ما سالمندان ، ایران را پس می گیریم


انجمن نجات کردستان:30/تیر/98


در مراسم گردهمایی اشرف 3  نکات و سوتی های از جانب مریم قجر داده شد که اگر به عمق آنها خوب فکر کنیم جز خجالتی و بدبختی چیز دیگری نشان داده نمی شود .

اول از همه خبر گزاری واشنگتن تایمز اعلام نمود بزرگترین گروه مخالف ایرانی ،پایگاه جدید خود را به روی جهان باز می کند .
در این جمله کلی حرف است .اگر این حرف صحت داشت چرا نزدیک به 4 دهه می باشد که هیچ خانواده ای نتوانسته با اسیرانشان ملاقات کنند این دروغ سیاسی را چطور می خواهد جمع بکند .سالیان سال است که خانواده ها به آب و آتش خود را زدند برای یک لحظه هم شده فرزندانشان را ببینند که در چنگال این منحوس اسیر هستند از عراق گرفته تا آلبانی ،اکثر افراد اسیر در اشرف 3 همان زندان مخوف شخصی مریم قجر فکر می کنند خانواده هایشان مرده اند و از سرنوشت خانواده های خود خبر ندارند چون در درون مناسبات هیچکس حق ارتباط  نامه ای ،تلفنی ،حضوری با خانواده خود را ندارد و به آنها گفته اند  مرده اند. این عروسک (مریم) بایستی حرفش را اصلاح می کرد و به هم پیاله اش واشنگتن تایمز می گفت اعلام کنید درب اشرف 3 به روی تعدادی از جیره خواران مشترک بین ما و آمریکا قرار است باز باشد و آنها فقط تشریف بیاورند.

دوم: در قسمت دیگری از این مراسم این بز پیر اعلام نمود ایران را پس می گیریم
مگر ایران سر چهار راه آلبانی قرار دارد که تو بز پیر بخواهی پس بگیری .آخه با چه روی از این کلمه استفاده می کنی ،مگر تو و شوهر فراری بزدلت بهای زیادی داده اید که به راحتی این حرف را می زنی ! ایران مطلق به مردمی که برای به دست آوردن این انقلاب خونهای زیادی داده اند . نه تو پیر زن 66 ساله به همراه همسر هوس باز و خوش گذران فراری که فقط به فکر رفاه و جاه طلبی خود بودید .نکنه یادتان رفته  مسعود خان بزدل به سران مجاهدین در زندان شاه خیانت کرد و به جای اعدام آزاد شد و بجای کمک به مردم همسرش اشرف و موسی خیابانی را لوداد و پا به فرار گذاشت و به اروپا رفت. و در جنگ آمریکا و عراق به محض سرنگونی صدام ، تو و همسر خیانت کارت مسعود باز پا به فرار گذاشته و به اروپا رفتید و افراد اسیر در قرارگاه اشرف را به امان خدا ول کردید .و این اسیران همگی فرزندان خاک ایران، زمانی که نوجوان بودند را با فریب و نیرنگ کلمه آزادی و برابری که همکنون هم از آن بکار می برید اسیر نمودید و حالا این افراد جوان اسیر تبدیل به یک مشت سالمند پیر و فرسوده شده اند .زمانی که بیخ گوش ایران در عراق ساکن بودید و صدام شما را از لحاظ مالی و نظامی تغذیه می نمود و همه این افراد جوان و سرحال بودند هیچ غلطی نکردید حالا می خواهی در آن سر دنیا با افراد اسیر سالمند و فرسود و ناراضی دست کار بکنی ؟
البته، خود فروشی مثل تو وهمسرت (مریم و مسعود) جایگاهی در ایران ندارید .در این عکسهای منتشر شده از اعضای اسیر در کمپ اشرف 3 کاملا به وضوح برای همه مشخص است که نمایش نامه های تکراری را به اجرا گذاشته اید . چهره های پیر که همگی به اجبار پشت این سیستم ها نشسته اند .بدون اینکه چیزی بدانند .حاضرم شرط ببندم هیچ کدام از این افراد در درون مناسبات از سیستم استفاده نمی کنند و برای من تجدید خاطره شده .زمانی که آمریکا به عراق حمله کرد در سال 83 همین مسخره بازی ها رو سرما درآوردن .یک روزه به ما اعلام کردن که گروهی از آمریکائی ها قرار است به درون سازمان بیایند و بازدید کنند .در این زمان تمامی سیستم های درون سازمان را جمع آوری نمودند و در یک مکان شیک آنها رامستقر نمودن و همه ما پشت این سیستم ها نشستیم . برنامه فرضی جنگ مجازی برای ما راه انداختند و به ما گفتند وانمود کنید که در حال کار با این برنامه ها هستید و نشان دهید یک اپوزیسیون فعال هستید .متاسفانه شگردهای مریم قجر و رجوی دربه در شده همیشه تکراری بوده آن موقع ما جوان بودیم اما حالا این افراد نگون بخت همگی بیشتر از 50 سال عمر دارند و همگی آنها بخاطرکار بیش از حد دچار ناراحتی های جسمی و زوتر از موقع پیر و فرسوده شده اند و اکثرا در آستانه مردن هستند بدون  اینکه بعد از سالیان سال بتوانند خانواده هایشان را ملاقات کنند


سوما : در یکی دیگر از سخنرانی ها، مریم حرف از آزادی و برابری زد و مدام روی رهبری زن تاکید داشت این تاکید کردن مریم دو مطلب را می رساند.مریم مدام زنان را سپر می کند که جایگاه خودش را محکم تر کند و بیشتر نشان دهد طوری که در ذهن دیگران برجسته شود . که این برجستگی باعث می شود ذهنهای کمتری برای غیبت رهبر توهمات (مسعود)درگیر باشد.با تاکید کردن میخواهد در درون مناسبات بیشتر از او حرف شنوی داشته باشند .طوری که مردان را غیر مستقیم از دور خارج نموده .و همینجا یکی از تناقضات این است که آزادی و برابری که مدام بکار می برد را زیر سوال برده
 
 
 
 

رجوی ها از امپریالیسم می خواهند تا آنها را آدم حساب کند

توسط انجمن نجات مرکز مازندران آخرین بروزرسانی 31 تیر 1398

فرقه تروریستی رجوی که بعد از سقوط صدام یتیم و پس از ضربه استراتژیک اخراج از عراق وارد مرحله فروپاشی شده است، این روزها بیش از پیش دست به دامان همان هایی شده که روزی آنها را امپریالیست می خواندند ، تا شاید از بن بست لاعلاجی که در آن گرفتار شده اند راه فراری بیابند .
رجوی ها در این مسیر هر روز برگی تازه از ذلّت و خواری در برابر اربابان جنگ طلب آمریکایی و نوکران عربی آنها در منطقه رو می کنند و کارشان به جایی رسیده که رک و راست کاسه گدایی را جلوی ترامپ دراز می کنند. ترامپی که این روزها هم نژادپرست بودنش در مواجه با پناهندگانی که به آمریکا رفته اند بیشتر عیان شده و هم ضد زن بودنش در مواجه با نمایندگان زن کنگره آمریکا آنچنان عالمگیر شده که نه تنها کنگره آمریکا در قطعنامه ای با رای 239 تن از نمایندگانش اقدام ترامپ علیه این زنان را «نژادپرستانه» توصیف و آن را محکوم کردند ، بلکه نخست وزیر انگلیس یعنی نزدیک ترین متحد بین المللی آمریکا نیز این اقدام ترامپ را غیر قابل قبول خواند .
اما فرقه رجوی نه تنها توسط مریم قجر که سنگ زنان را به سینه می زند و سروناز چیت ساز که عنوان «مسئول کمیسیون» زنان شورا را یدک می کشد و صونا صمصامی که نماینده شورا در آمریکا است و در تمام سورچرانی هایی که از طرف فرقه در آمریکا برگزار می شود حضور دارد ، در مقابل اقدامات نژاد پرستانه و ضد زن ترامپ زبونانه سکوت تایید آمیز داشته ، بلکه هم زمان با این اتفاقات با نوشتن مقاله ای با عنوان «تشویق ها و تردیدها» ، کاسه گدایی در برابر ترامپ زن ستیز دراز کرده و خواهان دریافت تشویق هایی از طرف او شده اند . در بخشی از مقاله یاد شده چنین آمده است : «دولت آقای پرزیدنت ترامپ قدمهای بزرگی را در این راه [فشار بر ایران] برداشت ولی این مسیر نیاز به مکمل دارد. … تعارفات را کنار بگذاریم … بسته تشویقی گفتگوی فعال با این تشکیلات [فرقه تروریستی رجوی]، مردم [اسم مستعار رجوی ها] را مطمئن میکند
سپس با ذلت وعده می دهند که اگر ترامپ برای آنها تکه استخوان «بسته تشویقی» را بیاندازد، آنها هم پاچه ایران را خواهند گرفت و اینگونه ادامه می دهد : « شورای ملی مقاومت بطور علنی در موازات تحریمهای گسترده تر جبهه های دیگری را علیه ایران باز میکند
یعنی سقف خواسته رجوی ها این است که آمریکایی ها آنها را آدم حساب کرده و با آنها گفتگو کنند . به زبان معکوس یعنی در حال حاضر حتی ترامپ و دار و دسته اش هم با تمام دشمنی ای که با ایران دارند فرقه رجوی را آنقدر بی ارزش می دانند که حاضر به گفتگو با آنها نیستند .
این سرنوشت عبرت آموز یک فرقه فریبکار است که روزی خود را سردمدار مبارزه با امپریالیسم آمریکا می خواند .
به رجوی ها باید گفت ، همانطور که وطن فروشی تان در عراق در ازای حمایت تمام قد صدام از شما ، اعم از حمایت های مالی ، نظامی ، سیاسی و … راه به جایی نبرد و سرانجام با ذلّت از عراق اخراج شدید ، وطن فروشی های امروزتان برای ترامپ و دار و دسته اش نیز راه به جایی نخواهد برد و پایانی غیر از فروپاشی برای شما متصور نیست .
صالحی

 

