عراق در حال مبارزه با داعش بوده است و بیشتر کارشناسان بر این باورند که تنها ایران قادر به شکست دادن داعش است. وی می افزاید :" در همین حال ، اسراییل در حال همکاری با جبهه النصره و شاخه القاعده در سوریه بوده است تا نظام مورد حمایت ایران یعنی بشار اسد را سرنگون کند."
سهیمی منافقینرا به عنوان " فرقه ی اپوزیسیون مسلح ایران " معرفی می کند که در هشت سال جنگ ایران و عراق با صدام حسین همدست شد و به عنوان نیروی امنیت داخلی رژیم ها در مقابل مخالفان عمل کرد. بدین ترتیب نسبتا طبیعی به نظر می رسد که منافقین با هر کسی در راستای رسیدن به جاه طلبی هایش همکاری کند. درست همانند دورانی که برای کشتن هموطنانش با صدام حسین همدست شد.
دکتر سهیمی در این باره می نویسد:" منافقینو لابی اش در امریکا در پیشبرد رویکرد نتانیاهو علیه ایران وی را یاری کرده است."
او به دو لبه ی این تیغ دشمنی با ایران چنین اشاره می کند :" رهبر منافقین مریم رجوی همان ادعاهای نتانیاهو را داشته و جمهوری اسلامی را پدرخوانده داعش نامیده است . وی حتی از طریق ماهواره همین مزخرفات را برای یک زیر کمیته ی کنگره تکرار کرده است."
سهیمی درباره ی ماشین تبلیغاتی منافقین توضیح می دهد که " به موازات اسراییل، شاید حتی هماهنگ شده با آن ، لابی های منافقین در امریکا هم همین نوع ادعا را داشته اند و مدعی شده اند که امریکا باید برای سرنگون کردن حکومت تهران به منافقین کمک کند ، حتی با وجود این که این فرقه در سراسر ایران مورد نفرت مردم است"
نهایتا گفتگوهای هسته ای به پایان مثبتی رسید در حالی که منافقین ناامید بر طبل جنگ می کویند تا شاید مورد تفقد حامیان امریکایی و اسرائیلی خود قرار بگیرند.
مزدا پارسی

افشاگری جدا شده ها، پا گذاشتن روی راه نفس رجوی

منبع: انجمن نجات مرکز سمنان| چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ چاپ

سیمای به اصطلاح آزادی برنامه ای دارد باعنوان پرونده که مجری آن هم فردی سوسول و تیتیش مامانی بنام همایون منجمی است. ایشان در این برنامه هر هفته یکی دو نام از افراد جدا شده از فرقه ضاله رجوی را تحت عنوان ماموران وزارت اطلاعات و سپاه قدس معرفی می کند. جالب است رجوی افرادی راکه توانستند خودشان را از آن تشکیلات جهنمی خلاص کنند و به رجوی نه بگویند آماج رکیک ترین الفاظ قرار دهد.این افراد با ابرازپشیمانی ازاتلاف بیخود عمر و جوانی خود در راستای جبران این خسارت که غیر قابل برگشت هست تلاش می کنند تا سایر دوستان و افرادی که هنوز در چمبره این فرقه گرفتار هستند را نجات دهند و برای آن هر گونه تلاشی در مجامع بین المللی و شخصیت های حقوق بشری انجام می دهند و تازه این توهین ها و دشنام ها ذره ای از تحقیرها و خیانت های رجوی در رابطه با افرادی است که هنوز در چنگال او اسیر هستند.
رجوی بارها خودش اقرار کرده ضربه ای که افراد جدا شده می تواند به ما بزنند قابل مقایسه با حمله نظامی که حتی تلفات داشته باشد نیست ،چون آنها درست قلب را هدف قرار می دهند. باید به رجوی و مریم قجر گفت اگر این افراد جدا شده دروغ سر هم می کنند از چه وحشت دارید؟! مگر نه اینکه شما راست کردارید. چرا؟ با بدترین الفاظ آنها را خطاب قرار می دهید. وزارتی و مهره سپاه قدس و مزدور خود فروخته آنها راخطاب قرار می دهید؟ گیرم حرفهای شما درست، ولی باز این افراد با هموطنان خودشان دارند همکاری می کنند. ولی شما چه ؟ همدستی با صدام دیکتاتور فروختن اطلاعات کشور، کشتن افراد بیگناه ، ترور دانشمندان، همکاری با صهیونیست و آمریکا و جار و جنجال در بحث هسته ای چه اسمی دارد ؟! آیا اینها با هم قابل مقایسه اند؟!. قطعا فقط جوابتان خودتان را قانع می کند چون هنوز روی دیگر شما برای خیلی از حامیانتان بر ملا و روشن نگشته و خودتان هم این جسارت را ندارید که هویت واقعی خودتان را نشان دهید. برای همین افشاگری افراد جدا شده درست به خال می خورد و تا حال افراد زیادی از آن فرقه و دارالعنکبوت فرار کرده و دنبال زندگی خودشان رفته اند انتهای دنیای شما فنا شدن و مردن است .باند تبهکار مستاصل و ذلیل رجوی خانواده هایی که با هزار امید برای دیدن فرزندش به عراق و درب لیبرتی رفته اند را مزدور می نامد. پس از نظر شما همه ملت ایران یا اطلاعاتی هستند یا برای سپاه قدس کار می کنند. خانواده از نظر شما چه جایگاهی دارد. معلوم است که هرکس چشم بسته اکاذیب و چرندیات رجوی را باور داشته باشد و رجوی را منجی خودش بداند خانواده نام دارد. شما با این طرز فکر و گرایش مدعی اداره کردن مملکتی با نظرات و سلیقه های مختلف و با انسانهای ژرف و با شعور بسیار بالا هستید.
اتفاقا وظیفه و بار مسئولیت تک تک ما جدا شده ها در این زمینه بیشتر از پیش است باید برای روشنگری جنایات و خیانت های شما بیشتر تلاش کنیم تا کسی با چشم بسته در این مرداب قرا نگیرد و گول ظاهر شما را نخورد.

کنگره تشکیل داده ومواضع جدید؟! ضداستعماری خود را اعلام کنید!

منبع: انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی| چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ چاپ

درپی موفقیت های مذاکرات اتمی ایران با1+ 5 باند رجوی به هرآب وآتشی زد که خودرا شکست خورده ی نتایج این مذاکرات نشان ندهد که نشد و ازروی استیصال متوسل به یاد آوری جاسوسی های خود شد که گویا این جاسوسی های آنها بود که سبب موفقیت این مذاکرات شد!
مذاکراتی که فرقه ی منحوس رجوی میلی به انجام وپایان آن نداشت و منطقا با حرف های خودشان اثبات کردند که این جاسوسی ها بضرر خودشان بوده وبا این وجود باید بدان افتخار کرد!!!!
عجیب نیست این مسئله خواننده ی گرامی؟
شخصی بنام " جواد شفایی" که خود را وابسته به گروه مجهول الهویه ای بنام اتحاد زندانيان سياسى متعهد به سرنگونى اعلام میکند ویا اعلامش مینمایند، مقاله ای نام " مذاكرات 3 طرف داشت، براي دوطرف آن باخت باخت و يك طرف آن برد بود ". برآن نهاده شده ، مینویسد:
" ميراث خوران ارتجاع ... با استعمار در تلاش بودند طنابى را كه مجاهدين به گردن نظام آخوندى انداختند بيرون كشيده وآخوندها را از دامى كه خودشان براى خودشان گشوده بودند و حال در تله اش گير كرده نجات دهند، بخصوص كه خشم مردم به جان آمده هر روز خودش را به شكلهاى مختلف نشان ميداد ".
با این حساب ابر وباد ومه وخورشید وفلک درکار بودند که طناب دار ( اصطلاح محبوب باند رجوی) را از گردن حکومت ایران بگشایند واین طناب دار، ساخت اسرائیل دردرجه ی اول بود که نقش مجاهدین رجوی درحد " نشخوار سخنان صهیونیست" ها بود!
اگر سخن این بچه مرشد رجوی درست باشد باید گفت که استعمار بجای حمایت از رجوی درصدد مذاکره وحل مشکلات با رژیم بوده ومعنی این حرف آنست که درسر بزنگاه های تاریخی، معمولا گروههای ناقض منافع ملی ازطرف دشمنی که این گروه هارا بکار میگرفت، کنار نهاده میشوند وبادولت ها به مذاکره مینشینند که اینطور هم شد!
اودرجای دیگری مینویسد:
" ... رژيم براى خلاص شدن ازحلقه بحرانها چاره كار را درمذاكرات و لغو تحريم ها ميديد، شايداز طناب هسته ايى كه مجاهدين به درو گردنش انداخته نجات یابد،ولى همين مذاكرات هم برايش به سادگى امكان پدير نبود ... به هرحال مى بايد اين كلاف سر درگم كه آخوندها بانى آن بودند يك طورى جمع و جور و باز شود،استعمار هم اوضاع را خوب زاغ سياه ميزد، آنها نگران از سرنگونى نظام بودند ولي آلترناتيو مناسب كه باب ميلشان باشد و جود نداشت واين كم بود و يا بهتر بگوئيم «نبود» بيشتر وحشت به درونشان ميريخت،مجاهدين و عمل كردشان نشان ميداد كه اين آلترناتيو باب ميل آنها نيست وبهتر است كه همين آخوندها را، با تمام وحشى گرى كه دارند و با تمام مشكلاتى كه براى منطقه و جهان درست كردند، يارى برسانند،از همين رومذاكره پشت مذاكره بود كه بر گزار ميشد، درنهايت پس از پایان مذاکره هسته ای وين وصدور بیانیه ی مشترگ گروه 5+1 محور تفاهم سیاسی ،هسته ای تا حال این موضوع جزو خبرهای مهم روز جهان بوده است ...اگر ميراث خوران خمينى و كشورهاى 5+1 دو طرف مذاكرات بوده و هستند طرف سومى هم وجود دارد كه اينهارا رو در رو قرار داده،كه البته طرف سومى فقط بدنبال منافع خلق و ميهنش خويش مى باشد ".
بلی کشورهایی درقد وقواره ی ایران درتعامل با جهان خارج وبشرط رعایت منافع ملی به توسعه وشکوفایی می رسند واین نوع کشورها اغلب سودی درجنگ وجدل ها ندارند وکسانی از تنش ها و تفرقه ونزاع ها سود میبرند که همواره دنبال منافع نامشروع بوده ولقمه ی حلال حکم زهری برایشان دارد و درمقابل ایران کشوری است که امکانات بالقوه وبالفعل وسیعی دارد، ونان حرام بنفع اش نبوده وبا مذاق و مجازش سازگار نیست.
برشما باید این ایراد را وارد کرد که عملا دیدید که با وجود اصرار چهار دهه ای آلترناتیوی نیستید وحرف دیگران را که براین موضوع تاکید داشتند نپذیرفته و مزدورشان میخواندید!
خوب!
حالا که اذعان دارید که این استعمار شما را تحویل نگرفت میخواهید نتیجه گیری کنید که انقلابی هستید؟!
بترکد حسود!
شروع کنید به نشان دادن این انقلابی بودن خود: کنگره تشکیل دهید و به اعضای خود این حقوق را بدهید که گزارش رهبری درکنگره را شنیده وبا کمال آزادی درباره اش اظهار نظر کنند!
مرخصی های ساعتی و یک روزی به اعضا بدهید تا درشهر گردش کنند، بگذارید درانتخاب رهبری جدید با دیگران مشاوره کنند و اجازه دهید که این اعضا بطور آزادانه با دوستان واعضای خانواده ی خود ملاقات وتماس داشته باشند ونشریات وکتب دلخواه را دریافت کرده وبعد ازسی سال مزه ی مطالعه ی آزادانه را داشته باشند!
مثلا بعنوان آغاز کار این نوشته ی مرا بدهید که بخوانند!
باین ترتیب نشان میدهید که واقعا هم میشود درباره ی طرف سوم بودن شما فکر کرد!
حال وهوای جدید بوجود آمده را درمرحله ی اول درتشکیلات خود نشان دهید!
ایشان مینویسد:
" درست در زمانی که جهان نسبت به اعمال رژیم تروریستی غافل بود و یا سعی در ندیدن و نشنیدن داشت، مجاهدين با ارائه اسناد و مدارک محکم و مستدل، دولتهای غربی را ناچار به دیدن و شنیدن و مقابله با آخوندها نمود. از اینرو جهان و در راس آن منطقۀ خاورمیانه، عدم دسترسی رژیم به سلاح اتمی را حداقل تا این لحظه مرهون و مدیون تلاشهای بی وقفه و شبانه روزی مجاهدين در این راستا می باشد. ..." .
کسی دراینجا قبول ندارد که ایران درصدد تهیه ی سلاح هسته ای بود ومردم هم چنین توقعی از دولت نداشتند واگر شما واقعا باعث نساختن این سلاح هسته ای شدید ، با مردم ودولت منتخب آن همکاری وهمفکری کردید برسر ما منت گذاشتید!
فقط عیب کار دراین است که چرا اطلاعات دست چندم تحویل گرفته ازاسرائیل را که خود، هم متجاوز است وهم دارای سلاح هسته ای، تحویل گرفتید و درمواردی دروغ گفتید که حتی مورد تکذیب کسانی قرار گرفت که با اسرائیل وشما موافق بودند؟!
این فرقوی های انترناسیونالیستی درفکر آمریکا هم هستند:
"...در آمریکا هم این موضوع مذاکره هسته ای وين مطرح هست. آنچنانکه تبدیل به چالش جدی میان جمهوریخواهان و کنگره ی آمریکا با اوباما شده است... ".
یعنی فکر میکنید آنها به عقل شان نخواهد رسید که چالش های خود را حل کنند وباید منتظر دستورالعمل های شما باشند ؟! درجریان مذاکرات معلوم شد که اینقدر دروغ گفتید که ازطرف سلب اعتماد کردید!
اوباره میخوانیم:
" ... زیرا که مدعیان نمی گویند که چگونه برنامه ی هسته ای پنهان رژیم فاشیست دینی فاش شد؟این سکوت برای این شگفت انگیر و تعجب آوراست که هنگام جنگ 8 ساله ضد ميهنى خمینی با عراق، جنگنده های اسراییلی موفق به بمباران تأسیسات هسته ای عراق شدند. جهان غرب به خصوص آمریکا نه تنها این اقدام تجاوزگرانه حمله نظامی به تأسیسات اتمی عراق اعتراضی نکردند که آن را تأیید نمودند ولی وقتی سازمان مجاهدین برنامه و تأسیسات هسته ای پنهانی رژیم فاشیست دینی ایران را فاش کرد، بها و هزینه ی بسیار سنگین موشک باران یکی از قرارگاه های مجاهدین از سوی پاسداران و ارتش همراه با بمباران هوایی جنگنده های رژیم فاشیست دینی ایران خسارات مالی وتلفات انسانی را متحمل شد ".
پس گله مندی شما این است که اسرائیل چرا کاری شبیه عراق و سوریه با ایران نکرد و بمبارانی علیه ایرانی که درجنگ نبود ، دورتر از عراق و سوریه قرار داشت و قویتر از آنها بود ، انجام نداد؟!
معنی سخن شما این بود که این خارجی ها، بجای بمباران مراکز هسته ای ایران که حتما فاجعه ای هم برای " خلق قهرمان " بود ولابد برای شما بدنبوده؟؟!! ، مراکزی ازشما را بمباران کرده واین می رساند که حکومت ایران قدرت مانور بیشتری درمقایسه با دولت های فوق داشته است!
باردیگر آمده است:
" حال سئوال است که توقعی از اوباما و مقامات آمریکایی وگروه 5+1 و هوراکشان موافق مذاکره ی هسته ای حامیان رژیم نیست .چون اینان از منافع خود دفاع و حمایت می کنند و برای شان مهم نیست مردم ایران درچه شرایط اسفباری قرار گرفته اند . ولی تعجب برانگیز است که مدعیان اپوزیسیون های رنگاوارنگ وطنی مخالفان رژیم چرا درا ین مورد سکوت کرده و به نقش کلیدی سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت هیچ اشاره ای نمی کنند؟ راستى چرا اشاره ايى نمى كنند "؟
ای کاش این یکی دست من بود وحرفم پیش این اپوزیسیون رنگارنگ خریدار داشت که توصیه ام دایر بر " دست مریزاد گویی" ازشما را بپذیرند!
شاید مشکل این اپوزیسیون های رنگارنگ این است که خجالت میکشند از تشکیلاتی حمایت کنند که سه دهه وبا وضوح تمام درخدمت دشمنان مردم ایران بوده اند!
صابر

