جدایی عبدالرضا زاهدی توچایی از فرقه بدنام رجوی مبارک
انجمن نجات مرکز گیلان دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵
خانم اشرف السادات تندکار در دیدار با مسول انجمن نجات گیلان خبر جدایی فرزندش عبدالرضا را با خشنودی و
شادمانی زایدالوصفی اعلام کرد و از زحمات چندین ساله مسول انجمن در خصوص کمک به خانواده های چشم انتظار در راستای رهایی اسرای تشکیلات سیاه رجوی تقدیر و تشکرنمودند.
مادر خوش اقبال عبدالرضا در حالیکه اشک شوق می ریخت افزود: " ایکاش بابای عبدالرضا نیز در قید حیات می بود و تصویر جگرگوشه ام را درصفحه جادویی کامپیوتر می دید و مثل من خوشحال و شادمان اشک شوق می ریخت ."
آقای پوراحمد ضمن استقبال ازمادر دردمند دردفتر انجمن ؛ رهایی عبدالرضا ازچنگال رجوی و بازگشتش به دنیای آزاد را به ایشان و سایر اعضای خانواده زاهدی و تندکار تبریک و شادباش گفتند و برای رهایی سایر اسرای دربند رجوی درآلبانی دعا کردند.
خانم تندکار در پایان ملاقات بسیار صمیمی با مسول انجمن ضمن گرفتن عکس یادگاری گفتند: " شما هم مثل اولادم برایم عزیزهستید وخوب میدانید که همیشه برای شما احترام خاصی قائل بودم وحالا هم درادامه فعالیت انساندوستانه تان ازشما میخواهم که کار را به سرانجام برسانید وفرزندم را به وطن و آغوش خانواده و نزد خودم بیاورید . اول خدا بعد هم شما و مسولین امر که اجازه بدهید در واپسین لحظات عمرم عبدالرضا را در آغوش بگیرم و الباقی عمرم را در منتهای آرامش درکنارش زندگی کنم ."
مسول انجمن نیز با بیان انتخاب آزاد در راههای پیش رو برای عضوجداشده و مخیر بودنش درانتخاب گزینه های مختلف برای ادامه زندگی ؛ برای تحقق شرایط ضروری قول مساعد دادند وبرای عبدالرضا زاهدی موفقیت روزافزون آرزو کردند.
همین قدر بگم که زیباترین لحظات زندگی ام را که می توانست در مسیر بالندگی علمی من قرار داشته باشد و از جوانی ام لذت ببرم ، تحت تأثیر القائات فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه نشینی بر خلاف خواست مردم کشورم قدم برداشتم. اما خدا رو شکر که توانستم زود به ماهیت پلید سرکردگان سازمان پی ببرم و با سماجت و تحمل سختی های فراوان از تار عنکبوتی مجاهدین خلاصی یابم . و زندگی راحتی را کنار خانواده ام داشته باشم و به تمام دروغ هایی که گروهک تا کنون از میهنم به خوردمان داده بود پی بردم و آرامش را در کنار هم میهنانم احساس می کنم و تلاش خواهم کرد هر موقع که بتوانم در مورد ماهیت ضدخلقی فرقه رجوی مطالب مستندی را از مشاهدات عینی خودم برای کسانی که هنوز به خیانت های رهبری سازمان پی نبرده اند در این وبلاگ منتشر کنم .