به همراه من و خانواده های حاضر در انجمن زمزمه کنید

توسط انجمن نجات مرکز گیلان آخرین بروزرسانی 31 تیر 1398

پیام آقای پور احمد به اسیران رجوی در آلبانی 
در دیدار با شماری از خانواده های دردمند و چشم براه شالیکارگیلک 
بچه ها سلام . پوراحمد هستم بچه ها . لابد میشناسین وخوب هم میشناسین. با یه تصمیم قاطع و با یه “نه” بزرگ بالغ بر15 ساله که از شر رجوی ومناسبات فرقه ای اش رها و راحت شدم وبه معنای دقیق کلمه به آزادی وآرامش رسیدم
تا تاریخ جداییم از رجوی چیزی حدود ربع قرن ازعمر و جوانیم روهر چند با نیت نوعدوستی ولیکن نفهمیده وناخواسته، صادقانه به پاش ریختم و با دست خود و درقالب دستگاه خیانتبار رجوی تباه کردم که می توانستم آن سالیان را با کسب علم ودانش درخدمت میهن وهم میهنانم باشم نه اینکه مقابلشون موضع بگیرم و متاسفانه دراقدامات ضدمیهنی رجوی علیه مردمان کشورم شریک جرم باشم .
واما شمایان دارید چکارمیکنید وچرا با تردید وترس ودودلی کماکان عمرتان را بدور از آزادی وخانواده هایتان سپری میکنید ویکی پس ازدیگری دراثرفشارهای روحی وروانی درون تشکیلات سرکوبگربه کام مرگ میروید تا خواسته وناخواسته رجویها بتوانند وبخواهند ازجنازه های شما در راستای مطامع جاه طلبانه خود بهره وری کنند.
باردیگر خبررسید یکی از اسیران نگون بخت بنام اسماعیل رضایی اهل قوچان متعاقب یکسال تحمل درد ناشی ازبیماری لاعلاج که طبعا متاثرازفشارهای روحی و روانی و جسمی بوده است بدور از خانواده خاصه همسر و یگانه دخترش دارفانی را درغربت وداع بگوید و آرزوی دیدار خانواده اش را در دل داشته باشد.
آیا این مرگهای مشکوک و مرموز نمی تواند درس عبرتی برایتان باشد تا با یک ” نه ” بزرگ به رجوی واعوان وانصارش ترک شان کرده وبسوی آزادی وخانواده های چشم براهتان بشتابید.
فرصت را ازدست ندهید که پشیمانی دیگرسودی ندارد.
راستی طائلات رجویها درخصوص مرگ اسماعیل رضایی را دیده اید وخوانده اید؟! که با قهرمان قلمداد کردن مرحوم ابلهانه به خانواده اش مارک زدند که برای دیداربا عزیزشان درمقابل اشرف مضمحل شده سیرک داشته اند.
آیا برادر و همسر و دخترش مستحق چنین تهمت مشمئزکنند ای هستند که البته فقط وفقط شایسته رجوی وگماشته هایش هست ولاغیر.
از هر حیث این ادعا جای بسی تامل و شگفتی دارد چرا که روزی و روزگاری عنصر مجاهد خلق هرچند که فریب خورده و اغفال شده ولیکن میخواست که برای مردم و میهنش بمیرد و نه در سایه شوم و سیاه یک فرقه مخرب تروریستی آویخته به دامن امپریالیزم و دیگرلابیهای ورشکسته به دنبال کیف حاوی دلار مریم رجوی که تقدیمشان میکند، مشروعیت بگیرد!
قربانیان رجوی از جمله اسماعیل رضایی بی هدف جان میدهند و آنهم درخاک سرد و بی روح آلبانی و زندان خود ساخته مانز و بی آنکه بدانند و بفهمند و تنها رجوی است که ناجوانمردانه ازاجسادشان بهره می جوید .
دلم میخواهد یکایک اسرای نگون بخت آلبانی ولو برای دقایقی با خود خلوت کرده و به اتفاق و البته با جان ودل سروده زیر را با صدای رسا به همراه من وخانواده های حاضردر انجمن زمزمه کنند.
من که می میرم، می میرم چرا با عشق وبا ایمان نمیرم تا برای میهنم ایران
آرزو دارم شود خاک وطن آرامگاهم
تا درمیان کشوری بیگانه، سرگردان نباشم
هر وجودی دیر و زود ای میهنم میرود، ولی من با تو پیمان بسته ام با تو پیمان بسته ام
جز بر سر پیمان نمیرم.”
وای که این سروده چقدر زیباست و مثل خون می ماند که در رگان سرد و خسته تزریق وگرم وپرتوان وپویا میکند. پس دوستان سابقم درزندان مانزآلبانی باز با جان و دل بخوانید وتکرارکنید چونکه مطمئنم هنوز فسیل نشدید ولیکن باورعمیق دارم که خام خیالانه مسخ دروغ های رجوی شدید و قبولانده شدید که چاره ای ندارید الا چونان اسماعیل رضایی و یا سایر قربانیان در دیار بی روح آلبانی درغربت بمیرید و تلف شوید. اما بدانید حقیقت این نیست که به دروغ سالیان به شما القاء شده است. حقیقت آنست که دنیای زیبایی هم وجود دارد که ما جداشدگان داریم یومیه لمسش میکنیم ودرکنارخانواده وهموطن خود لذت میبریم
تماشا کن نگاه آسمان را
رخ شبرنگ ماه و اختران را
به گرد شمع روی ماه میهن
ببین پروانه آتش و جان را
همه چشمها به ایرانه به مهد علم و عرفانه
به این خاکی که هر ذره ش برام عزیزتر از جانه
شمال جنگل و دریا پر از دامنه زیبا
که رقصد جنگل از باد خوش دریا
جنوبش گرمو رویایی سراپایش تماشایی
به اون سو میزند فانوس دریایی
چه دلهایی که درغربت امید دیدن روی وطن داره
چه دلهایی که با حسرت نگاه آرزو سوی وطن داره
که با شادی بسازه کلبه ای از عشق برخاکش
غروب زندگی را سر کنه آسوده در خاکش
همه چشمها به ایرانه به مهد علم و عرفانه
به این خاکی که هر ذره ش برام عزیزتر از جانه
خواهش دارم چنین نکنید و نگذارید رجوی با مایه گذاشتن از رنج وخونتان دزدانه به امیال پست و حقیرجاه طلبانه خودش برسد. خواهش دارم بجنبید که خانواده هایتان درانتظار شمایانند. خداحافظ و به امید اینکه به خود آیید و تغییر را تجربه کنید.

 

تمامی این آجر چینی ها را من و برادرم انجام دادیم

توسط انجمن نجات مرکز گلستان آخرین بروزرسانی 31 تیر 1398

درخواست خانواده های گلستانی از مجامع بین المللی
خانواده حاج سید سعیدفر گرفتار در فرقه رجوی
خانواده از جمله کانونهایی است که نقش بسزایی در رشد و تعالی فرد دارد و اعضاء خانواده نیز عوامل اصلی این کانون هستند که متاسفانه در دنیایی که هر لحظه روبه رشد بوده و آزادی و انسانیت در آن پر رنگتر میشود ، فرقه ای بنام سازمان ضد خانواده مجاهدین وجود دارد که در این شرایط اقدام به حصر انسانها نموده و ذهن آنها را تحت فشارهای بسیار شدید روانی قرار داده تا بتواند از آنها برای امیال پست خود سوءاستفاده نماید .
خانواده حاج سید سعیدفر و بخصوص برادر وی از جمله خانواده های فعالی میباشند که همکاری نزدیک و صمیمانه ای با انجمن نجات دارند و در بیشتر اعزام ها به عراق و اطراف قلعه الموتی اشرف به همراه دیگر خانواده ها حضور داشته تا بتواند با برادرش که بیش از 30 سال در سازمان تروریستی مجاهدین گرفتار شده ملاقاتی هر چند کوتاه انجام دهد. متاسفانه شقاوت و سنگدلی سرکرده این فرقه منحوس چنین اجازه ای به او نداد که البته بیشتر ترس سرکرده فرقه رجوی از ایجاد جرقه در دل زندانی خود بود که مبادا با دیدن برادرش دل پوسیده اش هوای خانواده را کند. چون این حرکت برای آنها همانند پتکی خواهد بود که منجر به جدایی فرد میشد .

https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Saedfar_Seyed.jpg

آقای سعیدفر در مورد برادرش و گذشته او می گوید که حاج سید فردی بسیار رئوف و خداشناس بود و فردی مردم دوست که اهالی محل همیشه به نیکی از او یاد میکنند و فردی بود که اصلا نامی از سازمان مجاهدین را نشنیده بود و هیچ کدام از خانواده اهل سیاست نبودند که در مورد فرقه رجوی مطلبی شنیده و یا خوانده باشیم و من تعجب میکنم که حاج سید گرفتار چنین بلایی شد و حدود 33 سال است که نتوانسته خود را از این منجلاب نجات دهد. با توجه به آنچه در مورد فرقه رجوی از افرادی که توانسته اند از ان رهایی یابند شنیده ام فشار روانی بسیار زیادی بر روی او وارد نموده و او را خیلی از بازگشت ترسانده اند که نتوانسته حتی یک تماس کوتاه با ما بگیرد .
او با اشاره به دیوارهای منزلش میگوید که تمامی این اجر چینی ها را من و برادرم انجام دادیم و من بعد از آنکه برادرم اسیر فرقه رجوی شد تا 4 سال منتظر بودم و به منزل جدیدم کوچ نکردم تا او بیاید و با هم در این خانه زندگی کنیم .
وی با بغضی که در تن صدایش مشخص بود ادامه میدهد که متاسفانه سران سازمان مجاهدین باوری از خدا ندارند و برادرم اسیر فرقه ای شده که مسئولین ان تنها بفکر لذت دنیوی خودشان هستند و اصلا به انسانیت و خداشناسی اعتقادی ندارند و دلیل این حرفم پدر و مادرم میباشد که با چشمان منتظر ورود برادرم چشم از این دنیا بسته اند و اکنون ما نیز مانند آنها منتظر هستیم ولی هیچ گونه خبری از برادرم بدستم نیامده .
وی ضمن محکوم نمودن خانواده ستیزی سازمان ضد بشری مجاهدین، از تمامی جوامع حقوق بشری بخصوص کمیساریای پناهندگی درخواست رسیدگی فوری به وضعیت برادرش و امثال او که گرفتار ذهنی و ایدئولوژی غلط سران فرقه رجوی شده اند دارد و از آنها میخواهد تا شرایط انسانی بوجود آورند تا خانواده ها بتوانند فرزندانشان را در شرایط انسانی و با حضور نمایندگان نهادهای حقوق بشری و صلیب سرخ ملاقات نمایند .

 

رویای باطل حاکمیت بر ایران

انجمن نجات کردستان:30/تیر/98

هراز گاهی مریم قجر برای ادای احترام به دل بورژوازی (اسرائیل و آمریکا) دست به خودنمایی می زند طوری که هزینه هنگفت این مراسم ها از طریق اسرائیل و آمریکا تامین و خدمات از این عجوزه پیر می باشد.

او هم برای اجرای نمایش نامه اش دست به دامن مهاجران اروپا رفته که در مضیقه مالی به سر می برند و افرادی که به پشت تریبون جهت اجرای سخنرانی می روند شرکت کنندگانی هستند که همگی بازنشسته های دوره پیشین در سیستم دولتی بوده اند که با هزینه های سرسام آور حاضر شده اند به این مراسم ها بیایند و و سناریو از پیش نوشته شده توسط منافقین را بخوانند وچند کلمه ای به نفع آنها صحبت کنند .این روال سالیان سال است ادامه دارد .مریم قجر فقط در فکر این است که بر ضد ملت ایران اتفاقاتی رخ دهد که بتواند برای بقای خود روی این موضوع موج سواری کند و مهم نیست سیل ،زلزله یا تحریم ، فقط مردم ایران در فشار قرار بگیرند که او بهانه ای برای پیش برد کارهایش داشته باشد و حرفی برای گفتن و عرض اندامی کرده باشد . این عجوزه پیر شیطان صفت تنها قادر است از توبره دیگران بخورد نه أخر خودش چون در عمل چیزی از خودش ندارد .نه جایگاه ، ماهیت ،وجدان انسانیت و نه ... تنها جاه طلبی و به قدرت رسیدن و خود نمایی نصیبش شده .او حتی حاضر نیست برای افرادی که به اسارت گرفته و همانند برده برای او کار می کنند یک تک ریال خرج نماید فقط مانند یک رباط از آنها کار می کشد تا مادامی که از کار بیفتند و در آخر حتی از خون آنها هم استفاده می کند .با کوچکترین موقعیت سیاسی که پیش بیاید آنها را فدا کرده همانند روز 19 فروردین سال 1390 در قرارگاه اشرف در عراق برای پیش بردن اهدافش افراد ناراضی در اشرف را سپر بلا نمود و با نیروهای عراقی درگیر شدند وباعث شد این افراد کشته شوند بعد هم بامبول در آورد و گفت افراد من با دسیسه ایران به شهادت رسیده اند که با ین کار فقط خواست حرفی برای زدن داشته باشد . چند ده میشود که این عجوزه به همراه همسر جلادش همیشه کارشان را به این گونه پیش برده اند و در ظاهر زنی با تفکر و انسان دوست ،خوش پوش و مد روز خود را در انظار عموم به نمایش گذاشته است .غافل از اینکه پشت دیوارهای که افراد را در آن به اسارت بسته اند ،  چه شخصیت وحشی و دور از انسانیت با افکار بسته وتنها فکر شب و روز او این شده که در ایران چه می گذرد .آنقدر کوچک و نحیف است که پایگاه بردگی خود را با یک ملت ابر قدرت خاورمیانه مقایسه و مقابله میدهد .این کودن بایستی کمی فکر کند که او با این همه دژخیمی بودن خود و همسر متواری شده اش تاکنون نتوانسته اند افرادی که با فریب و نیرنگ اسیر چنگالشان شده اند را کاملا کنترل کنند و با کوچترین روزنه پا به فرار میگذارند .طوری که با تمام کنترلها باز هم نتوانسته اند جلوی ریزش نیرو رو بگیرند .امریکا که خود را ابر قدرت اروپا می داند نتوانسته با او درگیر و مقایسه کند .اگر این شیطان صفت توانست ،عدالت ، انسانیت ،آزادی و برابری ،رفاه و درمان را در اسارتگاه کوچک و ناچیز چند صد نفری خود اجرا کند .پس می تواند فک گشاد خود را بگشاید و خود را با یک کشور (ایران) مقایسه کند. به جای هزینه های هنگفت و کار تراشیدن برای این اسیران که همگی تشنه لحظه دیدن خانواده ها و فرزندانشان را دارند کمی به فکر حال آنها باشد و مطمئن باشد .در ایران و میان ملت ایران ،اگر در بدترین شرایط تحریم و فشارهای اقتصادی هم قرار گیرند باز مردم ملت ایران آنها را به اندازه پشیزی قبول ندارند و نخواهند داشت . و در افکار مردم، آنها اصلا وجود خاصی ندارند .پس بهتر است وقتشان را با اینکه روزی بر مردم ایران ریاست کنند تلف نکنند .زیرا که بیشتر از یک خواب رویایی بیش نیست که در واقعیت هیچ گاه عملی نمیشود .