اینها همان "عشایر انقلابی " هستند که برای استتار داعش بکار رفت؟!

منبع: انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی| چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ چاپ

استان دیالی از آن دسته از استان های عراق است که فرقه ی رجوی ، التفات خاصی بدان دارد.
کمپ اسرار آمیز اشرف که سرانجام به عراقی های صاحب آن عودت داده شد، دراین استان قرار دارد ومیشود گفت که این منطقه جولانگاه اصلی منافقینرجوی بود.
ازاین استان بود که رجوی ها به شیطنت های خود در جهت دخالت درامور داخلی عراق وانواع زد وبندها، ترددها ونشستها با گروه های تکفیری وتروریستی دست میزدند و خاطره ی شیرین ازآنجا دارند دربرابر خاطرات تلخ و سرنوشت های خونبار ویا مبهمی که اعضای ساده ومعترض سازمان از آن داشته و یا دارند!
رجوی که همواره از عناوین و امضاهای این عشایر سوء استفاده میکرد ، اکنون نیز بار دیگر بیاد آنها افتاده وخبری را با تیتر " عشاير عراق ايران را متهم به جنايت جنگي در ليبرتي كردند " بنام آنها انتشار داده است.
متن خبر دررسانه های مجازی رجوی بشرح زیر است:
" شوراي ملي عشاير عراق در ديالي رژيم ايران را متهم به افزايش فشار و محاصره ساكنان كمپ ليبرتي در خلال ايام عيد (فطر- م) و جلوگيري از ورود سوخت و غذا و دارو به اين كمپ طي روزهاي گذشته كرد, و اين اقدامات را ” جنايت جنگي غير قابل توجيه ” خواند . اين شورا در بيانيه اي كه اخيرا صادر كرد, از ملل متحد و دولت آمريكا خواستار دخالت براي پايان دادن فوري به اين بحران شد. در اين بيانيه آمده است ” هرگونه سكوت و بي ‌ عملي نسبت به اين جنايات, رژيم ايران و اياديش در عراق را براي ادامه اينگونه فشارها و محروميتها تشويق مي ‌كند ”.
جالب اینجاست که این دوستان واقعی یا تراشیده شده ی رجوی، در حمله ی داعش به درخانه هایشان غافلگیر؟! شده و منطقه ی خودشان را با بی عملی و حتی یا همکاری ضمنی و... بدست این خون آشامان دادند ودر مورد سرنوشت سرزمین آبا واجدادی خود بی غیرتی خاص ومشکوکی نشان دادند ویا بی اطلاع ماندند؟!!
درمقابل این بی عملی به تجاوز به خانه وکاشانه ی خود، این عشایر درمورد کمپ لیبرتی که فاصله ی قابل توجهی با محل زیست آنها دارد ، چگونه توانستند این اخبار رادریافت کرده ودرمقابل آن واکنش نشان دهند؟؟!!
اگر واقعا چنین محاصره ی غذایی و ... برعلیه اسرای لیبرتی وجود دارد واگر رجوی ریگی به کفش ندارد ، چرا افراد خانواده های حاضر در مقابل این کمپ که قصد ملاقات عزیزان خود را دارند، درجریان امر قرار نمیدهد تا بخاطر فرزندانشان وارد مسئله شده و به این محاصره ی ادعایی پایان دهند؟!
آیا این عشایر دست ساز خود رجوی نیست و واقعاوجود خارجی دارد؟!
مگر رجوی ادعا ندارد که این کمپ ترازیتی بگونه ای تحت محاصره ی پلیس عراق است که پرنده ای هم نمیتواند در فضای آن وحوالی اش پربزند، پس چطور شد که منابع اطلاعاتی این عشایر درآنجا حاضر شده واین خبر رادریافت کردند؟ این کار عجیب نیست؟!
وحید

عملیات فروغ خود زائده جنگ بود نه کمتر و نه بیشتر

منبع: انجمن نجات مرکز ایلام| چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ چاپ

بیست و هفت سال بعد ازعملیات فروغ جاویدان ( مرصاد ). دستگاه رجوی و باندش از این عملیات به عنوان بیمه نامه یاد می کنند و این را یادآور می شوند که اگر آن عملیات را انجام نمی دادند دشمن!! تصور می کرد ما زائده جنگ بودیم در حالی که عملیات فروغ جاویدان شروع شد که تمام امکانات لجستیکی مانند تانک های چرخ دار کاسکاول که ساخت برزیل بود و سایر ادوات دگر توسط ارتش عراق در اختیار سازمان قرار داده شد. نفرات بیست و چهار ساعته بکار گمارده شدند و نیروهای بدون آموزش ابتدایی از خارج فریب داده شدند تا بیایند به اصطلاح تهران را 48 ساعته فتح کنند. نیروهایی که در داخل تشکیلات بودند هم با کار فشرده آماده سازی که به آنها سپرده شده بود دست کم از افرادی نداشتند که از خارج آمدند و کارایی نظامی آنچنانی از آنها نمی توان انتظار داشت و همه آنها در اثر خستگی در صحنه عملیات یا خواب بودند و یا رمقی برای جنگیدن نداشتند. پایگاه های پشتیبانی که توسط صدام در اختیار رجوی گذاشته شده بود که در نزدیکی خانقین داشت هم نفراتش خسته و آش و لاش بودند.یکی از مهم ترین نکته و موضوع زائده بودن جنگ گذشته از سایر قرائن و مستندات عملیات های ارتش عراق بود که علاوه بر طاقچه بالا گذاشتن پس از اجرایی شدن آتش بس و یا صلح برای ایران از سوی عراق که در روزهای آخر مناطق جنوبی و غربی را شامل می شد که شهرهای گیلان غرب و صالح آباد به تهاجم ارتش عراق در آمد و تعداد زیادی اسیر شدند ، یک طرف دیگر این تهاجم در لحظات آخر زمینه سازی برای تهاجم رجوی بود تا آنها به زعم خود بتوانند مسافت زیادی را بدون درگیری و مقاومت از سوی ایران پیشروی خود را انجام دهند 


از جمله مواردی که بر عکس ادعای رجوی و منافقینکه سعی می کنند فعالیت های خود را در عراق و در زیر سایه صدام را کم رنگ و یا غیر واقعی وانمود کنند. در باره عملیات فروغ جاویدان حرف رجوی است که برای قانع کردن و امیدواری به افراد تشکیلات قول و قرارهای خود را با مقام های حزب بعث و ارتش عراق یادآور شد و گفت نیروی هوایی عراق آماده است تا از پیشروی ما پشتیبانی کند و پادگان و مراکز نیروی هوایی رژیم مانند هوانیروز کرمانشاه و پادگان نوژه را بمباران نماید.
برای تذکر و یادآوری خیانت رجوی که هم قربانیان خارجی و داخلی را شامل می شود که فدای اهداف قدرت پرستی خود کرد و فروغ جاویدان را فرمان داد ، خوب است حرف های رجوی را پی گیریم.
« آخر شما دیگر بچه نیستید که بروید یک شهر را بگیرید. اگربخواهیم وسیع تر از عملیات های قبلی عمل کنید هیچ راهی غیر از فتح تهران ندارید. البته یک سری می گفتند برویم اهواز را بگیریم ، یک سری می گفتند کرمانشاه را ، ما نشستیم و فکر کردیم و دیدیم باید از طریق کرمانشاه برویم زیرا اولاً تا حدودی وضع و شرایط مسیری که عراق تا قصرشیرین و سرپل ذهاب پیش رفته و این بار نیاز به خط شکنی نداریم!! و به راحتی می توانیم تا کرمانشاه برویم و ثانیاً نزدیک ترین نقطه مرزی برای رسیدن به تهران کرمانشاه است »
همین جملات رجوی نشان میدهد که چقدر ساده مسئله را انگاشته و افراد را فریب می دهد. اما فریب و دروغ رجوی بیشتر این بود که به افراد القاء می کرد که مردم و جوانان به ما خواهند پیوست و کروکی و کمبود نیروی نظامی خود را در وسط راه حل و فصل می کند.
در نشست عمومی قبل از شروع عملیات یک زن از میان جمعیت سالن بلند شد و این را زیر سوال برد که مردم تمایل به وصل شدن به ما ندارند اما رجوی با شیادی ازآن زن که به تازگی از خارج آمده بود و گزارشات داخل ایران که برای رجوی بیان می کرد که مردم ارتباط با این گروه برقرار نمی کنند ، با یک سوال از زن قال قضیه را کند و همه را مجاب کرد که به این عملیات بپردازند تا تهران رافتح کنیم و این قدر در توهم و دروغ رجوی بسر می برد که برای برانگیختن اعضاء گفت:
« بایستی آخرین تلاش خودمان را بکنیم و بار دیگر کل سازمان را به صحنه بفرستیم و مطمئن هستیم که پیروزیم و از هم اکنون من این پیروزی را به شما !! و خلق قهرمان !! تبریک عرض می کنم. »
وقتی که در گروهی واقعیات و نمود های عینی نادیده گرفته می شود و رهبری ولایت عقیدتی اذهان نیروها را در کنترل دارد ، آنچه که باید اتفاق می افتد. منظور این است که مقایسه رجوی برای توجیح و شروع عملیات فروغ جاویدان با عملیات های گذشته غیر واقعی و یک کلاهبرداری آشکاربود. در عملیات های گذشته و بطور خاص چلچراغ ( اشغال مهران) اول این که این شهر متروکه و در کنار مرز با فاصله 10-5 کیلومتر بود و نه یک مسیر طولانی مانند تهران و دوم این که در عملیات رجوی و اشغال مهران که چند ماه قبل از عملیات فروغ ( مرصاد ) اتفاق افتاد ، ارتش عراق پشتیبانی کاملی از ارتش رجوی کرد ، توپخانه و آتش بار ارتش عراق کاملاً در اختیار رجوی بود و تأثیر زیادی در پیشروی رجوی داشت و سازمان برای رد گم کنی فقط یک یا چند توپ را بکار گرفت تا بعداً بتواند بگوید که تمام کار را خودمان انجام دادیم.
در آن عملیات قبل و بعد از آن نیروی هوایی عراق به خدمت گرفته شد و هلی کوپتر ها مواضع ایران را می کوبیدند و یا مجروحان فرقه را به پشت منتقل می کردند و بیمارستان های مدینة طب و عدنان خیراله کاملاً برای سرویس دهی به این عملیات آماده باش داده بودند.
اکنون بعد ازگذشت سال ها و دور شدن از فاجعه که رجوی اعضاء را به قتلگاه برد شاهد هستیم که هیچ چیز ازآن قدرت نمایی پوشالی باقی نمانده و رجوی در یک بن بست استراتژیکی و سیاسی گرفتار آمده است و بیمه نامه دروغ جاویدان نتوانست هیچ توجیه و دست آوردی را برای رجوی به ارمغان بیاورد و به ثبات او در عراق کمک کند و تنها عایدی او فرار خودش و تن دادن به خروج ازاشرف و رفتن به اردوگاه یا کمپی است که همه فرقه را در برزخی گذاشته و نمی دانند سرنوشت زندگی خفت بار آنها به کجا خواهد انجامید.
بازبر میگردیم به سخنان رجوی و وضعیت کنونی را می بینیم و بدون هر گونه تفسیر غیر واقعی دیروز و امروز را در حرف هایش جستجو کرده و بیشتر از گذشته فریبکاری و عوام گری او را زیر ذره بین بگذاریم.
« تصمیمی که ما گرفتیم بسیار حساس و مشکلی بود و ما چاره ای جز عمل نداریم !! و اگر الآن اقدام نکنیم فرصت از دست خواهد رفت زیرا بعد ازاین که بین ایران و عراق صلح شود ، در اینجا قفل می شویم و دیگر نمی توانیم کاری انجام بدهیم و از لحاظ سیاسی تبدیل به فسیل می شویم »
این عین حرف های رجوی برای عملیات فروغ جاویدان ( مرصاد ) بود که رجوی ایراد کرد. چیزی که رجوی از الزام و ناچاری خود به میان می آورد وقتی به پایه و نقطه اصل و روز اول برگردیم که سی خرداد را آغاز کرد و آن روز هم عین این حرف ها را زد. این سیر خط نشان دهنده بلایی است که تراوشات ذهنی و ذهن عقب مانده رجوی باعث شد آن چه که نباید بشود ، انجام گرفت و با خیانت به خلق و افراد خود در تاریخ روسیاه ، فراری و دربدر باشد که نتواند خفت و خاری خودش رابپوشاند.
حال باید پرسید چرا دروغگویان ازآن همه درس تجربه نکردند و باز هم کاسه گدایی را دراز کرده و در مسیر خیانت قدم بر می دارند و نوکری اسرائیل و وهابیت را می کنند!!؟؟
در ادبیات عامه مردم که مجاهدین، منافقین خوانده می شوند ، ویژگی آنان این است که لجاجت و یک دندگی خود را به اثبات برسانند. در مناسبات طوری بود اگر اعضاء حرف درست و منطقی در ذهن داشتند و از سوی دیگر سازمان و سران حرفی مغایر آن زده و لازم به گوش شنوی اعضاء داشتند ما می گفتیم آری آقای رجوی آسمان آبی نیست و سیاه است و بدین وسیله تشکیلات از ما راضی می شد و با ما کاری نداشت ولی واقعیت خیلی سرسخت تر است آقای رجوی !!.

شکست بزرگ سرمایه گذاری رجوی بر روی برنامه هسته ای ایران

منبع: انجمن ایران ستارگان | چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ چاپ

سالیان سال بود که رجوی ادعا می کرد اطلاعات مهمی راجع به برنامه ی هسته ای ایران به دست آورده است و بعد هم مهدی ابریشمچی و …. خبرنگاران را جمع می کردند که مثلا به افشاگری بپردازند !! این اطلاعات همان اطلاعات ساختگی بود که اسرائیل به آنها می داد و رجوی ادعا می کرد که افرادش در داخل ایران این اطلاعات را جمع آوری کرده اند .

از طرف دیگر مریم رجوی به خرید جنگ طلبان آمریکایی پرداخته بود و با افتخار در کنار آنها می نشست و عکس یادگاری با قهقه هایی که می زد می گرفت و اسرائیل و دیگر جنگ طلبان خیالش را راحت کرده بودند که آسوده بخوابد چرا که آمریکا به ایران حمله خواهد کرد و مریم رجوی هم بر تخت پادشاهی خواهد نشست !!!

مسعود رجوی بارها و بارها در تحلیلهای آبکی که داشت می گفت : آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند جهان هسته ای شدن ایران را تحمل نخواهند کرد و به زودی چه بخواهیم و چه نخواهیم در ایران جنگ خواهد شد !! جملاتی که مسعود رجوی با خوشحالی تمام بر روی تابلو می نوشت و با لذت تمام از جنگ بین ایران و آمریکا صحبت می کرد !! تمام تلاش رجوی برای ماندن در عراق و حفظ تشکیلاتش به این علت بود که رجوی در رویایش خیالبافی می کرد که در ایران جنگ خواهد شد و افرادش می بایست نزدیک مرزها باشند تا با اولین شعله جنگ آنها را به ایران بفرستد و به خیال خودش کنترل را به دست بگیرند !!! حال بعد از توافقنامه اتمی که یک پیروزی بزرگ در تاریخ ایران است تمامی رویاها و خیالبافیهای رجویها در هم شکست !! توافقنامه ای که دل هر ایرانی را شاد می کند چرا که هر کسی که دلش برای ایران می تپد می فهمد که این توافقنامه چه پیروزی بزرگی برای مردم ایران است . فراموش نکنیم که جنگ طلبان مستمرا بر طبل جنگ می کوبیدند جنگی که در کشور عراق و افغانستان و … آثارش را دیدیم !!! کشورهایی که به واقع بعد از جنگ نیست و نابود شدند ! اقتصاد نابود شده ، شهرهای به خاکستر تبدیل شده ، میلیونها آواره و دربه در ، میلونها کشته و … این همان آثار جنگ است و این همان چیزی بود که رجویهای قدرت طلب و ضد ایرانی آرزویش را داشتند ، برای رجوی هیچی جز قدرت معنی نداشته و ندارد .

از طرفی دیگر برداشتن تحریمها یعنی نفس کشیدن مردم ایران ، واقعیت این است که فشار تمامی تحریمها بر مردم ایران بود ، تحریم هواپیماهای مسافر بری داخلی ایران که صدها هموطن جانشان را در سقوط هواپیماها از دست دادند آیا فشار بر مردم ایران نبود ؟ رجویها از تحریمها نه تنها استقبال می کردند بلکه شکایت داشتند که چرا تحریمها را بیشتر و بیشتر نمی کنند !! رجویها و جنگ طلبان به خیال خام خودشان اگر مردم ایران در فشار زندگی و اقتصادی قرار بگیرند به خیابانها آمده و رژیم ایران سرنگون خواهد شد ، این هم جزو آن تحلیلهای آبکی رجوی بود ! البته رجوی حیله گر از طرفی اشک تمساح می ریخت که تحریمها زندگی مردم را فلج کرده و همه این تحریمها تقصیر رژیم ایران است و از طرفی شکایت داشت که چرا تحریمها را بیشتر و بیشتر نمی کنند !!

با این توافق نامه بزرگ تاریخی تمامی رویاهای رجوی بر باد رفت و باز هم روسیاهی و بی آبرویی برای رجویها ، و مردم سرافراز ایران که همواره به خشونت و جنگ نه گفته اند به خیابانها ریختند و به جشن و شادی پرداختند ، فقط رجویها بودند که به عزاداری برای شکست بزرگشان و بی آبرویی و روسیاهیشان پرداختند .

تمامی رسانه های دنیا ساعتها و روزها به صورت مستمر به گزارش این خبر مهم پرداختند و از خوشحالی وشادی ملت ایران گفتند ولی رجویها مثل همیشه جشن و شادی مردم را تظاهرات اعلام کردند !!! تظاهرات مردم برای برداشتن تحریمها ؟ یا تظاهرات مردم برای اینکه این تهدید جنگ و بمبهایی که روی سرشان قرار بود بیفتد برداشته شد ؟ تظاهرات به کدام دلیل ؟ البته این گونه خبرها چیزی از اصل مسله عوض نمی کند و فقط روسیاهی رجویها را بیشتر و بیشتر می کند .

حال سوال از رجوی این است که این همه سال بر روی برنامه اتمی ایران که به خیال شما منجر به سرنگونی رژیم میشد سرمایه گذاری کردی و اعضایت را به بند کشیدی در عراق ، حالا مثل همیشه سرت به سنگ خورد حال به کدام دلیل می بایست اعضا را در عراق به بند بکشی ؟ آیا نباید از این همه شکست درس گرفته و بقیه اعضای دربند را از عراق به کشورهای ثالث آورده و آنها را به دنبال زندگیشان بفرستی ؟

نسرین ابراهیمی

سوابق ضد حقوق بشری مسعود رجوی

منبع: سایت نیم نگاه| چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ چاپ

پروسه تعمیق بخشیدن به اقدامات و رفتارهای ضد حقوق بشری بعد از شکست سازمان در عملیات مرصاد در سال ۱۳۶۷ وارد مرحله جدیدی شد. بناگهان رهبری خودشیفته سازمان در یک دغدغه بی هویتی و هیستریک با برپایی جلسات درون سازمانی موسوم به انقلاب ایدئولوژیک با پررویی و همدستی مریم عضدانلو مبادرت به انجام طلاق متاهلین سازمان و القاء طلاق ذهنی برای افراد مجرد سازمان نمود. موضوعی که بطور برجسته در گزارش خروج ممنوع دیدبان حقوق بشر ملل متحد در سال ۱۳۸۵ بطور برجسته به آن اشاره و تاکید گردید.

واقعیت های بشرح زیر بطور ساختاری سازوکار رفتارها و عملکرد ضد انسانی گروه تروریستی مجاهدین را تشکیل می دهند :

۱-
هویت زنان حاضر در تشکیلات جزو موارد اساسی این موضوع بشمار می آید. آنان از سال ۶۷ بطور اجبار از همسران شان جدا شده و جبرا فرزندان شان توسط تشکیلات از آنها گرفته شده ودر مکان های نامعلوم در اروپا در کمال پستی نگهداری میشوند. بچه هایی که گاها خیلی از آنها سواد خواندن و نوشتن در اروپا یاد نگرفته و مجددا بعد از سالها با فریب و خدعه به پادگان اشرف با وعده بازدید از اشرف به عراق کشانده شده اند. مریم رجوی یا همان ملکه ترور که در ۱۸ ژوئن ۲۰۰۳ به اتهام تدارک حملات تروریستی و پولشویی در فرانسه دستگیر گردید در کتابی مربوط به حقوق زنان!!!! از عباراتی در آن کتاب استفاده می نماید که ۱۸۰ درجه با رویکرد فرقه رجوی در این خصوص منافات دارد. چراکه همین زنان تشکیلات هم اکنون نیز از امکان تماس با فرزندانشان در اروپا ممنوع شده اند. آنها جرات ندارند از نحوه زندگی آنها سوال کنند. آنها طبق آموزش های مجاب سازی ذهنی فرقه ای در صورت فکر کردن مستمر به آنها خطاکار و پلشت شناخته شده و در جلسات موسوم به عملیات جاری میبایست خود به این درگیری ذهنی اعتراف نموده و توسط مسئولین سازمان سرکوب شوند. آنها از حق ازدواج و داشتن فرزند محرومند و با برچسب “وصل به مرحله دوران” مواجه شده ودر صورت لجاجت با اتهام زیرپاگذاشتن عدم پذیرش انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک خود ساخته مسعود رجوی مواجه و محاکمه و مجازات میشوند. این زنان گاها شامل افرادی میشوند که بخاطر سازمان همسر و یا فرزندان شان را از دست داده اند و یا زنانی که بدستور صریح تشکیلاتی از همسران و بچه هایشان جدا شده اند. این موضوع در گزارش خروج ممنوع دیدبان حقوق بشر اینگونه اشاره شده است ”مراحل مختلف انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق عبارت بودند از: طلاق های اجباری افراد مزدوج، نگارش مرتب گزارش های خود انتقادی، چشم پوشی از تمایلات جنسی و فداکاری جسمی و روحی مطلق برای رهبری.”

در حالیکه مطابق بند “ج” ماده ۵ میثاق بین المللی ، حق ازدواج و انتخاب همسر از حقوق بنیادی هر زن بشمار می رود.

۲- یک واقعیت تلخ و مشمئز کننده فرقه مجاهدین خلق سوء استفاده جنسی از زنان فرقه است. بنابر اظهارات تکان دهنده تعدادی از اعضای ناراضی و سابق سازمان ، این امر شخصا توسط مسعود رجوی به اجرا در می آمد و هیچیک از زنان حق اعتراض نداشتند و بطور کلی جرات مخالفت نداشته اند. موسسه رند در گزارش اش در این خصوص می نویسد: عشق به رجوی ها می بایست جای عشق به همسر و خانواده را می گرفت. این گزارش کنترل جنسی زنان در پادگان اشرف را تایید می کند. در بخشی از گزارش موسسه رند آمده است: اعضای سازمان مجاهدین خلق می بایست افکار و حتی خواب شبانه، خصوصا افکار و تمایلات جنسی خود، همینطور مشاهدات در خصوص سایر اعضا، را بطور روزانه ثبت نمایند. این در حالیستکه مطابق بند الف و بند ب ماده ۲ اعلامیه حذف خشونت علیه زنان موارد مطرح شده بالا از مصادیق بارز خشونت علیه زنان بر شمرده میشود.

۳- عدم دسترسی به رادیو و کانال های متفاوت خبری و نمایشی و اینترنت و تلفن همراه و بالاتر از اینها عدم امکان دسترسی اعضای گرفتار در فرقه با خانواده هایشان در اروپا و داخل کشور از اهم موارد نقض گسترده حقوق بشر بشمار می آیند. موضوعی که بعد از سرنگونی صدام حسین هم تاکنون علیرغم خلع سلاح سازمان ادامه داشته است و مسعود رجوی با کانون فساد خواندن خانواده ها سعی در پیشبرد اهداف سوء خود دارد .