 

اوج استیصال شان چه شکلی خواهد بود؟

توسط انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی آخرین بروزرسانی 30 تیر 1398

جمشید پیمان نامی که کم و بیش در میان عمله های رجوی بیا وبرویی دارد، نوشته است
اگر مقاومت سرفراز ایران در اوج اقتداراست و … رژیم آخوندی را به خاک مذلت مالانده است، نتیجه کوشش و مبارزه همه جانبه، جانانه، بی امان و توام با شکیبائی و پایداری او است “.
اگر نام فرارهای روزانه اعضای سازمان مجاهدین از چنگال مریم و … ، به بند کشیدن هرچه بیشتر اعضای نگون بخت این مقاومت رجوی ، سقوط تا ته چاه امپریالیزم ودشمنی بی همتا با منافع ملی ایران و … ، سرفرازانه تعریف شود ، استیصال چه مشخصاتی دارد جمشید خان.
سپس :
بهتر از من می دانید که هیچ دری، دریچه ای و حتا روزنی به خودی خود یا بنا به تصمیمی ازغیب باز نمی شود. هر در و پنجره ای وقتی گشوده می گردد که انسان از جایش برخیزد و آن را بگشاید “.
این سخن عملا درست است اما شما به بخش دوم آن که عبارتست از وقوع معجزه ی توسط جنگ طلبان آمریکائی که خیالبافانه تصور میکنید که به خوشبختی رسانیدن شما منجر شود ، دل بسته اید.
درزمانی که خود امکان بدست گرفتن مقدرات یک دهکده ای درایران را هم ندارید و دهه هاست که امید خود به پشتیبانی مردم را از دست داده اید وبا اینحال بازهم لب ولوچه ی تان برای کسب قدرت آویزان است ، حتما بدنبال معجزه اید واز این روست که حرف وعملتان متضاد است.
همچنین :
رژیم جمهوری اسلامی به خودی خود و با دعا و استغاثه به درگاهی ــ حتّا درگاه خدا ــ سَقَط (نه ساقط) نمی شود. این کارِ سترگ تنها و تنها بر عهده ی مردمی است که از صمیم جان آزادی و خیر و بزرگی برای ایران می خواهند “.
این یکی درست است!
اما مردم مثل شما فکر نمیکنند وبنابراین حساب وکتاب کردن روی کار آنها ، ابدا بدرد شما نمیخورد.
مردمی که شما را آلات دست دشمنان جهانی خود میدانند ، هرگز مثل شما فکر نکرده ودرجهت خواسته های منحوس شما که برضدشان هم هست ، عمل نخواهند کرد.
همینطور :
کنفرانس سه روزه ی اشرف سه، تبلور بروز و اعتلای اراده مردم ایران برای رهائی از سلطه ی نظام ضد بشری آخوندی و تحقق آزادی و دموکراسی در ایران است. این کنفرانس همچنین مبین اراده ی ازادی خواهان جهان برای پشتیبانی از مقاومتی است که چهل سال است با تمام نیرو مشعل مبارزه برای ازادی ایران را پر فروغ برافراشته است “!
این خیمه شب بازی هیچ ارتباطی به خواسته های مردم ایران ندارد و اگرمختصری داشته باشد، درجهت منفی است .
اگر فرض کنیم که رژیم ایران دیکتاتوری است .
مطمئنا سقوط غیر محال آن بدست شما که جوجه دیکتاتور های وحشتناکی هستید ، کودتا تلقی میشود و مشکلات مردم ایران با کودتا ها قابل حل نیست.
ضمنا ، شرکت کنندگان خارجی این مراسم ، بزرگترین دشمنان آزادی وبشریت ، روسپیان سیاسی وکسانی بودند که پرونده های فساد مالی دارند ومن شخصا نمیتوانم اینها را نماینده ی دموکراسی بدانم.
همین که اینها ازنشست رسوای شما حمایت کردند ، ماهیت آنها را روشن میکند و چیزی که دردستان شما بود، مشعل فریبکاری وضد ایرانی بوده است.
مطمئن باشید تا شما شناختی ازآزادی پیدا نکرده وآن را در دروهله ی اول و بدون معطلی در حق اعضای بیچاره و اسیر رجوی بکار نبرده و مانع آزادی فردی واجتماعی آنها نشده اید ، امثال من، بارها این ادعاهای سخیفانه ی شما را دروغی بیشرمانه تلقی کرده و برعلیه آن خواهم نوشت.
سعید

 

مژگان پارسائی سوراخ دعا را گم کرده است

توسط انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی آخرین بروزرسانی 30 تیر 1398

روزگاری در پادگان اشرف مسئولین که صحبت می کردند از مسعود رجوی کد می آوردند و کلامشان را به فرمایشات رهبر کاریزمای خود ، مزین می نمودند ! هر کسی می خواست به نوعی وصل بیشتر خود به رهبر عقیدتی را پررنگ تر جلوه داده و نشان دهد که ارتباط عمیقی با رهبرش دارد . اما گذر زمان همه چیز راعوض کرد و انگار در درون سازمان هم ، دیگر حساسیتی در این زمینه وجود ندارد
همان امپریالیسمی که روزگاری سرود های سازمانی همه را به رودروئی با ایادی آنان فرا می خواند ، امروز در مقرهای مجاهدین ، همان آمریکائی ها آزادانه رفت و آمد دارند . روزگاری یکی از برادران مسعود که به بازدید از اشرف در عراق آمده بود ، با وقاحت از مسعود طلب زن مجاهد کرده بود. این نان به نرخ روز خوری و هر روز به رنگی در آمدن مسئولین در فرقه رجوی را باید چه نامید ؟
در نمایشات مضحک 5 روزه در اسارتگاه مانز در آلبانی ، که با استعانت از نشست های ایدئولوژیک مشهور 5 روزه با مشابهت شکلی ، برگزار شده بود ، خانم مژگان پارسائی از پاچه خواران مشهور رجوی ، ضمن سخنرانی گفت :
به خاطر می آورم که در یکی از گردهمائیهای مقاومت شهردار جولیانی در یک سخنرانی گفت مماشات با رژیم ایران راه حل نیست . حرف او اکنون به اثبات رسیده است ” !!!
آیا این سنت شکنی ، شگرد جدیدی برای به حماقت کشاندن هر چه بیشتر نوکران رجوی است یا اعلان رسمی مرگ مسعود رجوی ؟
البته ما پیام اصلی سازمان را گرفتیم ! قراردادن عکس مسعود رجوی در کنار عکس بنیان گذاران سازمان در یک بیلبورد در مانز ، کم وبیش بمعنای انتشار خبر مرگ مسعود بود
اما در اینجا بهتر است به گوشه ای از سوابق جولیانی که مژگان پارسائی به تعریف و تمجید او پرداخته نگاهی داشته باشیم :
رودالف ویلیام لوئیز رودی جولیانی ” 75 سال سن دارد ، جولیانی سه همسر به نام های ” رجینا بروجی ” و دانا هانوور” و “جودیت ناتان ” ، داشته است . جولیانی از طرفداران سرسخت همجنس گرایان است و چند استدلال نیز در حمایت از ازدواج همجنس گرایان دارد . همچنین رودی جولیانی به همراه مایکل موکاسی ، وکالت رضا ضراب تاجر مشهور تبریزی و از دستیاران نزدیک بابک زنجانی را در ترکیه به عهده داشتند ، ضراب پس از آزادی به قید وثیقه در ترکیه به آمریکا رفت ، رضا ضراب از ماه مارس 2015 در آمریکا به جرم دور زدن تحریم های ایران ، دستگیر و زندانی شد ! در آمد رضا ضراب را سالانه بالغ بر 11 میلیارد دلار تخمین می زنند . هم اکنون رودی جولیانی وکیل رضا ضراب در آمریکا است !
حال با بیان این تاریخچه کوتاه از رودی جولیانی ، به نظر شما حضور این فرد در مراسم های سالانه و یا خیابانی ، فرقه رجوی برای چیست ؟
با توجه به سوابق رودی جولیانی در نزدیکی با متهمان مالی بزرگ ، آیا این بار به دنبال دست یافتن به منابع مالی فرقه رجوی به میدان آمده است ؟
با توجه به حمایت های متعدد از ازدواج همجنس گرایان ، آیا
در خاتمه من باید به خانم مژگان پارسائی ، نصیحت کنم که مبادا در تور این رودی جولیانی بیافتد که خلاصی از آن به راحتی ممکن نخواهد بود ، من نمی دانم با چه حساب و کتابی به تعریف و تمجید و کد آوری از صحبت های جولیانی پرداخته است ؟ اما هر حساب و کتابی درکار باشد ، تاریخچه زندگی جولیانی نشان داده است که همیشه یا چشم طمع به ناموس کسی داشته است و یا به پولش ویا مژگان خانم به همجنس گرایی روی آورده است!
فرید

 

لازم باشد تا آن سر دنیا نیز خواهیم رفت

توسط انجمن نجات مرکز زنجان آخرین بروزرسانی 30 تیر 1398

در پی دیدار اعضای خانواده علی مدد صادقی عضو اسیر فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات استان زنجان، خانم صادقی با شوق و شعف وصف ناپذیری اعلام نمود برای دیدار و رهایی علی مدد حتی اگر لازم باشد تا آن سر دنیا نیز خواهیم رفت.

https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sadeghi_Alimadad_Family_3.jpg


پیام این خانواده ، اراده و عزم آهنین تمامی خانواده های اعضای گرفتار را به گوش سران فرقه می رساند که ممانعت از حقی که یک خواستگاه انسانی، مدنی و قانونی است اجتناب نا پذیر بوده و سران فرقه هرگز از آن خلاصی نخواهند داشت 

لازم باشد تا آن سر دنیا نیز خواهیم رفت

 

حمید رضا دخترت چشم به راهت می باشد

توسط انجمن نجات مرکز اراک آخرین بروزرسانی 30 تیر 1398

نامه اقدس بندی به فرزندش حمید رضا نوری اسیر در فرقه رجوی
فرزند عزیزم سلام !
من مادرت هستم. نمی دانی که چقدر دلم برای شما تنگ شده است. همیشه دعا می کنم که هر چه زودتر به آغوش گرم خانواده برگردی. من و پدرت سنی از ما رفته. پدرت همیشه به یاد شماست و می گوید پس این حمید رضا چه موقع بر می گردد. چشم به راه شماست، چرا تماسی با ما نمی گیری و دل من و پدرت را شاد کنی؟ مگر ما چه بدی به شما کردیم؟ من مادر تو را بزرگ کردم برای تو زحمت کشیدم این جواب تمام خوبی های من است. از طرفی دخترت سراغ تو را می گیرد و می گوید می شود یک روزی پدرم را ببینم. من و پدرت برای اینکه او آرام کنیم به او می گوئیم: حتما.

https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri_Family_2.jpg

می بینی همه خانواده نگران تو هستند و هر چه زودتر می خواهند که تو را از نزدیک ببینند. حمید رضا کمی به خودت بیا! چشمانت را باز کن ببین کجا هستی؟ تو را فریب دادند و خودت را نابود کردی پدرت به من می گوید به حمید رضا بگو ما او را دوست داریم. او اولاد ماست. همیشه احساس می کنم حمید رضا در کنار من است حمید رضا فرزندم ما تا زمانی که در قید حیات هستیم می خواهیم تو را ببینیم این آرزوی من و پدرت است. عاقلانه فکر کن و خودت را نجات بده مثل ما بقی که خودشان را نجات دادند و الان در کنار خانواده هایشان هستند تو هم می تونی خودت را نجات دهی.
خواهرانت برادرانت همگی سلام شما می رسانند. همگی می گویند اگر حمید رضا خودش را نجات دهد و به نزد ما برگردد زندگی جدیدی برای او می سازیم و نمی گذاریم کم بودی را احساس کند فقط کافی است خودش را نجات دهد. حمید رضا خودت را نجات بده و خودت را راحت کن ما شما را با آغوش باز می پذیریم .
به امید روزی نزدیک که خبر به ما بدهند که حمید رضا خودش را نجات داده
مادرت اقدس بندی

 

رجوی ها راه گریزی از ریزش نیرو ندارند – قسمت اول

توسط انجمن نجات مرکز مازندران آخرین بروزرسانی 30 تیر 1398

نشست نفرات جدا شده استان مازندران
نفرات جدا شده استان مازندران برای دورهمی باز هم به دل جنگل زدند تا هم ساعتی به دور از مشغله کاری و هم به تجزیه و تحلیل مسائل فرقه رجوی پرداخته و هم اینکه این دورهمی مانند خاری در چشم مریم رجوی فرو برود که جدا شدگان در ایران مشکلی نداشته و اینکه از مناسبات شان جدا شدند بسیار خشنود و خوشحال هستند .
دوستان جدا شده این بار پیشنهاد دادند که این بار به قسمت جنگلهای پهنه کلا ساری بروند که جنگلی انبوه دارد و معروف به جنگل ارزن فون می باشد . برای انجام نشست صبح زود حرکت کردیم چون می خواستیم زمان بیشتری در جنگل بوده و از مناظر زیبای آن لذت ببریم .
بعد از رسیدن به محل و دیدن مناظر زیبا همه دوستان جدا شده اتفاق نظر داشتند که جای دوستانی که هنوز دروغ های مریم رجوی را باور دارند و بعضاٌ از سر ناچاری در مناسبات باقی ماندند خالی است . اما برای اینکه نشست بگذاریم باید دنبال نفرات در داخل جنگل می گشتیم ولی دوستان که محو زیبایی جنگل بودند بسیار سخت بود تا آنان را گیر بیاوریم چون به واقع جنگل های هیرکانی از زیبایی بی نظیری برخوردار است که چشم هر بیننده ای را خیره می کند . تعدادی هم از دوستان به دنبال گرفتن عکس سلفی بودند تا خاطره ای باشد برای آنان .

https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nejat_Mazan_201907_1.jpg

با جمع شدن دوستان جدا شده ابتدا مسئول انجمن نجات استان مازندران خلاصه ای از اخبار فرقه رجوی را برای دوستان بیان نمود و هدف از نشست را توضیح داد
در این باره به پیام اخیر رجوی فریبکار نیز اشاره شد که وی دوباره سر از غار در آورده و پیام داده که محتوای آن حرف جدیدی نداشت و تکرار همان اراجیفی بود که سالیان برای ما و اکنون برای نفرات خود در آلبانی نشخوار می کند .
مسئول انجمن نجات در ادامه عنوان داشت که رجوی مفلوک در ادامه پیام خود اظهار نمود که کار نظام ایران بعد از تحریم بیت رهبری تمام و اینکه سرنگونی در دسترس است و سرنگونی توسط مردم و ارتش پیر و پاتالهای رجوی و کانونهای شورشی در داخل کشور امکان پذیر است !!!.
رجوی فریبکار در ادامه عنوان داشت تغییر رفتار حکومت ایران خواه ناخواه در بلوغ خود به تغییر رژیم و سرنگونی آن راه می برد که بیشتر مصرف داخلی دارد .
البته دوستان جدا شده خودتان بهتر از هر کسی می دانید که وقتی وارد مناسبات اجتماعی جامعه ایران شدید آگاهی یافتید که به لحاظ اجتماعی فرقه رجوی با چه نفرتی از طرف مردم ایران یاد می شود .
رجوی فریبکار در ادامه عنوان داشت سپاه باید خلع سلاح و منحل شود، کار نظام ایران بعد از تحریم ها دیگر تمام است ، ما توسط کانون های شورشی و مردم سرنگونی را محقق می کنیم مرحله مرحله دوران آماده باش سرنگونی شروع شده است رجوی در ادامه اراجیف خود : گفته بودیم سیاست تغییر رفتار با حکومت ایران خواه و ناخواه در بلوغ خود به تغییر رژیم و سرنگونی آن راه می برد . این تمام پیام رجوی به اعضای خود بود که بیشتر مصرف داخلی داشت تا شاید با این گفتار باز هم افراد را ملزم به ماندن در تشکیلات خود کند .
خبر بعدی به مناسبت 30 خرداد است. فرقه رجوی هر سال در فرانسه شوی ویلپنت را اجرا می کرد ولی امسال فرانسه به آنها اجاره نداد و مجبور شدند در کشورهای اروپائی مانند بروکسل ، آلمان و واشنگتن تظاهرات خیابانی راه بیندازند. مریم رجوی نیز به مانند گذشته در این تظاهرات ها چیزی برای عرضه کردن نداشت و تکرار همان اراجیف گذشته بود و دلخوری کردن از غرب که چرا به ایران حمله نظامی نمی کند و باز کوتاه می آید و اکنون اروپا به دنبال استمالت از حکومت ایران است . در پایان هم تکرار نمود که با این همه مزدوری و جاسوسی برای غرب بهتر است سازمان را به رسمیت بشناسند . البته این حرف مفتی است که خود رجوی ها بهتر از هر کسی می دانند .
مسئول انجمن نجات در ادامه اظهار داشت ترامپ کسی است که موضع ثابتی ندارد. هر روز یک چیز می گوید او ثبات فکری ندارد . از طرفی همه تحولات منطقه را به گردن ایران می اندازد خودش از برجام خارج شده و عنوان می کند که ایران نباید از برجام خارج شود موضعگیری که ما را به یاد رجوی زن باره می اندازد که او هم هر روز یک مسئله ای را بیان می کند مبنی بر اینکه سرنگونی در دسترس است و دوران آماده باش سرنگونی شروع شده و … .
بعنوان مثال ترامپ عنوان می کند که سیاست ما تغییر رفتار حکومت ایران است ولی مریم رجوی کاسه داغتر از آش شده و عنوان می کند نخیر باید به دنبال تغییر حکومت ایران بود در یک کلام مریم رجوی سعی دارد از تنش های موجود غرب با ایران ماهی بگیرد . او فکر می کند که در دنیای سیاست کسی او را به حساب می آورد ولی چیزی که نمود بیرونی دارد استفاده غرب از فرقه رجوی برای کارهای جاسوسی و جعل خبر می باشد .
اگر مسعود و مریم رجوی شعار سر نگونی می دهند فقط برای دلخوشی نیروهایش است نه چیز دیگر
چند مدت پیش یک هیات از اروپا به آلبانی رفتند مریم هم فعلا در آلبانی مستقر است از قرار معلوم دیگر به فرانسه بر نمی گردد چون خبرهایی بوده که مقر اوور را فرانسه بسته است .جالب این است فرقه رجوی هیاتی را به اسم هئیت بین المللی به اشرف 3 بردند و جاهایی مانند نانوائی و شیرنی پزی و امداد را به آنها نشان دادند با این کارها سازمان می خواهد نشان بدهد ما هنوز در صحنه سیاسی و بین المللی هستیم و فعالیت می کنیم از طرفی می خواهد نشان بدهد این حکومت ایران است که منزوی است
ادامه دارد

 

 

مصاحبه ی اخیر جولیانی مجاهدین را ناامید کرد

توسط انجمن نجات مرکز مازندران آخرین بروزرسانی 30 تیر 1398

بعد از سالیان کاسه لیسی مریم قجر در مورد شرکت دادن جولیانی در مراسم های مسخره خود و اینکه همیشه از وی تعریف می کرد مبنی بر اینکه شهردار سابق نیویورک در مراسم وی شرکت نموده برای دیگران خرج می کرد. همچنین به این کارش افتخار می کرد که توانسته ماهی بزرگی به نام جولیانی را با حقه بازی تور بزند. از همان روز اول به مریم قجر گفتیم که او فقط برای دریافت پول حاضر است در مراسم شما شرکت کند و حتی چندین بار این مسئله افشا شد ولی از آنجایی که مریم رجوی حاضر نیست به حرف کسی مانند شوهر دومش گوش کند اکنون روشن شد که شرکت جولیانی در مراسم های مریم رجوی برای دریافت پول بوده نه چیز دیگری .
در روز 22 تیر 98 مریم رجوی مراسمی به نام گردهمایی سالانه سازمان در اشرف سه برگزار نمود که جولیانی هم در برنامه شرکت داشت ولی چیزی که مشخص شد جولیانی ، یار غار مریم رجوی به خوبی به وی رساند که اگر از وی حمایت می کند به خاطر کینه حیوانی او نسبت به مردم ایران است و اکنون هم هیچ کاره است .
بعد از مراسم مریم رجوی ، جولیانی در مصاحبه با خبرنگار رادیو فردا به تشریح دیدگاه هایش در مورد گردهمایی مریم رجوی پرداخت که پرداختن به آن خالی از لطف نیست .

خبرنگار از جولیانی سئوال می کند فکر می کنید که حضورتان در نشست مجاهدین خلق تاثیری بر سیاست های آقای ترامپ در قبال ایران داشته باشد ؟ جولیانی پاسخ می دهد که فکر نکنم هیچ تاثیری بر آقای ترامپ داشته باشد من سی سال است که این طور فکر می کنم من پیش از آنکه ترامپ رئیس جمهور شود فعال بودم . من وکیل آقای ترامپ ام ، دوستش هستم اما این ها نظرات سیاسی شخص من است و من این نظرات را سی سال است که دارم .
خبرنگار در ادامه از جولیانی سئوال می کند ، مشخص است که شما نسبت به جمهوری اسلامی نظرات منفی بسیار شدیدی دارید اما چرا فقط از مجاهدین حمایت می کنید ؟ آیا حاضرید صدای دیگر گروه های مختلف را هم بشنوید ؟ نظیر رضا پهلوی که فعال تر شده ؟

جولیانی در اینجا با پاسخ دادن به این سئوال آب پاکی را روی دست مریم رجوی می ریزد و این گونه جواب می دهد حتماٌ ، حتماٌ همین طور است من حاضرم با هر کسی که به دنبال تغییر رژیم ایران است حرف بزنم . حاضرم حرف بزنم و
هر چند این مصاحبه کوتاه بود ولی محتوای بسیار زیادی داشت و نشان داد نمی توان به لابی های مریم رجوی اعتمادی داشت چون هر جریانی پول بیشتری بدهد در مراسم شان شرکت می کند . این همه سال مریم رجوی کاسه لیسی کرد و از جولیانی در مناسباتش تعریف کرد به واقع جولیانی جواب خوبی به وی داد و اینکه حاضر است با همه گروه های مخالف مانند نیم پهلوی هم صحبت کند . مریم رجوی مبارک شما باشد که جولیانی این گونه شما را خوار و ذلیل کرد .
اما نکته ای که در برنامه مریم رجوی در اشرف سه واضح بود شعار دادن نفرات سازمان برای سخنران مراسم بود که برای آنها کف می زدند و از شرکت آنان تشکر می کردند. به واقع روزگاری که مبارزه با امپریالسیم اصل بود و ارزش داشت اکنون رنگ عوض کرده و باید برای جنگ طلب غربی کف زد و از اینکه در برنامه به ضدیت از حکومت ایران و تعریف از مریم رجوی می پردازند شادی نمود. کجاست آن غیرت به اصطلاح مجاهدی که مسعود رجوی از آن دم می زد ؟ کجاست شعر و شعارهای رجوی ها در نشست باقرزاده که نعره می کشید دشمن اصلی ما بورژوازی است ؟ کجاست مریم رجوی کتاب کشته های خود را به حامیان تروریست و جنگ طلب غربی می دهد و عکس یادگاری می گیرد ؟ به واقع باید گفت که دیگر نفرات سازمان از داخل تهی شده و دیگر هیچ چیزی برایشان ارزش نیست و می خواهند با ماندن در مناسبات سازمان فقط اسمی به نام مجاهد داشته باشند و به مفت خوری خود ادامه دهند .
آیا در میان اعضای سازمان کسی به غیرت نداشته اش برنخورد که این چه کاری است که برای نمایندگان آمریکایی دست می زنیم و شعار تشکر از وی سر می دهیم ؟ باید گفت از بس در منجلاب شستشوی مغزی خود فرو رفتند که دیگر راه برون رفتی برایشان متصور نیست .
مریم رجوی بهتر است مقداری جولیانی را توجیه می کرد که این چه حرفی است که می زند ؟ ما باز هم می گوئیم نفراتی که برای فرقه رجوی سخنرانی می کنند در مقابل پول بیشتر و باد جهانی سمت موضعگیری خود را عوض می کنند و اصلاٌ قابل اعتماد نیستند و مریم رجوی هم نباید روی آنان حساب کند اما چیزی که کاملاٌ مشهود است با توجه به اینکه مریم رجوی شناخت کافی از این جانوران دارد به این کار نیاز دارد هم خودش را مطرح کند و هم بتواند نیروهای پیر و پاتال خود را در مناسبات نگهدارد .
هادی شبانی

 

به جرم اینکه تصمیم گرفت انسان باشد!