۴- پاکسازی عناصر مخالف رهبری سازمان در ششماه از سال ۱۳۷۳ و بازداشت بیش از ۵۰۰ نفر از اعضا به اتهام واهی نفوذی دولت ایران بودن!!! با انگیزه زهر چشم گرفتن از اعضا و بستن دهان ناراضیان و کشتن و شکنجه برخی از آنان در این مدت. ضمن اینکه براساس فضای پلیسی و سرکوب فرقه ای اتفاقات ناگوار فراوانی در خودکشی و مرگ های مشکوک اعضا موجود هست که میتوان به مرگ های داود احمدی به صورت حلق آویز در سال ۶۸، خودکشی مینو فتحعلی در سال ۸۶ ، خودکشی مجتبی میر میران بصورت حلق آویز در سال ۶۵ ، خودکشی علی نقی حدادی و یا همسر زهره اخیانی با سیانور و یا کشته شدن سعید نوروزی و یا خودسوزی یاسر اکبری نسب و یا خفه شدن معصومه غیبی پور در خوابگاه اش و یا خودکشی مرجان اکبری و آلان محمدی و سهیل ختار اشاره نمود.

۵- برپایی جلسات وحشت آور موسوم به دیگ برای افراد داوطلب خروج از تشکیلات و وادارانمودن آنها به اعترافات زیر شکنجه تحت عنوان اینکه از عوامل جمهوری اسلامی هستند و گرفتن اعترافات ساختگی و ترساندن اعضای دیگر حاضر در آن جمع جهت مدیریت و سرکوب افراد و پیشگیری از اعتراضات دیگر.

۶- داشتن محل های بازجویی و شکنجه و زندان در پادگان اشرف سابق و حبس و نگهداری افراد سمج ناراضی جهت هماهنگی با استخبارات حکومت سابق عراق برای تحویل آنها و انگ زدن نامردانه به آنها تحت عنوان اینکه ما اینها را نمی شناسیم و عبور غیر مجاز به عراق داشته اند.

۷- تازمان سرنگونی حکومت فاشیستی صدام حسین سازمان تروریستی و فرقه مجاهدین به هیچ نهاد و مرجع قانونی و حقوق بشری اجازه بازدید از مراکز خود را نداد. این موضوع بعدا تا زمان تخلیه اجباری پادگان اشرف هم ادامه داشته است. توضیح اینکه مستمرا اعضای ناراضی و جرات پیدا کرده طی این مدت مستمرا با فرار از محیط بشدت کنترل شده سازمان خود را نجات می دهند.

۸- رجوی طی این مدت براساس سوابق رفتارهای خود سرانه و قلدرمنشانه خود بی محابا هژمونی لجن وار خود را در سرکوب اعضا پیش میبرد. او به «پیروزی محتوم»!!! خود بچه گانه باوردارد و با این نگرش فرصت طلبانه که «برنده ها را محاکمه نمی کنند»!!!! خود را مسئول و پاسخگوی این اعمال شنیع و ضدانسانی نمی شناسد.

واقعیت این هست مسعود رجوی در کارنامه بد خود خلع سلاح سازمان و سپس تخلیه پادگان اشرف را دارد. در تعاملات فعلی جهانی و منطقه ای فضایی برای رجز خوانی های وی موجود بنظر نمی رسد. اصرار بر ممانعت دیدار اعضا با خانواده هایشان و ملاقات آنها شرایط بیش از پیش بدی را برای اودر پیش رو تداعی خواهد نمود. ضمن اینکه دیگر اعضای واو شده و پیر و ناتوان و اغلب مریض ۲۵۰۰ نفری در لیبرتی نیز شاقول مبارزه!!! نزد هیچکس یشمار نمی آیند.

مسعود تقی پوریان

انگلستان باید یکی را انتخاب کند

به گزارش "پایگاه اطلاع رسانی مجاهدین"؛ دیروز (دوشنبه 29 تیر ماه) قطعنامه 2231 (تائید توافق جامع) توسط شورای امنیت با اکثریت آرا و بدون رای مخالف تصویب شد. پیش از تصویب این قطعنامه نیز نمایندگان برخی کشورها از جمله آمریکا و انگلیس سخنرانی کردند و نماینده انگلیس در جلسه شورای امنیت از جهان امن‌تر پس از این توافق و ضرورت تعامل با ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای صحبت کرد.
نماینده انگلیس در حالی از ضرورت تعامل با ایران و پذیرش قدرت منطقه ای ایران سخن می‌گوید که پنج شنبه گذشته در پارلمان انگلیس و با حضور برخی از نمایندگان نشستی درباره گروهک تروریستی منافقین برگزار شد و سخنرانان ضمن رد توافق جامع بر ضرورت حمایت از گروهک تاکید کردند. نمایندگان پارلمان انگلیس که در این نشست حاضر بودند ظاهرا هیچ شناختی از گروهک و پیشینه آن نداشتند به عنوان مثال «متیو آفورد» نماینده پارلمان انگلستان از حزب محافظه‌کار در سخنرانی خود در اجلاس پارلمانی لندن، با اشاره به پیشتازی منافقین در مبارزه مردم ایران برای دموکراسی!!! مدعی شد که منافقین در داخل و خارج ایران توسط بسیاری از مردم ایران به عنوان شاخص امید!! شناخته می شوند.
«کایر استارمر کیوسی »نماینده پارلمان از حزب کارگر نیز ضمن متهم کردن ایران به حمایت از تروریسم، از گروهک تروریستی منافقین چشم و گوش بسته حمایت کرد. « دیوید جونز » دیگر نماینده پارلمان انگلیس نیز مدعی شد برگزاری شوی ویلپپنت در خرداد ماه گذشته اتهام تروریستی بودن گروهک منافقین را کاملا رفع کرده است!! «برایان کاتر» نماینده مجلس اعیان از حزب لیبرال-دمکرات نیز بر ادامه حمایت خود و سایر حضار از گروهک تروریستی منافقین تاکید کرد و گفت افتخار می‌کند که از تروریستها حمایت می‌کند.
نظام سیاسی انگلیس پارلمانی است و دولت از درون پارلمان و توسط حزب پیروز تشکیل می‌شود. لذا باید از دولت «دیوید کامرون» پرسید چگونه از تعامل با ایران و از جهان امن‌تر دم می‌زند و همزمان اجازه می‌دهد نشستی در پارلمان این کشور و در حمایت از یک گروه تروریستی شناخته شده تشکیل شود؟!؟ آیا این با ادعای تعامل با ایران قابل جمع است؟ چگونه شما دشمنان ملت ایران و مردمان آزاده سراسر جهان را که هزاران نفر از زن و مرد بی‌دفاع و بی‌گناه این مرز و بوم را کشته‌اند به پارلمان انگلیس راه می‌دهید و به حمایت از این تروریستها افتخار نموده و همزمان ایران را به حمایت از تروریسم متهم می کنید.
نماینده انگلیس در جلسه روز دوشنبه شورای امنیت اذعان کرد که ایران یک قدرت منطقه‌ای است. پس به صلاح خود انگلیس است که بین این قدرت منطقه‌ای و یک گروهک تروریستی زبون رو به مرگ یکی را انتخاب کند

لابی های شکست خورده منافقین و رژیم صهیونیستی

منبع: انجمن نجات مرکز گلستان | سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ چاپ

امروز باردیگر بر افتخارات کشور عزیزمان افزوده شد و آن تصویب توافق هسته ایی کشورمان با دول اروپایی و امریکایی بود که در سازمان ملل نیز با اکثریت آراء تصویب شد و کشورهای جهان به قدرت و اقتدار کشورمان ایمان آورده و آن را تایید نمودند .
و اما جنب و جوش سران فرقه رجوی به اتفاق سرکردگان رژیم صهیونیستی از چند روز قبل ، گویای نقشه ایی شوم بود که خوشبختانه برای چندمین بار پوزه آنها به خاک مالیده شد و امروز نیز یکی از همان روزها بود که با تصویب توافق انجام شده و رفع تحریمات ظالمانه علیه کشورمان ، مظلومیت میهن عزیزمان برای همگان ثابت شد که این برای سرکردگان منافقین همانند تیری در قلب سیاه و خبیث آنها بود .
دیپلماسی منظم و با قدرت کشورمان برای تمام مردم جهان ثابت نمود که جمهوری اسلامی آنطور که معاندان آن بخصوص سران منافقین بر علیه آن به نشر اکاذیب و تبلیغات منفی می نمودند نبوده و این دشمنان بودند که خیانتهای آنها نیز یکی پس از دیگری افشاء می شود و رسوایی برای این جنایتکاران می ماند .
از روزهای قبل که بین دولتمردان غیور کشورمان و دول غربی توافق نامه هسته ایی امضاء شد ، سران رژیم صهیونیستی و مخالفان کشورمان تمام سعی و تلاش خود را نمودند تا بلکه بتوانند با نفوذ بر برخی سناتورهای جنگ طلب ، مسیر این توافقات را عوض نمایند و آن را آنطور که بر علیه کشورمان باشد نهایی نمایند و برای اینکار تمام سعی خود را نمودند تا حتی اسناد مربوط به این توافق را دیرتر به سازمان ملل ارائه شود تا بتوانند برخی از بندهای ان را عوض و یا به نفع خود تغییر دهند که دولت امریکا به اراجیف آنها اعتنائی ننموده و تمامی مدارک و ضمیمه های ان را به دبیر کل سازمان ملل تقدیم نمود که نهایتا امروز عصر با اکثریت آراء به تصویب سازمان ملل رسیدکه این نیز یکی از افتخارات ارزنده مردان سیاسی کشورمان می باشد که به پرونده موفقیتهای آنها افزوده شد که البته این به مذاق سران خبیث سازمان منافقین که تماما این توافقات را کوچک شمرده و می خواستند وانمود کنند که این قراردادها به ضرر کشورمان بوده را برعکس نمایش داد و تمامی این تصویب ها و ارزش گذاریها ، حاکی از سیاست قوی نظام حاکم بر کشورمان می باشد که نماینده تمامی کشورهای جهان در برابر آن سر تعظیم فرود آوردند و بر هسته ایی بودن کشورمان احترام قائل شدند که این نیز یکی از نشانه های افول سرکردگان سازمان منافقین بود که تمامی برنامه ها و رایزنی های آنها را برهم زده و آنها را هروز و هر لحظه در برابر افکار جهانی منزوی نموده و باعث افشاء شدن جنایتهای انها می شود که انشاءالله تمامی توافقات هفت قدرت جهانی دلیلی بر ریشه کن شدن سازمان منافقین خواهد بود که در آینده ای نزدیک حادث خواهد شد .
تصویب قطعنامه توافق کشورمان با دولتهای غربی در سازمان ملل و برداشته شدن تحریمهای ظالمانه بر تمامی مردم عزیز کشورمان مبارک باد .

پیش بینی کج و معوج شما غلط ازآب درآمد!

منبع: انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی| سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ چاپ

نوشته ی آقای هادی محسنی که قبل از انجام توافقات اتمی منتشر شده بود ، محتوای شدید برعلیه هرنوع مذاکرات اتمی را داشت و ازدولت های 6گانه ( بیشتر آمریکا) بخاطر مماشات گری وعدم کشتار قسمت اعظم مردم ایران گله مند بوده وآنرا تهدید هم میکرد!
نوشته ی مورد بحث " تله زهرآلود اتمی, هم مماشاتگران, هم تمامیت رژیم ایران را مسموم کرده است " ، نام دارد که دررسانه های رجوی منتشر شده بود.
ازنظر او، این فرقه ی رجوی بوده که 14 سال تمام دام گسترانید تا هم رژیم ایران وهم دولت " مماشاتگر"؟! آمریکا را دچار مسمومیت کند!
معنی این حرف این است که اگر کسی حاضر به حمله به ایران نمیشد ، محکوم به مسموم شدن بود درتله ای که باند رجوی گسترده بود وبهمین جهت طرفین دعوا بطور بالسویه وبالمناصفه مسموم گردیدند!
به خود متن آقای هادی محسنی توجه شود:
"در تله اتمی که حدود 14 سال پیش گذاشته شد دو طرف گرفتار شدند: الف - مماشاتگران ب – رژیم ولایی ایران . این هر دو هم اهدافی را دنبال می کنند: طرف ولایت فقیه تا بحال سعی کرده با استفاده از ضعف منفعت طلبانه مماشاتگران, با آنها و جامعه بین المللی بازی کند و با دروغهای ذاتی خودش و لایق مماشاتگران راه بمب سازیش را ادامه دهد. طرف مماشاتچی هم حداقل 2 هدف را دنبال کرده است: 1- هدف اعلام نشده که طبق آن از ماهیت تروریستی رژیم ایران سوء استفاده کند و بقول خود رژیم , منطقه و دنیا را باایران هراسی مواجه سازد. حکومت ولایت فقیه سعی می کند رژیم هراسی را ایران هراسی جا زده و منافع خود را دنبال نماید. مماشاتگران با این هدف اعلام نشده و با عنوان رژیم هراسی منافع لابیهای نفتی و میلیتاریستی را تا حد ممکن تامین می نماید".
اینجاست که گفته اند آقا میپذیرد ونوکر نه!
اوبامای مماشاتگر؟؟!! که درهرصورت قوی ترین مرد سیاسی کشور قدرتمند آمریکاست، بارها اعلام کرده که ایران بمب اتمی نخواهد ساخت ولی آقای محسنی که ازنظر افراطی بودن وخونخواری براو برتری دارد ، قبول نمیکند که ایران بمب نساخته، نمیسازد ونخواهد ساخت!
اما هراس بوجود آمده درجهان ، واقعا " ایران هراسی " بود که بموجب این تبلیغات جریانات کم وبیش دشمن بشریت ، موفق شدند که مردم ایران را دچار سختی های ظالمانه وتحریم کرده ودرعوض هیچ کاری نتوانستند برعلیه حکومت ایران بکنند!!
به مسئله فروش نفت که میرسیم ، باید گفت که بخش عمده صادرات نفت ایران که به چین است وآنها مستقیما آنرا صرف صنایع غول آسای خود میکنند وصحبتی ازلابی های نفتی ومیلیتاریستی نمیتواند درمیان باشد!
علاوه براین، ایران کمترین مقدار نفت را صادر میکند ومماشاتگران هم که تقریبا نفتی ازایران نمیبرند تا منافع لابی ها را تامین کنند!
لطفا باین سئوال جواب دهید که اگر مماشاتگرانی از نوع دولت اوباما منافع لابی های نفتی را پاس میدارند، لابی های نئوکان شما ازمنافع کدام قشر دفاع میکنند؟؟
ازمنافع اسلحه سازان که بازارشان با جنگ های بنیان کن داغ تر میشود؟؟!!
هادی خان چنین مینویسد:
"2 – هدف اعلام شده. آن هم اینکه ادعا می کند, میخواهد بهر ترتیب که شده جلو بمب سازی حکومت ایران را بگیرد. علیرغم اهدافی که هر دو طرف معامله دنبال می کنند این افشاگریها همه شان را مسموم کرده است.از علائم مسمومیت, همین ادامه کسالت آور مذاکرات است که مرتب تمدید میشود. هر کدام از طرفین سعی می کند طرف مقابلش با دلیل و یا با عصبانیت و غیره میز مذاکره را ترک نماید. چون هر دو با مسمومیت اتمی مواجه هستند و در تله زهرآلود اتمی وارد تونل تاریکی گشته اند ".
خوب اگر شما رژیم ایران و عاملین مماشاتگر؟! لابی های نفتی را یکجا مسموم کرده اید ، دیگر چه مشکلی دارید؟ دلواپسی تان برای چیست وآیا میترسید که با ادامه ی روند موجود، لابی اسلحه فروشان ضعیف تر بشود؟!
این ترک کردن های میز مذاکرات هم که دربازی های دیپلماتیک یک عرف شناخته میشود، بالاخره علیرغم میل وخواست شما پایان یافت و بنظر میرسد که سم شما آنقدر هم مهلک نبوده ویا رژیم ومماشاتگران پادزهر آنرا قبلا تهیه دیده بودند!