توسط انجمن زنان ایران آخرین بروزرسانی 29 تیر 1398

اخیرا در فرقه رجوی تاب تحمل نیاورد و در سایت ایران افشاگر به خانم فرشته هدایتی حمله وسعی درتخریب شخصیت وی کرد.
خانم فرشته هدایتی حدود پنچ سال پیش از تشکیلات سازمان مجاهدین خارج شد تا زندگی نوینی برای خود انتخاب کند. این حق طبیعی هر انسان است که البته مسعود ر جوی ومریم عضدانلو هیچ اعتقادی به آن ندارند بلکه آنها خودشان را صاحب خون ونفس هر کسی که پا در تشکیلات بگذارد می دانند. این شاید برای خیلی ها باور نکردنی باشد اما هر کسی که به این باور ندارد می توان از هر جدا شده ای بپرسد کسر رهایی یا امضای خون ونفس چه معنی دارد.
رجوی همیشه می گفت خونتان مال من ونفستان مال مریم هست پس تا اینجا می توان فهمید که اعضای مجاهدین همگی مال آنها هستند آن هم مال قابل تقسیم که بین مسعودرجوی ومریم عضدانلو تقسیم شده اند. پس اولین گناه خانم هدایتی این هست که ایشان تصمیم گرفته انسان وصاحب اراده باشد ونه مال این وآن.
گناه بعدی ایشان چیست؟
وی گوشه کوچکی از حقایق درون تشکیلات را که خود شاهد زنده آن می باشد افشا کرده است که در واقع گوشه کوچکی از آنچه رجوی در عراق و زمان صدام حسین بر سر زنان تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک آوردمی باشد. اما هدف رجوی از این کار چه بود
زنی که باروری ندارد هیچ امیدی به زندگی نمی تواند داشته باشد ومجبور میشود تا هنگام مرگ در تشکیلات بماند.دیگر تدابیر رجوی برای خراب کردن پل پست سر زنان همینطور عدم اجازه به زنان برای آراستن چهره خود که برای هر زنی معمولی می باشدوجداسازی جنسیتی غیر قابل تصور همچنین لباسهایی که اصلا هیچ شباهتی با لباس زنانه نداشت علت آن از جذابیت انداختن زنان بود چون وقتی که متوجه می شدند که چهره آنان برای همقطاران مردشان جذابیت دارد باز امید به زندگی در آنان جوانه میزدهمینطور کار کردن طاقت فرسا در گرمای بالای پنجاه درجه عراق در زیر آفتاب سوزان که دمای هوا بالای شصت درجه هم میرسید.
این کار دررابطه با مردان البته با شکل های دیگر صورت می گرفت. از جمله آنان بیگاری کشی از مردان تا حد فراسوی طاقت انسان که حتی در منطق برده داری هم قابل فهم نیست چون برده دار هم برده هایش را سالم می خواهد اما چرا رجوی عمد داشت که افراد را زیر فشار کارهای سخت فیزیکی خرد وناتوان سازد؟ شاید خیلی ها در لیبرتی پروژه زمین فوتبال را به خاطر دارند که حتی دل عراقی ها وکارمندان سازمان ملل را هم به درد آورد وگفتند کار را متوقف کنید تا لودر تهیه کنیم.
این حد از کارکشیدن برای آن بود که ذهن افراد به زن وزندگی نیفتد این درست بود اما هدف بزرگتری هم داشت وآن هم با بیمار ساختن نفرات پل پشت سر آنان را خراب کنند ومجبورشان کنند تا هنگام مرگ در تشکیلات بمانند. امروزه به هرکدام از مردان مجاهد که بگویی چرا بیرون نمی روی می گوید من با این همه بیماری کجا می توانم بروم مجبورم بمانم
گزارش های متعددی از وضعیت زنان در تشکیلات رجوی به ما میرسد که بسیاری از آنان قابل بازگو کردن نیست و قربانیان این گونه اعمال هم به دلیل سنت های اجتماعی وخانوادگی مایل به بازگوکردن آن نیستند وبیان آنها شجاعتی مافوق انسانی طلب میکند
اولین بار بود که خانم بتول سلطانی رقص رهایی وحرمسرای مسعود رجوی را افشا کرد. وپخش روایت رقص رهایی آن موقع از بلندگو های اطراف اشرف شوکی به تشکیلات وارد کرد که سابقه نداشت. هر چه هم سازمان با نصب چند برابر بلندگو در گوشه کنار اشرف سعی در خفه کردن این صدا داشت افاقه نکرد وبسیاری نقاط کور صوتی در اشرف وجود داشت که صدا بخوبی قابل شنیدن بود.
افشای جلسات رقص رهایی از آن جهت برای نفرات داخل تشکیلات تکان دهنده بود که آنها به یاد می آوردند که هر از مدتی یک پروسه همه خواهران مسئول را به نشست های چند ماهه می بردند واداره امور را به برادران ارشد که به نام اف قرارگاه شناخته میشدند می سپردندوبعد یک پروسه که خواهران از نشست ها برمی گشتند کاملا رفتار آنها به دلیل هم خوابگی با مسعود عوض شده بود وبدینگونه راز آن نشست های چند ماهه توسط خانم سلطانی برملا شدوخشم رجوی را برانگیخت
کسانی که در نشست های نوشتاری وصوتی رجوی در اشرف بودند به یاد دارند که رجوی چه کینه ای از خانم سلطانی به دل گرفته بود وبا نشان دادن چند عکس از ایشان سعی در تخریب شخصیت وی داشت وبا چه عبارات سخیفی که شایسته خودش ومریمش بود از خانم سلطانی نام می برد
جالب اینجا بود که با نشان دادن عکس هایی که ازصفحه فیس بوک خانم سلطانی برداشته بود برای افراد بی خبر اشرف قدرت نمایی می کرد واعضا هم در عجب از قدرت اطلاعاتی سازمان که چگونه به عکس ها واطلاعات شخصی جداشدگان دسترسی دارد .
چون نفرات داخل تشکیلات از وجود یک شبکه اجتماعی به نام فیس بوک اصلا اطلاعی نداشتند.
پس این شدت کینه توزی هیستریک مسعود ومریم موضوع جدیدی نیست. این بار امااین بار هم یک خانم شجاع دیگر پا به میدان گذاشته وگوشه ای از ظلمی که رجوی تحت نام انقلاب ایدئولوژیک بر زنان روا داشت را بیان کرد. این دومین گناه خانم هدایتی ست که راز مگوی اشرف را افشا کرده است
مگر نوشتن خاطرات جرم است که کسی حق ندارد از گذشته خودش بگوید؟ خانم هدایتی از حدود چهار سال پیش شروع به افشای ماهیت رجوی کرد ودر این مدت مریم عضدانلو با تهدید وتطمیع سعی در خاموش کردن او داشت که خانم هدایتی با شجاعت در مقابل آنها ایستاد.ودر نهایت هم بعد از مصاحبه فرشته با خبرنگار نروژی دیگر مریم عضدانلو تاب نیاورد چرا که تفاوت این افشاگری با افشاگری حرمسرای رجوی در این بود که خود خانم هدایتی گواه غیر قابل انکار این جنایت بود ودستگاه شیطان سازی عضدانلو هرآنچه در توان داشت برای تخریب چهره خانم هدایتی بکار گرفت.
از انتشار سندهای پزشکی که محرمانه ترین اطلاعات شخصی افراد بشمار میرود ودر کشورهای قانون مدار جرم محسوب میشود تا انتشار چند سند بی ارزش مثل اعلام بریدگی واخراج ودرخواست عضویت
همه اعضای سازمان میدانند که رجوی در نشست های مختلف بعد از پایان نشست برگه توزیع می کرد ومی گفت با شاخص بحث های جدید هرکس درخواست عضویت در سازمان جدید بدهد وهمه از بالاترین اعضا ومسئولین وحتی خودش هم درخواست مجدد عضویت می نوشت همگان به یاد دارند که هر از چندگاهی رجوی با چمدانهای پر از برگه های گزارش ومنجمله درخواست عضویت به روی سن می آمد میگفت برای خلق قهرمان نگه داشتم.
البته خلق قهرمان با او وهمچنین او هم با خلق قهرمان سالهای نوری بیگانه است. همه افرادی هم که از عراق به آلبانی آمدند اول یک نامه بریدگی باید می نوشتند که البته باعث به هم ریختن بسیاری از نفرات شده بود.اما باصطلاح اسناد دیگر برگه های دریافت مستمری هزینه زندگی که تشکیلات رجوی افشا کرده چیست؟ در ابتدای پروژه باز اسکان ساکنان اشرف خود سازمان مجاهدین به سازمان ملل متعهد شد که هزینه زندگی نفرات را خودش بر عهده می گیرد پس جرم خانم هدایتی در این میان چه بوده؟ اینکه از سازمان ماهیانه مبلغی پول ناچیز دریافت کرده؟
باانتشار برگه های دریافت مالی روشن شد که هدف سازمان از این کار چه بود این که حربه مالی را اهرم فشاری بر سر جداشدگان کند پس این امضاها ونوشته ها وووو هیچ کدام ارزشی ندارند وچیزی از خانم هدایتی کم نمی کند که هیج بلکه ماهیت مریم عضدانلو رابیش از بیش آشکار کرد.اگر تنها به رفتار های مریم عضدانلو در اخرین جلسات وی در آلبانی موسوم به اشرف سوم تحت عنوان”کنفرانس بین المللی؟؟؟ً!!!!” بدون حضور حتی یک مقام رسمی معتبر می توان ربط آن را با ترور شخصیتی خانم هدایت بخوبی پیدا کرد.
از تشکیل دالانی از نفرات پرچم بدست با ادای احترام تا بازدید از نماد ها وبخط شدن مسئولین سازمان وسان دیدن مریم هنگام ورود به نمایشگاه عکس ولباس های رنگارنگ مریم عضدانلو آیا می توان باور کرد که آرمان این خانم جامعه بی طبقه توحیدیست؟ آیا می توان فهمید که این خانم تحمل یک انتقاد از کسی را که سی و اندی سال عضو تشکیلات وی بوده را دارا می باشد؟
در مقاله اشاره ای به برگزاری جلسات جدید سازمان در کشور آلبانی در محل موسوم به اشرف سوم بد نیست چند سطری به این جلسات بپردازیم.
اخیرا سازمان مجاهدین با دعوت از نفراتی که هرساله در گردهم آیی فرانسه شرکت می کردند اقدام به برگزاری سلسله جلساتی کرد که آن را کنگره بین المللی نام نهاده است از نامگذازی بین المللی که بی شباهت به نام رئیس بی جمهور وارتش بی سلاح نیست تا محتوای آن هر کدام ورشکستگی وتهی بودن سازمان وتشکیلات را به نمایش گذاشت .
اولا هدف این کنفرانس معرفی اشرف سه در اینجاصحبت از یک سازمان سیاسیست که ادعای آلترناتیو بودن وارتش داردوپنچاه وچهارسال پیش تاسیس شده ونه افتتاح یک سوپرمارکت یا مرکز خرید معمولا یک سازمان سیاسی با این ادعا خودش را به یک عملیات بزرگ معرفی یا تثبیت می کند مانند سازمان فتح فلسطین که با نبرد معروف کرامه خودش را تثبیت کرد یا سازمان چریک های فدایی با عملیات سیاهکل وسازمان مجاهدین که قصد داشت دکل های برق رسانی به جشن های شاه در سال پنچاه را منفجر کند که البته ناکام ماند.
از تقلید کردن وشبیه سازی کودکانه تشریفاتی که برای سیاستمداران رسمی کشورها که تنها برای رئیس جمهور یا نخست وزیرها صورت میگیرد.
در حالیکه قدرتمند ترین سیاستمدران اروپایی با دوچرخه به محل کار می روند یا با لباس های ساده مثل یک شهروند خرید های روزانه خودشان را انجام می دهند. خانم مریم در هر مناسبت یک رنگ لباس آنهم گرانقیمت ترین آن را به تن دارد. حتما به یاد دارید که خبرنگاری با مشاهده خانم مرکل در فروشگاه از ایشان پرسید که “چند سال پیش هم همین لباس را به تن داشتید” جواب داد که”من یک سیاستمدار هستم نه یک مانکن
رفتار های خود مریم عضدانلو که در بالا اشاره ای به آن شد در محترمانه ترین شکل آن عقده ها وحسرت های ایشان برای قدرت را به نمایش می گذارد چون آنچه را که در محتوا ندارد میخواهد با فرم و زرق وبرق پر کند.
اما گوشه دیگر سخن های سخنرانان از خود مریم تا میهمانان را دقت کنید
که برای هر دقیقه دو تا پنچ هزار دلار تنها پول دستی دریافت کرده اند:
مردم ایران باید آزاد شوند….
رژیم ملایان باید برود
مقاومت ایران باید به رسمیت شناخته شود
خانم رجوی باید رئیس جمهور ایران بشود
باید بشود
اما هیچ کدام نمی گویند باید چکار کرد.
وجه دیگری از این گردهمایی که بخوبی نمایانگر ازکار افتادگی سازمان بود.
برپایی نمادهای گذشته در اشرف عراق می باشد که همگی از ورودی تا دو شیر جلوی درب تا حتی نام گذاری اشرف همه وهمه پیام ناتوانی وعجز سازمان مجاهدین ومریم می داد.
چرا سازمان مجاهدین اینقدر به گذشته خود چسبیده وهیچ نماد وسمبل جدیدی ندارد؟ پس بی جهت نیست که می گوییم سازمان مجاهدین دیگر به انتها رسیده است. اندک هوادار را یک روز در بلژیک روز دیگر در برلین وبعد از آن در آلبانی وچند روز دیگر هم به سوئد این طرف وآن طرف می کشد.
حمیرا محمد نژاد، آلمان

 

گزارش میدل ایست آی دربارۀ تحرکات اخیر مجاهدین در آمریکا

توسط رسانه های غــربی آخرین بروزرسانی 29 تیر 1398

مجاهدین، از لیست تروریستی تا راهروهای کنگره

پایگاه تحلیلی میدل‌ایست‌آی در گزارشی مطول، به فعالیت‌های اخیر گروه تروریستی مجاهدین در آمریکا پرداخته است.
در این گزارش که عنوان آن عبارتست از «چگونه مجاهدین خلق از فهرست گروه‌های تروریستی به راهرو‌های کنگره آمریکا راه یافتند»، به طور ویژه به راهپیمایی اخیر اعضای این گروه تروریستی در واشنگتن پرداخته و از حمایت تعدادی از چهره‌های سیاسی آمریکایی از هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه از تروریست‌های مجاهدین ، انتقاد کرده است.
نویسنده در ابتدای مقاله مجاهدین را فرقه‌ای می‌خواند که تعدادی از مقامات ارشد آمریکایی آن را به عنوان جایگزینی برای نظام جمهوری اسلامی ایران تبلیغ می‌کنند. وی سپس به نشانه‌های فرقه‌گون راهپیمایی این گروه در واشنگتن اشاره می‌کند و می‌نویسد: «اعضای مجاهدین خلق که لباس‌های زردرنگ به تن داشتند، همانطور که به صفحه نمایش سخنرانی مریم رجوی خیره شده بودند، به شکل صفوف نظامی ایستاده بودند
در قسمت دیگری از این گزارش به حمایت تعدادی از سیاستمداران آمریکایی از جمله جولیانی و بولتن از مجاهدین اشاره شده و هزینه‌های هنگفتی که این گروه تروریستی برای دعوت از سخنرانان خود انجام می‌دهد، به عنوان یکی از دلایل اصلی حمایت برخی از سیاستمداران آمریکایی از مجاهدین عنوان شده است. باربارا اسلاوین، مدیر پروژه ایران در شورای آتلانتیک درهمین زمینه به میدل ایست آی گفته است: «نفوذی که آن‌ها [مجاهدین خلق] توانسته‌اند در آمریکا بدست بیاورند واقعا مسخره است… گمان می‌کنم دلیل اصلی آن پول‌هایی است که به لابی‌کننده‌هایشان می‌دهند..»
باربارا اسلاوین در پاسخ به سوال نویسندۀ مقاله درباره مشروعیت گروه تروریستی مجاهدین برای جایگزینی جمهوری اسلامی ایران می‌گوید: «آن‌ها هیچ مشروعیتی ندارند. اما الزاماً همۀ چهره‌هایی که در مراسمات آن‌ها شرکت و سخنرانی می‌کنند از این مسئله و ماهیت حقیقی مجاهدین خلق اطلاعی ندارند
گفتنی است همزمان با مراسم سالانۀ گروه تروریستی مجاهدین که امسال برخلاف سال‌های گذشته نه در فرانسه بلکه در کشور کوچک آلبانی برگزار شده است، تعداد زیادی از رسانه‌های معتبر بین‌المللی به انتقاد از شرکت‌کنندگان در این مراسم پرداخته و آن‌ها را به خاطر دریافت پول از یک فرقه تروریستی و سخنرانی در این مراسم سرزنش کرده‌اند.
هابیلییان به نقل از میدل ایست آی

 

آقای دکتر ظریف صدای ما را به گوش جهانیان برسانید

توسط انجمن نجات مرکز گلستان آخرین بروزرسانی 27 تیر 1398

درخواست خانواده های گلستانی آسیب دیده از فرقه رجوی از وزارت امور خارجه
سران فرقه رجوی که خیانتهای آنها در طول 40 سال انقلاب بیشتر از چند جلد کتاب به ثبت رسیده ، همچنان بعد از اخراج از عراق به آلبانی، به اعمال ضد انسانی خود مبنی بر زندانی نمودن ذهن و جسم انسانها مبادرت میورزند و متاسفانه در دنیایی که مدعی رعایت حقوق بشر بوده و بر اصول آن تکیه میزنند ، سران سازمان ضد انسانی مجاهدین خلق در سایه آنها براحتی به اعمال غیر انسانی خود مشغول هستند و چه بسا همین مدعیان حقوق بشر مانند امریکا و رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم عربی حاشیه خلیج فارس و کشورهایی همچون آنها ، بطور جد از آنها و اعمال ضد بشری شان حمایت کامل می نمایند و به شانتاژ برای آنها از طرق مختلف مانند حمایت های مالی و سیاسی و پناه دادن به آنها مشغول میباشند .
در کشورمان هستند خانواده هایی که متاسفانه به نوعی از گزند آسیب های سران فرقه رجوی در امان نمانده و فرزندان و وابستگان آنها گرفتار ایدئولوژی غلط و من در آوردی سرکرده هوس باز این فرقه شده و مدتهای مدیدی است که اسیر شستشو ذهنی سران مفلوک رجویسم شده و از دنیای آزاد غافل مانده و همانند انسانهای جاهل، روزگار می گذرانند و از دنیای مدرن و پیشرفته عقب مانده اند و عمر آنها به بطالت گذشته است .
در استان گلستان نیز متاسفانه خانواده هایی هستند که فرزندان و وابستگانشان در سازمان ضد انسانی مجاهدین گرفتار شده و بیش از سه دهه در منجلاب رجویسم گرفتار مانده و با وجود پیگیریهای مختلف و متعدد و تنها بخاطر حمایت پدرخوانده تروریسم از این سازمان خیانت پیشه ، نتوانسته اند به هیچ جواب مناسبی در خصوص فرزندانشان و ملاقات با آنها دست پیدا کنند .
امروز خانواده های گلستانی آسیب دیده از خیانتهای فرقه رجوی بر آن شدند تا از وزارت امور خارجه و شخص آقای دکتر ظریف بخواهند تا صدای آنها در تمام دنیا شده و این درخواست انسانی آنها مبنی بر ملاقات با فرزندانشان که در غار مخوف و جاهلیت سازمان مجاهدین خلق به اسارت نگه داشته شده اند باشد و همانگونه که آقای دکتر بطور شبانه روزی بدنبال پیشرفت سیاسی کشورمان می باشد ، به این خواسته انسانی خانواده ها نیز توجه نموده و در مجامع بین المللی که حضور دارند نماینده این خانواده ها شده و تقاضای آنها را به گوش مدعیان حقوق بشر برسانند و از حق پدران و مادران برای دیدار با فرزندانشان سخن بگویند .
جناب آقای دکتر ظریف : میدانیم که مشغله کاری شما بیشتر از آنچه که فکر میکنیم میباشد ولی درد ما خانواده ها دردی است که نزدیک به چهار دهه گریبان ما را گرفته و متاسفانه هیچ گونه کمک بین المللی برای این درخواست انسانی و حقوق بشری ما تاکنون انجام نشده. سران سازمان مجاهدین نیز متاسفانه بدلیل حمایتهایی که کشورهای حامی تروریسم از آنها انجام میدهند ، درهای پادگان مخوفشان چه زمانی که در عراق بودند و چه الان که در اروپا بسر میبرند ، به روی ما خانواده ها بسته و اجازه نمیدهند ما پدران و مادران بتوانیم بطور آزادانه فرزندانمان را حتی به مدت یکساعت ملاقات نماییم .
جناب آقای دکتر : ما خانواده ها انتظار داریم تا بعد از گذشت بیش از 30 سال صدای ما را به گوش جهانیان برسانید و از زندانی های ذهنی و جسمی سازمان مجاهدین که در دست سران سازمان ضد خانواده مجاهدین گرفتار شده اند افشاگری نمایید تا بلکه جهانیان نسبت به این موضوع انسانی ورود پیدا کرده و آنها را نجات دهند .
به امید آزادی تمامی زندانیان گرفتار شده در سازمان ضد خانواده مجاهدین خلق 
خانواده های گلستانی که خواستار ملاقات با فرزندان گرفتارشان در سازمان مجاهدین شده اند :
1 / خانم آی سلطان سارلی مادر چشم انتظار حمیدمحمد آق آتابای زندانی در سازمان مجاهدین خلق
2 / حسینعلی ریگی برادر چشم انتظار براتعلی ریگی زندانی در سازمان مجاهدین خلق
3 / حسین حاجیلی دوجی برادر چشم انتظار امام وردی حاجیلی دوجی زندانی در سازمان مجاهدین خلق
4 / خانم نیک سیر خواهر چشم انتظار مهران و مهرناز نیک سیر زندانیان سازمان مجاهدین خلق
5 / صدیقه عباسی همسر چشم انتظار رضا علی میرزائی زندانی در سازمان مجاهدین خلق
6 / سیدعباس رضوانی برادر چشم انتظار سیدعلی اکبر رضوانی زندانی در سازمان مجاهدین خلق
7 / کامران بزازی برادر چشم انتظار مهناز بزازی زندانی در سازمان مجاهدین خلق
8 / ناصر رحیم اربابی برادر چشم انتظار احمد رحیم اربابی زندانی در سازمان مجاهدین خلق 
9 / نادعلی ترابی برادر چشم انتظار مریم بانو و معصومه ترابی زندانیان در سازمان مجاهدین خلق
10 / فاطمه میرزائی دختر چشم انتظار رضا علی میرزائی زندانی در سازمان مجاهدین خلق
11 / حاج سخید سعیدفر برادر چشم انتظار حاج سید سعیدفر زندانی در سازمان مجاهدین خلق
12 / ذبیح اله هاشمی برادر چشم انتظار علی اکبر هاشمی زندانی در سازمان مجاهدین خلق
13 / علی سرایی برادر چشم انتظار مهدی سرایی زندانی در سازمان مجاهدین خلق
14 / خانم رقیه حسینی همسر چشم انتظار اسماعیل شهسوار زندانی در سازمان مجاهدین خلق
15 / سمیرا شهسوار دختر چشم انتظار اسماعیل شهسوار زندانی در سازمان مجاهدین خلق
16 / محمدآقا عبدالهی برادر چشم انتظار رامین عبدالهی زندانی در سازمان مجاهدین خلق
17 / خانم خدیجه واحدی مادر چشم انتظار تایماز واحدی زندانی در سازمان مجاهدین خلق
18 / احمد بنی عامری برادر چشم انتظار حجت اله بنی عامری زندانی در سازمان مجاهدین خلق
19 / خانم خدیجه نرگسی خواهر چشم انتظار لیلا نرگسی زندانی در سازمان مجاهدین خلق
20 / حاج مهدی محمدی زاده پدر چشم انتظار فرشته محمدی زاده زندانی در سازمان مجاهدین خلق
21 / حجت مردانی برادر چشم انتظار علی اکبر مردانی زندانی در سازمان مجاهدین خلق
22 / خانم رقیه متکی مادر چشم انتظار روح اله راموز زندانی در سازمان مجاهدین خلق