آلترناتیوی که با درخواست ملاقات خانواده ها بهم می ریزد!

منبع: انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی| سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ چاپ

چه حکمتی دریک دیدار چند ساعته با ساکنین لیبرتی توسط خانواده ها وجود دارد که این چنین مسعود رجوی را برآشفته کرده و اسرا وبعضا گماشته های وفادارش را وامیدارد که اینقدر برعلیه آنها فحاشی کرده، آنهارا از روببرند، تا مراجعه ای به کمپ لیبرتی صورت نگیرد؟!
اعضای خانواده های مراجع به لیبرتی، چه قدرت الکتریکی ویا مغناطیسی را ویا هسته ای را ساطع میکنند که رجوی ازآن احساس نابودی میکند؟ 


چرا با نوشتن حرف های این چنینی پرتعداد که نمونه اش ذیلا آورده میشود ، این اسرا را وامیدارند که چنگ به شخصیت خود زده و خویشتن را ازتنها حامی واقعی خود که فقط وفقط همین خانواده ها هستند، محروم سازند؟!
هدف ازایزوله ترکردن این افرادی که طی سالیان دراز وبه یمن دستگاه تفتیش عقاید، مغزشوئی وهیپنوتیزم ایزوله بودند، چیست؟!
بازهم طبق سیاق تقریبا همه روزه ، مقاله ی تهدید آمیزی در تقبییح مراجعه ی افراد خانواده ها به کمپ لیبرتی وبا نام " آزموده را آزمودن خطاست "ـ نوشته شده وبا امضای رضا قنبرزاده دررسانه های رجوی منتشر شده است که قسمتهایی ازآن را میخوانیم:
" وقتي بحث خانواده از طرف پس‌مانده‌های رژيم آخوندي، كه شاخص جنايت و به خاك و خون كشيدن خانواده هستند مطرح مي‌شود، مرغ پخته هم به قهقهه مي‌افتد. رژيمي كه در دهه 60 تماميت بسياري از خانواده‌ها را نابود كرد، ... حالا داد و فغان خانواده سر مي‌دهد و طرفدار عواطف و روابط خانوادگي شده است ".
جواب این حرف سخیفانه این است که رژیم ناچار است به درخواست ابتدائی خانواده ها ( بعنوان شهروندان ایران) برای مراجعه به کمپ لیبرتی توجه داشته باشد وکار زیاتری جزرسیدگی به درخواست ویزا و ... انجام نمیدهد که اگر ندهد مورد انتقاد قرار میگیرد که چرا وظیفه ی حکومتی خود را انجام نداده است!
به کشتار سال 60 وبعد ازآن که برسیم، این موضوع راکاملا درمد نظر داریم که فرمان " مشت دربرابر مشت، گلوله دربرابر گلوله " ازطرف مسعود رجوی صادر شد وبنابراین یک پای مهم قضیه در فجایع آن دهه ، شخص مسعود رجوی بوده وشماها نمیتوانید طلبی ازکسی دراین مورد ادعا کنید ودرعوض باید بدانید که " خود کرده را تدبیر نیست "!
آقای قنبر زاده مینویسد:
" آري اين درد عواطف خانوادگي نيست، درد، درد سرنگوني خليفه منحوس ارتجاع حاكم بر سرزمین زيباي ماست. حالا رژيم فكر مي‌كند با اجیر کردن چند مزدور از به‌اصطلاح «خانواده‌های مجاهدين! درماني براي دردهاي درمان‌ناپذیرش پيدا كرده است. اگرچه خودش هم مي‌داند كه با به خدمت گرفتن چند مزدور، دردي دوا نمي‌شود اما مي‌گويند كسي كه در حال غرق شدن است به هر خس و خاشاكي چنگ مي‌اندازد، غافل از اينكه هیچ‌کس و هیچ‌چیزی را ياراي كمك رساندن به او نيست ".
اگر نام این حرف را یاوه گویی نگوییم پس چه بگوییم؟!
خیر آقا ! این دقیقا عواطف خانوادگی است که ربطی درحدود انجام وظایف مربوطه به حکومت دارد و نه بیشتر!
جایی دیده وشنیده نشده که با مراجعه ی چند صد پیرمرد وپیر زن و به کمپی دردرون عراق وآنهم جهت ملاقات بافرزندان براستی اسیرشان، مشکلات حکومتی حل شود !
پاراگراف زیر عینا ازپیام سال 89 مسعود رجوی برداشته شده است:
در طول تاريخ تمامي ديكتاتورها، از زمان حضرت نوح تا همين امروز، حربة خانواده را عليه پيشتازان آزادي به كار گرفته‌اند اما يك چيزي هست كه در ذهن ديكتاتورها نمي‌گنجد. چون آن‌قدر در منجلاب حفظ موجودیتشان غرق هستند كه نمی‌فهمند اين پيشتازان، عواطف خود را نثار خلق در زنجيرشان کرده‌اند و براي رهنمون كردن مردم و ميهن عزيزشان به سرمنزل آزادي، از همه‌چیز خود گذشته‌اند ".
البته نه درطول تاریخ، بلکه استثنائا چنین بوده ورسم غالب ، حمایت اعضای خانواده ها ازهمدیگر وتاحد ایثار وفداکاری بوده است و شما که حرف های رجوی را نقل کرده اید، باید می دانستید که قوانین اجتماعی مانند فرمول های ریاضی نیست که با آوردن یک استثنا بی اعتبارش اعلام داشت!
قوانین اجتماعی لزوما مجبور به اطاعت تمام وکمال در برابر منطق صوری نیست و ازسایر منطق ها نیز استفاده میکند و استثنا ها هم که قادر بر نفی رسم وقاعده ی عمومی دراین عرصه نیست!
بدین ترتیب شما استنباطی را که ازیک یا چند حادثه ی استثنایی تاریخ کرده اید ، اعتباری درحد اعتبار اخلاقی مسعود رجوی دارد ونه چیزی بیش ازآن!
شما خواسته اید که با این اسنتاج غیر واقعی، بگویید که برخورد زشت وجنایتکارانه ی رهبران سازمان با خانواده ها منطقی است که با توضیح فوق نشان میدهد که چنین نیست!
آقا رضا به نوشته ی خود چنین ادامه میدهد:
" ... بركسي هم پوشيده نيست كه ترفند خانواده يكي از حربه‌های رژيم آخوندي مي‌باشد كه وقتي در مقابل مقاومت و مجاهدين با شكست مواجه مي‌شود، به اين حربه زنگ‌زده روي مي‌آورد و هر بار هم مفتضحانه‌تر از قبل با شكست مواجه مي‌شود و چيزي جز ذلت و خواري در برابر قهرمانان ملت ايران كه خود را وقف آزادي خلقشان کرده‌اند، نصيبش نمي‌شود ".
این چه شکستی است که رژیم از شما خورده وراه دیگری جز توسل به خانواده ها پیدا نکرده است؟!
چرا برخورد زشت رهبران شما با خانواده ها رژیم را مفتضح میکند وآیا گمان نمی کنید که موضوع برعکس بوده و رژیم با نمایش این نوع رفتار وگفتار شما میتواند با صدای بلند به جهانیان ومردم ایران بگوید که بنگرید دشمن ما به نام فرقه ی رجوی را؟!
وآیا این مسئله بنفع رژیم تمام نمی شود؟!
آیا قهرمانان ملت ایران همین رجوی با پادوان انگشت شمار وفادارش میباشد وآیا خلق قهرمان اینقدر دچار تنگنا شده که به قهرمانانی شبیه آنها احتیاج دارد؟!
آقای محترم!
مطمئنید که حالتان خوب است؟!
ازنظر آقا رضا، برادرش هم که به لیبرتی مراجعه کرده مزدور است:
" براي آگاهي هم‌میهنانم اعلام می‌کنم، مزدوري كه تحت عنوان به‌اصطلاح برادرم به پشت ديوار ليبرتي آورده شده، براي اولين باري كه در سال 82 به اشرف آمده بود، وقتي ديدم كه برايم روضة توبه و ندامت می‌خواند، از او برائت جسته و صريحاً به او گفتم كه تو مزدور وزارت اطلاعات رژيم آخوندي هستي و من مجاهد خلقم و دريايي از خون بين من و تو و كسي كه ترا به اينجا فرستاده مي‌باشد و مرا با توكاري نيست و سرشكسته او را نزد اربابانش فرستادم ".
این سخنان کلیشه ای فرقه ی رجوی است که به هرکس یاد داده اند که بر علیه خانواده اش بگوید وبنویسد ومورد آنچنان تشویقی قرار گیرد که این تشویق ها حاصلی جز ازدست دادن عمر و قربانی شدن درراه بوالهوسی های مسعود رجوی نخواهد بود!
اعتبار این سخنان شما- اگر واقعا خودتان نوشته باشید- درحکم حرف های یک زنجیری غیر آزاد و محروم ازحق ملاقات، وکیل وتهدید شده بوده وخانواده ها به شنیدن وخواندن این سخنان تکراری وفحاشی های مربوطه اش عادت کرده و اهمییتی برای آن نمیدهند که اگر میدادند، اینهمه برای ملاقات عزیزان دربندشان صف نمیکشیدند وظاهر امر نشان میدهد که این بار باعزمی راسخ تر به این مراجعات ادامه خواهند داد ومانند سیلی خروشان ، موجب حواس پرتی ودیوانگی رجوی خواهند بود.
باور کنید که این تو بمیری ازآن توبمیری های سال های قبل نیست!
جمعی از خانواده های بردگان رجوی درکمپ لیبرتی

نامۀ سرگشادۀ حسین نژاد به محمد سلامه سردبیر روزنامۀ مصری المسائیة

منبع: قربانعلی حسین نژاد | سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ چاپ

این روزنامه نگار مصری در برنامۀ ویلپن مریم رجوی شرکت داشته و مقاله ای با عنوان «تظاهرات هفتاد هزار ایرانی در پاریس» در ستایش از این شوی مریم قجر منتشر کرده بود 


این جز یک برنامۀ نمایشی سالانه و فریبکارانه برای فیلم برداری و عکس برداری نیست زیرا غایب بودن ایرانیان مقیم خارج که تعدادشان به پنج میلیون نفر بالغ می شود در این شوی سالانه روشن بود… این سازمان صندلی های خالی سالن را با هزاران دانشجوی اروپایی بویژه از کشورهای اروپای شرقی با دادن پول و غذا به آنان به علاوۀ ترتیب دادن برنامه های توریستی برایشان در فرانسه پر کرده بود و در میان دهها سخنران جشنواره حتی یک شخصیت ایرانی نبود

از شما می خواهم که به جای افتادن در دام رهبری این سازمان برای شریک کردن شما در خون فرزندانمان و در جنایتهای تروریستی در عراق از فعالیتهای ما خانواده ها برای نجات فرزندانمان از اسارت رجوی در جهنم عراق و انتقال آنان به کشورهای ثالث برای حفظ جان آنان حمایت کنید

آقای محمد سلامه سردبیر روزنامۀ مصری المسائیة؛

با درود و احترام؛

اینجانب علی حسین نژاد یکی از ساکنان سابق کمپ لیبرتی در بغداد و قبل از آن در قرارگاه اشرف در عراق متعلق به سازمان مجاهدین خلق و از جدا شدگان از این سازمان می باشم که در ماه آوریل سال ۲۰۱۲ به کمک یک هیأت از نمایندگی سازمان ملل متحد در عراق (یونامی) که ازکمپ لیبرتی دیدار می کرد از این کمپ بیرون آمدم و اکنون ساکن فرانسه هستم.