 

مریم رجوی به خاطر جنایاتش محاکمه شود

توسط انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی آخرین بروزرسانی 27 تیر 1398

کنفرانس رسوای تیرانای مریم رجوی ، درآخرین قسمت های خود به مسئله ی اعدام های سال 1367 اختصاص یافت و او طی یک سخنرانی پیشنهاد کرد که باید عاملان و مجریان مربوطه این اعدام ها مجازات شوند.
او دراین سخنرانی خود بار دیگر رویه ی تزویر، ریا و کتمان قسمت بزرگی از حقیقت را درپیش گرفت وکماکان ، یگانه به پیش قاضی رفت!
مثلا او میتوانست بگوید که یک طرف مهم قضیه شخص مسعود رجوی است که با اعلام جنگ مسلحانه، حضور در عراق وتشکیل یک واحد بزرگ تروریستی وجنگی ، حمله ی نظامی تمام عیار به ایرانی که سرانش مشغول مذاکره برای برقراری صلح بودند ، نقش بسیار مهمی در متشنج شدن جو داشت
خود وی نیز ابتدا بعنوان سوگلی منشی خاص مسعود رجوی وسپس همسر نامشروع او ، سهم نقش معاونت ومباشرت درایجاد این وضعیت را داشته است!
ازاین رو ، اگر مسعود مرده باشد ، ازجهت مسائلی که شمرده شد، متهم اصلی این پرونده ای که باید باز شود ومعلوم نیست که چه ارگانی مایل وقادر بانجام این کار خواهد بود ، شخص مریم رجوی خواهد بود!
این یک طرف قضیه است.
طرف دیگر قضیه آنست که ، باند رجوی به معاونت یا مباشرت مریم رجوی، بارها به ایران حمله کرده و اسرایی را ازسربازان ایران کشته واسیر نموده وآنگاه به نیروهای نظامی خود که کاری جز ویرانی کشور وکشتار مردم ایران نداشت، افزوده است که این جرمی بزرگ وقابل مطرح درهر محکمه ی صالحه ای است!
توسعه ی فساد اخلاقی درداخل مناسبات که نتیجه ی متلاشی کردن خانواده ها بود، جرم نابخشودنی دیگر مریم رجوی است!
او مرتکب قتل های قابل توجهی درداخل تشکیلات شده وسربه نیست کردن هایی را مرتکب شده که اگر قرار باشد دادگاهی تشکیل شود ، تمامی جزئیات ماجرا با توجه به شاهدان پرتعدادی که وجود دارد ، روشن خواهد شد!
او اقلا در شتشوی مغزی اجباری هزاران نفر نقش درجه اول ویا دوم دارد که بمنزله ی نوعی نسل کشی است که قابلیت هرنوع مجازاتی را دارد !
جاسوسی برعلیه ایران و برای کشورهای متخاصم جرم بزرگی است که بخاطر اعترافات دائمی مریم ، احتیاج به شهودی هم ندارد!
با این وضع، آیا مریم بازهم حاضر است که محکمه ی عادلانه ای تشکیل شود تا بساط اورا درهم پیچیده ودرزندان دائمی اش نگه دارد؟!
گروهی از خانواده های تبریزی

 

تراژدی ادامه دار مرگ اعضا در کمپ مجاهدین

توسط انجمن نجات مرکز خوزستان آخرین بروزرسانی 27 تیر 1398

سایت فرقه رجوی اعلام کرد که یکی دیگر از اعضایش بنام اسماعیل رضایی بر اثر بیماری فوت کرده است . من اسماعیل رضایی را کاملا می شناختم. او ازجمله اسرای جنگی بود که براثریک معامله کثیف بین رجوی وصدام و البته با تبلیغات فریبنده فرقه ازاردوگاه عراق به امید آزادی زودرس و رفتن به ایران به کمپ اشرف اورده شد .
من مدت زیادی با وی در یک مقر و مدتی هم در یک واحد بودیم. وی فردی ساده که سوادی هم نداشت و بسیار هم کم حرف بود .اسماعیل بعدها ازمقر ما به مقردیگری رفت ولی دربرنامه های مختلف جمعی همدیگر را می دیدیم. اسماعیل تا زمانی که من بودم هیچ سمت ومسئولیت مهمی در مناسبات فرقه نداشت .
حال فرقه منحوس و اسیرکش رجوی بعد ازفوت اسماعیل اورا بعنوان فردی مهم که رژیم از پیوستنش به سازمان بشدت گزیده شده عنوان کرده ! درحالی که به گفته خود فرقه اسماعیل فردی روستایی وساده بود که درجریان جنگ تحمیلی اسیر می شود. با شناختی که من از اسماعیل داشتم وخودش تعریف می کرد او درجه نظامی نداشت وفقط یک سرباز صفر بود به همین خاطرفرد مهمی نبود که مثلا رژیم از پیوستن او به فرقه گزیده شده باشد .
همچنین فرقه رجوی درقسمتی دیگر ازپیام خود در منتهای دریوزگی ممانعت از دیدار اسماعیل با خانواده اش را به حساب پایداری وسازش ناپذیری او گذاشته وخانواده رنجدیده اش را که فقط می خواستند ساعتی را بعد ازسالها با فرزندشان دیدارکنند، بی شرمانه بعنوان مزدوران رژیم عنوان کرده .
بهرحال اسماعیل رضایی عضو اسیرساده ایی بود که همانند دیگر اسیران جنگی فقط براثر فریبکاری فرقه به آن پیوست وبدلیل همین سادگی اش والبته بدلیل تبلیغات منفی فرقه وترساندن اسرا ازجدایی مجبور به ماندن درفرقه شد .حال دیگرتعریف وتمجید های توخالی فرقه از اسماعیل بعد ازمرگش دردی از او دوا نخواهد کرد. اما بهرحال صورت مسئله اصلی یعنی جنایت وخیانت فرقه در قبال اعضای اسیر را تغییرنخواهد داد .اگر فرقه رجوی فکر می کند که می تواند خیانت وجنایتی که در حق اسماعیل و خانواده داغدارش روا داشت را بپوشاند کورخوانده است چون دیگران هستند تا ظلم وستم رجوی وبازمانده های جنایتکارش را افشاکنند.
درآخر تسلیت خودم را به خانواده اسماعیل رضایی عرض نموده وامیدوارم که انها به راحتی ازمرگ مشکوک عزیز خود نگذرند .
حمید دهدار

 

مجاهدین مرگ مسعود رجوی را تایید کردند

توسط انجمن نجات مرکز گیلان آخرین بروزرسانی 27 تیر 1398

مسعود رجوی به زباله دان تاریخ پیوست
جنایتکاری که در تاریخ معاصر ایران شایسته این عبارت است .
بالاخره تشکیلات سیاه و مافیایی رجوی به محوریت مریم قجرعضدانلو ملقب به مریم رجوی، بعد ازسالیان لاپوشانی مرگ مرموز سرکرده مجاهدین مسعود رجوی، در 21 تیرماه 1398 با نصب بیلبورد فوق در زندان مانز آلبانی موسوم به اشرف 3 ، خبرمرگش را تایید کرد.

https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud_Rajavi_Manez.jpg

به قطع و یقین با اطلاع رسانی خبر مسرت بخش مرگ مسعود رجوی، خانواده های قربانیان تروریسم رجوی و همچنین خانواده های دردمند و رنجدیده از ظلم و جور سرکرده مجاهدین خلق، شادمان خواهند شد.

 

اختتامیه کنفرانس آلبانی شروع گزارش نویسی

توسط انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی آخرین بروزرسانی 27 تیر 1398

همانطور که انتظار میرفت، گرد وخاک بپا شده درآلبانی که ازطرف باند رجوی آغاز شده بود، علیرغم جاروجنجال ها وتبلیغات گوشخراش ، بدون داشتن کوچکترین دستآوردی مانند آبی بزمین ترک خورده وشوره زار رفت وسرانجام کار چنان شد که ازابتدا بود!!
ولخرجی ها و گلو پاره کردن های رجوی ها بجای اینکه ببار نشیند، مانند حبابی گم وگور شد و حالا نوبت گزارش نویسی از جزئیات این ماجرا ، دردستور کار کاسه لیسان ومریدان رجوی قرار گرفته است!
یک هفته با ایران در اشرف ۳” ، عنوان یکی ازاین گزارش هاست که من با بی فایده دانستن نقل کیفیت مهمانی ها و ساختمانها، قسمت های اساسی آنرا اگر بتوان چیز اساسی درآن یافت مورد نقد وبررسی اجمالی قرار میدهم :
بسیاری زنان از زندگی، خاطرات، مبارزات و پایداری در اشرف و لیبرتی، تجارب و دست‌آوردهایشان با مهمانان به بحث و گفتگو پرداختند و جلسات پرسش و پاسخ برگزار نمودند. گذار از این جلسات متعدد همواره این تداعی را متبادر می‌کرد که در فردای ایرانٍ بدون آخوندها، زنان ایران‌زمین چه رازها، ناگفته‌ها، قصه‌ها و تجاربی از ایستادگی و گذران سال‌های سیاه دیکتاتوری آخوندی را برای جهانیان خواهند داشت که بی‌شک در دنیای معاصر کم‌نظیر است. امید که فعالیت‌ها، سخنرانی‌ها، همایش‌ها و روشنگریهای زنان در کنفرانس‌ها و همایش‌های اشرف ۳از طریق فیلم و نوشته در اختیار همگان ـ به‌خصوص زنان ایران ـ قرار گیرد “.
آیا این زنان چیزی را که بیشتر ازهمه تجربه کرده بودند- ازبین رفتن خانواده ی آنها و تعرضات جنسی و - هم که شامل قسمت عمده ی ایام زندگی شان هست ، حرفی زدند!
آیا انها با تاکید براین نکته، قول دادند که درایران تحت تصرف آنها ، اجازه نخواهند داد که باردیگر مورد تعرض قرار گیرند ویا بخاطر آنکه درآن روز موعود بدرد این کارها نمیخورند یا ازبین رفته اند ، حرفی نزدند ؟!
این زنان که خود قربانی بوده واینک به آلت دست سردژخیم سازمان مجاهدین خلق تبدیل شده اند ، اگر حرفی از وقایع پشت پرده ای که بیشتر ازمردان بدان آگاهی دارند، حرفی نزدند، درحقیقت حقیقت را گل مالی نموده اند!
اتفاقا زنان ایران وبخصوص خانواده های گرفتار بدست فرقه ی رجوی مشتاقند که درست ازاین قسمت قضیه اطلاعت بیشتری بدست آورند!
درادامه :
آنچه از نظر سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در این یک هفته در اشرف ۳رخ داد، تنها می‌توانست با توانایی و هماهنگی یک دولت امکان‌پذیر شود. آنچه رخ داد، تنها با داشتن اعتبار سیاسی و اجتماعی امکان ظهور می‌یافت. از این روی آنچه در این یک هفته محقق شد، تنها با قدرت یک آلترناتیو می‌توانست از آغاز تا انجام آن چنین رقم بخورد…”.
شما از یک دولت صحبت کردید ، درحالی که عملا دولت های چندی دراین کار دخیل بودند!
ضمنا یک فرد ثروتمند عادی هم میتواند با خاصه خرجی های شبیه شما ، ازاین نشست ها وساخت وسازها ترتیب بدهد واین کارها درمقابل خرج پول ، هنری بشمار نمی آید وربطی به اعتبار سیاسی نداشته و میزان آنرا قدرت پول تعیین میکند !
یک آلترناتیو مردمی ومترقی ، معمولا قادر بانجام این ولخرجی ها نیست وتنها ازدست خودفروختگانی مثل شما بر میآید که البته مانند حبابی محو میشود!
نوید