اینجانب بعد از سی سال از این سازمان بیرون آمدم زیرا دیدم دیگر یک سازمان سیاسی اسلامی انقلابی نیست بلکه به یک فرقۀ مذهبی خاصی تبدیل شده که ربطی به اسلام ندارد و در خدمت امپریالیستها به رهبری آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته بطوریکه این سازمان آنها را به حمله به ایران و راه انداختن یک جنگ ویرانگر دیگری در منطقه تشویق می کند جنگی بسا بدتر و ویرانگرتر از جنگ پیشین در عراق. این تحول و تغییر سازمان مذکور سالهاست که به دست رهبری آن مسعود و مریم رجوی مقیم پاریس صورت گرفته است رهبری که میلیونها دلار از سرمایه های نفتی عراق را که دولت صدام حسین به آنها می داد بین دولتمردان و ارتش و اطلاعات آمریکا و اروپا و برخی شخصیتهای دیگر برای حمایت و دفاع از اهداف جنگ طلبانۀ آنها توزیع می کند اهدافی که به هیچوجه مورد حمایت مردم ایران نبوده ونیست. چنانکه دیدید و شنیدید ایرانیان بویژه جوانان ایرانی در خیابانهای تهران و شهرهای دیگر ایران توافق نهائی در پروندۀ اتمی ایران بین دولت ایران و قدرتهای بزرگ جهانی را با رقص و پایکوبی و خوشحالی با در دست داشتن تصاویر وزیر خارجۀ ایران جشن گرفته و از اینکه سایۀ جنگ و ویرانی از روی ایران و جهان کنار رفته شاد و شکرگزار بودند. این همان مردمی است که سازمان مجاهدین خلق ایران ادعای رهبری آنها را دارد و می گوید که این سازمان آلترناتیو برای حاکمیت به این مردم می باشد در حالیکه این سازمان پیوسته شعار جنگ علیه ایران را داده و می دهد و ادعا می کرد که مردم ایران مخالف گفتگوهای اتمی هستند. این توافق و جشن مردمی در ایران امیدهای رهبران سازمان تروریستی مجاهدین خلق را برباد داد و همۀ حسابها و سرمایه گذاریهای آنها روی جنگ با انواع جاسوسیها و اطلاعات دادن به آمریکا و اروپا علیه منافع مردم ایران را ساقط کرد و ثابت نمود که این سازمان دیگر هیچ تأثیر و نقشی در امور مربوط به ایران نه در سطح بین المللی و نه در سطح داخل ایران ندارد و پایگاه مردمی خود در ایران را بکلی از دست داده است.

رهبری سازمان مجاهدین خلق از سال ۱۹۸۹ به همۀ ما دستور داد که همسران خودمان را طلاق دهیم و رهبر عقیدتی سازمان مسعود رجوی فتوای حرام بودن خانواده و ازدواج را بر خلاف نص صریح قرآن و سنت پیامبر صادر کرد بطوریکه اکنون بیست سال است که تمام اعضا و کادرهای سازمان چه در عراق و چه در خارج اعم از زن و مرد همسران خودشان را طلاق داده اند و یا ازدواج نکرده اند. مهدی ابریشمچی مرد شماره دو سازمان بعد از مسعود رجوی که اکنون مقیم فرانسه و دستیار همسر سابق خود مریم رجوی است که از شوهرش مهدی در سال ۱۹۸۵ جدا شد و همان روز با مسعود رجوی بدون مراعات عدۀ شرعی ازدواج کرد در سال ۲۰۰۱ وقتی در عراق بودیم به ما گفت همسران شما پا جای پای مریم گذاشته و شما را طلاق داده و با برادر مسعود ازدواج کرده اند!!.

تا کنون بیش از هزار تن از اعضا و کادرها و مسئولین سازمان مجاهدین از آن جدا شده اند که بسیاری هم از میان زنان می باشند که برخی نیز اعضای شورای رهبری سازمان بودند که پرده از بسیاری رسوایی های جنسی رهبر سازمان مسعود رجوی همسر مریم رجوی برداشتند. همچنین جدا شدگان سازمان موارد زیادی از زندان و شکنجه و قتل مخالفان رهبری سازمان در قرارگاههای این سازمان در عراق را افشا کرده اند.

همۀ افراد این سازمان از هر گونه تماس و ارتباط با افراد خانواده هایشان محروم و ممنوع هستند و استفاده از هر گونه وسیلۀ ارتباطی اعم از رادیو و کانالهای تلویزیونی و اینترنت و موبایل تماما برای اعضای سازمان ممنوع می باشد و تنها در اختیار رهبری و مسئولانی است که مأموریتهای ارتباطی خاص سازمان را دارند.

رهبران سازمان به من اجازه نمی دادند با دختر بزرگم زینب که اکنون در کمپ لیبرتی متعلق به این سازمان در بغداد می باشد دیدار کنم در حالیکه هر دوی ما داخل سازمان و در کمپ اشرف در عراق بودیم و به آن دخترم اجازه ندادند حتی با خواهر کوچکترش مونا که از ایران برای دیدار اولین بار بعد از سی سال با من یعنی پدرش و با خواهرش در داخل سازمان به عراق آمده بود دیدار کند. دختر کوچکم توانست با من دیدار کند زیرا من از سازمان مجاهدین خلق یک و نیم سال پیش از طریق سازمان ملل متحد بیرون آمدم ولی او نتوانست علیرغم تلاشهای کمیساریای عالی پناهندگان و وزارت حقوق بشر عراق با خواهرش که در مقر سازمان یعنی کمپ لیبرتی در بغداد می باشد دیدار کند زیرا رهبران این سازمان مسعود رجوی ومریم رجوی دیدارهای خانوادگی را تحریم کرده اند. این دو خواهر ۳۲ و ۳۶ ساله هر گز در عمرشان همدیگر را ندیده اند.

اینجانب از بیش از بیست و پنج سال پیش در بخش روابط با عراق در سازمان به عنوان مترجم ارشد همۀ نامه ها و بیانیه ها و اسناد و نوشته ها و کتابهای رهبری و اطلاعیه ها و نشریات سازمان کار می کردم از جمله ترجمۀ بسیاری نامه ها و بیانیه ها و حتی مصاحبه های از قبل آماده شده به زبان فارسی!! به علاوۀ بیانیه های جعلی با ادعای امضای میلیونها عراقی!! که تماما به فارسی نوشته می شدند و من آنها را به عربی ترجمه می کردم!!، همچنین دخالتهای آشکار رهبری سازمان در اوضاع عراق برای تشدید اختلاف و تعمیق شکاف بین لیست العراقیه (اپوزیسیون عراق) و دیگر جریانها.

من از طریق ترجمۀ نامه های شخص رجوی به صدام حسین و صورت جلسه های دیدار بین آندو و نیز بین او و رئیس اطلاعات عراق در آنموقع سرلشکر طاهر شاهد عینی دادن ماهانه سه میلیون بشکه نفت به صورت کوپن به سازمان بودم که توسط دفاتر سازمان در اروپا و آمریکا به فروش رفته و تبدیل به میلیاردها دلار می شد که مورد سرمایه گذاری در آن کشورها و در عراق و چندین کشور عربی دیگر قرار گرفته که تا کنون منبع اصلی درآمدهای میلیاردی سازمان می باشد. تازه اینها غیر از دهها هزار سلاح و تجهیزات عراق می باشد که رهبری سازمان تسلیم دشمنان و اشغالگران عراق یعنی آمریکائیان نمود به علاوۀ جاسوسی های سازمان برای آمریکاییها علیه مقاومت دلیرانۀ عراق که من از طریق کارم در سازمان یعنی ترجمه شاهد عینی آنها بودم.

و امروز نیز این فرقه چشم به تصرف عراق توسط دشمنتان گروه داعش دوخته و آن گروه را به این کار تشویق می کند و آن را در رسانه هایش مورد تمجید و ستایش قرار می دهد و داعشی ها را “عشایر انقلابی عراق” و”انقلابیون عراق” و”مردم بپاخاستۀ عراق” توصیف می کند به این امید که داعش همۀ عراق را بگیرد تا باقی ماندن این فرقه در عراق را تضمین کنند و از فروپاشی آن جلوگیری کرده و رهبران آن را از دستگیری و محاکمه به علت ارتکاب جنایات علیه عراقیان نجات دهند.

از این رو به شما سفارش می کنم که بعد از این هر گونه دعوت رهبران این فرقه از شما برای نوشتن مقاله به نفع سیاستها و اهداف آنها و برای حضور در جشنها و گردهمایی های مریم رجوی در پاریس یا جاهای دیگر را نپذیرید و آنها را رد کنید تا چهره و اعتبارتان و خوش نامی تان را حفظ کنید زیرا هدف آنها تنها و تنها بهره برداری از اعتبار و شهرت شما برای پیشبرد اهداف گروهی و جریانی خودشان است که ضد آرمانها و عرف و اخلاق ملت ما و عرف و فرهنگ ملتهای عرب و مسلمان نیز می باشد.

لذا از شما می خواهم به رهبری این سازمان اجازۀ بهره برداری از چهره و اعتبارتان و شهرتتان برای پیشبرد هدف سودجویانۀ خاص خودش را ندهید هدفی که نگهداشتن فرزندان و دوستان ما در دوزخ عراق زیر آتش موشکهای تروریستی فرقه ای در عراق برای قراردادن آنان به عنوان سپر بلا برای قربانی شدن در نتیجۀ اشتباهات کشندۀ این رهبری طی سی سال گذشته است که نه مبارزه بلکه دخالت در امور عراق و ارتکاب جنایات تروریستی در ایران و عراق بوده است.

همچنین از شما می خواهم که به جای افتادن در دام رهبری این سازمان برای شریک کردن شما در خون فرزندانمان و در جنایتهای تروریستی در عراق از فعالیتهای ما خانواده ها برای نجات فرزندانمان از اسارت رجوی در جهنم عراق و انتقال آنان به کشورهای ثالث برای حفظ جان آنان حمایت کنید.

اما در مورد آنچه جنابعالی در مورد جشنوارۀ این سازمان در سالن ویلپن فرانسه نوشته اید باید بگویم که این جز یک برنامۀ نمایشی سالانه و فریبکارانه برای فیلم برداری و عکس برداری نیست زیرا غایب بودن ایرانیان مقیم خارج که تعدادشان به پنج میلیون نفر بالغ می شود در این شوی سالانه روشن بود شوی که در سالگرد دستگیری مریم رجوی و تعدادی از سران دیگر سازمان مجاهدین خلق توسط پلیس فرانسه در ژوئن سال ۲۰۰۳ به اتهام ارتکاب اعمال تروریستی و پولشویی برگزار می شود. این سازمان صندلی های خالی سالن را با هزاران دانشجوی اروپایی بویژه از کشورهای اروپای شرقی با دادن پول و غذا به آنان به علاوۀ ترتیب دادن برنامه های توریستی برایشان در فرانسه پر کرده بود و در میان دهها سخنران جشنواره حتی یک شخصیت ایرانی نبود و تمام سخنرانان از مقامات سابق آمریکایی و اروپایی یا نمایندگان پارلمانها از کشورهای مختلف بودند که سازمان آنها را با دادن پولهایی به آنها به جشنواره اش کشانده بود و یک سؤال مهم توسط شخصیتهای خارجی شرکت کننده در جشنواره مطرح بود: ایرانیها کجایند؟ و کو شخصیتها و سیاستمداران ایرانی از دیگر گروههای اپوزیسیون در داخل یا خارج ایران؟…

در این رابطه به شما توصیه می کنم که مقالۀ آقای حاتم استانبولی در روزنامۀ فلسطینی “المنار” چاپ بیت المقدس را که خودش در فستیوال مذکور به دعوت این سازمان شرکت داشته در لینگ زیر بخوانید. ایشان مشاهدات خودش و فضای حاکم بر جشنواره و جریانات آن از جمله جلوگیری از سخنرانی یک نمایندۀ پارلمان مصر که به این جشنواره دعوت شده بود را به رشتۀ تحریر در آورده است.

http://www.manar.com/page-25194-ar.html

در خدمت به حقوق بشر موفق باشید.

علی حسین نژاد

از اعضای قدیمی و مترجم ارشد سابق سازمان مجاهدین خلق ایران

18 ژوئیه ۲۰۱۵ – پاریس – فرانسه

آیا رجوی از توافق هسته ای که حاصل راه حل سیاسی است درس می گیرد ؟

منبع: علی جهانی فرد| سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ چاپ

مقدمتا قبل از اینکه وارد این بحث شوم لازم می دانم که خدمت شما خوانندگان محترم عرض کنم:

همانطور که همگان مطلع هستند سازمان منافقین به رهبری مسعود رجوی با گزینش راه حل مبارزه مسلحانه و استراتژی ترور و خشونت در سال شصت ؛ همواره تحلیل هایش که ناشی از توهماتش هست ؛ بر اساس این راه حلهای نظامی و خشونت طلبانه شکل گرفته است. لذا مشاهده می کنید که در سال شصت با شروع مبارزه مسلحانه تحلیلش این بود که حداکثر ظرف شش ماه رژیم را سرنگون می کند و یا تحلیل می کرد که رژیم ایران تن به صلح با عراق نمی دهد و صلح طناب دار رژیم ایران می باشد و بر اساس همین تحلیل غلط بود که به عراق رفت و استراتژی خودش را سوار جنگ ایران و عراق کرد و به مزدوری برای صدام حسین پرداخت و بعدش در آستانه اجرای قرار داد آتش بس تحت عنوان عملیات سرنگونی همه نیروهای سازمان را در تنور جنگ ریخت و بیش از هزار و پانصد نفر کشته و مفقود شدند و بعد هم زمان خاتمی می گفت خاتمی به دور دوم نمی رسد و این آتش بس منجر به صلح پایدار بین ایران و عراق نمی شود و دوباره جنگ می شود و ما تحت عنوان عملیات سرنگونی فروغ جاویدان دو برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران می رویم اما چنین نشد و بعد هم در طی این مدت سیزده سال مناقشه هسته‌ای ایران همواره رجوی تحلیل می کرد که رژیم ایران دارد با مذاکرات وقت تلف می کند و دنبال توافق با دنیا نیست و لذا بر اساس همین تحلیل غلط بود که با اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا دنبال راه حلهای جنگ جویانه و خشونت طلبی و تحریم های اقتصادی شدید بر علیه مردم ایران بود. ولی با توافق نامه ای که چند روز پیش بین ایران و کشور های پنج بعلاوه یک صورت گرفت این تحلیل رجوی هم همانند سایر تحلیل های آبکی اش اشتباه در آمد و اکنون فرقه رجوی به همراه تنها کشور مخالف این توافق نامه یعنی کشور اسرائیل در انزوای کامل قرار گرفته اند.

اکنون با این مقدمه ای که حضور خوانندگان محترم عرض کردم بر می گردم به سوالی که در بالا مطرح کردم ؛ که آیا این توافق نامه درس عبرتی برای رجوی می شود که دیگر روی روش و راه حل خشونت و ترور و استراتژی خشونت طلبانه اش تجدید نظر کند و بپذیرد که دیگر راه حلهای نظامی و جنگ طلبانه جواب ندارد و جهان دارد به سمت راه حل های مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه و صلح جویانه حرکت می کند لذا رجوی باید از این اتفاق تاریخی و بسیار بزرگ و فرخنده درس گرفته و دیگر از تحلیل های آبکی اش دست بردارد و بیاید بجای اینکه همسو و همگام با سیاست های اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا حرکت کند ؛ همگام با مردم ایران حرکت کند و همانطور که مردم ایران این اتفاق خجسته را جشن گرفتند اینها بپذیرند که تحلیل های شان اشتباه بوده است و بطور رسمی از پیشگاه مردم ایران عذر خواهی کنند

در اینجا می خواستم خطاب به رجوی ها بگویم آیا زمان آن فرا نرسیده است که بیایید رسما اعلام کنید که تاکنون همه تحلیل های شما که بر اساس اندیشه فرقه گرایانه و استراتژی خشونت آمیز بوده اشتباه و غلط بوده است و گزینش این استراتژی اشتباه بود که باعث شده است ؛ شما را که به دروغ مدعی حمایت از زنان و آزادی و برابری و خلق قهرمان ایران بودید ؛ نه تنها از پایگاه مردمی دور کرده بلکه حاضر شده اید برای پیشبرد اهداف سیاسی و این استراتژی شکست خورده خود به قدرتهای بیگانه آویزان شوید و در این رابطه تا آنجا پیش رفتید که در جنگ ایران و عراق برای صدام حسین دیکتاتور سابق عراق مزدوری کنید و یا الان به منفور ترین دولت جهان یعنی دولت بین یامین نتانیاهو آویزان شده و هم سو با سیاست های اسرائیل علیه منافع ملی مردم ایران حرکت می کنید .

امیدوارم که این واقعه تاریخی باعث گردد که شما از اصرار و پافشاری بر استراتژی ترور و خشونت دست برداشته و از گذشته خیانت بار خود فاصله بگیرد.

سرنخ حمایت از تروریسم در حسابهای بانکی


به گزارش "پایگاه اطلاع رسانی مجاهدین"؛ شماری از سناتورهای آمریکا همزمان با امضای توافق جامع بین ایران و گروه 1+5 و انتشار جمع‌بندی مذاکرات مرتب فریاد می‌زنند که نتیجه این مذاکرات و توافق با ایران «کمک به تروریسم در منطقه است». برخی از این ادعاها و اظهارات سخیف این مثلا سیاستمداران عبارت بود از (( سناتور مارک کرک عضو سنای آمریکا : «با این توافق اتمی ما با بمب اتمی بیشتر، تروریستهای بیشتر و اقدامات غیرمسئولانه بیشتر از جانب رژیم ایران روبه‌رو خواهیم بود.» رابرت منندز : «من از این مسأله آشفته هستم که این توافقنامه به رژیم ایران اجازه می‌دهد میلیاردها دلار را به‌دست آورد و آن را برای سرمایه‌گذاری در تروریسم و بی‌ثبات کردن بیشتر منطقه خاورمیانه به‌کار بگیرد.»
لیندزی گراهام کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری :«هر سناتوری که به این توافق رأی مثبت دهد به مسابقه تسلیحات هسته‌ای در خاورمیانه رأی داده است. این یعنی دادن ۱۸ میلیارد دلار به بزرگترین حامی تروریسیم دولتی. »)).
نکته جالب همه این اظهارات و ادعاها این است که همه سناتورهایی که نگران از گسترش تروریسم در منطقه و مدعی هستند که توافق هسته ای تروریسم را در منطقه گسترش می‌دهد، سابقه طولانی در حمایت از گروه‌های تروریستی و به خصوص گروهک تروریستی منافقین و رژیم کودک کش صهیونیستی را در کارنامه خود دارند.
«رابرت منندز»، «لیندزی گراهام» و « مارک کرک» هر سه بارها و بارها در حمایت از گروهک تروریستی منافقین و سرکردگان جنایتکار و تروریست آن سخنرانی کرده و هزاران دلار نیز از گروهک دریافت کرده‌اند.
این سناتورها آدرس و ردپای حمایت از تروریسم را به جای ایران باید در حساب های بانکی خود که مملو از دلارهای آلوده‌ای است که بعلت شرکت نمودن در میتینگ ها، سخنرانی‌ و تعریف و تملق بیش از حد از سرکردگان نفاق و امضای بیانیه و نامه‌های حمایتی از منافقین و دیدارهایی که با لابی آیپک و سران رژیم صهیونیستی ‌دارند، دریافت کرده‌اند جست و جو کنند نه در توافق هسته ای با ایران
همین که منافقین و سناتورهای حامی نفاق، رژیم آل سعود و رژیم صهیونیستی از نتیجه مذاکرات بین ایران و گروه 1+5 ناراضی و عصبانی هستند و طی هفته گذشته بارها ابراز نگرانی کرده‌اند، خود شاخص خوبی است که مذاکرات آنطور هم که دشمنان ملت ایران می‌خواستند پیش نرفته است. مرحوم شهد بهشتی جمله‌ای بسیار گهر بار فرموده بودند و آن اینکه« به آمریکا بگویید از دست ما عصبانی باشد و از این عصبانیت بمیرد» حال ما نیز به این سناتورها، منافقین، صهیونیست ها و سعودی ها می گوییم بروید و از این عصبانیت بمیرید.

زمستان گذشت و روسیاهی به زغال ماند

منبع: انجمن نجات مرکز کرمانشاه| دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴

توافق برجام وین اتریش خط بطلانی بر تمامی جاسوسی های هسته ای فرقه منافقین و یک پیروزی بزرگ برای دولت ایران رقم خورد .
استارت اولیه این جاسوسی ها از سوی رهبری منافقین به حدودأ 12 سال پیش برمی گردد . رجوی با توجه به اینکه به بن بست سیاسی و نظامی وحتی تشکیلاتی رسیده بود و قدرت های غربی هم از دسیسه ها برعلیه ایران در جنگ تحمیلی و ... به استیصال رسیده بودند . لذا مشترکأ در زمینه هسته ای دست به کار شدندو با توجه به اینکه این وادی دارای زاویه های باز و قابل مانور بود به همین خاطر هرروز یک بهانه می شد آورد و با آن به ملتی فشار مضاعف وارد کرد تا با این فشارها و رنج ها ملت به نقطه انفجار وطغیان برسد و این تنها نقطه امید فرقه رجوی و قدرتهای غربی علیه ایران و در واقع آخرین تیرترکش آنها بود .
دیدیم که در این سالها به واقعیت موفقیت حق و حقیقت ملت ایران در قبال زور و فشارناحق پی برده شد و آنها مجبورشدند طی یک توافق برای پایان دادن به این توطئه وسناریوبه شکل آبرومندانه به این فشارها پایان دهند .
واقعیت این است که شعاروضرب المثل " دیر و زود دارد اما سوخت و سوز نه " در این زمینه به واقعیت پیوست و دماغ سوختگی و خفت و خواری برای گروهی که 12 سال علیه منافع ملی مملکت خود و علیه ملت و خلق خود شبانه روز سگ دو میکرد ماند وبس .
رجوی ها با دیدن رنج و مرارت ملت ایران در اثر تحریم و فشارهای جانبی انگار پیروزی کامل خود را می دید و خرکیف می کرد . البته خدای ملت ایران بزرگ است و اینگونه در لحظه موعود به کمک می آید و اینگونه پوزه بوزینگانی مثل مریم و مسعود رجوی را به خاک می مالد .
رجوی به خیال بچه گانه خود فکرمی کرد با این فشارها و رنج تحریم و تهدیدها از جانب قدرت های غربی مبنی برجنگ و زور می تواند حمایت مردم ایران را به سوی خود کانالیزه کند و ازاین طریق خواهد توانست در زیر این فشارها مردم را فریب دهد و ازآب گل آلود به سوی خود چیزی دست و پا کند.
البته این روش کثیف و غیر انسانی رهبری فرقه مسبوق به سابق است . در دوران جنگ تحمیلی هم رجوی درخط مشترک با صدام اقدام به بمباران و موشک باران شهرها کرد وبعد از یک پروسه فشار و آوارگی مردم درکوه وبیابان می آمد بطور زشت و زننده ای از صدام می خواست بمباران ها را متوقف کند تا اینگونه به خیال خام خود از مردم خسته و ترسیده از موشک باران تعهد به نفع خود بگیرد و آنها را به سوی قیام علیه مملکت خود سوق دهد .
درآن سرفصل و زمان هم رجوی و ارباب بعثی اش در مقابل مقاومت ملت ایران به زانو درآمدند و خوار و بور شدند .
اینک هم به آن سرنوشت مشابه رسید و دیدیم که حاصل تلاش و اقدامات ضد میهنی رجوی ها به ضد خود تبدیل شد و ملت ایران یک دل و یک زبان بر دهان این خائنین می کوبند .

زندانیان عامل سیاست های دشمنان، سیاسی حساب نمی شوند!

منبع: انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی| دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ چاپ