سر سفره امپریالیسم

توسط انجمن نجات مرکز البرز آخرین بروزرسانی 25 تیر 1398

دور جدید تلاش های سازمان تروریستی فرقه نمای رجوی علیه مردم و حکومت ایران در خارج از کشور آغاز شده و این دوره گردی ها در کشورهایی همچون فرانسه، آمریکا و در کشور فقیر آلبانی انجام گردیده. تلاش سازمان رجوی، برای جلب توجه و حمایت مقامات آمریکایی با هدف اقدامات تروریستی و جنگ سایبری همراه اخذ میلیاردها دلار برای شروع جاسوسی ها و عیاشی های مریم رجوی می باشد، میزبانی در کشور آلبانی از پیر استکبار رودی جولیانی که یارغار مک کین به هلاکت رسیده هم بوده به همراه تنی چند از دیگر مقامات آمریکایی، خود گواهی محکم و مستند از همزیستی سازمان با دشمنان مردم و دولت ایران است تا این پرسش را برای همیشه در تاریخ ثبت کند که چگونه این سازمان مدعی مخالف راستین با امپریالیسم که حتی به سیاست های اول انقلاب به دیده سیاست های سازش کارانه می نگریست و از نبرد تمام نشدنی با امپریالیسم سخن می گفت، حال سالیان سال است به صورت علنی دست به دست سران امپریالیسم و استکبار داده تا نظام مردمی ایران را به خیال خام خود فرو بپاشاند و دیگر هیچ جوابی برای انتقادات فراوان هوادارها و اعضای گرفتار خود ندارد و تنها جواب سازمان فقط و فقط سرکوب و فریب آنها با ترفندها و شیوه های مدرن بوده که با برپایی جشن های مصنوعی و اجاره افراد تهیدست و کارتن خواب در تجمعات، همه نگاه ها را به تعداد شرکت کنندگان معطوف داشته و در نهایت سعی می کنند با برنامه های سمعی بصری ضد ایران و اعزام خرابکار به داخل ایران برای انجام عملیات تروریستی و … به فعالیت های خود ادامه داده و همچنین با دادن اطلاعات در مورد فعالیت های هسته ای ایران به آمریکا، سازمان را در گرفتن دلارهای بی زبان و دیگر امکانات بیمه کند.
در یک بررسی و نگاه ساده میتوان متوجه شد که سازمان تروریستی فرقه نمای رجوی به زایش و فرسایش رسیده و خود سازمان نیز بر این مهم آگاه بوده. ولی مریم قجرعضدانلو با نام مستعار مریم رجوی که مدتی است مبتلا به بیماری مهلک سرطان شده برای آنکه بتواند به حیات شخصی عیاش گرانه و ذات طمعکار پلید آدم کشی اش ادامه بدهد مجبور است با پوشش یک سازمان آلترناتیو، ژست های پوشالی گرفته و نقشی را بازی کند که ایادی استکبار از او میخواهند و این نقش پوشالی همان استفاده ابزاری و نیرویی از سازمان جهت اهرم فشار بر امنیت مرزها و داخلی کشور ایران بوده، اما همگان و اندک مقامات آمریکا به خوبی مانند دیگر کارشناسان سیاسی نظامی آمریکا که آگاه شده اند باید متوجه شوند که سازمانی که در خود درگیر است و با کنترل و حفظ نیرو ، در نهایت جدایی روزافزون نیرو مواجه است هرگز بازدهی نداشته و ندارد.
بیژن

 

کنفرانس اشرف 3 همانقدر رسوا بود که کارناوال بازی های ویلپنت

توسط انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی آخرین بروزرسانی 26 تیر 1398

سخن روز (سرمقاله) ی وبسایت اصلی رجوی عنوان ” اهمیت و پیام کنفرانس بین‌المللی اشرف۳” داشته و درقسمت هایی ازان خوانده میشود:
ایران و وضعیت به‌شدت بحرانی رژیم حاکم بر ایران به‌خصوص طی یکی دو سال گذشته در صدر خبرهای دنیا قرار داشته و دارد. و این ناشی از این است که کمتر ناظر سیاسی و تحلیلگری است که بتواند تردید کند رژیم حاکم بر ایران در‌ آستانهٔ تغییر و سرنگونی قرار ندارد. اگر اختلافی باشد بر سر چگونگی یا دیر و زود بودن آن است “.
بیشتر مشکلات ایران درچهارچوب مشکلاتی است که جهانی که هنوز بقدر کافی از سلطه ی تک قطبی گری رها نشده دارد و البته ترورهای اقتصادی آمریکا هم مزید برعلت شده و موضوع بدین غایت رسیده است!
درکنار این مشکل دوم ایران، پارامتر بازدارنده ای بنام توان بلقوه وبالفعل ایران هم نقش بازدارندگی دارد ودرتحلیل نهائی ، مشکلات ایران غیرقابل حل تر ازمشکلات کشورهای پیرامونی نیست و ازاین رو، من حیث المجموع ، اگر آنها درحال سرنگونی هستند، ایران نیز هست وآیا شما این منطق را میپذیرید وقبول دارید که نظامات سراسر کشورهای پیرامونی درحال سرنگونی هستند؟!
من به شخصه وبه عنوان یک ترک زبان، رسانه های کشورهای ترک همسایه را هم رصد میکنم و درعمل میبینم که مثلا کشاورزان آن کشورها هم در موارد زیادی قادر به فروش محصولات خود نیسته وورشکستگی وفقر را تجربه میکنند و حال و روزی بهتر ازکشاورزان ما ندارند!
مجددا :
هیچ مسأله‌یی به‌خصوص در خاورمیانه حل نخواهد شد، مگر آن که مسألهٔ ایران و مسألهٔ رژیم ایران حل شود. از موضوع بنیادگرایی تا جنگ سوریه تا وضعیت عراق، لبنان، یمن، افغانستان و غیره “.
برهم زننده ی ثبات خاورمیانه ، سیستم سلطه گر آمریکائی است در درجه ی اول و گماشتگان محلی اش همکار او!
ایران نه همکار آمریکاست، نه سودی در نا امن کردن منطقه دارد ونه کشوری است که به عراق، افغانستان ، یمن و … حمله کرده وتمام این دروغگویی های شما خوش خدمتی به اربابی است که از سر ضعف وبدبختی تان ،عنایت کافی بشما نشان نمیدهد!
راست آنست که خروج امریکا ازمنطقه وبدست گرفتن امنیت اینجا توسط کشورهای منطقه ، تنها وتنها چاره ی خاورمیانه است!
ایران بنوبه ی خود بارها باین موضوع اشارات کافی داشته وآمادگی خود را برای همکاری با کشورهای منطقه درجهت حفظ امنیت خلیج فارس و … اعلام کرده است.
سپس :
رودی جولیانی گفت:‌ اشتیاق و تمایل مردم ایران به سرنگونی این رژیم است… رژیم ایران اکنون در موضع دفاعی قرار گرفته است “.
مردم ایران به چه واسطه ای ، حرف دل خود را به این شهردار اسبق ، رشوه خوار وفاسد نیویورک رسانده اند؟!
بله !
رژیم ایران سخت تحت فشار اقتصادی و تهدیدات نظامی قرار گرفته وازآنجا که مایل به جنگ وخرابتر شدن اوضاع وویرانی کشور ومنطقه نیست ، درموضع دفاعی قرار دارد واین امر گناهی برعلیه او شمرده نمیشود!
همچنین :
شرکت‌کنندگان در این کنفرانس دیدگاه بسیار روشنی راجع به جامعه ایران و مقاومت ایران و مردم ایران داشتند، آنها عموماً‌ با درکی متدیک درباره یک آلترناتیو صحبت کرده و آلترناتیو شورا را با چنین روشی مورد ارزیابی قرار دادند: پایه اجتماعی، استراتژی مشخص و روشن و برنامهٔ سیاسی شفاف ، قدرت عملی کردن برای ساقط کردن رژیم، استراتژی و برنامهٔ خود، تشکیلات و رهبری، سابقه و ریشه‌داری و استحکام و انسجام درونی، اعتبار بین‌المللی “.
آنها مانند شما از درک مقوله های سختی مانند ” متولوژی و روش شناسی ” عاجزند و میزان تدقیق مسائل آنها در سطح عوام است وبنابراین :
1- هیچ سند ومدرکی درباره ی پایه ی اجتماعی مجاهدین که بدرد کار بخورد ، وجود ندارد واگر حرفی زده اند متاثر از متودلوژیک غلط شان بوده است!
2- طرز تفکر غلط وضد بشری دارند و سرنوشت وعاقبت استراتژیک شان که ازاین طرز تفکر نشات میگیرد، روشن است!
3- دراداره ی سه هزار همکار خود که به اسیرشان تبدیل کرده اند ، فرومانده اند چه برسد به داشتن قدرتی که بتواند رژیمی را سرنگون کند!
4- تشکیلات آنها بر روی هوی وهوس فردی میچرخد و میدانیم که تشکیلات گریزان از خرد جمعی ، اساسا ضعیف است وبا اتفاقات چندی مانند حبابی فرو میریزد!
5- سابقه ی مثبت مجاهدین به چند سال مطالعه ی گروهی ونشر چند جزوه ی آگاهی دهنده- درصورتیکه جزوه ها وکتاب های وزین تری وجود داشت- ومخالفت با شاه و امپریالیزم محدود میشود و هنرشان – که البته قابل احترام است- درحد هنرنمایی های چند محفل دانشجویی- دانش اموزی بوده که ارزش داشت ولی نمیتوان آنرا شق القمر نامید!
6- انسجام ظاهری مجاهدین سابق، یک انسجام قبرستانی است و در نکات عطف تاریخی، بدرد هیچکس نمیخورد!
7- اعتبار بین المللی اینها در نزد اسرائیل ، عربستان و جناح خونریز وجنگ طلب آمریکاست که آنها هم بطوری که دیدیم ودیدید ، مسئله را جدی نگرفته و بر روی آلترناتیوهای دیگر ، حساسیت بیشتری نشان داده و وقت زیادتری میگذارند!
به هر ترتیب!
باند رجوی همانگونه که ازکارناوال های ویلپنت طرفی نبست، دراین یکی هم نخواهد بست و روزها وماه های اخیر، درستی این موضوع را با شفافیت زیاد نشان خواهد داد!
صابر