جریان ازچه قراراست که طی ماه اخیر ، زندانیان چندیکه خود را زندانی عقیدتی میدانند وسیاسی ، دررسانه های رجوی مطالبی را انتشار میدهند یا این مطالب بنامشان منتشر میشود؟!
مسئله بطور کامل روشن نیست واین ابهام البته سبب آن نیست که دم خروس ازلابلای این نوشته ها معلوم نشود وخواننده درک نکند که باند رجوی این بار باتمام قوا وارد شده وحتی اززندانیان خود هم نمیگذرد!
ذکر این نکته خالی ازاهمییت نیست که فاشیست ها هم درمواردی زندانی میشوند ودارای عقیده هم هستند اما وجدان های هوشیار وشریف آنها را بخاطر تبلیغ عقاید ضدانسانی شان زندانی سیاسی بحساب نمیآورند که هیچ، بلکه اعتقاد دارند که برای رفع خظرشان، این نوع افراد باید تحت کنترل ومورد مجازات قرارگیرند!
کسانی که با قبول وتبلیغ طابق النعل بالنعل عقاید فاشیستی ، مستبدانه وانحصار گرایانه ی مسعود رجوی زندانی میشوند، هرگز یک زندانی سیاسی بحساب نمیآیند!
باری!
این بار سعید ماسوری بوده که ملتزم شده صدای رجوی را ازحلقوم خود درآورده ودست به مظلوم نمایی بزند!
اوکه خود را یک زندانی سیاسی محبوس درگوهردشت معرفی میکند، نوشته ای را با عنوان " چه كسي بايد طلب عفو كند "؟ ، در رسانه های رجوی منتشر کرده که طی آن آمده است:
" چندي است از زندانيان سياسي ( ازجمله خود من )ميخواهند که درخواست عفو بنويسند ، گويي که از اول زندانيان سياسي تنها به خاطر منافع شخصي خودشان به زندان افتاده اند و حال هم بايد براي نجات جان خودشان ، درخواست عفو کنند. ... انگار نه انگار که بيش از سه دهه است که حقوق ملتي به تمامي به تاراج رفته واز اوليه ترين حقوق انساني محروم گشته و جز زندان و اعدام حقي برايشان قائل نبوده اند .... آري ...همه اينها را بايد ناديده گرفته وتنها براي آزادي فرد خودشان ، درخواست عفو کنند ".
حقوق ملت با طرز تفکری که رهبر عقیدتی تان مسعود رجوی دارد، ابدا ربطی بشما ها نداشته وزندانی شدن شما مسلما بخاطر فعالیت برای تحقق اهداف ضد میهنی وغیر انسانی مسعود رجوی بوده و اتفاقا برعلیه منافع اکثریت قاطع مردم است وبنابراین دشمنی خود با مردم را بحساب خیر وصلاح آنها نگذاشته وخود را زندانی سیاسی مردمی محسوب نکنید!
درد ورنج ومسائل مردم، هیچ ارتباطی با افکار مستبدانه وماکیاولیستی مسعود خان ندارد و این " خلق قهرمان" ابدا شما را زندانی سیاسی طرفدار خود نمیدانند وبرایشان اهمییتی ندارد که شما تقاضای عفو بکنید یا نکنید!
پاراگراف زیر نشان میدهد که درد این فرقه ی تبهکار درانتشار این نوشته چیست:
" ...عين همين قضيه " جشن و پايکوبي " بر سر مذاکرات هسته ايي است ... که بياييد آن همه منافع ملي بر باد رفته را ناديده گرفته ، آن همه محروميت و فقر و فشار اقتصادي و....که بر مردممان تحميل شده را ناديده گرفته و حال که توافق شده با هم جشن بگيريم " ...!!!
جواب ساده ی این ادعا این است که عمده قسمت این محرومیت مردم ناشی از تحریم های طالمانه ایست که برای دیکتاتور های " خوب" که صدها برابر آن فعالیت هسته ای دارد ، ابدا بکار بسته نشد وعمل شما باطرح این مسئله نشان میدهد که چگونه میخواهید ظالمان به مردم ایران را از دیدها پنهان کرده وعوامل دست چندمی را بجای ان معرفی نموده ومردم ومخصوصا اهالی بدبخت وفریب خورده ی لیبرتی عراق رادچار سردرگمی کنید!
تا آخرین لحظه ی رسیدن به توافق وین، شمای نوعی، بمباران و ویران کردن تاسیسات هسته ای مارا پیشنهاد میکردید که ضرر وزیان های عظیم تری داشت وحالا که حرفتان خریدار نیافت، وکیل منافع ملی هم شده اید؟!
یادتان باشد که آلمان و ژاپن دهها سال مارا برای ساخت نیروگاه بوشهر سر دواندند وسرانجام بدستور آمریکا به قرارهای خود وفادار نماندند وایران که ملاحظه نمود خود باید کاری کند، دست به تحقیقاتی زد که تجربه ای درآن نداشته و مسلم است که دراین عرصه مانند طفل شروع به راه رفتن کرده، بارها بزمین میخورد ودوباره برمیخاست که این عمل هزینه های تحقیقات را بالا میبرد واین گناه ما نبود که دریچه های علم وتکنولوژی رابر روی مابستند وما مسلما متحمل هزینه های گزاف شدیم.
بلی! مردم نیات سوء سیاستگزاران سلطه گران را درتحمیل جنگی هولناک وآنهم به بهانه های واهی اتمی میدانستند و تحقق نیافتن این امر وکاربرد وموفقیت دیپلماسی را بطرز هوشمندانه ای جشن گرفتند ونگذاشتند که امثال نیم پهلوی ها ورجوی ها بر زمین سوخته ی ایران بعد ازاین جنگ وحشتناک، جشن وپایکوبی کنند!
آقای ماسوری مینویسد:
" ...شما بايد از مردم ايران و بعد هم از زندانيان سياسي آنها ، طلب عفو بکنيد يا مردم و زندانيان بايد طلب عفو بکنند " ؟
اگر قرار بر عذرخواهی و اعاده ی حیثیت ازکسانی درکار باشد، این قضیه شامل باند رجوی نمیشود واتفاقا سران این گروه مستبد ومخرب، درجریان اعاده ی حیثیت احتمالی ازدیگران ، جایی جز حضور دردادگاه ملت وجوابدهی درمقابل ترورها، جاسوسی ها، قتل ها وفجایع پرشمار درون تشکیلاتی نخواهند داشت!
نوید

تایید ضرب و جرح دو پدر توسط ایادی رجوی در پزشکی قانونی – اطلاعیه شماره ۵

منبع: کانون رهایی| دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ چاپ

اطلاعیه شماره ۵ دو پدر معترض به اسارت فرزندانشان
پزشکی قانونی فرانسه مورد ضرب و جرح قرارگرفتن دو پدر توسط ایادی مریم قجر در اورسوراواز را گواهی کرد
روز پنجشنبه ۱۶ اکتبر طبق قرار تعیین شده و معرفی توسط پلیس اورسوراواز ما مصطفی محمدی و دخترم حوریه محمدی و قربانعلی حسین نژاد که روز دوشنبه ۱۳ ژوئیه از سوی نوچه های مسعود رجوی و اراذل و اوباش تحت امر مریم قجر حین افشاگری و اعتراض مسالمت آمیز در شهرک مقر مرکزی فرقۀ رجوی یعنی اورسوراواز در حومۀ پاریس مورد ضرب و جرح و شکنجه قرار گرفته بودیم در محل پزشکی قانونی منطقۀ مربوطه (پونت اواز) حاضر شده و مورد چک و معاینۀ پزشکی قرار گرفتیم.

پزشکی قانونی موارد ضرب و جرح ما توسط ایادی فرقۀ رجوی را که پلیس گزارش کرده بود گواهی و تأیید کرده و جهت الصاق به پروندۀ اتهام پادوهای رجوی به پلیس اورسواواز ارسال نمود.
ما دو پدر که از دوری فرزندانمان و نگرانی از جان آنان رنج می بریم تراکتهای مربوط به اسارت دخترانمان در دست این فرقه همراه با تصاویر آن دو را در اختیار پزشکان و کارمندان پزشکی قانونی و بیماران و مجروحین و قربانیان مراجعه کننده به آنجا قرار دادیم که موجب تأثر شدید آنان و حمایتشان از ما و انزجارشان از عملکردهای وحشیانۀ افراد این فرقه که در نزدیکی آن منطقه سکونت دارند گردید.
قربانعلی حسین نژاد
مصطفی محمدی
۱۷ ژوئیۀ ۲۰۱۵ – ۲۶ تیر

یورش اوباش مریم رجوی به منطقه و ساختمان محل اقامت مصطفی محمدی و دخترش

منبع: کانون رهایی| دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ چاپ

اطلاعیۀ شماره ۴
روز سه شنبه ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵ دسته ای از اراذل و اوباش اعزامی مریم قجر از اور سور اواز اقدام به پخش تراکتهایی حاوی تصاویر اینجانب مصطفی محمدی همراه با انواع تهمتها و دروغهای گوبلزی و ایجاد فضای رعب و وحشت در منطقه و ساختمان محل اقامت اینجانب مصطفی محمدی و دخترم کردند که با اطلاع فوری به پلیس و حضور پلیس در محل ماهیت آنها بر همسایگان و اهالی منطقه بیش از پیش برملا گردید.
سازمانی با آن همه ادعاهایش ببینید به چه ابتذال و ذلت افتاده که تاب تحمل حضور یک پدر و دختر در فرانسه برای اعتراض به ربودن و اسیر کردن دختر و خواهرشان در عراق توسط رهبری فرقۀ رجوی را بر نمی تابد و این چنین در سوز و گداز از افشاگری جدا شدگان بویژه افشاگریها و اعتراضات اخیر ما دو پدر به نگهداری فرزندانمان در زندان لیبرتی در عراق و خواست آزادی فوری آنها از اسارت این فرقه دست به چنین اعمال مبتذل و تلاشهای مذبوحانه می زند تلاشهایی که نه تنها سودی برای سردمداران فرقه ندارد بلکه به دنبال حملات چاقوکشانش به ما دو پدر و برخی جدا شدگان دیگر و ضرب و جرح آنها و تشکیل پرونده علیه سران فرقه در این رابطه در پلیس و قضائیۀ عراق و محاکمۀ اخیر مهدی ابریشمچی از سردمداران و شکنجه گران این فرقه به اتهام ارتکاب اعمال تروریستی در دادگاه ضد تروریستی پاریس پرونده های این فرقه نزد قضائیه و دولت فرانسه را سنگین و سنگینتر می سازد.
درست دو ماه پیش از این نیز به همین منوال و به دنبال آکسیون افشاگرانۀ جدا شدگان از فرقه در میدان سن میشل پاریس همزمان با محاکمۀ مهدی ابریشمچی در دادگاه ضد تروریستی پاریس اراذل و اوباش مریم قجر علاوه بر پخش چنین تراکتهایی علیه تعدادی از جدا شدگان که ضمن نامه ای به قاضی دادگاه ضد تروریستی پاریس آمادگیشان را برای شهادت دادن در این دادگاه علیه مهدی ابریشمچی و بیان سوابق تروریستی وشکنجه گری او اعلام کرده بودند و ضرب و جرح یکی از آنان یعنی آقای منصور نظری در همان محل، به ساختمان محل سکونت اینجانب قربانعلی حسین نژاد رخنه کرده و اقدام به پخش چنین تراکتهایی علیه اینجانب کرده بودند که همانموقع ضمن شکایتی به پلیس محلی پرونده ای دیگر علیه سرمداران این فرقه در فرانسه گشوده شد که مقاله و اطلاعیه ها و تصاویر مربوط به آن را در لینگ زیر می توانید مشاهده کنید:
http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/151

ما دو پدر دلسوخته و دردمند که دخترانمان بیست سال است اسیر این فرقۀ تروریستی می باشند و در این جهان و عصر پیشرفتۀ ارتباطات از هر گونه ارتباط گیری و تماس با دخترانمان محروم هستیم از مقامات فرانسوی و سیاستمداران فرانسه و سازمانهای حقوق بشری آن می خواهیم که جلوی این قلدریها و عربده کشی ها و لجن پراکنی ها و موارد نقض حاکمیت فرانسه توسط فرقۀ رجوی را که دفتر مرکزی آن در اورسوراواز در استان والداواز در خاک فرانسه قرار دارد بگیرند و سردمداران این فرقه و در رأس آن مسعود رجوی و بازوی اجرایی او مریم رجوی ساکن فرانسه را به آزاد کردن فرزندانمان از اسارت خودشان و بیرون بردن آنان از جهنم عراق و از زیر صدها خطر جانی در آنجا و دیدارشان با افراد خانواده شان از جمله ما دو پدر نگران وادار کنند.
قربانعلی حسین نژاد
مصطفی محمدی
۱۷ ژوئیۀ ۲۰۱۵ – ۲۶ تیر

توافق هسته ای اضمحلال فرقه رجوی

منبع: ایران فانوس| دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ چاپ

بعد از دوازده سال کش و قوس و پنجه انداختن کشورهاى غربى و آمریکا با ایران بر سر برنامه هسته اى این کشور، نهایتاً با درایت طرفین درگیر در این قضیه بصورت مسالمت آمیزى حل و فصل شد و ایران با کشورهاى ۵+١ به توافق نهایى رسید و از یک بحران و جنگ غیر ضرورى که بر اثر خصومت لجوجانه طرفین در تقدیر بود، به سلامت عبور کرد. در این توافق نامه هم دانش هسته اى و دستاورد دانش هسته اى ملت ایران به رسمیت شناخته شد، هم ابهامات کشیده شدن برنامه هسته اى ایران به سمت بمب مخرب اتمى، برطرف و تضمین هاى اصولى و لازم کسب شده و جامعه جهانى با خیالى راحت و آسوده ناظر این رخداد تاریخى بود که با انعطاف طرفین و ذکاوت و تیزبینى و تیزهوشى سیاسى دولتمردان و دیپلمات هاى درگیر در این قضیه، به خوبى به سرانجام رسید. این رخداد، میمون و مبارک براى همه است، چرا که از جنگى خانمانسوز و غیر ضرورى دیگر در منطقه آشوب زده خاورمیانه جلوگیرى شد.
اما در این موفقیت سیاسى و دیپلماتیک، روسیاهى براى دو شاخص بر جسته و ضد مردم ایران که تمام هم و غم خود را بکار گرفتند که خاک ایران مورد هجوم دیو و دد قرار گیرد، یعنى نتانیاهوى کوتوله و رجوى بى هویت، ماند که حتى بعد از توافق خود را به آب و آتش زدند و آه و ناله و سوز و گداز از این راه حل درست و منطقى راه انداختند، اما تیر کین و عداوت آنها به خودشان بر خواهد گشت و بزودى تأثیر این توافق را بر پیکر پوسیده آنها خواهیم دید.
رجوى که در درون تشکیلات با برگزارى نشست هاى طولانى و سفسطه بافى و با تحلیلهاى آبکى و دور از واقعیت از برنامه اتمى رژیم و وعده سر خرمن دادن به نیروها که عنقریب بر سر رژیم خواهند ریخت و سرنگونى محقق خواهد شد و اینکه تشکیلات را با این ترفندها سرپا نگهداشتن، راه به جایى نبرد و همانند تحلیلهاى گذشته، برنامه هسته اى رژیم بصورت برد برد، براى طرفین درگیر قضیه پایان یافت. الان است که آثار آن بر پیکره پوسیده رجوى نمایان شود و تار و پود تشکیلاتش را از هم بگسلد.
ناراحتی مسعود و مریم رجوى از توافق هسته ای به خاطر موجودیت تشکیلاتشان است، چرا که این توافق در کل منطقه اثراتش را خواهد گذاشت و منطقه در تعادل قبلى که رجوى آنرا هوا هوا میکرد و جو ضد رژیم بود، از بین میرود و رابطه ها از نو شکل خواهد گرفت و این بار جو بر علیه گروههاى تروریستى خواهد چرخید و فرقه رجوى از این قاعده استثناء نیست و دیگر محال است دولت عراق بیش از این تحمل این غده چرکین و تروریستى و تروریست پرور را داشته باشد و بعد از بیرون راندن داعش از سرزمینش، یقیناً نوبت فرقه رجوی است که گورش را از عراق گم کند و آنوقت است که تشکیلات پولادین رجوى، تار و پودى بیش از آن باقى نخواهد ماند و رجوى مجبور میشود که از لانه موش بیرون آمده و به دست عدالت سپرده شود.
عبدالکریم ابراهیمی